علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٤ - گزارشی از تحلیل مضامین ادعیه ماه رجب براساس مصباح المتهجد شیخ طوسی
حاجتها به خدا برمیگردد؛ خداییکه بخششهای او بیمنّت، گنجینههای رحمتش فناناپذیر و همۀ موجودات نیازمند بخششهای اویند. از این رو، در دعا علاوه بر حمد و ستایش، تمجید و راز و نیاز، دعاکننده نیازهای خود را از بینیاز مطلق طلب میکند و خود را با منبع بینهایت رحمت و عطوفت اتصال میدهد و سر بر آستان نیاز میساید و همانطور که خداوند متعال میفرمایند:
وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَكُمْ...؛[١]
فرمود پروردگارتان: بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را...
از این رو، حاجتهای خود را عرضه میدارد و امید استجابت دارد.
در میان این درخواستها و حوایج، برخی فردی و بخشی گروهی است. ادعیه ماه رجب از این جهت ارزیابی میگردد تا مشخص شود نیازها و درخواستهای مطرح شده در ادعیه بیشتر در کدام حیطه است و فراوانی آن چگونه هست؟ لازم به ذکر است که در دستهبندی درخواستها به فردی و گروهی از ضمایر جهت تشخیص بهره گرفته شد.
دعا برقراری ارتباطی معنوی با خالق است. در این توجه و ارتباط با مبدأ، برادران دینی را با تمسک به آیات قرآن و روایات میتوان همراه ساخت.[٢] در تفسیر آیه ٢٦ سوره شوری،[٣] جابر از امام باقر٧ روایت کرده که فرمود:
منظور آیه، مؤمنی است كه برای برادرش در غیاب او دعا میكند. در اینجا فرشته الهی به او خطاب میكند: به خاطر محبتت نسبت به او، همانند آنچه برایش خواستی به تو هم عطا گردیده است.[٤]
همچنین در روایتها آمده است که دعا برای برادران دینی زودتر مستجاب میشود[٥]
و روزی را فراوان میکند.[٦] از این رو، در بررسی ادعیه ماه رجب مشاهده میشود که علاوه
بر دعا برای خود، دیگران نیز مشمول دعای خیر قرار گرفتهاند که نتایج حاصل بدین
[١]. حدیثمرفوعهزرارهدرواقعازکتابعوالیاللئالینقلشدهاستوهمچنانکهمشخصاستاینحدیثمرفوعهاست (یعنیسلسلهسندتامعصوم٧ کاملنیست،یعنیعلامهحلیمستقیماززرارهنقلکرده،بدوننامبردنازوسائطبینخودوزراره) ولکنمعمولاصحابامامیهآنراپذیرفتهاند،بهرحالمتنحدیثچنیناست:« سألتالباقر٧ فقلت: جعلتفداکیأتیعنكمالخبرانأوالحدیثانالمتعارضانفبأیهماآخذ؟فقال: یازرارةخذبمااشتهربینأصحابکودعالشاذالنادر،فقلت: یاسیدیانهمامعامشهورانمرویانمأثورانعنكم؟فقال٧: خذبقولأعدلهماعندکوأوثقهمافینفسک،فقلت: أنهمامعاعدلانمرضیانموثقان؟فقال: انظرألیماوافقمنهمامذهبالعامةفاتركهوخذبماخالفهم،فانالحقفیماخالفهم،فقلت: ربماكانامعاموافقینلهمأومخالفینفكیفأصنع؟فقال: اذنفخذبمافیهالحائطةلدینکواترکماخالفالاحتیاط،فقلت: أنهمامعاموافقینللاحتیاطأومخالفینلهفكیفأصنع؟فقال٧: اذنفتخیرأحدهمافتأخذبهوتدعالاخر. » ابنابیجمهور،عوالی اللئالی،ج٤،ص١٣٣.
[٢]. مانندروایتاحتجاجطبرسیکهچنیناست: «...خذبمافیهخلافالعامه. » الاحتجاج،ج٢،ص١٠٩.
[٣]. وسائل الشیعه،ج١٨،ص٧٥،حدیثاول. دراینحدیثعمربنحنظلهتوثیقنشدهولکنفقهااینحدیثرابهدلایلیپذیرفتهاند. ازاینرو،بهمقبولهعمربنحنظلهمعروفشدهاست.
[٤]. همان،ص٨٣،حدیث ٢٤ کهمتنکاملچنیناست: «قالأبوعبدالله٧: أتدریلمامرتمبالأخذبخلافماتقولالعامة؟فقلت: لاأدری. فقال: إنعلیاً٧ لمیكنیدیناللهبدینإلاخالفعلیهالامةإلیغیرهإرادةلابطالأمره،وكانوایسألونأمیرالمؤمنین٧ عنالشئالذیلایعلمونه،فإذاأفتاهمجعلوالهضداًمنعندهملیلتبسواعلیالناس».
[٥]. همان،ص٨٥،حدیث٣٣.
[٦]. الاستبصار،ج٣،ص٣١٨،حدیث١١٣٠؛تهذیب الاحکام،ج٨،ص٩٨،حدیث٣٣٠.