تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ٢٤٦ - موقعیّت جغرافیایی تکیه
سخن را از عده ای دیگر شنیدم و ناچار به منزل خود بازگشتم. در آن حال به خواب رفتم و در خواب حضرت صدیقه کبری علیها السلام را دیدم که به لحنی توأم باگلایه و ملامت به من خطاب فرمودند که چرا امشب در خانه آن سیّد ذکر مصیبت نکردی؟ گفتم: بی بی جان! مستمعی نبود. فرمودند: من که بودم؟ من خجلت زده از خواب پریدم. ولی خوشحال بودم که آن جلسه بی ریا و ذکر مصیبت من مورد توجه خاص حضرت فاطمه زهراعلیها السلام قرار گرفته است.[١]
همچنین در جای دیگری نقل شده است: «در مجلسی سیدی فقیر در پای منبر ایشان نشست و روضه خواند. مرحوم حسام از منبر پایین آمد و در پهلویش نشست و از او تفقد و دلجویی نمود و مردم را به کمک کردن و اعانت او تشویق نموده و گفت: آقا! من از حضرت زهراعلیها السلام شرم دارم که بالای منبر نشسته باشم و اولادش پایین تر از من نشسته باشد».[٢]
سخاوت و بخشش از خصوصیات برجسته دیگر او بود. چه بسیار شب ها که وقتی به منزل بازمیگشت، از اهل خانه می خواست که آن چه برای غذای شب آماده کرده اند، همراه با ظرف آن به فلان ناشناس که پشت در منزل بود، برسانند. و یا وقتی که به منزل می آمد و اهل خانه می دیدند که قبای خود را بر تن ندارد، می فهمیدند که به شخص محتاجی بخشیده است.
خطوط زیبای سنگ قبر مرحوم سیّدالعراقین به خط ثلث از آثار هنری وی است. وی در ثلث نویسی از اساتید ممتاز بود.
٦ - شیخ عباسعلی معین الواعظین: فرزند ملاّ علی محمّد واعظ. متوفّی ١٣٦٠ ق. ادیب شاعر، فاضل کامل و صاحب چندین کتاب و رساله است که اسامی تعدادی از کتابهایش بر سنگ قبر وی حک شده است. از جمله آثارش: الف) علائم الظهور ب) وقایع الظهور ج) هدیه الوالدین(در بیان حقوق والدین و احسان واطاعت از اوامر و نواهی ایشان) و غیره.[٣] یک نمونه از اشعار اوست:
ای امام عصر، ای سلطان دین
ای که هستی عسکری را جانشین
ای امام عصر، سلطان جهان
ای جهان را جان و ای جان جهان
[١] ٣٩٠. قاسمی: شرح مجموعه گل، ص ٢٦٣.
[٢] ٣٩١. مهدوی: سیری در تخت فولاد اصفهان، ص ١٤٨.
[٣] ٣٩٢. مکارم الآثار، ج ٨، ص ٢٨٥٢ .