معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢٤ - نوسازی علمی؛ نگاهی به بومیسازی علوم انسانی - ذوالفقاری ریحانه
نوسازی علمی؛ نگاهی به بومیسازی علوم انسانی
ذوالفقاری ریحانه
دانشجوی کارشناسیارشد مطالعات زنان
>مسئلهی نوسازی علمی، برای ملتی که میخواهد به استقلال برسد با توجه به نیازها و ضرورتهای ساختاری کشورش بسیار مهم تلقی خواهد شد. نوسازی علمی را میتوان همان تولید علم عنوان کرد؛ چرا که نوسازی علوم بدون ایجاد شاخههای جدید علمی مبتنی بر نیاز روز و همچنین گسترش علم با تدبر، تحقیق، تولید و نقد مکرّر و آزادانه به دست نخواهد آمد.
نوسازی و تولید علم
تولید علم به معنای شکستن مرزهاى علم و پیشرفت دادن علوم(١) و خارج شدن علم از حالت تقلیدى و ترجمهای(٢) است. به نظر میرسد در علوم تجربی که دارای قوانین ثابتشدهی عام است، تولید علم به معنای پژوهش در یافتههای تأیید شدهی گذشتگان و یافتن پاسخ مسائل روز و پایهگذاری نظریههای جدید و علوم تازه است که علوم تجربی، علوم فنی، پایه و پزشکی را شامل خواهد شد. در این علوم، منظور از جنبش نرمافزاری، تلاش برای کسب روحیهی شجاعت علمی است؛ به این منظور که بتوان با کسب تخصص در علوم مزبور به رأی جدیدی رسید و آن را بهعنوان فرضیهی قابل قبولی در علم گسترش داد و یا اینکه بتوان سؤالهای لاینحل علمی را پاسخ داد و نیازی را از نیاز بشر رفع کرد.
بومیسازی علوم انسانی
تفاوتی که علوم انسانی با علوم طبیعی دارند این است که در این علوم، از قوانین ثابت جهانی خبری نیست و بحثها و استدلالهای مطرح شده، بیشتر بر مبنای جهانبینی و ایدئولوژی شکل میگیرد و روششناسی آن بسیار متفاوت از علوم تجربی است. بنابراین، طبیعی است که تولید علم هم در این حوزه به صورتی متفاوت مطرح شود.
«باید توجه داشت که در علوم انسانی و برای شناخت ابعاد مختلف انسان، تنها بهکارگیری روش تجربی و آزمایشگاهی و حتی مطالعات آماری کافی نیست و از این جهت، علوم انسانی با علوم طبیعی تفاوت دارد. هر چند علوم طبیعی هم دارای مبانی فلسفی و مابعدالطبیعهاند، ولی در علوم انسانی عناصر غیرتجربی که این علوم را شکل میدهد به مراتب بیشتر از علوم طبیعی است. همین که پای عناصر غیرتجربی به میان میآید دخالت جهانبینی، نظام ارزشی و فرهنگ اجتماعی آشکار میشود و اینگونه عناصر در شکلگیری علوم انسانی تأثیر میگذارند».(٣)
از بحث تولید علم در علوم انسانی به علت مبانی بعضاً معارض این علوم با فرهنگ و هویت ایرانی- اسلامی ما، بهعنوان بومیسازی علوم انسانی تعبیر شده است. مقام معظم رهبری-مدظله- علوم انسانى را روح دانش میداند که همهى دانشها و تحرکات برتر در یک جامعه، بر مبنای آن عمل میکند.(٤) در واقع این علوم انسانى است که به ما جهت میدهد و مشخص میکند که ما به کدام طرف حرکت کنیم. بر همین اساس اگر علوم انسانى از مسیر درست خود منحرف شود و بر پایههاى غلط و جهانبینىهاى غلط استوار گردد، نتیجه این میشود که همهى تحرکات جامعه به سمت یک گرایش انحرافى پیش میرود.
بنابراین، روشن است که چرا مسئلهی بومیسازی علوم انسانی که هدف ما طبق سیاستهای کلی برنامهی پنجم توسعه، تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و باانگیزه، اصلاح و بازنگرى در متون، برنامهها و روشهاى آموزشى، ارتقای کمى و کیفى مراکز و فعالیتهای پژوهشى و ترویج نظریهپردازى، نقد و آزاداندیشی(٥) است، این همه مهم و حیاتی تلقی میشود.
انتقاداتی که بر علوم انسانی وجود دارد
﷼ علوم انسانی در کشور ما، عمدتاً محصول ذهن غربی است
موضوع مورد بحث علوم انسانی، انسان است و انسان در جوامع و ملل مختلف، برآمده از ادیان، فرهنگ و مکاتب همان سرزمین است؛ لذا مسئلهی علوم انسانی در تمام جهان یکسان نیست، بلکه با توجه به فرهنگ، متفاوت است. در نتیجه بومیسازی علوم انسانی که به مسئلهی تفاوت انسانها اشاره دارد، مورد توجه جامعهی دانشگاهی ما قرار گرفته است. دکتر عبدالمجید شیخی معتقد است: «معمولاً فرآیند تولید علم از مرحلهی فرضیه آغاز و تبدیل به نظریه میشود و پس از آزمون و گرفتن پاسخ صحیح، تبدیل به علم میگردد و چنانچه این علم در تمام زمانها و مکانها سازگار باشد، تبدیل به قاعده و قانون میشود. با این توضیح علوم انسانی وارداتی که- به قطع و یقین- بسیاری از آنها حداقل در جامعهی ما و در زمانهای مختلف آزمون نشدهاند نمیتوانند قانون قطعی تلقی شوند.»(٦)
همچنین دکتر عبدالحسین خسروپناه، در اینباره میگوید: «عالمان علوم انسانی، برای جمعآوری اطلاعات به انسان تحققیافته در بخشی از جامعهی غرب مراجعه میکنند که کاملاً با انسان شرقی، منافات دارد، بنابراین علوم انسانی غرب، همیشه برای جوامع انسانی و شرقی نافع نیست».(٧)
﷼ مکاتب علوم اجتماعی، عمدتاً مادی هستند
دکتر شهلا باقری، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس معتقد است: «علوم اجتماعی، علومی انتزاعی یا خنثی نیست، بلکه هدف آن تحلیل پدیدهها به سبب تغییر و تحول در جامعه است. در این عرصه، علم و ایدئولوژی بر یکدیگر تأثیر میگذارند؛ لذا بسیاری از پژوهشهای علمی که در باب مسائل اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و روانشناختی معروف شدهاند، مواضع فلسفی و ایدئولوژیک خود را در قالب همان دیدگاههای مادیگرایانه و ایدهآلیستی منعکس میکنند و در واقع، این دو مکتب، به اصلیترین ابزار تحلیلی در علوم اجتماعی مبدل شدهاند و به هیچ روی، جامعنگر و جهانشمول محسوب نمیشوند».(٨) بر این اساس، مشخص است که علوم انسانی برای کشور و ملت ما که با فرهنگ اسلامی و نگرشی بر جهان، بسیار متفاوت از نگرش مادی دارند، ناقص خواهد بود.
﷼ علوم انسانی ما بیشتر ترجمه است نه علم
مسئلهی بسیار مهمی که در دانشگاهها و رشتههای علوم انسانی ما در جریان است، مسئلهی ترجمه است؛ آن هم ترجمهی کتابها و نظریاتی که ممکن است در حال حاضر در جامعهی علمی غرب صددرصد، مورد پذیرش نباشد و همچنین اعتماد بسیار زیاد بر این متنها و مطالب در دانشگاهها، نزد اساتید قدیمی جای تأمل بسیار دارد؛ لذا به نظر میرسد یکی از بزرگترین انتقاداتی که بر علوم انسانی در جامعهی ما وارد است، مباحث ترجمهای است که بهعنوان منابع درسی مورد تدریس قرار گرفته است و چندان نقادی و نظریهپردازی در آنها مشاهده نمیشود. برخی صاحبنظران نیز به این مسئله اشاره داشته و آن را زمینهساز خودباختگی دانستهاند.(٩)
آسیبهای بومیسازی علوم انسانی
مطرح شدن مسئلهی بومیسازی علوم انسانی، بیشک دچار آسیبها و تهدیدهایی شده است که نتیجهی نوع نگرشها و برداشتهای متفاوت از این مفهوم است. باید به این مسئله توجه کرد که بومیسازی علوم انسانی، ما را به سمت تعطیل کردن این علوم و یا نفی ترجمههای کتب و علوم غرب نکشاند، بلکه باید توجه داشت که این فراگیری و ترجمه، به تقلید صِرف منجر نشود و زمینههای خلاقیت و زایش علمی را از ما نگیرد.
دکتر اعوانی، رییس پیشین انجمن حکمت و فلسفه نیز در این رابطه گفتهاند: «با اینکه بحث تحول در علوم انسانی طبق سخنان رهبری یکی از ضروریات جامعهی ما به شمار میآید؛ اما در معرض آسیبها و تهدیدهای جدی قرار دارد که از جمله میتوان به برداشتهای متفاوتی که از بومیسازی میشود، اشاره کرد. این مسائل، گاه این شبهه را به ذهن متبادر میسازد که منظور از آن، تعطیل کردن علوم انسانی در مراکز علمی است یا این که معنای بومی کردن، کنار گذاشتن کامل علوم انسانی غربی است. باید از افراط و تفریط دوری کرد»(١٠) و آن را راهکاری برای نقد علوم در جامعهی ایران به شمار آورد.
علاوه بر آسیبهای پیش رو، انتقادات بسیاری نیز بر گفتمان علوم انسانی وارد شده که به نظر میرسد این انتقادات، ناشی از برداشت نادرست از عبارت بومیسازی است.
بیشک بومیسازی علوم انسانی، برای پیشبرد اهداف تمدنساز جمهوری اسلامی، غیرقابل انکار است. تنها باید توجه داشت که برای رسیدن به این مفهوم استفاده از پشتیبانی نظری و تخصصی، موضوع بسیار مهمی است و نباید به دام جزمگرایی یا افراط افتاد. باید با روششناسی علمی، به نقد نظریات متعارض با فرهنگ اسلامی پرداخت و به اجتهاد و همچنین نظریهپردازی در علوم انسانی روی آورد.
پینوشتها:
١- بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى، در دیدار اساتید دانشگاهها ٢٦/٠٩/١٣٨٣.
٢- بیانات معظمله در دیدار جمعى از اعضاى تشکلها، کانونها، نشریات، هیئتهای مذهبى و شمارى از نخبگان دانشجویى١٥/٠٨/١٣٨٢.
٣- مصاحبهی روزنامهی وطن امروز با دکتر فنایی اشکوری در تاریخ ١/١١/١٣٨٨، شمارهی روزنامه: ٣٤١.
٤- بیانات رهبری در دیدار جمعى از نخبگان و برگزیدگان علمی ١٣/٠٧/١٣٩٠.
٥- ابلاغ سیاستهای کلی برنامهی پنجم توسعه، توسط رهبر معظم انقلاب ٢١/١٠/١٣٨٧.
٦- www.siasatrooz.ir/vdcgx٧٩x.ak٩nz٤prra.html.
٧- http://khosropanah.ir/fa/news/١٩٢-١٣٨٩-١٢-١٩-١٤-٠٦-٠٥.html
٨- فصلنامهی حوزه و دانشگاه، روششناسی علوم انسانی، سال ۱۴، ش ۵۴، بهار ۱۳۸۷، صفحات ٦٦-٤٧.
٩- آیتالله مصباح یزدی: «مشکل جدی ما تا به حال- در علوم انسانی- خودباختگی بود؛ فکر میکردیم نهایت علومی که ما به دانشگاه میتوانیم بیاموزیم، ترجمهی مطالبی است که دانشمندان غربی در اختیار ما قرار دادهاند».
١٠- http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=٩٦٧.