تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ٢٣١ - بزرگان مدفون در این تکیه
من اطّلاع به هم رسانیده بود.[١]
٨ - میرزا علی اصغر شریف: متوفی ١٣٨٤ق. عالم فاضل و مدرّس برجسته. از مدرّسین مشهور اصفهان که تا آخر عمر تدریس سطوح فقه و اصول می نمود و بسیاری از علمای اصفهان شاگرد وی بودند.
٩ - آقا محمّدحسن ساکت: فرزند محمد. متوفی ١٣٥٦ ق. ادیب شاعر. دیوان اشعار او به چاپ رسیده است.[٢] از اشعار وی:
به کربلا دل سلطان دین ز غم خستند
دمی که آب به روی عیال او بستند
سکینه خواست ز عباس عم خود آبی
«جواب داد که آزادگان تهی دستند»
به نخل قامت اکبر به راستی بنگر
«که سروهای چمن پیش قامتش پستند»
فراز نیزه سر شاه و کودکان به فغان
«درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند»
بیاری شه دین گفت حضرت عباس
به آن گروه که بر قتل او کمر بستند...
تا آنجا که می سراید:
شدند جمله حسینی و جان فدا کردند
که حق به غیر حسین علی ندانستند
ز جرم «ساکت» بیچاره درگذر یا رب
به تارکی که ز سنگ جفاش بشکستند[٣]
[١] ٣٧٠. نورمحمدی: ناگفته های عارفان، صص ١١٤ - ١١٢.
[٢] ٣٧١. مرحوم مهدوی در تذکره شعرای اصفهان چند قطعه شعر زیبا از وی را نوشته است. ص ٢٣١ .
[٣] ٣٧٢. دیوان ساکت، صص ٤٥٥ - ٤٥٤.