اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٦ - شورش و قیام داخلی در تبریز یک تحلیل مقدماتی
افراد به صورت گروهی با نشاط و سبک مزاج تعجبی را برنیانگیزد.
تعجبی ندارد که چنین گروهی، که تحت نفوذ محیط غم آلوده مذهبی قرار دارند و در این محیط بر نقش محدود زن تأکید می شود و لذات دنیوی از قبیل سینماها و محل هایی که زنان خود را در معرض نمایش مردان قرار می دهند مانند سازمانهایی از قبیل باشگاههای اجتماعی، هتلها، کاخ جوانان و انجمن ایران و آمریکا و تمامی مکانهایی که به خاطر هزینه های زیاد آنها، تنها برای طبقات متوسط و بالا استفاده شوند. مذهب یکی از معدود ثوابتی است که برای این قشر از مردم باقی مانده و برداشت محدودشان از اسلام و وجود مدارج و سلسله مراتب در روحانیت شیعه، در جامعه ای که احساس می کنند این ارزشها منزوی شده و مورد تهدید واقع شده، جزو معدود چیزهایی است که آنها می توانند درصدد حراست از آنها برآیند.
اتخاذ تصمیم توسط رهبران مذهبی مبنی بر بستن بازار و به تعطیل کشاندن شهر، جهت یادبود کشته شدگان قم می تواند به عنوان یک مبارزه مستقیم علیه حاکمیت دولت تلقی شود، ولی از دیدگاهی دیگر، به این مطلب می توان به عنوان ایفای یک وظیفه مذهبی توسط مردمی که عمیقاً مذهبی بوده و معتقدند که کشته شدگان در قم شهید محسوب می شوند، نگریست. قدرت واقعی دولت در بین بخشی از توده مردم به وضوح به نمایش گذاشته شد و فریادهای «مرگ بر شاه» و درخواست بازگشت خمینی (رهبر مذهبی شیعه که هم اکنون در تبعید به سر می برد) به ایران را هم می توان به عنوان وسیله ای برای ابراز نارضایتی سیاسی و هم بیان اعتقاد مذهبی تلقی نمود. اینکه قصد اولیه سازماندهندگان جمعیت صرفاً جنبه سیاسی داشته یا صرفاً از جنبه مذهبی برخوردار بوده، یا ترکیب از هر دو با دخالت سایر محرکه های سیاسی برای گیج کردن رژیم بوده، چیزی است که شاید هرگز به وضوح دانسته نشود. چیزی که روشن است این است که جمعیت (و بدین گونه در ایران) و تمامی اقشار ناراضی مردم که این جمعیت آشوبگر از میان آنها برخاسته اند، بار دیگر به عنوان سلاحی نیرومند بر ضد رژیم به کار گرفته شد. افرادی که شورش را طراحی کردند، خواه روحانیونی باشند که درصدد اثبات نیروی ایمان و اخلاصشان به اسلام که به نظر آنان از جانب دولت مورد تهدید واقع شده و خواه واقعاً «محرکین مارکسیست» باشند، به هر صورت حملات آنها علیه بسیاری از مؤسسات که به منظور مبارزه جدی علیه رژیم انجام شد؛ اثرات بلندمدتی در پی خواهند داشت.
در کوتاه مدت، زندگی اجتماعی و اقتصادی شهر، هنگامی که مؤسسات خسارت دیده بازگشت به فعالیت عادی خود را آغاز کنند، شدیداً تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و احتمالاً به خاطر اینکه در مورد پیش بینی و جلوگیری از شورشها، اقدامی به عمل نیامده بود، تزلزلی جدی در میان سلسله مراتب دولتی پدید خواهد آمد. بدون تردید افرادی با قاطعیت و سخت گیری بیشتر جانشین بسیاری از مقامات شهر و استان خواهند شد و می توان پیش بینی کرد که رژیم به عنوان عکس العمل در قبال این حوادث، پروژه های عمرانی و اجتماعی در سطح منطقه را لغو نماید. در دراز مدت و مهم تر از همه، اغتشاشات تبریز نشان داد که کنترل