اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٣٢٥ - یادداشتهایی بر گفتگو با معاون رئیس کل بانک مرکزی ایران
شایعه مورد توافق عام در مورد وقایعی که در ٥ نوامبر اتفاق افتاد نامید، تا به آخر گوش کنم، و آن به قرار ذیل است:
در حدود ساعت ٩ صبح روز شنبه ٤ نوامبر نیروهای نظامی ایرانی در دانشگاه تهران واکنش شدیدی را بر علیه گروه بزرگی از دانشجویان که بخش عمده آنها در محوطه دانشگاه و جمعی از آنها در حال حرکت گروهی و مشغول دادن شعارهایی بوده و پلاکاردهایی بر علیه شاه و دولت حمل می کردند، نشان دادند. نکته ویژه این حقیقت بود که دوربینهای تلویزیونی در آنجا وجود داشت. نیروهای نظامی در ابتدا با گاز اشک آور شروع کرده و خیلی سریع دست به تیراندازی زدند که در نتیجه آن تعداد زیادی از دانشجویان کشته و یا زخمی شدند. در حقیقت صبح روز یکشنبه پنجم نوامبر دکتر همایون از این موضوع آگاه شد. او توسط مدیرش در بخش آماری در قسمت شمالی ساختمان احضار شد و ایشان گفت که تعداد زیادی از ٤٠٠ کارمند بخش مشغول تظاهرات هستند. دکتر همایون فوراً به آنجا رفت و با کارمندان صحبت کرد. او اظهار کرد که اگر مردم فشارشان را زیاد کنند به تلاشهای دولت برای اعطای آزادی لطمه وارد خواهد شد. او به کارمندان اصرار می کرد که از فکر و مغزشان به جای احساسات استفاده بکنند و به سر کار برگردند. آنها از او پرسیدند که آیا او فیلم خبری کشتار دانشگاه که شب گذشته در تلویزیون کانال ١ نشان داده شد، را دیده است. دکتر همایون گفت نه و سپس کارمندان مطالب فوق الذکر را، برای او شرح دادند. دکتر همایون احساس می کرد که او کارمندان را برای بازگشت به سر کار متقاعد کرده بود ولی در آن مرحله یک پیام آور از سوی کارمندان تظاهر کننده در ساختمان مرکزی بانک به داخل راهرو آمد و کارمندان فوراً به او گفتند که آنها به سایر همکارانشان در بانک می پیوندند. بعداً آنچه در آن روز اتفاق افتاد این بود که عناصر امنیتی دولتی با همدستی ارتش اعمال جزئی خرابکاری در ساختمانهای متعددی مرتکب شدند. او می گفت گروههای نه بیشتر از ١٢ تا ٣٠ نفره کسانی بودند که واقعاً حملات پیچیده تری مانند آتش زدن یک ساختمان به وسیله بمب را مرتکب شدند. او به طور کامل در تشریح این تئوری کوشید که تظاهرکنندگان متوسط و معمولی ساختمانهای سیمانی فولادی تیپیک ایرانی را نمی توانستند آتش بزنند. آنهایی که غارت می کردند از یک قماش دیگری بودند آنهایی که حمله ها را روی مکانهایی مانند تئاترها و بانکها و ساختمانهای اداری بزرگ انجام می دادند، واقعاً نیروهای امنیتی بودند.
دکتر همایون به مسایل فوق به عنوان نظری که همه افرادی را که می شناخت با آن موافق بودند مطرح می کرد. دلایل عقلی که او ارائه می داد این بود که ارتش یک طرف این قضیه است. وی می خواهد دولت شریف امامی را متقاعد بکند که راه تحمل و انعطاف موفق نخواهد بود و فقط اعمال شدید حکومت نظامی به وسیله ارتش نظم را از دل بحران و اوضاع وخیم کنونی بیرون خواهد آورد. او سپس نظرات خودش را مبنی بر اینکه هر توضیح دیگری راجع به اینکه چگونه وقایع آن شنبه رخ داد، قادر نیست عدم حضور نیروهای امنیتی در مکانهایی