تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ١٨١ - بزرگان مدفون در این تکیه
خواندن متوجه باشند، با که سخن می گویند و چه می گویند؛ در این صورت کسی که نماز می خواند حضور قلب پیدا خواهد کرد.[١]
وی در زمان مشروطیت در یکی از زندان های روسیه در ایران زندانی شد و در آن جا به قتل محکوم شد. خودش می گفت که در زندان یقین پیدا کردم که کشته خواهم شد. به همین دلیل نذر کردم که اگر خداوند مرا از زندان نجات داد و آزاد شدم، در مراسم امام حسین علیه السلام منبر روم و مردم را موعظه و ارشاد و مصائب آل اللّه علیهم السلام را بیان کنم.[٢] کمی بعد با این توسل بود که به طور معجزه آسایی از مرگ رهایی می یابد و به واسطه این توجهات نذر می کند که تا آخر عمر خویش، منبر و روضه خوانی را ترک نکند. درباره صلوات بر اهل بیت علیهم السلام نیز معتقد بودند که صلوات و سلام و تحیّات بر آن بزرگواران موجب رفعت و مزید مقام آنها نیست. زیرا که آنان در مقام قاب قوسین و نورالانوارند ولی صلوات بر آنها تعظیم و تجلیل
آنهاست و نتیجه رفعت مقام و زیادت عائد شود از طرف خدا به شیعیان و تابعان و رعایای آنها.[٣]
همه ساله در ماه رمضان در مدرسه ی صدر جلسه ی تفسیر قرآن برگزار می نمود. و نکته ی مهمّ درس های ایشان آن بود که اجتهادی درس می داد و بسیاری از علما از محضر او کسب علم می نمودند. وی معتقد بود مجتهد نباید ناقل صرف باشد بلکه باید استدلالی درس بدهد.
از آثارش حاشیه بر حاشیه آقا ضیاءالدین عراقی بر کفایه را می توان نام برد. از شاگردان ایشان می توان به: حاج میرزا علی آقا شیرازی، میر سیّد علی علاّمه فانی، بانو امین و شهید سیّد ابوالحسن شمس آبادی اشاره نمود.[٤]
عالم عالیقدر آیت اللّه عالم نجف آبادی(مدفون در تکیه کازرونی) این حکایت در مورد آیت اللّه آقا سید علی نجف آبادی را نقل فرمده اند که در یکی از ایام در مدرسه جدّه کوچک اصفهان بودم، با خودم گفتم: خدایا اولیای تو از دست تو جام می نوشند ما از دست تو جرعه ای ننوشیدیم، پس لااقل از دست یکی از اولیای خودت جرعه ای به ما بنوشان. پس از چند وقت آیت اللّه حاج آقا سید علی
[١] ٢٧٢. نورمحمدی: شرح حال مجتهد نجف آبادی، ص ٤١.
[٢] ٢٧٣. همان منبع، ص ٥٧ .
[٣] ٢٧٤. همان منبع، ص ٩٣ و ٩٣.
[٤] ٢٧٥. نورمحمّدی، محمدجواد: حکایت پارسایی، صص ١٢٨ - ١٢٠ .