تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ٣٠٢ - برخی از علمای مدفون در این تکیه
در حالی که دودی غلیظ تمام حجره را گرفته بود و در آن عالم حیرت بادمجان ها هم سوخته و ذغال شده بود آخوند بدون اینکه چیزی به روی خود بیاورد فرمود: آقا رحیم بادمجان ها سوخت؟ طوری نیست امشب هم (حاضری) خودمان را می خوریم.[١]
وی به دلیل صفای باطن و طهارت روح که از طریق عبادت، تقوا و اخلاص به دست آورده بود حالاتی را از خویشتن بروز می داد که برخی این خلق و خوی را حمل بر تندخویی او می نمودند. حال آنکه او باطن آدمیان را مشاهده می کرد و با دیدن بدن برزخی افراد و اوضاعی که بر اثر گناه و خطا به وجود آورده بودند عصبانی می شد.[٢]
گویند آخوند افراد را به صورت های برزخی شان مشاهده می کرد و از این رو به هنگام عبور از بازار عبای خود را بر سر می انداخت و از میان آدم نمایانی که در اثر وجود صفات رذیله، صورت آدمی آنان مسخ شده بود به سرعت عبور می کرد.
شاگردانش چنان مجذوب نفس قدسی او بودند که گاه بر بام مدرسه می رفتند و به دربی که استادشان از آن داخل می شد می نگریستند. میرزای ارسطو [یکی از شاگردانش] تا آخوند نمی آمد به همان حال روی بام باقی می ماند، وی پس از ارتحال مرحوم کاشی به عزم شیراز، اصفهان را ترک نمود ولی این مفارقت را تحمل نکرد و در مسیر راه درگذشت.[٣]
برای این حکیم ربانی بیش از صد شاگرد ذکر کرده اند که همگی از علمای بزرگ روزگاه خویش بودند.[٤] سخنان وی در شاگردانش چنان مؤثر بود که اکثر آنان را از تعلقات دنیوی دور و متوجّه آخرت می نمود. چنانکه اکثر آنان را متمایل به شب زنده داری و تهجّد می نمود.[٥] نقل است یکی از ارادتمندانش از آن مرحوم تقاضای پند و نصیحتی نمود. مرحوم آخوند کاشی فرمود: «اخلاق خود را تهذیب کن و خود را از اخلاق رذیله پاک و متخلّق به اخلاق حمیده نما، ولی بدان که به سعی و کوشش خود و تحصیلات صوری و مطالعه کتب اخلاقی این امر حاصل نمی شود، بلکه باید با استمداد از حضرت باریتعالی در صدد جستجوی طبیب روحانی و عالم ربّانی بوده باشی، تا تو را
[١] ٤٨٣. کتابی، محمّدباقر: رجال اصفهان، صص ٤٠٦ - ٣٩٩ .
[٢] ٤٨٤. در این مورد حکایات فراوانی از وی نقل شده است.
[٣] ٤٨٥. گلی زواره ای: ناصح صالح، ص ٧٨ .
[٤] ٤٨٦. صدوقی سها، منوچهر: تاریخ حکما و عرفای متأخر، صص ٤٢٤ - ٤١٤ .
[٥] ٤٨٧. نجفی قوچانی: سیاحت شرق، ص ١٦١ و ١٨٨ .