اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٨٢ - یک کرد عراقی بنام احمد رئوف النقیب
اوقات بیکار بوده و با پول توجیبی که پدر ثروتمندش به او می داد، زندگی می کرد. در این بین در پاییز
١٣٥٧ الف به دیدار برادرش و اقوام سببی خود در آلمان غربی رفت، الف ادعا می کند که به علت تبعیضی
که از طرف دولت عراق نسبت به کردها اعمال می شد، او قادر نبود یک شغل مناسب پیدا کند.
ب: الف ادعا می کند که عضو قبیله باردینگی (جمعیت ٠٠٠/٤٠) و فرزند شیخ رئوف النقیب تاجر و
زمیندار ٦٧ ساله مشهور در سلیمانیه است (تلفن وی ٢٣٥١٤ می باشد). پدرش صاحب یک کشتزار، یک
ویلای گرانقیمت و تعدادی مغازه در سلیمانیه است. الف در عراق دو برادر دارد که هردو سابقاً سرهنگ
ارتش بوده اند: طاهر النقیب حسابدار در یک اداره دولتی بغداد، و صلاح الدین النقیب مقامی در مرکز
حسابرسی ارتش در کرکوک، یک برادر دیگر وی تریک نوری، پزشکی است که برای خود کار می کند و
در گیس کیرشن نزدیک مونشن گلادباخ در آلمان فدرال سکونت دارد.
ج: وابستگی سیاسی: الف ادعا می کند که عضو حزب دمکرات کردستان (عراق) است. از ١٣٣٧ تا
١٣٤٧ عضو کمیته مرکزی حزب دمکرات بود. پیش از آن دبیر سازمان دانشجویی کردها در اروپا بود. به
ادعای الف او تمام افراد اصلی حزب دمکرات در عراق به علاوه تعداد زیادی از رهبران کرد در ایران را
می شناسد. الف شخصاً با دو پسر مصطفی بارزانی بنامهای مسعود و ادریس آشنایی دارد. الف می گوید که
مسعود بارزانی جهت جانشینی مصطفی بارزانی به عنوان رهبر عمومی مردم کرد، انتخاب شده است.
درباره مسعود گزارش شده که در حال حاضر در شرق ترکیه اقامت دارد. الف همچنین می گوید که رقیب
سیاسی وی، عبدالرحمن قاسملو، که از ایام گذشته در اروپا است ریاست حزب دمکرات کردستان در
ایران را به عهده دارد. قاسملو تحصیلات خود را در سی. اس. اس. آر به انجام رسانده و جهت گیری
کمونیستی دارد. او یک کتاب درباره کردستان تألیف کرده است. الف اظهار می دارد که در حال حاضر دو
دسته کرد شورشی در عراق وجود دارند: یک دسته تحت رهبری ادریس بارزانی و دیگری تحت رهبری
جلال طالبانی که طرفدار کمونیستها است و به مهاباد ایران رفته تا به کردهای آنجا در گرفتن خودمختاری
از ایرانیها یاری دهد.
د: ارتباطات با سازمانهای جاسوسی خارجی: الف می گوید که با مطلع نمودن دولتهای مختلف از
طریق سازمانهای اطلاعاتیشان از رنج مردم کرد در جنگشان برای کسب استقلال و یا خودمختاری
خواسته به این مردم کمک نماید. در سالهای ١٣٤٣، ١٣٤٦ و بار دیگر در پاییز ١٣٥٧ الف با سفارت
اسرائیل در بادگودسبرگ تماس گرفت و مذاکراتی با مقامات اسرائیلی آنجا داشت، وی همچنین
گزارشهایی درباره اوضاع کردها در عراق ............... الف می گوید که فقدان وجوهات اینک مانع رفتن
مجدد او نزد اسرائیلیها در بادگودسبرگ می شود. در ١٣٤٧ الف همچنین با سازمان اطلاعاتی ایران،
ساواک، در بادگودسبرگ رابطه برقرار کرد. همکاری او با ساواک تا سال ١٣٥٤ ادامه داشت و در آن سال
او ............... به ایران رفت. در ١٣٤٧ الف به مدت تقریباً سه ماه در تهران میهمان ساواک بود. طی این
مدت به برقراری روابط بین ساواک و کردهای عراقی تحت رهبری مصطفی بارزانی کمک نمود. الف
می گوید گزارشهای طولانی مفصلی درباره وضع کردها در عراق به ساواک داده است. از ١٣٤٧ تا ١٣٥٢
او ضمن همراهی شورشیان کرد در کردستان تماس خود را با ساواک حفظ نمود. الف تأکید کرد که خود
داوطلب تهیه اطلاعات برای اسرائیلیها و ایرانیها بوده و هیچ گاه در ............... جز برای هزینه ها، دستمزد
مالی قبول نکرده است.