توسل: توحيد يا شرك؟
(١)
اوّل عقيده وهّابيون درباره توسّل
٨ ص
(٢)
پيشگفتار
٧ ص
(٣)
دوم معناى توسّل
١٢ ص
(٤)
سوم ريشه قرآنى توسّل
١٤ ص
(٥)
1 اولياى الهى با اذن خداوند رفع مشكل مىكردند!
١٤ ص
(٦)
2 درخواست از اولياى الهى براى دعا و طلب مغفرت از خداوند
١٦ ص
(٧)
چهارم توسّل به پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حيات آن حضرت
١٨ ص
(٨)
1 توسّل مردى نابينا به رسول خدا صلى الله عليه و آله
١٨ ص
(٩)
2 دعا براى رفع خشكسالى
٢٠ ص
(١٠)
پنجم توسّل به پيامبر صلى الله عليه و آله قبل از حيات وپس از وفات آن حضرت
٢١ ص
(١١)
1 چرا شرك!
٢١ ص
(١٢)
2 توسّل به رسول خدا صلى الله عليه و آله قبل از حيات
٢٣ ص
(١٣)
3 توسّل به رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از وفات
٢٤ ص
(١٤)
ب) ابوايّوب انصارى در كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله
٢٦ ص
(١٥)
الف) توسّل بلال بن حارث به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
٢٤ ص
(١٦)
ج) بركت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله
٢٧ ص
(١٧)
4 توسّل به ديگر اولياى الهى
٢٨ ص
(١٨)
الف) توسّل به عموى پيامبر صلى الله عليه و آله
٢٨ ص
(١٩)
ب) توسّل به قبر امام كاظم عليه السلام
٢٨ ص
(٢٠)
ج) توسّل به قبر امام على بن موسى الرضا عليه السلام
٢٩ ص
(٢١)
د) خاندان پيامبر وسيله نجاتند
٣٠ ص
(٢٢)
ششم پاسخ به يك پرسش
٣٠ ص
(٢٣)
گزارش يك گفتگو
٣٢ ص
(٢٤)
هفتم فلسفه توسّل
٤٠ ص
(٢٥)
الف) راهى نزديكتر براى اجابت
٤١ ص
(٢٦)
ب) قدردانى از تلاشهاى طاقت فرسا
٤١ ص
(٢٧)
تكريم پيامبر صلى الله عليه و آله در قرآن كريم
٤٣ ص
(٢٨)
هشتم توسّل عين توحيد است نه شرك
٤٥ ص
(٢٩)
جمعبندى
٤٧ ص
(٣٠)
فهرست منابع
٥١ ص

توسل: توحيد يا شرك؟ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - ج) بركت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله

نمى‌بيند و لذا صورت روى قبر مى‌گذارد و با آن حضرت به نجوا مى‌پردازد.

و آن سو، مروان بن حكم- دشمن رسول خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت- قرار دارد كه اين صحنه را بر نمى‌تابد و به آن اعتراض مى‌كند كه با جواب دندان‌شكن ابوايّوب مواجه مى‌شود.

ج) بركت قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله‌

دارمى (از علماى معروف اهل سنت) در كتابش در باب «كرامت‌هايى كه خداوند نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از وفاتش داشته» نقل مى‌كند: در مدينه قحطى شديدى آمده بود و مردم به نزد عايشه شكايت بردند و از او چاره جويى خواستند. عايشه گفت:

«انظروا قبر النبى صلى الله عليه و آله، فاجعلوا منه كوىّ الى السماء حتّى لا يكون بينه و بين السماء سقف؛

كنار قبر پيامبر برويد و سوراخى در سقف بالاى قبر قرار دهيد تا آنكه ميان قبر آن حضرت و آسمان مانعى نباشد (و آسمان ديده شود) و منتظر بمانيد». مردم نيز به اين دستور عمل كردند و در نتيجه باران باريد، به اندازه‌اى كه پس از مدتى بيابان‌ها سبز شد و شترها (با استفاده از علوفه) چاق و فربه شدند». [١] آيا دستور عايشه چيزى جز توسل به پيامبر صلى الله عليه و آله براى نزول باران بود؛ لابد وهابى‌ها او را هم تكفير مى‌كنند.


[١]. سنن دارمى، ج ١، ص ٤٣- ٤٤