اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٢٢٤ - حمایت آمریکا از دولت موقت
می تواند به وجود آید که به نوبه خودش می تواند روابط دوجانبه بیشتری به بار آورد....» (سند ٦٧)
ملاقاتها و دیدارهای همیشگی کاردار با یزدی و یا دیدار و ملاقات یزدی با وزیر امور خارجه آمریکا
و معاون او و همچنین با ژنرال گریوز و مک گیفرت و سمینار وزارت امور خارجه، نشانه گسترش روابط،
هر چند با پوشش دیپلماتیک و رسمی است.
از جمله موضوعات مطروح در اسناد این مجموعه، مسئله آوردن شاه و انعکاس این عمل بر روی
روابط دوجانبه آتی ایران و آمریکاست. از یک سو نپذیرفتن شاه در آمریکا می توانست باعث عدم اعتماد
بقیه سران مزدور کشورهای جهان و منطقه شود که در صورت مواجه شدن با مشکلی مانند آنچه که شاه با
آن رو به رو شد نمی توانستند حداقل آمریکا را به صورت مأمن و پناهگاهی برای گذران بقیه عمرشان در
نظر بگیرند و به ناچار این امید مبدل به یأس می شد و آنها را احتمالاً وادار به تغییر موضع می کرد. از سوی
دیگر پذیرفته شدن شاه در آمریکا روابط تصور شده ایران و آمریکا که آمریکا با وجود دولت موقت به آن
امید بسته بود را تیره می کرد. بر این اساس آمریکا برای اینکه هم شاه را بپذیرد و هم به روابط جدیدش با
دولت موقت لطمه وارد نکند علیرغم جناحهای موافق و مخالف در هیئت حاکمه اش سعی کرد در پوشش
اقدام از سوی شهروندان آمریکایی و به بیانی دیگر اقدام از سوی مقامات غیر رسمی (البته با طرح و
برنامه ریزی مقامات رسمی ) شاه را به آمریکا بیاورد. در هر صورت آمریکا قصد داشت که شاه را به
آمریکا بیاورد چون با توجه به بافت دولت موقت و به گمان خودشان کاسته شدن از حرارت تب آلود
انقلاب در بین مردم فکر می کرد این امر اثر چندان ناخوشایندی بر از سرگیری روابط نخواهد داشت:
«دومین نکته ای که آگاه در میان گذشت درباره این امکان بود که شاه ممکن است به آمریکا بیاید اظهار
نگرانی کرد. بعضی از اشخاص در ایران این احساس را دارند که لااقل تشویق از در عقبی از سوی
عناصری در دستگاه دولتی ایالات متحده برای آمدن شاه به آمریکا وجود دارد. ساندرز (معاون وزیر
خارجه آمریکا) اظهار نظر کرد که مرحله ای از زمان در آینده، هنگامی که از حرارت تب آلود انقلاب کاسته
شود، ما تصور می کنیم که ایران کمتر به آن چه که انقلاب علیه آنها بود توجه خواهد کرد و بیشتر به آنچه که
انقلاب قرار بود تحقق بخشد، توجه خواهد نمود.» (سند ٤٨)
«همچنین ملاحظه برخورد ما با شاه که هم بر برنامه زمان بندی و هم بر جو موجود تأثیر می گذارد
مطرح است. به نظر من قبل از اینکه ما سفیری در اینجا داشته باشیم خیلی مطلوب است که شاه به ایالات
متحده نیاید. استحکام و دوام افزون شده در روابط دوجانبه ما که می تواند به دنبال انتصاب یک سفیر
صورت پذیرد، با عکس العمل ناچارا مغایر با برخوردهای ما نسبت به شاه خصوصا از جانب آیت اللّه
مقابله خواهد نمود.» (سند ٥٠)
«وزیر (وزیر امور خارجه آمریکا ) پاسخ داد که آمریکاییها آزاد هستند تا با شاه ملاقات کنند و دولت
ایالات متحده نمی تواند در این مورد کاری انجام دهد. یزدی سیاست ما را در مورد شاه جویا شد. وزیر
گفت که روشن است ما به او گفته ایم در این زمان ما فکر نمی کنیم که وی به ایالات متحده بیاید، ما قادر
نیستیم آنچه را که در آینده پیش می آید بگوییم». (سند ٥٥)
علیرغم روشن و واضح بودن حرکات آمریکا مبنی بر آوردن شاه به آمریکا برای دولت موقت و ابراز
این نظر هر چند به طور ضمنی برای مقامات دولت موقت، عکس العمل و موضع آنها بیشتر مبتنی بر از
سرگیری روابط و گسترش آن بود و زمینه سازی برای ملاقات با برژینسکی در الجزایر از سوی بازرگان،