روابط انسان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢ - ١ - جوابگوئى طبيعت از حوائج ضرورى

هواى و هوس و تن‌پرورى افراد اين نوع منتهى ميشود سراغ نمود.

و بعيد نيست آخر آيه مباركه فوق بيان‌كننده همين مشكله باشد زيرا پس از بيان اينكه خداوند همه چيز مورد احتياج انسان را باو عطا فرموده است ميفرمايد انسان بسيار ظالم و ناسپاس است ازين جمله بروشنى استفاده ميشود كه منشاء بدبختى‌هاى نوع انسان نه در برنامه آفرينش و نه در خزانه طبيعت است بلكه در عملكرد خود افراد انسان است و اين ستمگرى و ناسپاسى اوست كه آرامش و اعتدال زندگانى او را برهم ميزند.

اگر علم و تربيت- تصفيه باطن كه جز دين ضامن اجرائى ندارد- بسراغ انسان بيايند مسلما ستمكارى و ناسپاسى او نابود و يا ضعيف خواهد شد وانگهى به استثمار كامل طبيعت و استفاده معقول آن موفق خواهد گرديد.[١] بلى استفاده انسان محدود بكره زمين نيست‌


[١] - اگر امروز علم بشر بمنافع اقتصادى توسعه نسبى يافته در مقابل، فساد اخلاقى او نيز بيشتر شده و لذا جلو استفاده معقول از طبيعت را گرفته است امروز در هر ثانيه يك مليون دلار بمصرف اسلحه ميرسد، بودجه نظامى اسرائيل دو- مليونى آنقدر زياد است كه فقر را از هندوستان پنجصد مليونى ريشه‌كن مى‌سازد و صدها نمونه ديگر.