توسل: توحيد يا شرك؟ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - گزارش يك گفتگو
من درود بفرستد، من آن را مىشنوم و هر كس از راه دور بر من صلوات بفرستد، امور دنيا و آخرتش كفايت خواهد شد و من در قيامت گواه و شفيع او خواهم بود». [١]
بنابراين، گواهى و اطلاع آن حضرت از حال امّت و توجه به كسانى كه زائر قبر او هستند، دليل روشنى بر نوعى آگاهى و حيات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است.
باز هم تأكيد مىكنيم، وقتى از حيات پيامبر صلى الله عليه و آله سخن مىگوييم، مقصود حيات مادّى كه نياز به آب و غذا و هوا و نور آفتاب و مانند آن داشته باشد، نيست. حياتى كه عوارض دنياى مادّى از رشد و نموّ و فرسايش و آسيب ديدن و تباه شدن در آن باشد، مقصود ما نيست؛ چرا كه اين نوع حيات با مرگ پايان مىپذيرد؛ بلكه مقصود حيات برزخى است كه بدون اين نوع شرايط و عوارض، نوعى آگاهى و شعور در آن وجود دارد، هر چند حقيقت آن به درستى براى ما روشن نيست.
اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله صداى ما را مىشنود و يا سلام ما را پاسخ مىگويد و ناظر بر رفتار ماست؛ پس نوعى آگاهى و اطلاع بر حال ما دارد؛ در نتيجه مىتوان همراه با سلام به آن حضرت، به او توسّل جست و همانند زمان حيات مادّى، از ايشان تقاضاى دعا كرد. با اين مدارك روشن، چگونه فرقه وهابى انكار مىكنند معلوم نيست!
[١]. الدرّ المنثور، ج ٥ ص ٢١٩؛ كنزالمعال، ج ١٥، ص ٦٥٢، ح ٤٢٥٨٤.