تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ٣٨ - بزرگان مدفون در تکیه
فارغ شد در راه بازگشت به مغازه ی قصّابی رفت تا برای غذای شب گوشت بخرد به جهت لباس بسیار کهنه و ژنده پوشی که داشت قصاب گمان کرد که وی یهودی است از این رو او را با مشت و لگد از مغازه خود بیرون انداخت و چنان سیلی محکمی بر صورت او نواخت که اثرش بر صورتش آشکار بود وقتی به مدرسه وارد شد طلّاب دور او را گرفتند که در محضر حاکم چه گذشت و اثر سیلی خوردگی چیست؟ ملاّ حسن با کمال متانت ماجرا را شرح داد و گفت که از قصاب ممنونم که غرور تملّق گویی حاکم را از مغزم بیرون کرد و همان گونه که رفته بودم بازگشتم.[١]
٨ - ابراهیم راه نجات: متوفّی ١٣٢٦ ش. ادیب و روزنامه نگار آزادیخواه عصر مشروطیت که روزنامه ی «راه نجات» را منتشر می کرد. وی خواهرزاده ی ملک المتکلّمین از رهبران معروف مشروطیت بود و با وی همراهی و همفکری داشت.[٢]
٩ - جواد مجدزاده: فرزند شیخ احمد مجدالاسلام کرمانی، متوفّی ١٣٦٤ ق. متخلّص به «صهبا» ادیب و شاعر، رئیس اداره ی باستان شناسی. وی از جمله مردان نیکوکاری است که در تجدید بنای بابا رکن الدین نیز همّت نمود و هنگام مرگ وصیت نمود وی را در اتاق ورودی بقعه ی بابا رکن الدین دفن نمایند. وی مدّت دو سال روزنامه ی «سرنوشت» را منتشر می کرد و صاحب دیوان اشعار می باشد. از اشعار اوست:
گرچه دل را در غمش جز ناله ی شبگیر نیست
ناله ی شبگیر ما را در دلش تأثیر نیست
دل چه می خواهد ز جانِ من که در دام بلا
خود گرفتار آمد و خود کرده را تدبیر نیست[٣]
[١] ٣٢. همایی: همان مأخذ، صص ٥٩ - ٤٨ .
[٢] ٣٣. صدر هاشمی، محمّد: تاریخ جراید و مجلات ایران، ج ٢، ص ٣١٧؛ و نصرالهی، غلامرضا، جزوه تخت فولاد سرزمین جاویدان، مشاهیر تکیه بابا رکن الدین.
[٣] ٣٤. مهدوی: دانشمندان و بزرگان اصفهان، ص ٢٤٤.