اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ١٥٢ - مقاله یک روزنامه نگار برجسته در مورد وضعیت سیاسی ایران
حال وجود دارد و هوادارانی نیز پیدا می کند. آنها برای اینکه پیروز شوند لازم نیست که تعداد زیادی باشند و هم چنین لازم نیست که بتوانند با موفقیت با آمریکاییها بجنگند. اگر اکثریت مردم به جای اینکه فعالانه از آمریکاییها محافظت نمایند، به حالت بی طرف و خنثی باقی بمانند، همانگونه که اخیراً نشان دادند، در این صورت موقعیت خطرناک خواهد شد.
مک گافی
مقاله یک روزنامه نگار برجسته در مورد وضعیت سیاسی ایران
سند شماره ٧٤
محرمانه١٨ سپتامبر ١٩٧٨– ٢٧ شهریور ١٣٥٧
از: سفارت آمریکا، تهران ١١٦٥٢به: وزارت امور خارجه، واشنگتن دی.سی.
موضوع: مقاله یک روزنامه نگار برجسته در مورد وضعیت سیاسی ایران
ارجاع: روزنامه کیهان اینترنشنال، مورخ ١٣ سپتامبر ١٩٧٨ مقاله «آزاد سازی یا مشت آهنین؟»
به پیوست مقاله ای که در روزنامه کیهان اینترنشنال و به قلم یکی از روزنامه نگاران برجسته به نام امیر طاهری در تاریخ ١٣ سپتامبر به چاپ رسیده است برایتان ارسال می گردد.
این مقاله احتمالاً به خوبی وضعیتی را که شاه و دولت ایران با آن مواجهند بهتر از هر مقاله ی دیگری توصیف می کند. نویسنده به درستی اپوزیسیون را ترکیبی از یک ائتلاف متشکل از عناصر نسبتاً میانه رو و ائتلاف جداگانه ای متشکل از عناصر افراطی جناح چپ و راست می داند.
او معتقد است که «براندازان» افراطی اپوزیسیون را سازمان داده اند که البته میانه روها گاه از این سازمان یافتگی به نفع خود استفاده می کنند، همانند آنچه در تظاهرات عید فطر در تاریخ ٤ سپتامبر رخ داد.
طاهری میانه روها را بیشتر رهبران سیاسی می داند تا مذهبی. البته با توجه روابط نزدیک طاهری با شاه و حکومت، شاید این نظر متأثر از خودسانسوری باشد.
هر چند این اظهار نظر نقص بزرگی در مقاله مزبور محسوب می شود ولی او به درستی به لزوم تمایز بین «براندازی» و «مخالفت قانونی» با رژیم اشاره می کند. نویسنده همچنین به درستی خاطرنشان می کند که دولت به مدت چندین ماه از سازماندهی اپوزیسیون به دست عناصر افراطی غافل ماند و به اشتباه توجه خود را معطوف رهبران پرسروصدا ولی میانه روتر اپوزیسیون کرد که از آزادی یکی دو سال گذشته برای چاپ نظرات و پخش اعلامیه هایشان سود جسته بودند.
نویسنده در آخر به درستی از دولت می خواهد تا به سازماندهی حامیان خود کمک کند، و «یک سال رخوت سیاسی دولت» را رخ می کشد. هر چند توصیف فوق در حق شاه و تلاش های دولت برای احیای حزب رستاخیز قدری بی انصافی است، ولی به دقت بیانگر