اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٧٠٨ - کویت (١)
تا اینجا تا حدی روشن می شود که میان استبداد خشک موجود در جزیره العرب و دموکراسی ادعایی
در کویت ظاهرا هیچ فاصله ای نیست و در واقع دو روی یک سکه هستند، همچنین دیده می شود اگر هم
خانواده حاکم بخشی از درآمدهای سرشار نفتی را صرف امور عامه می کند و حداقل رفاه توده های کویتی
فاصله زیادی با رفاه توده های محروم در جزیره العرب دارد، نه از باب رحمت و عطوفت حکام کویت
است که شرایط خاص این کشور و بافت جمعیت چنین الزاماتی را پدید آورده است.
به عبارت دیگر حکومت کویت تنها در این اندیشه است که به هر طریق ممکن روال کنونی که منجر به
تأمین ریخت و پاشهای بی حد و حصر خانواده حاکم الصباح است حفظ شود و این مستلزم آن است که
عرضه نفت که از دید مسئولان کویتی بدون مشارکت و بهره وری آمریکا و اقمارش غیر ممکن است به
بازار آزاد جهانی که به ادعای خود مقامات کویتی آمریکا اداره آن را به دست دارد حفظ و استمرار یابد.
همه سیاستهای دیگر نیز در این رابطه مفهوم پیدا می کند.
در این رابطه استراتژی سیاست خارجی کویت کنار آمدن با همه کشورهای خارجی است که به نحوی
از انحاء بتوانند در روال کنونی اوضاع در کویت ایجاد اخلال کنند. این است که کویت در عین طمع تاریخی
همه حکومتهای مستقر در عراق در چند دهه اخیر به خاک کویت، سعی می کند دل عراقیها را به هر نحو
ممکن به دست آورد. از طرف دیگر روسها در تنها کشوری که در حاشیه خلیج فارس توانسته اند سفارت
باز کنند و رابطه رسمی دیپلماتیک داشته باشند، کویت است.
حمایتهای کویت از مسئله فلسطین نیز از لحاظ امنیت خارجی به واسطه ترس از کشورهای رادیکال
و مترقی عرب و از لحاظ امنیت داخلی به واسطه مسئله فلسطینیهای مقیم این کشور است. در ادامه این
خط حکام کویتی خود را قادر به دفع تهاجم نظامی وسیع نمی بینند و استراتژی دفاعی آنها کسب قدرت
کافی برای متوقف نمودن مهاجم تا رسیدن کمک خارجی است.
از سوی دیگر با توجه به کمبود نیروی انسانی و کادر متخصص بومی، از ترس این که مبادا بومیان و
کویتی الاصلها از وضع فعلی نیز بیشتر در اقلیت قرار بگیرند، سرمایه گذاری در بخش صنعت در داخل
کویت که به دنبال آن نیروی کار خارجی را نیز به همراه دارد، کنار گذاشته شده و در عوض
سرمایه گذاریهای کویت در کشورهای خارجی صورت می گیرد و البته شیطان بزرگ قطب همه این مسائل
است، یعنی تمام حرکتهای سیاسی و دیپلماتیک در منطقه، سیاستهای نظامی، خرید تسلیحات و آموزش
نیروهای دفاعی و محل سرمایه گذاریهای خارجی کویت و خرید املاک و ..... در رابطه با آمریکا صورت
می گیرد و نتیجه این که حکومت کویت در نهایت خارج از کادری که امپریالیسم جهانخوار آمریکا برای
کشورهای دست نشانده خود در منطقه ترسیم می کند، هیچ حرکتی نمی کند.
نگاهی گذرا به این اسناد نشان می دهد که عمده اسنادی که مربوط به فعالیتهای روزانه سفارت آمریکا
در کویت است و کمتر جنبه گزارشهای مقطعی دارد پیرامون مسائل نفتی کویت و آمار تولید و وضعیت
صنایع نفتی و شرکتهای آمریکایی و انگلیسی که مسلط برآنند، می باشد. به بیان دیگر آمریکا نفت کویت و
کشورهای اسلامی نظیر کویت را می خواهد. ٢ سند به دست آمده از قسمت سیا در لانه جاسوسی آمریکا
در تهران نیز که مربوط به کویت است شامل مسائل نفتی و منابع سیا در این قسمت می شود.
آنجایی هم که به مقتضای شرایط اقتصادی جهان که بخشی از آن ناشی از حرکت اسلامی در ایران
است قیمتهای نفت رو به افزایش می گذارد و ارزش دلار در وضع نامطلوبی قرار می گیرد، حکومت کویت