اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٨٧ - فروش تجهیزات نظامی به ایران
رسیده ایم که هیچ کدام از آنها را نمی توان از چهارچوب مناسبات کلی سه جانبه ما جدا کرد و به همین
جهت من به او گفتم که ما کوشیده ایم که چشم انداز هدف نهایی خود را که عبارت است از عادی کردن
مناسبات بین دو کشور از نظر دور نداریم و اجازه ندهیم که هیچ کدام از مسائل انفرادی مانع تحقق این
هدف از طریق عدم درک این واقعیت باشد که در آخرین تحلیل، همه جنبه های مناسبات ما بر روی
یکدیگر اثر می گذارد. من این قسمت از بحثهایمان را با تذکر دادن این نکته پایان داده ام که در حالی که
دولت موقت ایران باید تشخیص نحوه فروش لوازم نظامی به ایران را بر طبق نیازهای سیاسی داخلی
آمریکا به خود آمریکا واگذار کند، ما به هیچ وجه تمایلی برای ایجاد مانع در این گونه فروشها در حدود
امکانات مالی تنخواه گردان نداریم. من از او تقاضا کردم که در این موضوع صبر و شکیبایی داشته باشد و
یزدی در پاسخ گفت که دولت موقت ایران نیز ملاحظات سیاسی داخلی خود را دارد، که باید در نظر گرفته
شود. در عین حال او گفت که اگر ظرف ده روز آینده درباره مسائلی که او در میان گذارده است، اقدامی
صورت گیرد، او قادر خواهد بود که با آن مقابله کند.
٥ قبل از خاتمه دادن به این موضوع من توجه یزدی را به این موضوع معطوف کردم که تصویب برنامه
تکمیلی وزارت دفاع آمریکا تنها مجالی خواهد بود که مسائل مربوط به قراردادها حل و فصل گردد. من به
او اخطار کردم که این موضوع بدان معنا نخواهد بود که همه لوازم یدکی که در ابتدا برای ایران تهیه شده بود
و به احتمال قوی شامل اقلامی خواهد بود که ایران پول آن را قبلاً پرداخته است تماما و بلافاصله در
دسترس خواهد بود. من تذکر دادم که به منظور جاری نگهداشتن تنخواه گردان بعضی از اقلام از سوی
نیروهای مسلح ما خریداری شده یا به طرفهای سوم فروخته شده است. من گفتم که هنگامی که ما گزارشی
از وزارت دفاع بعدا دریافت کنیم بهتر خواهیم توانست درباره آنچه که قابل عمل است بحث کنیم. من
همچنین تکرار کردم که اگر دولت موقت ایران هیئتی برای گفتگوی مستقیم با آنهایی که جزئیات اقدامات
به عمل آمده حکومت ما را در اختیار دارند به واشنگتن بفرستد این امر کمک بزرگی خواهد بود.
٦ واکنش یزدی ساکت تر از آن بود که من انتظار داشتم. شاید از آن جهت که اطلاعاتی درباره آنچه که
ایرانیان خریداری کرده و پول آن را پرداخته بوده اند، همان طوری که او گفت «بسته بندی و منتظر حمل»
نبود این امر برای او یک حالت غیر مترقبه بود. من بار دیگر به توجیه و تشریح رفتار گذشته خود پرداختم
و خاطرنشان ساختم که اگر ما آن طوری که رفتار کرده ایم رفتار نمی کردیم تنخواه گردان چند هفته قبل از
حیّز انتفاع ساقط می شد. یزدی اندکی گله کرد از اینکه چرا درباره طرز مصرف پول ایران از سال ١٩٦٦
ببعد توضیحاتی به ایران داده نشده است و مدعی شد که در ماه ژانویه به ایران اطمینان داده شده بود که تتمه
٨٠٠ میلیون دلاری ایران در تنخواه گردان «برای پوشش همه چیز کافی خواهد بود» ولی به این نتیجه
رسید که اوضاع به طور کلی «درهم و برهم »است و من گفتم که به «ظرفی پر از کرم» شباهت دارد.
٧ بعد از آن بحث ما درباره این بود که چگونه ما می توانیم به اتفاق یکدیگر کار کنیم تا همه کس
حداکثر ممکن اطلاعات را درباره تحولات ویژه مربوط به همه جنبه های تنخواه گردان و فروش مصالح
نظامی و اقلام در دسترس داشته باشد (من پیشنهاد کردم که به عنوان اولین گام، ملاقاتی بین ژنرال گست و
سرهنگ کامکار از وزارت دفاع ایران و بایندر از اداره سیاسی وزارت امور خارجه تشکیل شود). یزدی
این قسمت از بحث ما را با گفتن این موضوع پایان داد که دولت موقت ایران باید درباره این موضوع به مردم
ایران توضیح دهد و اظهار امیدواری کرد که ما بتوانیم در این مورد کاری انجام دهیم.