اسناد لانه جاسوسی آمریکا - دانشجویان مسلمان پیرو خط امام - الصفحة ٤١٥ - ملاقات با شاهزاده فهد ٢ اکتبر ٧٩
هموار کرده است. رژیم کنونی ظاهرا از اندکی پشتیبانی در جنوب کشور برخوردار است که در آنجا
اصلاحات ارضی، کشاورزان را به خود جلب کرده است، ولی در مرکز و شمال کشور رژیم منگیستوهایله
ماریام از پشتیبانی کمتری برخوردار است به ویژه از سوی طبقه متوسط روشنفکر.
فهد گفت علاقه او نسبت به اتیوپی جنبه صرفا علمی ندارد، بلکه بر اساس نزدیکی شاخ آفریقا به شبه
جزیره عربستان و انعکاسهای صحنه سیاسی اتیوپی، سومالی، اریتره و سودان بر تحولات در عربستان
سعودی و منطقه خلیج است. فهد تاریخچه تحولات اخیر اتیوپی را از نظر گاه عربستان سعودی مورد بحث
قرار داد و گفت که امپراطور مرتکب اشتباهاتی از لحاظ توجه و عدم توجه شده بود، ولی آنهایی که
نیکوکاران او بودند می توانستند او را متقاعد کنند تا اوضاع را ترمیم کند، به ویژه در مورد شرایط سختی که
ناشی از خشکسالیهای شدید بود.
٦ سپس شاهزاده فهد نقل کرد که چگونه قبل از سقوط امپراطور او مشکلات هایله سلاسی را با
نیکسون رئیس جمهور وقت و راجرز وزیر امور خارجه وقت مورد بحث قرار داده و آنها پرسیده بودند که
آیا عربستان سعودی می توانست، از لحاظ مالی کمک کند. ولی عربستان سعودی نمی توانست در این
مورد کمک کننده باشد و آن به علت مبارزه اتیوپی علیه اریتره ایها بود. متأسفانه غرب و ایالات متحده نیز
کاری نکردند ویک راه گشوده ای را برای شورویها و متفقین آن باقی گذاشتند تا با قائم مقام خود، کوباییها
وارد شوند. فهد همچنین درباره نتیجه وعده کارتر برای کمک در حل مسئله صحرای اوگادن سؤال کرد.
فهد یادآوری کرد که چگونه در سال ١٩٧٨ به پیشنهاد کارتر زیاد باره رئیس جمهوری سومالی را متقاعد
کرده بود، تا علنا پذیرش انجام یک همه پرسی به سرپرستی سازمان ملل متحده را در مورد اهالی صحرای
اوگادن اعلام بدارد. هر چند زیاد باره آمادگی خود را برای پذیرفتن نتایج یک چنین همه پرسی اعلام
داشته بود. معذالک ظاهرا ایالات متحده آمریکا علاقه خود را نسبت به سومالی از دست داده بود. فهد از
این بیم داشت که در نتیجه سهل انگاری، ایالات متحده آمریکا ممکن است، سومالی را از دست بدهد.
٧ ایران و تهدید کمونیسم.
شاهزاده فهد گفت تحولات در ایران مانند تحولات در اتیوپی ممکن است به عنوان نمونه ای
بی علاقگی ظاهری ایالات متحده یا ناتوانایی آن تلقی شود، فهد گفت» «به جای آنکه شما شاه را تحت
فشار قرار دهید تا افکار و اقدامات خود را با اوضاع روز تطبیق دهد، تا بدین ترتیب بتواند فرش را از زیر
پای مبلغین کمونیست بکشاند. او را رها کردید تا برود.» فهد ادامه داد که«به عقیده ما (امام م) خمینی یک
آلت دست است، هر چند از چنین چیزی آگاهی ندارد یا آن را نمی پذیرد. کمونیستها نقشه های خود را با
نظم و ترتیب دنبال می کنند. ابتدا می خواستند که مقاومتهای خیابانی را به میان بکشند و سپس اندیشمندان
میهن پرست را تا بتوانند با آنها و با نتیجه بیشتر و کارایی بیشتر سرو کار داشته باشند. نگاه کنید ببینید که در
ایران چه چیزی اتفاق افتاده است.
آنها گل سر سبد جامعه خود را کشته اند. بهترین مغزها در دستگاه نظامی و حرفه های دانشگاهی و
خدمات مدنی همه یا اعدام شده و یا ناگزیر تبعید شده اند. این اقدامات و کشتار وحشیانه هیچ گونه
ارتباطی با اسلام ندارد که پرچم آن به طور تصنعی در ایران به اهتزاز درآمده است.
شاهزاده فهد سپس پیش بینی کرد» به زودی شاید ظرف چند ماه آینده (امام) خمینی از میدان بدر
خواهد رفت و ایران اتیوپی دیگری خواهد شد که به توسط کمونیستهایی که از سوی مسکو در آنجا نشانده