تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ٢٩٨ - الف) تاریخچه ی گلستان شهدای اصفهان
٤ - جلال الدین همایی: او فرزند میرزا ابوالقاسم محمّد نصیر، متوفّی ١٤٠٠ ق. متخلّص به «طرب» (از شعرای بزرگ روزگار خویش بود). دانشمند برجسته و ادیب شاعر. وی نزد پدر و استادان بزرگ حوزه ی اصفهان همچون سیّد محمّدباقر درچه ای، ملّا عبدالکریم گزی، حاج آقا رحیم ارباب و علمای دیگر کسب علم نمود. ایشان اجازه ی روایتی از آیت اللّه آقا شیخ مرتضی آشتیانی، شیخ محمّدحسین فشارکی و اجازه ی اجتهادی از آخوند فشارکی و آقا سیّد محمّد نجف آبادی و مرحوم سیّدالعراقین داشت.[١] در دبیرستان ها و دانشگاه به تدریس پرداخت و در سراسر زندگی جز به تدریس و تألیف نپرداخت. پست و مناصبی که از سوی دستگاه حاکمه پیشنهاد می شد با صراحت کامل رد می کرد. این صراحت لهجه در دوری از دستگاه حکومتی پهلوی را از محضر اساتیدی چون آیت اللّه العظمی درچه ای و حاج میرزا علی آقا شیرازی کسب نموده بود. زمانی از وی خواستند ریاست دانشگاه تبریز یا شیراز را بپذیرد ضمن رد این پیشنهاد شعر طنزآمیز و گزنده ای نوشت و در آن ضمن انتقاد از دستگاه حاکمه، سیاست حاکم بر دانشگاهها را به باد تمسخر گرفت.[٢] وی کتاب های بسیاری به رشته ی تحریر آورد که از آن جمله می توان به الف) تاریخ ادبیات فارسی در پنج مجلّد ب) تاریخ اصفهان در ده مجلّد که دو جلد آن به چاپ رسیده است ج) دو رساله در فلسفه ی اسلامی د) غزالی نامه ه ) دیوان اشعار، و) مولوی نامه ز) فنون بلاغت ح) صناعات ادبی اشاره نمود. از اشعار او که در روزهای آخر حیاتش می سرود:
پایان شب سخن سرایی
می گفت ز سوز دل «همایی»
فریاد کزین رباط کهگِل
جان می کَنم و نمی کَنم دل....
[١] ٤٧٧. همایی: تاریخ اصفهان(مجلد هنر و هنرمندان)، مقدمه کتاب، صفحه سی و یک.
[٢] ٤٧٨. گلی زواره ای: ناصح صالح، ص ٢٦٨ .