پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - معنويت گرايى در تبليغات خارج از كشور
معنويت گرايى در تبليغات خارج از كشور
در مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمين جناب آقاى محمود خليل زاده
(رايزن فرهنگى در ايران و سوئيس)*با تشكر از شما كه فرصتى را به ما اختصاص داديد. مهم ترين نيازها و شرايط فعاليت در عرصه بين الملل و از سوى ديگر ظرفيت هاى حوزه در مقايسه با اين نيازها چيست؟
وظيفه اصلى يك روحانى، دادن فرهنگ دينى و هدايت مردم به سوى دين و خداى بزرگ است. در اين زمينه نيازهاى يك منطقه با مناطق ديگر متفاوت است. شايد در ايران نيازهايى مطرح باشد كه اين نيازها اصلا در جامعه اروپايى معنى نداشته باشد و يا در كشورهاى آفريقايى شديدتر باشد، نيازهاى مناطق جغرافيايى متفاوت است. يك روحانى كه نماينده ى حوزه در هر منطقه باشد، بايستى وضعيت جغرافيايى و نيازهاى آنجا را به خوبى بشناسد، نيازهاى گروه هاى سنى و جنسى با يكديگر متفاوت است. در كشورهاى اروپايى، مسئله عمده مورد نياز در آموزش عقايد دينى نه به شكل خشك و كلامى آن، بلكه با رنگ معنوى و عرفانى است. ما در مواجهه با ايرانى هاى مقيم خارج كشور بلكه غير ايرانى ها وقتى مسائل دينى را با رنگ معنوى و عرفانى عرضه مىكنيم مى بينيم ميزان پذيرش به شدت بالا مىرود.
بعضى وقت ها مىبينيد در حوزه يك كتاب نوشته شده است كه در ايران فوق العاده خوب جواب مىدهد، ولى همين كتاب اگر به زبان ديگر ترجمه شود اصلا جواب نمىدهد. مثلا يك كتاب عقايد كه براى حوزه آمريكا نوشته مىشود، اگر آن كتاب را به هندوستان بفرستيد جواب نمىدهد. مثلا: در زبان فارسى براىرساندن يك مفهوم در يك جمله از افعال مختلف استفاده مىكنند، اين كار جمله را خيلى زيبا مىكند، اما در زبان آلمانى مترجم مجبور مىشود براى يك جمله، از يك فعل استفاده بكند و لطافت جمله از بينرود. خواهش من اين است كه كتاب هايى را كه براى جامعه بيرون از ايران مىنويسند مخصوص همان جامعه بنويسند. يا برخى از مطالب درباره ى حقوق زن از كتاب «حقوق زن» استاد مطهرى (ره) ترجمه مىشود; ايشان اين كتاب را براى ايران نوشته اند - حتى تا زمان حاضر اين كتاب تازگى دارد و جذاب است - اما وقتى ترجمه مىشود ممكن است مثال ها ديگر آن معنى را ندهد. مثلا: آقاى مطهرى مىگويند: مرد به زن بگويد دوستت دارم و... «الآن اگر اينها را به يك اروپايىبگوييد براى آنها عادى و طبيعى است. حتى در آموزش هاى اخلاق ما مىبينيم كه درباره ى پديده هاى اخلاقى در جامعه خودمان بايد خيلى تذكر بدهيم: «دروغ نگو، مسخره نكن، غيبت نكن و...» اما ممكن است اينها اصلا در جامعه ديگر معنا نداشته باشد و با يك اشاره كوتاه بتوان رد شد. و بر عكس ممكن استخيلى از پديده ها در جامعه ايران اهميت زيادى نداشته باشد، اما در جوامع ديگر به تاكيد و كار بيشترى لازم باشد. بنابراين مىطلبد حوزه هاى ما در رشته هاى مختلف بتوانند با انديشمندانى كه در خارج از كشور هستند جلساتىداشته باشند و با يكديگر تبادل انديشه كنند. روحانيون هر منطقه حداقل در شناخت موضوع كمك بكنند و متخصصان در اين زمينه كتاب بنويسند سپس ترجمه شود و به آن منطقه بفرستند و به جامعه آنجا عرضه بشود.*آيا وضعيت فعلى آموزشى، پژوهشى و تبليغى حوزه متناسب با وضعيت جوامع بين المللى است؟ با توجه به آموزش هاى حوزوى، ممكن است كسىتربيتشود كه براى داخل كشور مفيد باشد. اما آيا اين طلبه براى جامعه ىخارج از كشور مىتوانند به عنوان مبلغ، مدرس و محقق جوابگو باشند; در واقع سه بحث مطرح است: آيا آموزش، پژوهش و تبليغ حوزه با نيازهاى بين المللى امروز منطبق است؟ براى بهبود انطباق اين مباحثبا نيازها چه پيشنهاداتى داريد؟
- در هر سه بعد نارسايى هايى داريم. به عنوان مثال: اگر يك پژوهشگر حوزه، درباره شناسايى افكار «كانت» پژوهشى انجام بدهد اين در جامعه اروپا نمىتواند رنگى داشته باشد. زيرا آنها اين مطالب را مىدانند. يكى از دوستان ما كه فرد دانشمندى است و رايزن فرهنگى يكى از كشورها است در مصاحبه اى با يك رسانه غربى، به ايشان گفته بودند: "ما در مصاحبه با نه نفر فقط يازده صفحه مطلب نوشتيم اما در مصاحبه با شما به تنهايى ده صفحه نوشتيم "ايشان مىگفتند: نمىدانم چرا؟ گفتم: به خاطر اينكه بقيه حرف هاى خودشان (دانشمندان غربى) را به آنها تحويل داده بودند; اما شما حرف هاى ما را بيان كرديد. پژوهشگران ما حرف هاى خودمان را ياد بگيرند اما متناسب با جامعه بين الملل ارائه كنند آن وقتخيلى زيبا معنا مىدهد.
انصافا مىتوان مباحث عرفان نظرى و عملى را به نحو خيلى زيبا و كلاسيكىتدوين و عرضه كرد كه در جذب افراد حتى آنهايى كه مسلمان شده اند مؤثر باشد. من تعداد زيادى از افراد شيعه آلمانى را مىشناسم، با آنكه با ما رفت و آمد دارند ولى به خاطر اينكه از عقايد و احكام خشك مذهبى حظ زيادىنمى برند به جريان هاى صوفيانه گرايش پيدا مى كنند و حال آنكه اكثر جريان هاى صوفيانه خارج كشور ناسالم است. مثلا از مغرب يك شيخ مىآيد و جلسات ذكر تشكيل مىدهد و آنها كه مىروند احساس لذت مىكنند. ما مىتوانيم در عرفان و اخلاق مطالب مؤثرى ارائه بدهيم.
در خارج از كشور، مسائل ظاهرى مبلغ قبل از مسائل باطنى و فكرى او مورد توجه قرار مى گيرد و مردم قبل از هر چيز به نوع برخورد او با مردم توجه مىكنند. لذا اخلاق و رفتار مبلغ و سلوك شخصى اش تا حد زيادى مىتواند در مردم اثر كند و نفوذ داشته باشد. اين حركت اولى است كه بايستى روى آن كار شود. تبليغ يك مسئله تخصصى است. در گذشته (بيست - سى سال پيش) هر كس با سبك خودش تبليغ انجام مىكرد. اما الآن در دنيا تبليغ جنبه علمى و تخصصى پيدا كرده است. به تجارب مسيحيان نگاه كنيد كه براى آماده سازى يك مبلغ چقدر كار مىكنند و بعد او را به جاى مورد نظر مىفرستند. محل تبليغ را ما [ستاد] بايد انتخاب كند شايد مبلغ بخواهد فلان منطقه برود اما مناسب آنجا نباشد، بايد به او كمك و راهنمايى كرد كه با جغرافياى كشورى كه مىخواهد برود و فرهنگ، [خصوصيات] مردم و نيازهاى آنجا آشنا شود. او بايد بداند كه مبلغ است و به عنوان يك مبلغ بايد رفتار داشته باشد. حتى پيشنهاد مىكنم مىتوان هزينه كرد كه يكى، دو سال با مردم آنجا زندگى كند و با فرهنگ مردم آشنا بشود و زبان را به خوبى ياد بگيرد و بعد او را به عنوان مبلغ بفرستند در اين صورت كارايى اين فرد، فوق العاده بالا خواهد رفت.*استفاده از ابزارهاى روز اطلاع رسانى و تبليغاتى مثل استفاده از اينترنت در گفتگوى مستقيم (چت) چقدر در تبليغ مىتواند، مؤثر باشد؟
- اين كار توسط بنده از طريق اينترنت انجام شده است; از طريق تشكيل سايت و چت [كردن]. با آنكه وقتم كم است ولى فوق العاده موفق بوده ام و معمولا هم خودم را معرفى نمى كنم كه روحانى هستم. دوستانى دارم كه سه سال است از طريق چت [كردن] با هم صحبت مىكنيم و عمدتا مسائل آنها معنوى و عرفانى است. و از طريق سايت هايى كه داريم (در سوئيس) و از طريق شماره تلفن و ايميل (پست الكترونيكى) ارتباطات مفيد و خوبى داشته ايم.
*با توجه به اينكه همايش و گردهمايى ها و جلسات علمى، فرهنگى و دينىمفيدى در اروپا تشكيل مىشود آيا امكان استفاده و شركت در اين گونه همايش ها براى نخبگان، فضلا و طلاب حوزه وجود دارد و متقابلا از آن طرف كسانى هستند كه مىخواهند از دين، شيعه و حوزه آگاهى پيدا كنند. زمينه ايجاد اين گونه ارتباطات را چطور مىبينيد؟ آيا تا كنون در اين زمينه اقدامى صورت گرفته است؟
- اين گونه ارتباطات را فوق العاده مؤثر مىدانم، اين موضوع معمولا به دو گونه شكل مى گيرد، يكى همايش هاى عمومى كه پانصد تا هزار نفر [بيشتر يا كمتر] در آن شركت مىكنند.
ديگر همايش و جلسات محدود كه تعداد شركت كنندگان كم است و آثار علمىو نفوذ فرهنگى در آنجا بيشتر است. به عنوان نمونه عرض مىكنم: در يك جلسه خصوصى كه در مدرسه صلح و الهيات هامبورگ داشتيم چهار نفر از طرف ما بودند: يك روحانى (بنده)، يك مترجم و دو نفر ديگر; و از طرف مقابل هفت نفر از اساتيد و تئولوگ هاى بزرگ اخلاق و الهيات. اين جلسه فوق العاده پربار بود. مترجم مىگفت: من در جلسات بسيار زيادى شركت داشته ام ولى كمتر جلسه اى اين پربارى را داشته است. ما خيلى رك و بدون مصلحت [انديشى] مسائل را بيان مىكرديم آنها هم همين طور. و نتايجخوبى هم گرفتيم. در زمينه صلح و مسائل اجتماعى و دينى مانند حجاب و روسرى - كه در آلمان به عنوان يك پديده سياسى نه دينى مطرح است - صحبتشد.
فرداى آن روز در همايشى كه بيش از دو هزار نفر شركت كرده بودند و سخنرانان جلسه يك كشيش و يك تئولوگ مسيحى و بنده و جناب آقاى صادقىرشاد بوديم. براى مردمى كه آمده بودند و سؤالاتى داشتند خيلى مؤثر بود، آقاى صادقى رشاد از طرف اسلام پاسخ مى دادند و فوق العاده مؤثر بود كه نظير آن كمتر در آلمان ديده شده است. هر دو نوع جلسه (عمومى و خصوصى) قطعا نتيجه دارد و مؤثر است.* طبيعتا بعضى از افرادى كه با شما ارتباط دارند، تمايل دارند به ايران بيايند به عنوان مثال بعضى شخصيت هاى دانشگاهى تمايل دارند درباره ى شيعه تحقيق كنند، شما اين افراد را چگونه راهنمايى مىكنيد؟
ما از اين افراد داريم و گروه هايى را سازمان يافته به ايران اعزام كرده ايم. از زمانى كه بنده حضور دارم سه گروه آكادميك آلمانى به سرپرستى معاون اينجانب و مسئوليت كارهاى علمى و فرهنگى جناب آقاى دكتر نويد - از اساتيد دانشگاه زوريخ - به ايران اعزام كرده ايم. قبل از سفر با آنها جلساتى داريم و روىآنها كار مىكنيم. معمولا بعد از سفر اين ها به سراغ ما مىآيند و جلساتىتشكيل مىدهند. در يكى از جلساتى كه داشتند، از ايران چهارصد اسلايد به نمايش گذاشتند كه اوضاع ايران اين گونه است. در سفر اخير، گروهىرا به منزل امام خمينى (رض) برديم كه براى آنها خيلى مؤثر بود.
اما يك سرى افرادى هستند كه تمايل دارند و مىخواهند براى انجام تحقيقات علمى به ايران بيايند و
تاكيد دارند. ولى متاسفانه زمينه اعزام آنها هنوز مهيا نشده است.
اگر شما در زمينه گفتگو در زمينه هاى دينى و شيعه شناسى بخواهيد با كسانىارتباط داشته باشيد افرادى هستند كه هم آن ها مىتوانند مطالبى را در ايران ارائه كنند و هم از اينجا استفاده كنند. كسى را داريم كه از آثار شيعه موزه درست كرده است. از قبيل: مهر، تسبيح و دستى كه بر روى بيرق ها به عنوان دستحضرت ابوالفضل العباس (ع) مىزنند، نمايشگاهى درست كرده است; ما در اين زمينه ها علاقمند زياد داريم ما مىتوانيم با هماهنگى آنها را بفرستيم.* اگر از حوزه افرادى بخواهند متقابلا به آنجا بيايند و در همايش ها و... شركت كنند آيا آمادگى راهنمايى و كمك به اين افراد را داريد؟
- بله، مىتوانيم. مشروط بر اينكه [از قبل] با رايزن فرهنگى و مركز اسلامىهامبورگ هماهنگى داشته باشيد و مىتوانيم در دو شهر برلين و هامبورگ جلسات خوبى داشته باشيم.
* در پايان اگر نكته خاصى درباره ى حوزه و چگونگى تحولاتى كه در بين المللى شدن حوزه مىتواند مؤثر باشد، به نظرتان مىرسد بيان فرماييد.
- حوزه نسبتبه خارج از ايران مشكل شناخت موضوعات را دارد، و بايد مقدارى در شناخت موضوع فعال تر باشد.
ما خصوصا در زمينه مسائل اخلاقى و عرفانى متناسب با جوامع مختلف بايد كار كنيم. و در زمينه مسائل اعتقادى (با آنكه كتاب هاى زيادى نوشته شده) نيز چنين است. - جاى كار دارد و مردم اينها را مىخواهند و حتى در فقه بايد به مسائل و موضوعات جديدتر پرداختشود. مثلا اگر از درون منزلتان و از طريق اينترنت وارد كامپيوتر فرد ديگرى شود، سيستم محافظ [امنيتى] را بشكنيد و برنامه اى را سرقت كنيد; در واقع حرز را شكستهايد; آيا "بايد قطع يد شود؟ " اينها پديده هاىجديد هستند كه مىپرسند و جواب مى خواهند. فكر مىكنم اگر حوزه در اين زمينه ها فعالتر بشود مناسب تر است.