تخت فولاد اصفهان - عقیلی، احمد - الصفحة ١٨ - تخت فولاد در ادوار تاریخ
گورستان رسمی شهر اصفهان محسوب نمی شده است. زیرا مردم اموات خویش را در همان محلّه ی خویش دفن می کردند که برخی از بقایای قبرستان های متفرقه در محلّات اصفهان را امروز هم می توان مشاهده کرد. امّا از دوره ی صفویه به دلیل رشد بافت شهری اصفهان، بقاع و
تکایای بیشتری در این قسمت از شهر ایجاد گردید و به بزرگترین گورستان شهر اصفهان تبدیل شد.[١]
برخی مورّخان معتقدند که تخت پولاد یک محلّه مسکونی بوده و گورستان کنار آن را مزار بابا رکن الدین می خواندند.[٢] با گسترش این گورستان و اتّصال آن به محلّه ی تخت فولاد نام آن گورستان به تخت پولاد تغییر می کند.
در دوره ی شاه عباس دوم تغییر و تحوّلات فراوانی در محدوده ی تخت فولاد صورت گرفت. شاه عباس دوم به منظور توسعه ی شهر اصفهان به بخش جنوبی اصفهان توجه ویژه نمود. زرتشتیان که در جنوب پل تاریخی حسن آباد(خواجو) ساکن بودند از این مکان به جنوب جلفا منتقل شدند و با انتقال زرتشتیان به دستور شاه، کاخ ها و باغ هایی در این قست شهر پدید آمد که برخی از مهمترین آنها عمارت های هفت دست، آئینه خانه، قصر نمکدان و باغ گلستان و باغ سعادت آباد بود.
وی هم چنین دستور ایجاد چهارباغی در جاده اصفهان به شیراز را می دهد. این چهارباغ که از جنوب پل حسن آباد آغاز می شد و به دروازه تخت پولاد ختم می شده به چهارباغ گبرآباد معروف بوده و شامل باغ کاج، باغ مستوفی، باغ نگارستان و باغ انارستان بوده است.
تخت فولاد در دوره ی شاه عباس دوم چنان رونق یافت که مهمانسراهای متنوع، خانقاه، تکایا و باغ های متعدّد در آن به وجود آمد و دو یخچال بزرگ یخ که آب خنک زائرین قبور را تأمین می کرد ساخته شد،[٣] امّا این رونق با سقوط دولت صفویّه و هجوم افاغنه به اصفهان پایان یافت و روی به ویرانی نهاد و تنها در مقاطعی از دوره ی قاجاریه روی آبادانی به خود دید. در اوایل دوره ی قاجار تخت فولاد روستای کوچکی بیشتر نبود و به دلیل وجود باغات متعدّد و سرسبز از نقاط باصفای خارج شهر اصفهان محسوب می شد. گورستان تخت فولاد نیز در کنار این روستا و خارج از برج و باروی شهر اصفهان قرار داشت. در دوره ی عبداللّه خان امین الدوله(فرزند حاج محمّدحسین خان
[١] ٩. بهشتیان، عباس: بخشی از گنجیه آثار ملی اصفهان، ص ٤٤.
[٢] ١٠. جابری انصاری: تاریخ اصفهان و ری، ص ٢٢٠.
[٣] ١١. شاردن، سفرنامه(قسمت اصفهان): ترجمه حسین عریضی، ص ١٥٧ .