پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٤ - آشنايى با عرصه ها و فرصتهاى تبليغى در آسياى جنوب شرقى
آشنايى با عرصه ها و فرصتهاى تبليغى در آسياى جنوب شرقى
در مصاحبه با آيت الله شاهرخى خرم آبادى
* از اينكه وقت ارزشمندتان را در اختيار ما قرار داديد، از جنابعالى تشكر مىكنيم. ابتدا، دربارهى حوزهى ماموريتحضرت عالى (آسياى جنوب شرقى) كه سالهاست در آنجا فعاليت داريد; ديدگاه هايى كه نسبتبه اسلام، شيعه و انقلاب اسلامى، وجود دارد توضيحاتى بفرماييد.
حوزه ماموريت اوليهاينجانب، بنگلادش بود بعد از آن به تدريج ميانمار، تايلند و سرى لانكا به اين حوزه ماموريت اضافه شد; گاهى نيز به بنگال غربى سفر مىكنيم. كشورهاى ديگرى نيز از اينجانب دعوت كردند كه، نتوانستم بروم. در اين كشورها فرهنگ، شرايط و اوضاع خاصى حاكم است. كه فقط به كليات آن اشاره مىكنم.
جمعيتبنگلادش حدود ١٤٠ ميليون نفر است كه ١٣٠ ميليون نفر آن مسلمان و ١٠ ميليون نفر ديگر غير مسلمان هستند. اوايل ماموريت من در آنجا در كل كشور سر شمارى شد، جمعيتشيعيان ٥ تا ٦ هزار نفر بود. طبق آمار جديد، در حال حاضر جمعيت آنها ١٢ هزار نفر است.
متاسفانه، مسلمان ها از نظر مادى و معنوى ضعيف هستند و شيعيان در بين «اهل سنت» اقليتى محض هستند كه در فقر شديد مادى و فرهنگى به سر مىبرند. لذا، معمولا مورد توجه نيستند و تحقير مىشوند. هنگامى كه در بنگلادش، اين وضعيت را ديديم; براى اصلاح آن برنامه ريزى كرديم كه نتيجهآن حالا ظاهر شده است. هر كس به آنجا برود و با آنها تماس بگيرد مىگويند: وضعيت ما دگرگون شده است و سربلند شده و هويت پيدا كرده ايم، قبلا كسى به ما اعتنا نمىكرد، ولى الان براى ما ارزش قايل هستند و ما احساس شخصيت مىكنيم. از عنايات رهبرى خيلى خوشحال هستند، و رابطه ى اهل سنت تقريبا با شيعيان خيلى خوب است; مسائلى كه در بعضى از كشورها وجود دارد، در بنگلادش مطرح نيستبا آنكه وهابيون خيلى فعاليت مىكنند. سعى كرده ايم، جلوى تندروىهاى هر دو فرقه را بگيريم. مثلا شيعيان تندرو از پاكستان مىآمدند و سعى مىكردند شيعيان بنگلادش را به اين جهتسوق دهند و تحريك كنند. (آن ها نهايت و كمال شيعه گرى را در لعن و طعن و امثال اين كارها مىدانند و بدون اين كارها، براىشيعه بودن معنايى قايل نيستند).
از طرف ديگر، تندرو هاى اهل سنت (وهابيان) كه اكثرا از عربستان و پاكستان مىآمدند تا، «اهل سنت» آنجا را به تشكيل سپاه صحابه و گروه ضربت وادار كنند.
با علماى بزرگ اهل سنت كه شيعيان را تكفير مىكردند و با مفتى آنجا (كه سعىكردند وى را به تكفير شيعه وادار كنند تا شيعيان را قلع و قمع كنند) دوستشده ايم. و آن ها را قانع كرديم كه شيعه كافر نيست كه الان گاهى اوقات نيز از شيعه حمايت مىكنند. آن ها را از اين كه به كفر شيعه فتوا بدهند، منصرف كرديم، و اكنون اين ها (شيعه و سنى) به حدى به يكديگر نزديك شدهاند كه پيشنهاد وهابيون پاكستان را براى تشكيل «سپاه صحابه» ، رد كردند و خود اين ها اعلام كردند كه ما، با شيعيان مسئلهاى نداريم. ولى با سماجتسپاه صحابه تشكيل شد، البته سعى شده با تعديلهاى بوجود آمده، بهانهاى براى ايجاد مشكل به دست آنها داده نشود. حتى يك بار، مىخواستند من را در «سمينار جهانى ختم نبوت» ترور كنند. از ايران به كسى ويزا ندادند كه بيايد، فقط من شركت كردم.
علماى اهل سنت مىگفتند: براى اولين بار استيك روحانى شيعه آمده و در كنار ما در جايگاه قرار گرفته است، شيعيان، از نظر مادى و فرهنگى خيلى ضعيف هستند. آنها را به درس خواندن وادار مىكنيم و كمك هزينه ى تحصيلى به آنها مىدهيم براى اينكه به مقامات علمى برسند و دكتر، مهندس و دانشمند بشوند و يا معارف قرآن را ياد بگيرند، آن ها نيز كوشش مىكنند. براى آن ها كتابخانه و نوارخانه تاسيس كرده و كلاس كامپيوتر براى دختران و پسران تشكيل دادهايم كه مطالب را فرا گيرند و وارد بازار كار شوند، فعاليتهاى مختلفى داريم. در مجموع بنگلادش، وضعيتشيعيان نسبتبه گذشته بهتر شده است.
در تايلند وضعيتشيعيان از بنگلادش بهتر است، فعاليت هايى انجام شده و مىشود. اما شيعيان در ميانمار به شدت ضعيف و محروم هستند; بخصوص از لحاظ فرهنگى; شايد از نظر مادى كمى بهتر از بنگلادش بودند; ولى از نظر فرهنگى خيلى ضعيف هستند; اين ها بعد از سال ها فعاليتهاى فرهنگى و تبليغى و فرستادن طلاب و روحانيون به عنوان مبلغ، امام جماعت و ائمه جمعه وضعيتشان بهتر شده است.
در آنجا به گونهاى رفتار كرده ايم كه حكومت، نسبتبه فعاليتهاى ما و طلبههاى اعزامى حساسيت و مسئلهاى ندارند. آن ها از پنهان كارى و مخفى كارى ناراحت مىشوند و هدف از آمدن بعضى از افراد را مىپرسند. مىدانند ما به فعاليت ها و امور داخلى كشورشان كارى نداريم و دخالت نمىكنيم; به همين خاطر، از جانب ما مطمئن هستند. اگر كسى با شيوه پنهان كارى به آنجا برود، جلوى فعاليت او را مىگيرند و برنامههاى ما نيز لطمه خواهد خورد.
در سرى لانكا، وضعيت مسلمانان خيلى خوب است و پست هاى حساس، در اختيار دارند; اما شيعيان در اقليت محض هستند، ولى آزادى وجود دارد، و فعاليتها نتيجه بخش است.
اما مسئله انقلاب، در اكثر اين كشورها بخصوص بنگلادش، مسلمان ها حتى اهل سنت، به حكومت اسلامى علاقه ى عجيبى دارند; و از آرزوهاى اوليه ى آنان، حاكم شدن قرآن و اسلام است آن ها مىبينند كه در دنيا انقلاب اسلامى وجود دارد، و توانسته است، قرآن را حاكم و دست دشمنان را كوتاه كند. به همين خاطر به ايران، انقلاب، نظام جمهورى اسلامى، امام امت و رهبر انقلاب (مدظله) علاقمند هستند.
مدتى در زمان صدام عليه «شيعه» ، «ايران» ، «انقلاب» و مسئولان نظام، تبليغات مىشد; صدام در آنجا مسجد بزرگى ساخت، و پايگاهى عليه ما درست كرد، به گونه اى كه به خاطر تبليغات سوء آنان، اعضاى سفارت ايران نمىتوانستند به راحتى رفت و آمد كنند. ولى مردم با ديدن فيلمى كوتاه [كه از تلويزيون آنجا پخش شد] از تشييع جنازه امام خمينى «رض» دگرگون شدند، و ديدند كه چگونه ميليون ها نفر به دنبال جنازه ايشان، بر سر و سينه مىكوبند، اين فيلم تاثير عميقى، بر جاى گذاشت، مردم مىگفتند اگر تبليغات عليه ايران و امام درستبود و مردم از ايشان ناراضى بودند، اكنون كه ديگر زمان حيات ايشان نيست كه مردم از ترس ديكتاتورى ايشان، چنين بكنند، پس چرا اينگونه بر سروسينه مىزنند، و جنازه ايشان را تشييع و گريه مىكنند، پس آن تبليغات دروغ بوده است. يك فيلم كوتاه از تشييع جنازه امام باعثشد نظر مردم نسبتبه نظام و انقلاب اسلامى تغييركند. و آن مسجدى كه عراقى ها ساختند الآن در اختيار ماست و خطيب آنجا با ما خيلى دوست است، و از ما براى سخنرانى دعوت مىكند.«سازمان حوزهها و مدارس علميه خارج از كشور» و «مركز جهانى علوم اسلامى» دو مركزى هستند كه فعاليتحوزوى براى خارجيان در داخل يا در خارج از كشور دارند، به نظر شما چقدر ضرورت دارد، حوزه علميه قم به عنوان مركز حوزه هاى علميه ى تشيع، فعاليتبينالمللى داشته باشد؟ و چه نيازهايى را مىتواند، پاسخگو باشد؟
- من در اين زمينه و ديگر زمينهها، نظراتى داشته و دارم و گاهى اوقات در بعضى از مصاحبه ها نظراتم را بيان كرده ام، اميدوارم اين نظرات، مورد توجه قرار گيرد. چون من سال ها در حوزه حضور داشته و از شاگردان مرحوم «آيت الله بروجردى» بوده ام. سال ها در خارج از كشور فعاليتحوزوى داشته ام، معتقدم تشتت و تفرقه در تصميم گيرى ها، تمام برنامهها را خنثى مىكند.
ائمه جماعات اهل سنت، در امور مختلفى تسلط دارند و كاربردى درس خوانده اند و كار كرده اند در نتيجه كه مردم آن ها را مىخواهند. مثلا حافظ قرآن هستند. طبيعى است مردم حافظ قرآن را دوست داشته باشند; تفسير، حديث، تاريخ اسلام و معارفى اسلامى را مىدانند بنابراين مردم، خواهان آن ها هستند و مقدارى هم به كلام و مسائل جهانى تسلط دارند، زبان [خارجى] مىدانند، و بعضى از ائمه جماعات اهل سنت ٣ تا ٥ زبان را مىدانند و در سمينارها، به عنوان مترجم عمل مىكنند و معلوماتشان خيلى كاربرد دارد.
ولى افرادى كه از ايران مىآيند، متاسفانه گاهچون برنامهها و معلومات آن ها منطبق با نيازهاى خارج از كشور و منطقه در نظر گرفته نشده است; در آنجا كاربردى، ندارند;درباره مشكلات، موانع و محدوديت ها در حوزه ماموريتحضرت عالى، توضيح بفرماييد.
- در بنگلادشعنوان دفتر ما «دفتر نمايندگى ولى فقيه» است. تجربياتى از دوستان و جاهاى ديگر داشتم. در بنگلادش هر قدر درخواست ملاقات مىكردند، مىگفتم: به اين مسائل كار ندارم. مسئوليت من فقط رسيدگى به امور مساجد، حسينيهها و ارتباط با مردم، شيعيان، اهل سنت و علما است. در جلسه اى با هم سفير و رايزن فرهنگى نشستيم و وظايف را تفكيك كرده و امضا كرديم كه مسايل سياسى به سفارت مربوط است و ما دخالتى نمى كنيم و اگر سياستمداران و ديپلمات ها خواستند با ما تماس بگيرند، بايد از طريق سفارت اقدام كنند. و اگر از ما سؤال شد كه از چه طريقى با اين فرد ملاقات داشتيد؟ خواهيم گفت: از سفارت بپرسيد; ما مسئول نيستيم. از برخى جاها كه [افراد سياسى براى ملاقات] نزد من مىآمدند، مىگفتم به سفارت برويد، كه آنها به من بگويند اين ملاقات لازم است.
تمام مسائل فرهنگى، به «خانه فرهنگ» مربوط است، ما به آن ها كمك مىكنيم، اما دخالتى در كار آن ها نخواهيم داشت. و كارهاى آخوندى (تبليغ دين و مسائل شرعى) به ما (نمايندگى ولى فقيه) مربوط است. كسى نمىآيد با آن ها درباره شيعه و سنى و امثال آن بحثبكند، اين وظيفه ما است اما اگر خواستند مىتوانند كمك كنند (و كمك هم مىكنند) و اكثرا، مركز فعاليت ها و ملاقات هايمان در تايلند و بنگلادش، خانه فرهنگ ايران در آن كشورهاست.
در حال حاضر «دارالقرآن» در سراسر بنگلادش مشهور است و مىدانند كه به «مقام معظم رهبرى» تعلق دارد. و تحت عنوان «دارالقرآن» فعاليت هاى گوناگونى داريم و دفتر نماينده ولى فقيه داريم كه مدير آن دكتر «كاظم مير سعادت» ، فرزند، آيت الله تبريزى هستند.
فعاليت ها، ملاقات ها و برنامه ريزىهاى ما، در «خانه فرهنگ» انجام مىشود و دفتر خودمان، در آنجا قرار دارد.
در ميانمار به مسلمانان حساسيت زيادى دارند. گفته مىشد، مىخواهند مسلمانان را از ميانمار بيرون بكنند، آن ها را قطع نسل بكنند و امثال آن. خيلىها را قلع و قمع كردند و كشتند. مردانشان را به قتل مىرساندند و دختران و زنانشان را مىربودند و برخورد آن ها تند و عجيب بود.
من در تايلند بودم كه، قرار شد به آنجا هم برويم گفتند: اينجا نمىتوان سخنرانى كرد زيرا حساسيت وجود دارد، نمىشود به منبر رفت و فقط بين دو نماز، آن هم بايد نشسته سخنرانى كرد. گفتم: شما با اين مسائل كارى نداشته باشيد، من نمازم را مىخوانم و به منبر مىروم و از همين ابتدا تكليفم را با اين ها روشن مىكنم، منبر رفتم و سخنرانى كردم. اين ها ما را كاملا تحت كنترل داشتند و نوار سخنرانى را برده و گوش داده بودند روزهاى بعد هم به همين صورت گذشت و در نهايت، خودشان مانع نشدند كه صحبت كنيم و به خاطر اينكه با ما اين برخورد را داشتند; فعاليتشيعيان نيز آزاد شد و توانستند، عزادارى، سخنرانى و برنامه ريزى بكنند (افرادى را براى اين كار تعيين كرديم) و براى جلسات در گوشه و كنار افرادى را مىفرستاديم. در نهايت روزنهاى براى اين فعاليتها گشوده شد.
متاسفانه گاهى حركاتى، ايجاد مشكل مىكند. و ملاحظات ديگرى پيش مىآيد. مثلا; از طلبه هايى كه از ايران مىآمدند كتاب جهاد را گرفته بودند و تصور مىكردند: اين ها به ايران مىروند، تا آموزش دوره جنگ هاى چريكى را ببينند تا در آنجا عمليات انجام دهند، مطالب كتاب جهاد را نمىدانستند.
برنامههاى مختلفى در آنجا داريم، اساس برنامههاى ما بررسى نيازهاى منطقه و مشورت با كارشناسان محلى است و بعد از مطالعاتى كه داريم، حركات و فعاليت هايى را انجام مىدهيم. و سعى مىكنيم در سخنرانىها اين ها به صحبتهاى ما حساسيت پيدا نكنند. از اين ها تعريف هم نمى كنيم كه از «كفر» تعريف شده باشد.
در صحبت هايم، اظهار خرسندى مىكنم كه «شيعيان» در كشور آن ها مراسم عبادى و مذهبى شان را در «آزادى كامل» انجام مىدهند. از اينكه بگوييد در كشور آن ها آزادى وجود دارد، خوشحال مىشوند. در واقع تشويق آن ها براى دادن آزادى بيشتر است. لذا از شيوه هايى كه از آنها تعريف نكرده و ضمنا آن ها را تشويق كرده باشيم تا با ما همراهى كنند، استفاده مىكنيم. گاهى اوقات از آن ها سركشى (بازديد) و به آن ها كمك مىكنيم. (در سفر اخير) به يك يتيم خانه ى اهل سنت رفتيم (تا نگويند فقط به شيعيان توجه دارند) و با آن ها ارتباطى داشتيم به محصلان و مدرسه شان كمك كرديم.
روز بعد، به مركز «سالمندان بودايى» رفتم و سالمندان بودايى اظهار خوشحالى و تعجب مىكردند، و چقدر لذت مىبرند كه ما به ديدن آنها مىرويم. مىدانستند دين و مذهب ديگرى داريم. آنها دستبه طرف آسمان مىبردند و روى سينه مىگذاشتند به عنوان احترام و اينكه براى ما دعا كنند. بعد مسئولين آنجا در دفتر جمع شدند، وقتى مىخواستيم هديه بدهيم گفتند: بايد با حضور عكاس و انجام تشريفات باشد. كه عكاس آوردند و فيلم تهيه كردند و ما هديه را داديم گفتند: مىخواهيم عكس را اينجا نصب كنيم. در روزنامهها بنويسيم و پخش كنيم. اين كارها باعثخوشحالى آنها مىشود.
تايلند: در «بانكوك» مبلغانى از ايران رفت و آمد مىكنند; اما از همه جا مهمتر، جنوب تايلند است; زيرا در آنجا شيعيان زيادى وجود دارد و مقدارى محروم هستند. آن ها به حدى علاقمند هستند كه از ٤٠٠ تا ٥٠٠ كيلومترى براى شنيدن سخنان ما مىآيند. اين ها تشنه هستند; تشنه من نيستند. بلكه تشنه ى اسلام، انقلاب، نظام، امام (رض) و مقام معظم رهبرى «مد ظله» هستند.
اگر يك روحانى براى سخنرانى به آنجا برود تا مسافت ٤٠٠ تا ٥٠٠ كيلومترى به استقبال وى مىروند.
سرى لانكا: در سرى لانكا، زمينه فعاليتخيلى خوب است; ولى چون رفت و آمد و تشريفات زيادى دارد و دفتر روابط بين الملل، تشخيص داده و گفته بودند كه چون وقتى به «سرى لانكا» مىرويد نماينده و وزير و... مىآيند و تشريفات زياد است; با چنين تشريفاتى بهتر است، سالى يك سفر انجام بشود.
آنجا كه رفتيم ديديم، براى برنامههاى مذهبى خيلى آمادگى دارند. و خوشبختانه با آنكه حكومت، حكومتى «بودايى» است، اما مسلمانان در خيلى از پستهاى حساس و كليدى كشور حضور دارند، در نمايندگى، وزارت و... با يكديگر و علما هماهنگى خوبى دارند.
شخصيتها و گروه هاى مختلف، از كشورهاى مختلف براى ديدن مراكز علمى و اماكن زيارتى و آثار باستانى ايران مىآيند. خيلى از اين مراكز و گروه ها در ايران دوست دارند از اين ديدارها استفاده كنند، متاسفانه آمدن آنها، اطلاع داده نمىشود. براى ساماندهى و سازماندهى اين امور چه بايد كرد؟
البته گاهى اوقات براى ما مشكل درست كردهاند; در بعضى موارد آقايان و شخصيت هايى را كه دعوت كرده اند كه ما با آن آقايان كار كرده تا به ايشان ثابت كرده ايم كه شيعيان مشرك نيستند و ايرادهاى آنان به عقايد شيعيان به دلايل مختلف، قابل پذيرش نيست. آن ها را در مواقع نامناسب به ايران دعوت كرده و باعثشده اند كه چيزهايى در اينجا بينند كه به افكار گذشته خود، باز گردند.
يكى از خطباى معروف كه در اينجا موقعيتى مانند مانند مرحوم فلسفى در ايران داشت.
چند وقت پيش از ايشان دعوت مىكنند و او را به ايران و به حرم امام خمينى (رض) برند و آنجا را كاملا به ايشان نشان مىدهند وقتى ايشان برگشته بودند در جلسات و مراسمهاى بزرگ كشورش، عليه شيعه، صريح سخنرانى مىكرد و مىگفت: اينها اهل اسراف و تبذير هستند; «ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين».
زيرا براى آن ها شخصيت، هر چقدر هم بزرگ باشد فرقى نمىكند كه در كجا و با چه تشكيلاتى دفن كنند. اينها با قبر و امثال آن به شدت مخالف هستند؟ و آن را شرك مىدانند.
«آقاى عبيدالحق» خطيب بزرگ و امين الاسلام مفسر معروف كشور را براى سمينارى به ايران دعوت مىكنند براى «آقاى عبيد الحق» (با افكار ضد شيعه)، برنامه زيارت حضرت معصومه (س) در نظر گرفته بودند، گفتم: اين برنامه اصلا درست نيست، گفتند: ديدار از كتابخانه ى آيت الله مرعشى نجفى (ره) گفتم: خيلى خوب است. بايد با هر كس مطابق روحيات و احوال او، برخورد شود.
ايشان مىرود و در آنجا، مسائلى را كه در ايران ديده است، بيان مىكند و مىگويد اينها قبر را مىبوسند و به آن سجده مىكنند و اين كار را بدتر مىكند، لزومى ندارد امثال اين دعوت صورت بگيرد.
و بايد اين دعوتها و افراد دعوت شده، با حساب، در موقعيت و زمان خاص و كارشناسانه باشد تا موقعى كه از اينجا بر مىگردند، عليه ما حرف نزنند.
گاهى اوقات لازم است، متقابلا برخى از طلاب و فضلاى ما، براى آشنايى با منطقه به صورت سفر كارشناسى يا اردو بروند آيا زمينه براى انجام اين كار وجود دارد؟
- اگر به شكل اردو باشد; سفارت موافقت نمىكند و معتقد است كه اين اردوها حساسيت زا است اما كسانى كه به منطقه اى علاقه دارند و دوست دارند با آن منطقه آشنا شوند و آمادگى دارند، بيايند. ما ترتيبى براى
آن ها مىدهيم كه به عنوان كارشناس بيايند، ببينند و بررسى هايى را انجام بدهند و جزوهاى بنويسند، چند مرتبه بيايند و بمانند تا وقتى برگشتند، كارشناس آن منطقه بشوند. اما به صورت اردو مشكل است.
اگر مىخواهيد هر منطقه يك كارشناس داشته باشد بايد به صورت فردى، افرادى به مناطقى كه ما هستيم، (بنگلادش، ميانمار، تايلند و حتى سرىلانكا) بيايند، در اين صورت ما همكارى مىكنيم كه مدتى در آنجا بمانند و با آنجا آشنا شوند و به عنوان كارشناس باز گردند.
از اينكه وقت ارزشمندتان را در اختيار ما قرار داديد از جناب عالى متشكريم. بيانات شما زيبا، دلنشين و جذاب بود، اگر نكتهاى خاص در نظر داريد، بيان بفرمائيد.
- تجارب زيادى وجود دارد كه با وقت كم و مختصر نمىشود اين تجارب را بيان كرد. بهتر است زمينه آن تجارب را مشخص نماييد كه بتوانيم مطالب بيشترى را بيان نمائيم. ان شاء الله قدم هاى شما مثبت و كارساز باشد كه بتوانيد به انقلاب، اسلام، اهداف رهبر معظم خدمت كنيد.