سر دلبرى، پژوهشى پيرامون راه كارهاى كسب محبوبيت - سبحانىنيا، محمد تقي - الصفحة ٨١ - ٥ خيرخواهى
نمىتوان دوست خود را در اشتباهاتش باقى گذاشت. بىشك، راز ارسال پيامبران و كتب آسمانى از سوى خداوند، در محبّت او به بندگانش نهفته است. همچنين سرّ نصايح و تذكّرات فراوان والدين به فرزندان خود، در عشق به فرزندانشان بوده است؛ چه، اگر محبت و رحمت خدا به بندگانش وجود نداشت، هرگز براى سعادت آنها صد و بيست چهار هزار پيامبر نمىفرستاد و كتب آسمانى را چراغ راه هدايتشان قرار نمىداد و آنان را با تهديد و بشارت به سوى رفتارهاى نيك و پسنديده فرا نمىخواند. و اگر عشق والدين به فرزندانشان وجود نداشت، هرگز براى سعادت آنان سكوت را نمىشكستند و با جان و دل، آنان را پند نمىدادند.
بنا بر اين، هرگز نمىتوان ادّعاى دوستىِ فردى را بر زبان جارى كرد، امّا در برابر خطاهاى او بىتفاوت بود. همچنين هرگز نمىتوان بىتفاوتىِ كسى را نسبت به خطاها و آسيبهايى كه متوجّه ماست- موجّه دانست و او را دوست خود به شمار آورد؛ زيرا دوست در برابر دوست خود احساس مسئوليت مىكند و خطاى او را خطاى خود و زيان او را زيان خود مىداند. در آموزههاى اسلامى، خيرخواهى و بىتفاوت نبودن در برابر برادر دينى، ملازم يكديگر دانسته شده است و دوستى كه به هنگام خطا و لغزش، زبان به تحسين و تمجيد مىگشايد، در دوستى، خيانتكار به شمار آمده است. پيامبر خدا (ص) خيرخواهىِ مؤمنان نسبت به يكديگر را لازم مىداند و مىفرمايد:
لِيَنصَحِ الرَّجُلُ مِنكُم أَخاهُ كَنَصيحَتِهِ لِنَفسِهِ.[١]
هر يك از شما بايد براى برادر ايمانى خود خيرخواه باشد، آن گونه كه خير خود را خواستار است.
[١]. الكافى: ج ٢ ص ٢٠٨ ح ٥ ..