معارف اسلامی
(١)
فهرست مهيار -
١ ص
(٢)
روی جلد -
٢ ص
(٣)
ساقيا - سنایی غزنوی
٣ ص
(٤)
اينجا زمين است - احمدی دوستدار ساناز
٤ ص
(٥)
بزرگترين منبع انرژي - عبدی زهرا
٥ ص
(٦)
فراطبيعت - عابدی حمید
٦ ص
(٧)
جانِجان - حی بن یقظان
٧ ص
(٨)
گفتوگو - عابدی حمید
٨ ص
(٩)
بخش اجتماعي - مهرپناه نازنین
٩ ص
(١٠)
قايمباشکها - رهنما شاهین
١٠ ص
(١١)
کتاب آب - هاشمی سید سعید
١١ ص
(١٢)
خاکريزها - باباجانی علی
١٢ ص
(١٣)
هدفگذاري بهتر است به صورت پلهاي تعريف شود - خسروی مهدی
١٣ ص
(١٤)
بخش اجتماعي - قدوسی نفیسه
١٤ ص
(١٥)
ياد ايام -
١٥ ص
(١٦)
بحر طويل -
١٦ ص
(١٧)
سخن اهل دل - پورشریف حسین
١٧ ص
(١٨)
هالهي شما، امضاي معنوي شماست! - دویمی حمید
١٨ ص
(١٩)
راز يک برنامهريزي دقيق - قدوسی نفیسه
١٩ ص
(٢٠)
گفتوگوي جواني - رضوی سید علی اکبر
٢٠ ص
(٢١)
ارثيه - هدایتی ابوذر
٢١ ص
(٢٢)
انرژيدرماني؛ درماني طبيعي با ظاهري فراطبيعي - حسینی راد فاطمه
٢٢ ص
(٢٣)
پارک پلاس - فریبرز سهیلا
٢٣ ص
(٢٤)
بورس به زبان ساده - ابراهیمی بیتا
٢٤ ص
(٢٥)
دعا، کليد ارتباط با عالم ماوراء - عابدی الهام
٢٥ ص
(٢٦)
و اما بعد - هاشمی سید سعید
٢٦ ص
(٢٧)
ملت شهيد - محدثی خزاسانی مصطفی
٢٧ ص
(٢٨)
نسيم هروله - نجاتی پروانه
٢٨ ص
(٢٩)
نسيم - بیرانوند فاطمه
٢٩ ص
(٣٠)
خانهي قلندران - عزیزیان محمدتقی
٣٠ ص
(٣١)
تجربيات نزديک به مرگ - خسروی مهدی
٣١ ص
(٣٢)
فيلمي به واقع در قد و قوارهي «اسب حيوان نجيبي است» - سحری محمدمهدی
٣٢ ص
(٣٣)
قورباغهات را زير دندانهايت له کن (2) - هاشمی سید ناصر
٣٣ ص
(٣٤)
توجيه علمي شفا - نوش آبادی انسیه
٣٤ ص
(٣٥)
خواب، اختلالات و ساعت بدن - علیزاده زینب
٣٥ ص
(٣٦)
روشهاي محترمانهي برخورد با بيخوابي! - اشتیاقی محسن
٣٦ ص
(٣٧)
چند کلمه با شما - فریبرز سهیلا
٣٧ ص
(٣٨)
سلامت - زمانی هاجر
٣٨ ص
(٣٩)
روزنوشت - هدایتی ابوذر
٣٩ ص
(٤٠)
خانهي امن - شهبازی عصمت
٤٠ ص
(٤١)
پيام ماه -
٤١ ص
(٤٢)
پروندهي ويژه فراطبيعت
٤٢ ص

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٨ - هالهي شما، امضاي معنوي شماست! - دویمی حمید

هاله‌ي شما، امضاي معنوي شماست!
دویمی حمید


]دکتر محمدمهدي قدرت‌فر، متولد سال ١٣٦٠ در شيراز است. وي که مدرک دکتراي سلامت جامع خود را از دانشگاه FCE کاليفرنيا دريافت کرده است، در حال حاضر، عضو انجمن روان‌شناسي آمريکا (APA)، رييس انجمن يوگاي استان فارس و مدير مؤسسه‌ي علمي‌- پژوهشي حکيم ملاصدراست. يکي از خدماتي که اين مؤسسه‌- که با هدف شناخت و معرفي و ترويج علوم و دانش‌هاي جديد در حوزه‌ي علوم کل‌نگر، متافيزيک، فراروان‌شناسي و بيوانرژي (انرژي‌هاي حياتي) شکل گرفته است‌- ارائه مي‌دهد، خدمات عکس‌برداري و تفسير هاله‌ي انرژي افراد است که براي آشنايي بيش‌تر با اين تکنولوژي، مصاحبه‌اي را با ايشان انجام داده‌ايم که شما را به خواندن آن دعوت مي‌کنيم.[
- قبل از اين‌که به بحث چگونگي عمل‌کرد سيستم مشاوره‌اي شما‌- که براساس اسکن هاله‌ي انرژي افراد بنا شده است‌- بپردازيم، لطفاً بفرماييد که اصولاً ماهيت اين انرژي چيست و منشأ آن از کجاست؟
تعبيري که دنياي جديد علم از عالم دارد، اين است که مي‌گويد عالم هستي، اقيانوس بي‌کراني از انرژي و اطلاعات است. حالا ما بعضي از اين انرژي‌ها را با همان تعبير انرژي (مثل انرژي گرمايي، نور، اشعه‌ي ايکس، انرژي اتمي و...) و بعضي ديگر را در قالب جسم (مثل صندلي، مبل، ميز، سنگ، حيوان، بدن انسان و...) مي‌شناسيم. در صورت کلي، به اين اشکالي که جسميت‌يافته هستند، انرژي گفته نمي‌شود، ولي عملاً در اين تعريف جديد، اين‌ها هم انرژي قلمداد مي‌شوند، منتهي از نوع انرژي‌هايي که متراکم و تخصص‌يافته‌ شده‌اند و وظيفه و کاربرد خاصي دارند.
اين طبيعي است که علاوه بر انرژي‌هايي که ما در عالم فيزيکي با حواس پنج‌گانه‌ي‌مان آن‌ها را احساس و درک مي‌کنيم، انرژي‌هاي ديگري هم در عالم هستي وجود دارند که از دامنه‌ي محدود حواس پنج‌گانه‌ي ما بيرون هستند. بشر به واسطه‌ي پيش‌رفت‌هاي علمي و تکنولوژيکي، بعضي از اين انرژي‌ها را (مثل اقسام انرژي‌هاي اشعه‌ي ايکس، گاما، امواج ماوراي بنفش، امواج مادون قرمز و يا همين امواج راديويي و تلويزيوني‌- که کاربرد خيلي زيادي هم دارند و همه جا هم حضور دارند، ولي در حالت عادي، ما هيچ احساس و ادراکي از آن‌ها نداريم -) شناخته است و دستگاه‌هايي را ساخته است که مي‌تواند آن‌ها را تشخيص دهند و يا احياناً آن‌ها را در جهت مصارف ويژه‌اي به کار بگيرند و يا اين انرژي‌ها را به ارتعاشات و امواجي تبديل مي‌کنند که براي ما قابل حس و درک باشد.
بر اين مبنا، بخشي از ساختار انرژيايي بدن انسان هم که مرئي و فيزيکي هست، با حواس پنج‌گانه‌ي بشري به صورت مستقيم قابل درک است؛ اما يک انرژ‌ي‌هاي برتر و ماورائي هم وجود دارند که ما در عالم فيزيکي، به صورت مستقيم با حواس عادي به آن‌ها دسترسي نداريم. اين ساختار انرژيايي که اطراف اجسام فيزيکي را احاطه کرده است، اختصاص به انسان ندارد و تمام چيزهايي را که ما در عالم فيزيکي مي‌شناسيم و مي‌بينيم، انرژي‌هايي از اين نوع (البته از جنس و سنخ خودشان) به صورت ارتعاشات ماورائي‌ دارند که ما در حوزه‌ي تخصصي خودمان اسم اين انرژي‌ها را «هاله» مي‌گذاريم. با اين حساب، يک ميز، قلم و يا حتي يک ساختمان و يا کره‌ي زمين هم هاله دارند و بر همين اساس، بدن منِ انسان هم هاله دارد. ولي طبيعتاً ساختار انرژيايي اين‌ها با هم متفاوت هستند؛ چرا که کالبد فيزيکي هر کدام با هم متفاوت است. از آن‌جا که کالبد فيزيکي بدن انسان خيلي کامل‌تر و داراي اجزا و اعضاي بسيار بيش‌تر و تخصصي‌تري نسبت به يک ميز است، به همان ميزان ساختار انرژيايي‌اش هم خيلي کامل‌تر، پيچيده‌تر و پيش‌رفته‌تر است و دقيقاً مشابه بدن فيزيکي‌- که ساختار و سيستم‌هاي مشخصي (مثل سيستم گردش خون، تنفس و...) هر کدام وظايف خاصي را انجام مي‌دهند‌- در ساختار انرژيايي بدن انسان هم همين ساختارها به شکل ديگري وجود دارند.
- کاربرد اين هاله يا ميدان انرژي در اطراف بدن انسان چيست؟
کاربردها و وظايف مختلفي بر عهده‌ي اين هاله است که مهم‌ترين آن را تأمين انرژي ابعاد غيرفيزيکي وجود انسان دانسته‌اند؛ يعني همان‌طور که جسم فيزيکي انسان، براي ادامه‌ي حيات روزمره‌اش نياز به انرژي دارد و بايد اين انرژي را از جايي تأمين و مصرف کند، ساختارهاي غيرفيزيکي وجود ما هم براي حيات و فعاليت روزمره‌ي‌شان نياز به انرژي دارند، منتهي از سنخ و جنس خودشان، که بخشي از اين انرژي، از طريق ساختار انرژيايي يا هاله‌ي نوراني تأمين مي‌شود.
کاربرد ديگري که براي هاله‌ي انسان در نظر مي‌گيرند، اين است که آن را به تعبيري امضاي معنوي شخص مي‌دانند؛ چرا که معتقدند که منشأ و مأخذ همه‌ي اتفاق‌هايي که در کالبد فيزيکي ما مي‌افتد، از همين کالبدهاي انرژيايي نشأت مي‌گيرد. حضرت امام(ره) هم در يکي از کتاب‌هاي‌شان، دقيقاً به همين ساختارها (البته به تعبير ديگري) اشاره مي‌کنند؛ به اين صورت که هفت کالبد را براي وجود انسان در نظر مي‌گيرند و تصريح مي‌کنند که حيات و عمل‌کرد اين کالبد فيزيکي، مسبوق به کالبد دوم انسان است و کالبد دوم به کالبد سوم و همين‌طور تا کالبد هفتم، فعاليت و عمل‌کرد هر کدام مسبوق به کالبد بالاتر از خود است؛ به عبارت ديگر، همه‌ي اتفاق‌هايي که در وجود ما مي‌افتد از کالبد هفتم نشأت مي‌گيرد. در بُعد خيلي کلي‌تر، عالم هستي هم به همين شکل است؛ يعني در تقسيم‌بندي عوالم هفت‌گانه، عالم هفتم جامعيت بيش‌تري دارد که عوالم ديگر درون آن قرار مي‌گيرند.
بر اين اساس، چون اطلاعات همه‌ي اتفاق‌هايي که در بدن فيزيکي ما مي‌افتد، در ساختار انرژيايي ما وجود دارد، مي‌گوييم هاله‌ي هر کس، امضاي معنوي اوست. دقيقاً مانند امضاي يک شخص که نشان‌دهنده‌ي شخصيت و هويت آن فرد است، ‌هاله‌ي هر کس هم (در صورتي که بتوانيم به آن دسترسي پيدا کنيم و اطلاعات آن را استخراج کنيم) مي‌تواند نشان‌دهنده‌ي شخصيت و هويت آن فرد باشد که شامل اطلاعات زيادي از ابعاد مختلف وجودي شخص (بُعد فيزيکي، عاطفي، احساسي، ذهني و روحي او) از گذشته، حال و حتي از آينده‌اش مي‌شود.
در حال حاضر، دانشمنداني که روي علم «سايکومتري» (دانش استخراج اطلاعات از هاله‌ي اشيا) کار مي‌کنند، از اين علم استفاده‌هاي کاربردي زيادي (مثلاً در سيستم‌هاي پليسي و امنيتي و حتي سيستم‌هاي مشاوره‌اي) مي‌کنند. به عنوان نمونه، در سيستم‌هاي پليسي به جاي اين‌که به طرق مختلف از شخص در جلسات طولاني بازجويي کنند، يک قطعه از وسايل آن شخص را‌- که در صحنه‌ي جرم همراهش بوده‌- و يا خود محل وقوع جرم را سايکومتري مي‌کنند و دقيقاً اطلاعات مورد نيازشان را در مورد اتفاق‌هايي که در آن تاريخ افتاده است، به دست مي‌آورند. به همين ترتيب، ‌هاله‌ي انسان هم اين اطلاعات را در خودش ذخيره دارد و دانشمندان تا به حال توانسته‌اند بخشي از اين اطلاعات را استخراج کنند و در اين راه، موفقيت‌هاي زيادي هم به دست آورده‌اند.
- آيا هاله‌ي هر کس، از زماني که به دنيا مي‌آيد به همان شکل ثابت باقي مي‌ماند، يا اين‌که با تغيير سن و شرايط زندگي فرد، بنا بر اتفاق‌هايي که در طول دوره‌ي زندگي او رخ مي‌دهد (مثل ازدواج کردن، تغيير شغل و...)، ‌هاله‌ي او هم تغيير مي‌کند؟
بخشي از فاکتورهاي هاله، ثابت هستند و در طول زندگي تغييري نمي‌کنند. ما اين موارد را در اصطلاح تخصصي خودمان به نام «رنگ زمينه‌ي هاله» مي‌شناسيم که معرّف شخصيت، توانمندي‌ها، پتانسيل‌ها و خصوصيات رفتاري و شخصيتي فرد است. اين قسمت از هاله با خوابيدن، بيدار شدن، ازدواج کردن، تغيير شغل و سن و... زياد تغييري نمي‌کند. اما فاکتورهايي هم وجود دارند که متغير هستند؛ مثل ميزان آرامش و استرس شخص، که مي‌تواند در بازه‌هاي زماني متفاوت، تغييرات زيادي را در هاله‌ي فرد نشان دهد.
- اين ميدان‌هاي انرژي‌ يا هاله‌ي افراد، تا چه ميزان بر هم تأثير دارند؟
معمولاً گفته مي‌شود که حوزه‌ي انرژي‌هاي انسان در افراد معمولي، به اندازه‌ي وسعت دو دست‌شان است؛ يعني يک حوزه‌ي انرژي حدود يک و نيم متري اطراف هر کس را فرا گرفته است. قطعاً من و شما که الآن اين‌جا روبه‌روي هم نشسته‌ايم، حوزه‌ي انرژي‌هاي‌مان با هم تداخل پيدا کرده است و مسلماً بر هم‌ديگر تأثير مي‌گذارد. خيلي از تأثيرهايي که ما از محيط اطراف يا افرادي که با آن‌ها ارتباط داريم، مي‌گيريم، بر اثر همين انرژي‌هايي است که ناخودآگاه و ناخواسته و بدون آگاهي بين ما و آن‌ها رد و بدل مي‌شود. شايد شما هم اين تجربه را داشته باشيد که مثلاً وقتي ده دقيقه در اتوبوس کنار يک نفر مي‌نشينيم، يک غمي در دل‌مان مي‌نشيند که اصلاً نمي‌دانيم از کجا آمده است و يا برعکس، ممکن است يک احساس شادي در ما ايجاد شود. بعد که دنبالش مي‌رويم، متوجه مي‌شويم که مثلاً آن فرد يک مشکل بزرگي داشته است يا برعکس. اين حالت در مورد انرژي اماکن و اشيا هم وجود دارد که وقتي وارد يک محيطي مي‌شويم، ممکن است يک احساس بهجت يا غمي به ما دست دهد که نمي‌دانيم دقيقاً دليل آن چيست.
- سابقه‌ي کشف اين انرژي و ثبت و ضبط آن به چه تاريخي برمي‌گردد؟
سابقه‌ي تلاش و ثبت و اندازه‌گيري اين ارتعاشات و انرژي‌ها، به دهه‌ي ١٩٣٠ برمي‌گردد. دانشمندي که موفقيت تصويربرداري از اين هاله به نامش ثبت شده است، «سيمون کرليان» نام دارد. البته قبل از او دانشمندان ديگري هم (مثل اديسون) روي اين موضوع کار کرده بودند، ولي چون آقاي کرليان براي اوّلين بار موفق به ثبت و اندازه‌گيري اين ارتعاشات شد، اين علم به نام ايشان ثبت شده است. دستگاهي که او ساخته بود، به نام «دوربين کرليان» معروف شد که بعدها عينک‌هايي هم به نام عينک‌هاي کرليان ساخته شد.
از همان دهه‌ي ١٩٣٠‌- که اوّلين دوربين تصويربرداري از هاله‌ي انسان ساخته شد‌- تا الآن (که نزديک به هشتاد سال از آن اتفاق مي‌گذرد)، دستگاه‌هاي بسيار پيش‌رفته‌تر و کامل‌تري ساخته شده است که مخصوص ثبت و اندازه‌گيري ارتعاشات حوزه‌ي انرژي‌هاي انساني و استخراج اطلاعات از اين هاله هستند. کارکرد هر يک از انواع اين دستگاه‌ها (با توجه به نوع خروجي آن‌ها) با هم متفاوت است؛ مثلاً بعضي از اين دستگاه‌ها با اسکن هاله‌ي افراد، اطلاعات پزشکي در مورد بيماري‌هاي جسمي آن‌ها را ارائه مي‌دهند و بعضي ديگر، ويژگي‌ها و خصوصيات رواني و شخصيتي فرد را گزارش مي‌کنند. بعضي از اين دستگاه‌ها حتي مي‌توانند زمينه‌ي ابتلا به بيماري‌هاي مشخصي در آينده را به فرد بدهند. چون خيلي از بيماري‌هايي که در بدن نمود پيدا مي‌کنند، مدت‌ها قبل، در بدن شروع مي‌شوند و ممکن است يک مقطع چند روزه، چند ماهه و يا حتي چند ساله بگذرد تا نمود يا عارضه‌ي فيزيکي آن‌ها در بدن فرد ظاهر شود، خيلي از انواع سرطان‌ها اين‌طور هستند. اين نوع اخير از دستگاه‌ها مي‌توانند براساس اطلاعات هاله‌ي انسان، خيلي از اين پتانسيل‌هاي بيماري يا بيماري‌هايي را که شخص در آستانه‌ي ورود به آن‌ها هست تشخيص دهد و قبل از ابتلا، به فرد گزارش دهند.
دستگاه (Aura Video System) AVS که ما در حال حاضر از آن در مؤسسه‌ي علمي‌- پژوهشي ملاصدرا استفاده مي‌کنيم‌- علاوه بر اين‌که يک تحليل شخصيت خيلي کامل از ابعاد وجودي شخصيت انسان ارائه مي‌دهد، پيشنهادهايي هم مبتني بر تيپ‌هاي دوازده‌گانه‌ي شخصيتي به افراد در حوزه‌هاي مختلف مي‌دهد؛ مثلاً ورزش‌هايي را که متناسب با ساختارهاي انرژيايي فرد و يا روحيه و توانمندي‌ها و پتانسيل‌هايش هستند به او پيشنهاد مي‌کند و يا رشته‌ي تحصيلي و مشاغلي را که مي‌تواند در آن‌ها موفق‌تر از ديگر مشاغل باشد و يا راه‌هايي را براي بهبود سلامتي، پيشگيري از بيماري‌ها و يا تقويت انرژي‌ها براي زمان‌هايي که احساس رخوت و سستي مي‌کند و... به او پيشنهاد مي‌دهد.
- بنا به دلايلي، خيلي‌ها در جامعه‌ي ما به اين سيستم‌ها با ديده‌ي شک و ترديد نگاه مي‌کنند. مي‌خواهم بدانم اين گزارشي که اين دستگاه‌ها مي‌دهند، تا چه حد علمي است؟
اصل وجود اين انرژي‌ها در اطراف انسان و کليه‌ي کاربردها و مطالبي که با آن مرتبط هست، قابل انکار نيست؛ يعني به لحاظ علمي، آن‌قدر مطلب و مقالات علمي و تحقيقات در حوزه‌ي دانشگاهي و آکادميک در مورد اين موضوعات نوشته شده است، که راه هر گونه شک و شبهه را در مورد پذيرش اين واقعيت مي‌بندد. منتهي بخش زيادي از اين گونه شک و ترديدها (مخصوصاً در جامعه‌ي ايران) حاصل از عدم آگاهي کافي راجع به اين گونه مسايل جديد است. در حال حاضر، نزديک به ٢٠٠ دانشکده، دپارتمان، دانشگاه، آکادمي و مؤسسه‌ي تحقيقاتي بزرگ در سطح دنيا وجود دارند که روي همين حوزه‌ها تحقيق مي‌کنند و بعضاً تا سطح PHD در حوزه‌هاي خيلي تخصصي، دانشجو مي‌گيرند و مدرک معتبر علمي ارائه مي‌دهند.
از طرفي، بحث حوزه‌ي انرژي‌ها، يک بحث پايه‌اي و شناخته شده در تمام علوم و فنون ذهن‌- بدن هستند که براي مثال در مباحث درماني «طب مکمل» يا «طب کل‌نگر» (مثل طب سوزني، انواع ماساژ درماني‌ها، و بعضي از انواع گياه‌درماني‌ها و...) کاربرد بسيار زيادي دارند که اين هم خودش دليلي بر علمي بودن اين حوزه از علم دارد.
- پس چرا مشخصاً طب‌هاي کل‌نگر يا مکمل از اين گونه اطلاعات بيش‌تر استفاده مي‌کنند و مثلاً طب علمي رايج به استفاده از اين اطلاعات روي نمي‌آورد؟
دليل اين امر مي‌تواند اين باشد که طب رايج‌- که بر استفاده بر داروها تکيه دارد‌- فقط به دنبال برطرف کردن عوارض و مشخصه‌هاي بيماري در عضو آسيب‌ديده است، در حالي که طب کل‌نگر، به دنبال يافتن سرمنشأ بيماري‌ها و درمان پايه‌اي آن‌هاست. بر همين اساس است که حوزه‌ي انرژي‌هاي انسان، پايه و اساس همه‌ي اين علوم و فنون مرتبط با طب مکمل يا ذهن‌- بدن را تشکيل مي‌دهند.
جامعه‌ي پزشکي و علمي ما هم (مثل وزارت علوم و بهداشت) اخيراً به اين سمت رفته است و چند سالي هست که رشته‌هاي طب سنتي ايران را‌- که از فرهنگ ديني و اسلامي خودمان نشأت گرفته‌اند‌- احيا کرده است و ما در حال حاضر، دکتراي تخصصي طب سنتي را در داخل کشور داريم، اما اين هنوز کافي نيست؛ چرا که در ساير نقاط دنيا، خيلي بيش‌تر روي اين مباحث سرمايه‌گذاري شده است.
- اما بعضاً مشاهده شده است که بسياري از افرادي که مدعي اين گونه انرژي‌ها هستند، فقط ادعاي اين کار را داشته‌اند و اين ادعا را وسيله‌اي براي کلاه‌برداري و شيادي قرار داده‌اند. به نظر شما چگونه مي‌توان کساني را که واقعاً داراي چنين نيروهايي هستند از کساني که ادعاي دروغين در اين خصوص مطرح مي‌کنند، تشخيص داد؟
بنده شخصاً در کلاس‌ها و کارگاه‌هايي که دارم، روي اين نکته خيلي تأکيد مي‌کنم که همه‌ي اين امور و کارهاي خارق‌العاده‌اي که از افراد سر مي‌زند، به نوعي توانمندي‌هاي انساني هستند که الزاماً حجت و دليلي بر خوب بودن، مثبت بودن يا عارف بودن آن‌ها نيست. مثلاً يک پزشک چندين سال درس مي‌خواند تا پزشک بشود و صاحب اين توانمندي شود که بيماري‌هاي افراد را درمان کند و يا يک مهندس هم به همين ترتيب، مدتي دوره‌هاي تخصصي را مي‌گذراند تا بتواند مثلاً يک ساختمان يا يک پلي را بسازد. کسي هم که چند سال روي انرژي‌هاي خودش کار مي‌کند تا مثلاً بتواند از راه دور يک شيئي را جابه‌جا کند، در واقع مانند همان پزشک و مهندس، فقط يکي از توانمندي‌هاي بشري را‌- که از قبل در وجودش قرار داشته است‌- فعال کرده است و آن آقاي پزشک و يا مهندس هم يک توانمندي ديگري را. اين‌ها همه توانمندي‌هاي انساني هستند که هر کسي مي‌تواند به آن‌ها دست پيدا کند؛ اما چون توانمندي‌هاي متافيزيکي در جامعه کم هست، خيلي از مواقع، اين موضوع حمل بر نشان کرده بودن يا خاص بودن اشخاصي مي‌شود که اين توانمندي‌ها را دارند، در حالي که اگر آن آقاي دکتر هم مي‌رفت در اين حوزه فعاليت مي‌کرد، شايد خيلي زودتر از کساني که به اين توانمندي‌ها دست پيدا کرده‌اند، به اين نتايج مي‌رسيد.
مي‌خواهم اين را بگويم که اگر کسي در وجودش قدرت يا توانمندي‌ خارق‌العاده‌اي دارد که با قوانين و قواعد فيزيکي زياد سازگار نيست، الزاماً آدم مثبتي نيست و نمي‌توان گفت هر حرفي که مي‌زند، حجت است، در عين حالي که اين ادعا مي‌تواند از اساس دروغ و غيرواقعي هم باشد.
- پس با اين حساب، شما معتقديد که اين گونه توانمندي‌ها به صورت ذاتي در وجود اشخاص خاصي قرار داده نشده است و براي همه قابل دسترسي و حصول است؟
بله، دقيقاً. بنده معتقدم که اين توانمندي‌ها به صورت ذاتي و بالقوه در وجود تمام افراد قرار دارد، اما الزاماً در وجود همه‌ي افراد، به صورت بالفعل درنيامده‌اند. دقيقاً مثل هنر، که به صورت بالقوه در وجود همه‌ي انسان‌ها هست و همه‌ي افراد مي‌توانند هنرمند بشوند، حالا يک کسي اين توانمندي‌ را بيش‌تر دارد و مثلاً ذاتاً هفتاد درصد زمينه و استعداد در يک زمينه‌ي هنري را دارد. خب اين فرد اگر سي درصد تلاش کند، به صد در صد مهارت در آن هنر خواهد رسيد، اما يک کسي هم هست که بيست درصد استعداد پرداختن به همان هنر را به صورت ذاتي در وجود خودش دارد، منتهي اين فرد بايد بيش‌تر (به اندازه‌ي هشتاد درصد) تلاش کند تا به صد در صد توانايي در آن هنر دست يابد؛ توانمندي‌هاي متافيزيکي هم دقيقاً به همين شکل هستند و چيزي نيست که کسي نتواند به آن دست يابد؛ ولي همان‌طور که عرض کردم، چون کم‌تر به آن‌ها پرداخته شده است و تعدادش به لحاظ عددي کم‌تر است، شايد خيلي بيش‌تر در جامعه نمود پيدا مي‌کنند و متأسفانه، بعضاً تعداد معدودي که اين توانايي‌ها را کسب کرده‌اند، سوء‌استفاده‌هايي هم از اين امور مي‌کنند و به همين دليل، جامعه ديد زياد مثبت و خوبي نسبت به اين گونه امور ندارد. اين مطلب در مورد بحث انرژي‌هاي بدن و هاله‌ي انساني هم کاملاً صادق است؛ به‌طوري که کليت هاله و کاربردهاي آن کاملاً اثبات شده است؛ اما متأسفانه استفاده‌هاي نادرستي که بعضاً در مواردي از آن شده است، جاي‌گاه و اعتبار آن را مورد شک و سوء‌ظن قرار داده است.
- شما در ابتداي صحبت‌هاي‌تان به انرژي اجسام هم اشاره کرديد. آيا مي‌توان تأثيرات انواع سنگ‌هاي انگشتري (مثل عقيق، فيروزه و...) را‌- که در منابع ديني ما هم به آن‌ها اشاره شده است‌- با توجه به همين اصل توضيح داد؟
بله. تحقيقات زيادي در دنيا انجام شده است که اين گونه تأثيرها را به اثبات رسانده است. اين تأثيرها در حوزه‌ي سنگ‌ها، کريستال‌ها و حتي حوزه‌ي اشکال هندسي به اثبات رسيده‌اند. انواع و اقسام سنگ‌ها با توجه به طول موج و فرکانس مشخصي که دارند، تأثيرهاي خاص و متفاوتي را مي‌توانند روي هاله ايجاد کنند و اين امر چه به لحاظ سنجش‌هاي انرژيايي و چه به لحاظ تحقيقاتي که به صورت آماري انجام شده‌اند، به اثبات رسيده‌ است. براي مثال، فارغ از اين‌که مقدار انرژي يک سنگ به چه ميزان است و هاله‌ي آن به چه شکل است، در تحقيقات متعددي، افراد را در دو گروه آزمايشي و گروه شاهد تقسيم کرده‌اند و وقتي ويژگي‌هاي گروه آزمايشي را‌- که براي مدتي با سنگ‌هاي خاصي در تماس بوده‌اند‌- سنجيده‌اند، متوجه شده‌اند که اين افراد، تأثيرهاي مشخصي را نسبت به دوره‌ي قبل از آزمايش دريافت کرده‌اند، در حالي که اين تأثيرها در گروه شاهد‌- که در مجاورت سنگ‌ها قرار نداشته‌اند‌- مشاهده نشده است.
البته باز اين نکته را عرض کنم که خيلي از اين تبليغات و مسايلي که با عنوان سنگ ماه تولد و سنگ خوش‌شانسي و... در کشور ما انجام مي‌شوند، جنبه‌ي بازاريابي و کلاه‌برداري دارند. با اين حال، اصل وجود اين مسئله را نمي‌توان انکار کرد.