معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣٩ - کارآفرين سراي محله - عابدی حمید
کارآفرين سراي محله
عابدی حمید
خانم هما سليمان يکي از بانوان موفق در کارآفريني است که کارآفريني را در منزل شخصي و با سرمايهي اندک آغاز کرده و گسترش داده است. وي عدم ترس از شکست و تجربهي فعاليتهاي گوناگون کارآفريني را رمز کار خود ميداند.
فعاليتهاي وي به مشارکتهاي مختلف در زمينهي هنرهاي دستي، کسب و کارهاي کوچک و.... مربوط ميشود. ايشان هم اکنون مسئول خانهي کارآفريني سراي محلهي سکونتش و مربي چندين رشتهي هنري(سفرهآرايي، ميزآرايي، شيرينيپزي، خياطي و...) در آن سراست. با وي دربارهي تجربهي کارآفرينياش به گفتوگو نشستيم:
* خانم سليمان! لطفاً بفرماييد اولين فعاليت کارآفرينانهي شما در چه سالي و چگونه آغاز شد؟
اولين کارهاي من به اولين سال بعد از ازدواجم با پخت شيريني آغاز شد؛ اما براي بازار و فروش اين کار را انجام نميدادم و فقط مصرف خانگي داشت. بهطور رسمي از سال ١٣٧٤ با اختصاص يک طبقه از منزلم به مساحت ٧٠ متر چند کار را آغاز کردم. در آشپزخانه به پرورش قارچ سفيد صدفي و آموزش شيرينيپزي و همچنين پخت شيريني براي ارايه به بازار مشغول شدم. سالن را به آرايشگاه و سالن انتظار براي خياطي تبديل کردم. در دو اتاق منزل، دو نوع فعاليت مختلف را آغاز کردم. در يکي از اتاقها به کارهاي هنري مانند جعبههاي کادويي، شمعسازي و خياطي بانوان مشغول بودم و در اتاق ديگر به همراه شاگردانم به توليد ملحفه، روبالشي و سرويس خواب؛ همهي اينها را کنار هم و به همراه شاگردانم اداره ميکردم.
* لطفاً بفرماييد انگيزهي شما براي آغاز به کارآفريني و درآمدزايي چه بود؟
براي من در آن زمان و در ابتداي امر، کسب درآمد ملاک نبود، بلکه ميخواستم از هنرهايي که دارم استفاده کنم و همچنين با ادامهي اين فعاليتها در اجتماع، از فرتوت شدن و بيحوصلگي در هنگامي که سنم بالاتر رفت، جلوگيري کنم. در مجموع بايد بگويم که براي استفاده از اوقات بيکاري و فراغتم آغاز به فعاليت درون خانهام کردم. همچنين دلم ميخواست اين هنرها را به زنان خانهدار آموزش دهم و بتوانم فردي اثرگذار در جامعهي اطراف خودم باشم. البته بعد از مدتي با هزينهي دورهي آموزشي و دستمزد ناشي از کسب و کارهاي مختلف، درآمد خوبي نيز به دست آوردم.
* به نظر شما زنان خانهدار چگونه بايد فعاليت کارآفرينانهي خود را آغاز کنند؟
امروزه اغلب زنان خانهدار براي کسب درآمد و ايجاد اشتغال خانگي وارد بازارکار ميشوند و هدف اصلي آنان درآمدزايي براي گذران امور زندگي است. پس بايد آگاهانه و با توجه به علايق خود، فعاليت کارآفرينانهيشان را آغاز کنند. از طرف ديگر کارآفريني خانگي نيازمند سرمايهي بالا و مکان اختصاصي و بزرگ نيست؛ کارآفريني بايد با حداقل سرمايه آغاز شود و در صورت موفقيت، کسب و کار را گسترش داد. در اين کار بيش از سرمايه به هدف مشخص و پشتکار نياز است و بعد از علاقه و پشتکار، فرد بايد به اطلاعات و داشتههاي خود در زمينهاي که ميخواهد آغاز به کار کند، توجه کند و تواناييهاي خود را محک بزند.
* اصول و مواردي کهيک فرد کارآفرين در شروع کار بايد به آنها توجه کند، چيست؟
اول بايد خودش و تواناييهايش را در ايجاد يک شغل خانگي محک بزند و بعد از آن بايد بازار و نيارهاي آن را در نظر بگيرد. بدون نيازسنجي، بازاريابي و سنجش وضعيت بازار نميتوان کار را آغاز کرد. بهطور مثال اگر در محلهاي زندگي ميکند که ميوهفروشي، خرازي، عکاسي و... در آن وجود ندارد يا کم است و نياز محله را پاسخگو نيست، با سنجش ميزان تمايل مخاطبان، ميتواند کسب و کاري زودبازده در آن محدوده ايجاد کند و بعد از شناسايي بازار با توجه به اطلاعات و تخصصش، کار را (البته براي شروع در سطح کوچک) آغاز کند.
همچنين بايد بازار رقابت در کسب و کار را نيز در نظر بگيرد. به فرض اگر خانمي در محلي ساکن است که دو خياطي زنانه وجود دارد و تنها مهارت او نيز خياطي است، بايد کارش را با تفاوت با ديگر رقبا تعريف و آغاز کند؛ يعني اگر اين دو خياط لباس مجلسي و رسمي ميدوزند، ايشان به دوخت لباس راحتي، وسايل آشپزخانه، ملحفه و... اهتمام ورزد و با اين تمايزبخشي، کار خود را آغاز و اقدام به جذب مشتري کند.
من خودم در سال اول ازدواج عليرغم توصيهي ديگران، شيرينيپزي را به عنوان يک حرفه ادامه ندادم؛ اما الآن با بهروزرساني دانشم در اين زمينه و کسب تجربهي کافي در شناخت ذائقهي بازار، توانستم يک شرکت شيرينيپزي ثبت کنم و فعاليت خانگي خودم را در يک مکان حرفهاي ادامه دهم.
* پيشنهاد شما براي زنان خانهدار و بهطور کلي، کساني که ميخواهند به عنوان يک کارآفرين مشغول به کار شوند، چيست؟
در مرحلهي اول، علايق خود را اولويتبندي کنند؛ آموزش تخصصي در آن زمينه ببينند و دانش خود را در زمينهي کاري که ميخواهند آغاز کنند، بهروز کنند. بعد از اين مرحله، بايد در دورههاي کارآفريني با اصول کارآفريني و استانداردهاي جهاني لازم براي کارآفريني آشنا شوند. مثلاً بدانند براي بستهبندي هر محصول از چه رنگي استفاده کنند که با روانشناسي رنگ و استانداردهاي بازار نيز همخواني داشته باشد. در شيرينيپزي، رنگ صورتي، قالب رنگ زمينه را تشکيل ميدهد و در بستهبندي قارچ، اغلب از ظرفهاي متنوع آبيرنگ استفاده ميشود. اگر برخي اصول کلي و اصلي را رعايت نکنند، احتمال شکست و عدم جذب مشتري وجود دارد. بعد از اين مرحله، بايد به اصول بازاريابي و سنجش نياز مخاطب بپردازند و دورههاي علمي و حرفهاي آن را کسب کنند. گذراندن اين دورهها و به روزرساني آن، باعث تداوم فعاليت کارآفرينانهي آنها ميشود؛ يعني بايد روشهاي تجربي براي بازاريابي، بستهبندي و توزيع را با روشهاي علمي و استاندارد جايگزين کنيم.
از همهي اينها مهمتر، نبايد سرمايهي زيادي را در ابتداي کار وارد کسب و کار کرد، بلکه همانطور که قبلاً هم گفتم بايد با سرمايهي کم کار را شروع کرد و بعد بازخورد بازار و ميزان تقاضا و عرضه را سنجيد و به مرور کار را گسترش داد.