اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٦٥٠ - حمله به بیمارستان رضاشاه و تأثیرات آن بر مشهد
شود.
٩ ١٨ دسامبر از طرف آیت الله خمینی از پاریس به عنوان روز عزاداری برای کسانی که در سرتاسر ایران در اعتراض علیه شاه به قتل رسیده اند معین گردید. رهبران اسلامی طرح ریختند که مراسم تشییع جنازه برای کشته شدگان در بیمارستان رضاشاه را با روز مراسم عزاداری یکی کنند. به هر حال ارتش از ترس اینکه حضور تابوتها در جلوی راهپیمایی موجب تهییج جمعیت گردد از اول روز ١٨ دسامبر بیمارستان شاهرضا را مسدود کرد و از دادن اجازه برای حرکت دادن اجساد امتناع ورزید. به هر حال در آخر امر نوعی توافق حاصل شد چون در نهایت بالغ بر ١٠٠٠٠٠ نفر در محوطه شاهرضا تجمع کردند (بعضی تخمین ها تا رقم ٥٠٠٠٠٠ نفر را عرضه کردند ولی آشکار بود که این رقم خیلی زیاد است) تا به یک پیام ٤٥ دقیقه ای خمینی به کارتر گوش فرا دهند.
نکات برجسته این بیانیه عبارت بودند از: سرزنش نسبت به حمله به بیمارستان و درخواست دانستن اینکه چگونه این رویداد با سیاستهای حقوق بشری رئیس جمهور وفق می یابد و اینکه آیا با توجه به این اعمال، رئیس جمهور حمایت خود را از شاه ادامه خواهد داد (استادان دانشگاه مشهد مشغول تهیه نامه خود به رئیس جمهور بودند اما با توجه به نامه خمینی آن را حذف نمودند)؛ بیان اینکه تولید نفت داخلی ایران برای مصارف داخلی تکافو می کند و کمبودهای حاصل به سبب فروش نفت به اسرائیل به وجود آمده بود؛ توصیف تظاهرکنندگان چماقدار طرفدار شاه به عنوان مزدورانی که خائن به اسلام و مستحق مرگ به دست مؤمنین هستند.
١٠ نظریه: گزارش رویداد (بیمارستان) رضاشاه به این دلیل با این تفصیل ارائه شده که آن حائز تمام مشخصات حوادثی که در تاریخ مخالفین سیاسی ایران اهمیت سمبلیکی بزرگتر از خود آن حادثه حاصل می کنند دارد. ایرانیان خصوصاً دانشجویان و روشنفکران علاقه وافری به این نوع چیزها دارند. به علاوه دانشگاه مشهد همچنان تنها دانشگاه باز در ایران است به این معنا که هیچ گونه کلاسی برگزار نمی شود. اما دانشجویان و استادان می توانند آزادانه به محوطه رفت و آمد کنند. دولت از اینگونه آزادیها منافع سیاسی حاصل می کند اما در رابطه با فعالیت سیاسی در محوطه دانشگاه خساراتی نیز عاید می شود. بدین قرار، این امر احتمالاً به عنوان ضربه ای بر جامعه دانشگاهی سراسر کشور تلقی خواهد شد و محتمل است که پیامدهای مشفقانه دربر داشته باشد. این حمله بیزاری دانشگاه و جوامع اسلامی مشهد را که از جمله مهم ترین عوامل در یکی از بزرگ ترین شهرهای ایران هستند تکمیل کرد. فهمیدن این که شاه و دولت فعلی برای ترمیم اوضاع مشهد برای آینده قابل پیش بینی می توانند انجام دهند مشکل است. دکتر رادپور پیشنهاد می کند که با یک عذرخواهی از طرف استاندار همراه با تنبیه افسری که فرمان حمله داد می توان تا حدی جماعت دانشگاهی را تسکین داد. با این وجود، تاکنون دولت ایران بدون کسب موفقیت سعی نموده عذرخواهی در سطح بالاتری به عمل آورد و یک