معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - بخش اجتماعي - قدوسی نفیسه
بخش اجتماعي
قدوسی نفیسه
نابينايي که با بازتاب صدايش، ميبيند
بعضي از نابينايان، ميتوانند با ايجاد صدايي شبيه کليک، دنياي پيرامون خود را ببينند. آنها توانستهاند از روش حرکت دلفينها و خفاشها با شنيدن بازتاب صدايشان، حرکت کنند.
اين افراد از بخشي از مغز خود استفاده ميکنند که در افراد عادي وظيفهي ارسال اطلاعات ديداري را بر عهده دارد؛ در حالي که تعدادي از نابينايان، از روش اکولوکيشن (ايجاد صدا و شنيدن بازتاب آن براي به دست آوردن اطلاعات از اشيايي که در محيط اطراف وجود دارند) استفاده ميکنند، تعداد اندکي از آنها، به حدي در اين زمينه توانايي دارند که با توليد صدا ميتوانند به ورزشهاي سختي چون: کوهنوردي، دوچرخهسواري کوهستان و بسکتبال بپردازند.
«ملوين گودل» پروفسور روانشناس و هدايتکنندهي مرکز پژوهشهاي مغز و ذهن در «دانشگاه اونتاريو انگلستان» ميگويد: «من در تحقيقاتم از تواناييهاي دو مرد نابينا، بسيار شگفتزده شدهام. آنها ميتوانند با توليد صداي کليک، اشياي صاف را از برجسته، بوته را از ديوار و ماشين را از صندوق پُست تشخيص دهند.»
گودل ادامه ميدهد: «يکي از اين دو مرد «دانيل کيش» ٤٣ ساله است که ميتواند مکان اشيا را در محدودهي ٣ درجهاي خود کاملاً دقيق تشخيص دهد که به نظر من امري باورنکردني است. دانيل کيش، در ١٣ ماهگي به دليل سرطان رتينوبلاستوما، نابينا شده است.»
او ميگويد: «دانيل نميتواند زماني را که شروع به استفاده از روش اکولوکيشن کرده است به خاطر آورد. به نظر ميرسد او استفاده از اين روش را در سن بسيار پايين آغاز کرده است. پدر و مادرش ميگويند وقتي او ١٨ ماهه بود، صداهايي شبيه صداي کليک توليد ميکرد. دانيل کيش براي درآوردن صداي کليک، زبانش را سريع و محکم به سقف دهانش ميزند، با اين کار يک خلأ موقتي ايجاد ميکند و همين خلأ صداي کليک ويژهاي را توليد ميکند.»
انسانها به خاطر داشتن دو گوش، توانايي رديابي محل صدا را دارند. از آنجا که امواج صوتي به يکي از گوشها زودتر از گوش ديگر ميرسد، مغز از روي همين تفاوت زماني متوجه جهت زماني ميشود. در حقيقت، همانطور که ما به ياري دو چشم خود، ديد سهبُعدي داريم، يک شنوايي سهبعدي هم داريم. «کيش» رييس دنياي در دسترس نابينايان است. او به تعداد زيادي از نابينايان استفاده از صداي کليک را براي داشتن پويايي و استفاده از مهارتهاي زندگي، آموزش ميدهد. او اکولوکيشن را در کشورهاي زيادي نظير: کانادا، انگلستان، هند و... آموزش داده است.
مورد ديگر آزمايش، مرد ٢٧ سالهاي است که بينايياش را بر اثر جراحت عصب بينايي در ١٤ سالگي از دست داده است. او همچنين از شاگردان «دانيل کيش» است.
ملوين گودل، با بيان اين مطلب اضافه ميکند: «هر دو مردي که روي آنها مطالعه ميکنم، دانيل و مورد ٢٧ سالهي ديگري که دارم، ميتوانند به درستي بگويند که آن جسم به کدام طرف حرکت ميکند.»
گودل و تيم تحقيقاتياش ميخواهند بدانند، وقتي افرادي مانند «دانيل کيش» دنياي اطرافشان را اينگونه ميبينند، چه اتفاقي در مغزشان روي ميدهد. براي اين منظور، پژوهشگران از روش «اف ام آر آي» براي مطالعهي مغز آنها استفاده کردهاند که به اين وسيله، ميتوانند ميزان اکسيژن مصرفي را در بخشهاي مختلف مغز، هنگام انجام دادن کار ثابت نشان دهند.
به عنوان مثال، اگر شخصي در حال تماشاي چيزي باشد، بخش بينايي مغز در تصاوير روشن ميشود؛ زيرا در اين بخش اکسيژن بيشتري استفاده ميشود.
محققان دريافتهاند، هنگامي که يک فرد نابينا در حال شنيدن بازتاب صداي کليک خود است، بخش بينايي مغز او روشن ميشود.
گودل ميگويد: «وظيفهي دريافت اطلاعات اکولوکيشن (بازتاب صدا) با بخشي از کرتکس مغز صورت ميگيرد که در بينايي استفاده ميشود.»
در حقيقت وقتي کيش از اکولوکيشن براي تشخيص يک جسم در حال حرکت استفاده ميکند، بخشي از مغزش که براي ديدن اجسام در حال حرکت فعال ميشود، روشن ميگردد.
بخش شنوايي مغز کار خاصي انجام نميدهد
گودل در ادامه ميگويد: «جالبتر از همه اين است که دريافت بازتاب صداها، هيچ فعاليت خاصي را در بخش شنوايي مغز اين دو نفر، ايجاد نميکند. اين بازتاب صدا با بقيهي صداها براي مغز تفاوتي نميکند. در حالت عادي، وقتي بخش شنوايي مغز صداي بازتاب را دريافت ميکند، بايد آن را شناسايي کرده و مفهوم آن را بفهمد؛ ولي اين قسمت از مغز، بعد از دريافت صدا آن را به قسمت بينايي منتقل ميکند، تا بخش ديداري کرتکس مغز مفهوم صدا را رمزگشايي کند.»
مغز دو مرد بيناي ديگر نيز، با دستگاه «اف ام آر آي» تصويربرداري شد. نتيجه اين بود که بخش ديداري کرتکس مغز آنها، هنگام شنيدن صداي بازتابشان روشن نشد.
گودل براي اطمينان به نتايج تحقيق از روش ديگري استفاده کرد؛ زيرا تصويربرداري «اف ام آر آي» در تونل کوچکي انجام ميشد که ميتوانست بر بازتاب صدا تأثير بگذارد. به همين دليل، همکاران او روشي را ابداع کردند که بتوانند بهترين شرايط را براي آزمايش ايجاد کنند. آنها، يک ميکروفن درون گوش آزمايششوندگان قرار دادند و بازتاب صداي کليک آنها را بيرون از دستگاه «اف ام آر آي» ضبط کردند و سپس بعد از قرار گرفتن فرد درون تونل دستگاه، با يک هدفون در گوش وي، صداي کليکي را که قبلاً از او ضبط کرده بودند، پخش کردند.
گودل همچنان از نتيجهي تحقيقات هيجانزده است. به عقيدهي دانيل کيش: «اکولوکيشن ميتواند براي يک نابينا مهارت و توانايي آزاد زيستن بدهد. همهي نابينايان از اين روش اطلاعي ندارند و من فکر ميکنم که اگر بتوانند اين روش را ياد بگيرند، ميتوانند دنياي خود را بهتر بشناسند و يقين حاصل کنند که بدنشان بيشتر از آنچه فکر ميکنند، کارا و حيرتانگيز است.»
منبع: www.cbc.ca