اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٣٧ - تأثیر خط مشی
اعضای کنگره بوده است. در گذشته توجه ویژه کنگره معطوف به مسئله قیمت نفت بوده است و در حال
حاضر متوجه تعهدات بلند مدت و احتمالاً عواقب خطرناک ناشی از فروش سلاحهای آمریکایی به ایران
و دیگر کشورهای خلیج می باشد. بازرسان معتقدند که شاخه اجرایی در مورد این نگرانیها عنایت به خرج
داده و مشغول مشورتهایی بوده است که تا اندازه ای در جهت تبیین و توجیه خط مشی رسمی می باشد؛
همچنان که در پرونده مذاکرات کمیته فرعی هامیلتون مخصوصا در این اواخر، منعکس شده است. البته
این جریان مشکلات غیر قابل کنترل خط مشی ما را تعدیل نکرده و رضایت کامل اعضای کنگره را از
اینکه برای رفع نگرانیهایشان به قدر کافی توجه شده باشد ایجاد ننموده است. معهذا این امر مفید و به نظر
بازرسان سازنده بود.
تأثیر خط مشی
ج: تأثیر خط مشی
خط مشی آمریکا در مورد ایران در جهت تأمین اکثر منافع ایالات متحده بسیار مؤثر بوده است. تنها
هدف عمده آمریکا که به دست نیامد درباره خط مشی قیمت گذاری نفت بوده است.
برای اینکه این امر چه در مضمون دوجانبه یا چندجانبه خوب عمل شود، کوششهای ایالات متحده
برای نیل به قیمتهای ارزانتر نفت باید جزئی از سیاست انرژی کشور بوده باشد تا در مذاکرات مؤثر
چندجانبه به طور مناسب تلفیق شود. برعکس، فقدان چنین خط مشی، سبب خواهد شد که نمایندگان
ایالات متحده نتوانند با شاه در مورد این موضوع به نتایج مطلوب برسند.
به نظر می آید که سیاست آمریکا دایر بر حمایت از تلاشهای منطقه ای برای دستیابی به امنیت جمعی از
طریق معاضدت امنیتی و فروش اسلحه و انواع دیگر پشتیبانی، اینک کمک به ایجاد وضعیتی در منطقه
خلیج نموده است که از نقطه نظر ایالات متحده رضایت بخش تر از سالهای مدیدی بوده است. منطقه
بالنسبه آرام است. ایران و عراق روابط خود را اصلاح نمودند و ایران اقدام به بهبود روابطش با سایر
حکومتهای عربی کرده است. در نتیجه دخالت مسلحانه ایران در ظفار، شورش آنجا تحت کنترل است. هر
چند که اساس آرامش فعلی شکننده و آینده اش نامطمئن است، اما این حقیقتی است که ثبات سیاسی
نسبی وجود داشته و توسعه اقتصادی سریعی در سرتاسر منطقه در حال انجام است و آمریکا در زمینه های
تجارتی و سیاسی در این وضعیت سود می برد.
اگر بتوان قضاوت کرد که سیاستهای آمریکا در تأمین منافع کلیدی ایالات متحده موفق بوده، همچنین
باید گفت که نتایج متناقضی نیز ایجاد کرده است. یکی از آنها که قبلاً تذکر داده شد، این است که ایران تا
اندازه ای به شکرانه سیاست فروش سلاحهای آمریکایی قدرتی شده است که بتواند هم نقش مخالف و
هم اسباب افزایش منافع آمریکا را در منطقه بازی کند. دیگر اینکه، تمایل ایران برای خریداری سلاحهای
آمریکا و تمایل ایالات متحده برای اجازه دادن هر چه بیشتر این خریدها این نتیجه عملی و انحرافی را
داشته است که عامل نظامی را در روابط دوجانبه، عامل کلیدی ساخته است. در بلند مدت، شاید این امر
بهترین مبنا برای یک رابطه سازنده نباشد. خط مشی آمریکا این نکته را تشخیص می دهد و خواهان تماس
وسیعتری در زمینه های فرهنگی و بازرگانی و غیره می باشد، اما این امر واقعیات را تغییر نداده است.
همچنین، در ایرانی که بیش از پیش به سوی ملی گرایی پیش می رود، ایالات متحده به عنوان حامی اصلی
خارجی حاکمی به حساب آمده است که هر چند آمالش برای مردم خود مترقیانه و پیشرفته است، معهذا