علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤١ - بررسی و ارزيابی وجوه جمع بين روايات «اهل الذكر»

 

ارزیابی وجوه جمع روایات با سیاق آیات

برای ارزیابی واقع بینانه در باره وجوه جمع ابتدا باید به این نکات توجه کرد:

١) حجم روایات و نیز قوت سند آنها به گونه‌ای است که هرگز نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. همان گونه که گفتیم، حجم روایات انبوه و در حد تواتر و برخی از آنها با اسناد صحیح نقل شده‌اند؛ از جمله روایات کلینی که از امام سجاد _ علیه السلام _ ، صادقین
_ علیهما السلام _ و امام رضا _ علیه السلام _ نه حدیث را ذکر کرده‌اند[١] که از نظر علامه مجلسی پنج حدیث آن با سند صحیح و یک حدیث به صورت حسن موثق است.[٢] مضامین این احادیث به طور یکسان دلالت دارد که «اهل الذکر» تنها اهل بیت‌اند؛ مانند حدیث صحیح السند مرحوم صفار که با سند خود از هشام بن سالم چنین نقل می‌کند. وی از امام صادق _ علیه السلام _ در باره آیه «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ ...» می‌پرسد:

مَن هم؟ قال: نحن، قُلتُ: علينا أن نَسألُكم؟ قال: نعم، قُلتُ: عليكم أن تُجيبونا؟ قال: ذاك إلينا؛[٣]

هشام بن سالم از امام صادق _ علیه السلام _ در باره آیه «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ ...» می‌پرسد: آنان چه کسانی هستند؟ حضرت می‌فرماید: ماییم، می‌پرسد: آیا بر ما لازم است از شما بپرسیم؟ حضرت می‌فرماید: آری، می‌پرسد آیا لازم است شما پاسخ دهید؟ می‌فرماید: این بر عهده ماست.

و باز حدیثی که ورد (برادرکمیت، شاعر مشهور) از امام باقر _ علیه السلام _ در باره اهل الذکر می‌پرسد و ایشان در پاسخ می‌فرماید که اهل الذکر ماییم.[٤]

این مضمون در احادیث فراوانی نقل شده است.[٥] بنا بر این، موضع برخی از مفسران شیعی، مانند شیخ طوسی و طبرسی و دیگران _ که در تفاسیرشان تنها به ذکر اندکی از این روایات، آن هم در جنب اقوال و آرای دیگران بسنده کرده و تأمل در مفاد آنها را فروگذاشته‌اند _ ناتمام است.

٢)     سبک و سیاق برخی از احادیث به طور صریح و یا کنایه دلالت بر اختصاص معنای اهل الذکر به اهل بیت _ علیهم السلام _ دارد و حضور دیگران را در این عرصه به کلی مردود


[١]. همان، ص٢٨٥.

[٢]. سیاق در باره پرسش مشركان از اهل كتاب و مورد سؤال (بنا به نظر علامه) در باره نظام تبلیغی انبیاست كه به صورت طبیعی منطبق بر اختیار آدمیان بوده است (بدون آن كه اراده تكوینی حق تعالی دخالت كند و سنت اختیار را براندازد و همه را یك‌جا به ایمان درآورد. بنا بر این، بر مشركان بود تا از یهودیان بپرسند آیا انبیای گذشته با سیطره تكوینی خداوند بر اراده‌ها، مردم را به هدایت می‌آورند یا نه). چون این معنا را از خصوصیاتش تجرید كنیم، آن را بر حسب مفهوم عام و منطبق بر قاعده ارتكازی عقلا در «رجوع نادان به دانا» می‌یابیم؛ اما چون به مفاد روایات نظر افكنیم، ناگزیریم این مفهوم را تنها در مصداقی خاص به كاربریم و به حسب مصداق تنها «اهل بیت» را «اهل الذكر» و مرجع رجوع نادان (به معارف حقیقی و احكام دینی ) بدانیم. در واقع، علامه تا مرحله تجرید و كشف حكم ارشادی عام از این آیه، همسان با دیدگاه برخی از اهل تسنن مشی كرده‌اند، اما اهل تسنن این حكم را در دو مقام مفهوم و مصداق عام می‌دانند؛ لیكن علامه ناگزیر بنا به مبانی كلامی شیعی (كه قول اهل بیت را همانند قول رسول خدا حجت می‌دانند) مصداق را خاص و آن را تنها بر اهل بیت تطبیق كرده‌اند.

[٣]. به نظر می‌رسد از همین جا می‌توان نقطه فارق بین دو رویكرد حدیث محوری اخباریون و تفسیر محوری مجتهدان را مشاهده كرد. از نظر اخباریون چون ظاهر قرآن حجت نیست و استنباط احكام نظری (تفسیر اصطلاحی) از قرآن نارواست، پس تنها باید به قول اهل بیت _ علیهم السلام _ اكتفا كرد و قول آنان همواره بر ظاهر قرآن كه _ گفته می‌شود _ از متشابهات است (سید صدر به نقل از فرائد الاصول، ص٣٨) مقدم خواهد بود (الفوائد المدنیه، ص١٢٨؛ وسائل الشیعه، ج٢٧، ص١٧٦؛ مرآة العقول، ج١٢، ص٥٢١)، در این جا نیز مفاد روایات بر ظاهر آیه مقدم شده، معنای «اهل الذكر» در سطح تنزیل و تأویل آیه تنها «اهل بیت» خواهند بود و فقط آنان‌اند كه مرجعیت رسمی مورد تأیید قرآن هستند. اخباری هرگز به خود اجازه نمی‌دهد در برابر این روایات، به ظاهر آیه تمسك جوید و آن را در باره اهل كتاب بداند و آن گاه در پی وجه جمع بین مفاد روایات با ظاهر آیه برآید. به نظر می‌رسد منشأ اصلی دغدغه اخباریون همین امر بوده كه لااقل در قلمرو آیاتی كه در باره اهل بیت _ علیهم السلام _ است باید ظاهر قرآن را فرو گذاشت ولی این دغدغه به تدریج باعث شد تا این امر را به سایر حیطه‌ها نیز توسعه دهند و به كلی حجیت همه ظواهر قرآن را منكر شوند. در جانب دیگر اصولیون و مفسران اجتهادی قرار دارند كه آنان ظواهر قرآن را حجت می‌دانند و تفسیر قرآن را روا می‌شمارند (جامع البیان عن آی القرآن، ج١٠، ص٣٩؛ التبیان فی تفسیرالقرآن، ج١، ص١٧؛ الجامع لأحكام القرآن، ج١٠، ص٣٤ و...). بر این اساس آنان روایات را در جنب ادله دیگر درون متنی و برون متنی به عنوان قرینه برون متنی (قرینه منفصله) به كار می‌گیرند و می‌كوشند ظاهر آیات را با مفاد روایات در صورت امكان جمع كنند.

[٤]. الکافی، ج١، ص٢١٠ - ٢١٢.

[٥]. مرآة العقول، ج٢، ص٤٢٧ - ٤٣١.