گفتوگوی چهارجانبه ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦ - سخنان دکتر شریعتی
است کمه برای انسان شدن و انسانیت دارم و او تلقین می شود. جای دیگری هم که برایش وجود دارد آن چیزهایی است که بین مدرسه و خانه به او عرضه می شود که می بینیم چه عرضه می شود، و تمام دستگاه هایی فکری و تبلیغاتی ای که به هر حال روح انسان را می سازند اینها همه در اختیار دیگران و دیگران و دیگران هستند و اگر هم مخفیانه و یواشکی بخواهد با لیاقت و مسئولیت خودش خوراک فکری و انسانی پیدا کند، باز آن خوراکها ساخت یک کارخانه دیگر است و با یک مارک رقیب یا دشمن به خوردش داده می شود که باز از درون جو دیگر با ما بیگانه می شود و رابطه اش با ما قطع می شود. این، در جو داخلی.
یا اینکه این بچه امکاناتی دارد یا ندراد، به هر حال هر چه هست، از اینجا می رود به یک کشور دیگری و آنجا می بیند امکانات بیشتری برای خودسازی پیدا می کند اما از همه این امکانات نیروهای دست اندرکار خوراک ساز و انسان ساز دیگر استفاده می کنند، برای اینکه انجا خوراکی گیر نمی آورد بخورد جز آنچه که دیگران ( ایدئولوژی ها و کانونها فکری و فرهنگی دیگر) برایش می سازند. طبیعتاً او که الان رفته آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان همین جاهایی که بچه ها می روند، می داند که به مثلاً پیگار رفتن و مولن روژ رفتن و انیها خوب نیست، می گوید نمی روم. می داند که نباید فقط درس بخواند، یک مهندس و یک دکتر بشود و بعد به جامعه اش برگردد که اگر هم نگردد، با پول می شود از هر جای دیگر دنیتا دکتر و مهندس به اندازه کافی خرید و آورد و جانشین این آقا کرد. خوب، می داند این هم کافی نیست. رسالت و مسئولیت انسانی و خودسازی و