پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - جهانى سازى پاسخگويى در حوزه

جهانى سازى پاسخگويى در حوزه


در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام مهدوى پور - دبير كميته همايش

عملكرد حوزه علميه قم، به عنوان مهم‌ترين مركز تربيت مبلغين دينى در عرصه تبليغات بين‌الملل را - صرف‌نظر از تبليغات داخلى - چگونه ارزيابى مى‌كنيد؟ به نظر شما آيا در يك دهه گذشته، با توجه به فرصت‌هاى به وجود آمده در عرصه بين‌الملل و تحولاتى كه پس از فروپاشى كمونيسم به وجود آمده، اين عملكرد مثبت‌بوده است؟

با توجه به ماهيت انقلاب اسلامى كه مذهب نقشى محورى در آن دارد طبيعى است كه انتظار مردم در جامعه، بلكه جهان اين است كه عناصر اصلى‌اى كه در اين انقلاب نقش هدايتى داشته‌اند، بايد در حوزه پرورش يابند، از اين رو لازم بود كه در حوزه تحول اساسى ايجاد شود، پيش از انقلاب كه چنين نيازى مطرح نبود و اميدى هم نبود كه انقلاب اسلامى پيروز شود و يك حكومت اسلامى تشكيل شود. لذا حوزه آمادگى لازم براى اداره حكومت را نداشت. پس از انقلاب لازم بود كه تحولى اساسى در حوزه ايجاد شود.
اعتقاد من اين است كه اين تحول تا اندازه زيادى ايجاد شده است; گرچه به تدريج و با يك حركت كند، ولى انصافا كارهاى بسيار زيادى انجام شده است.
ماهيت‌حوزه به اين صورت نبود كه يك دانشگاه منظم و حساب شده‌اى كه يك مديريت واحد داشته باشد و بقيه از آن مديريت و نظام تحصيلى خاص تبعيت كنند; بنابراين نبايد انتظار داشت كه‌بتوان اين نظام آموزشى را يك شبه تغيير داد. حوزه فضاى آزادى است كه چندين هزار نفر وارد آن مى‌شوند و هر كسى در اين درياى مواج معارف دينى بهره خود را مى‌برد. از اين رو چنين فضايى اگر بخواهد دچار تحول شود، طبيعى است كه كند و تدريجى است، ولى اعتقاد من اين است كه انصافا در حوزه كارهاى زيادى صورت گرفته است.
شايد بتوان مهم‌ترين تحولات حوزه را در دو زمينه خلاصه كرد; يكى از اين مسائل، مسئله نظام بخشيدن به حوزه است. اكنون هر عضوى از حوزه پرونده‌اى دارد، امتحانات برگزار مى‌شود و مشخص است كه هر كس در چه مرحله تحصيلى به سر مى‌برد.
مسئله دوم تخصصى كردن علوم است كه اكنون رشته‌هاى تخصصى در حوزه گام بسيار برجسته در سير تحولى حوزه است. اما در مورد مسائل بين‌المللى، چون حوزه ابتدا بايد خود را مطابق با نيازهاى داخلى كشور شكل مى‌داد، ما انتظار نداشتيم كه حوزه از همان روزهاى اول، سازمان خود را به صورتى طرح ريزى كند كه اكنون نيازهاى آن طرف دنيا را مرتفع سازد. از اين رو، خلايى كه ما در حال حاضر احساس مى‌كنيم، چه بسا، بيست‌سال پيش احساس نمى‌شد. علت آن اين است كه در آن زمان حوزه درگير مسائل داخلى بود; چرا كه ارتش، سپاه، جهاد، وزارت‌خانه‌ها، روستاها و... ، و ديگر نيازهاى داخلى در اولويت‌بود، ما نمى‌توانيم داخل را كنار بگذاريم و به خارج برسيم. علت دوم هم اين است كه نيروهايى كه بتوانند حوزه را به طرف بين‌المللى شدن سوق دهند، در آن زمان وجود نداشتند. اما در حال حاضر صدها نفر از طلابى كه به نحوى با خارج مرتبط بوده‌اند، پرورش يافته‌اند و همين‌ها زمينه را براى تحول اساسى فراهم مى‌كنند.
در مجموع، نسل جديدى كه در حوزه پرورش يافته‌اند نسلى جوان و پرنشاط هستند و نيازهاى جامعه را با نگاه وسيع‌تر و بازترديده‌اند. اين عده تحولات بعدى را دنبال خواهند كرد كه اين مسئله بسيار اميدوار كننده است. اكنون در حوزه بيش از چهارصد مركز پژوهشى وجود دارد و ده‌ها مجله و نشريه فرهنگى و آموزشى در آن منتشر مى‌شود. اگر در بازار كتاب و عرصه توليد كتاب، تحقيق به عمل بيايد، مى‌بينيد كه مباحث جديد زيادى در حوزه مطرح شده و امروزه كتاب‌ها در زمينه تاريخ، اديان و مسائل ديگر بسيار زياد است.
با اين همه، ما هنوز تا آن وضع ايده‌آل فاصله بسيار زيادى داريم و تا رسيدن به چشم‌انداز مطلوب راهى طولانى در پيش داريم.

با پيشرفت صنايع ارتباطى در نيمه دوم قرن بيستم، به خصوص در دو دهه اخير قرن بيستم، برخى علماى اجتماعى از قرن بيستم به عنوان قرن ارتباطات ياد مى‌كردند; حوزه به عنوان يك نهاد تربيت كننده. مبلغ دينى، عمدتا از ابزارهاى سنتى، مانند منبر و... استفاده مى‌كند; به نظر حضرتعالى با ورود اينترنت، ماهواره حوزه به چه صورت بايد از اين ابزارها بهره‌بردارى نمايد، ميزان كار اين ابزارها در تبليغ دين به خصوص در عرصه بين‌الملل را چگونه ارزيابى مى‌كنيد؟

وقتى ما بين‌المللى ساختن حوزه را مطرح مى‌كنيم; يعنى حوزه بايد بتواند در زمينه پرورش عالمان دينى و تبليغ به نيازهاى دنيا پاسخ بدهد. طبيعى است كه يكى از ابعاد قضيه، مسئله استفاده از ابزار بين‌المللى است كه امروزه در دنيا مطرح است; ديگر كسى نمى‌تواند جاى وسيعى كه به يك نور افكن نياز است، با يك شمع راه برود و به هدف خود برسد. لذا در مباحثى كه به بين‌المللى ساختن حوزه مربوط است، يكى از مباحث كليدى اين است كه حوزه در زمينه استفاده از ابزارهاى ارتباطى جهانى بسيار عقب مانده است. اكنون اينترنت وارد حوزه شده است، ولى هنوز همگانى نشده و بعضى افراد از آن استفاده مى‌كنند، به هر حال در صد بسيار كمى از اين فضاى جهانى استفاده مى‌كنند. خودمان هم هنوز در شبكه جهانى جايى نداريم; يعنى حوزه علميه قم هنوز يك سايت جهانى بر روى شبكه اينترنت ندارد، در حالى كه امروزه بسيارى از فروشگاه‌هاى دنيا هم براى خود يك سايت دارند; براى مثال در هنگ كنگ كه جمعيتى برابر شش ميليون نفر را در اختيار دارد، اما حجم ذخاير ارزى اين جزيره با حجم تمامى ذخاير ارزى كشور چين برابرى مى‌كند. جمعيت كشور چين يك ميليارد و سيصد ميليون نفر است ولى شما مى‌بينيد كه تمام معاملات تجارى جنوب شرق آسيا در بانك‌هاى هنگ كنگ انجام مى‌شود; چرا كه در كار خود از ابزارهاى جهانى استفاده كرده; يعنى فردى در اتاق كار خود يا در منزلش نشسته و بدون اينكه حركت فيزيكى داشته باشد، با يك كامپيوتر در روز چند صد ميليون دلار معامله مى‌كند، و يك كالا را از آن طرف دنيا به اين طرف دنيا مى‌فرستد. تمام اين معامله از ابتدا تا انتها، از طريق شبكه جهانى اينترنت انجام مى‌شود و هيچ نيازى نيست كه مسافت زيادى پيموده شود.
تحولى كه امروزه در زمينه ارتباطات رخ داده، منشا تحول بسيار اعجاب انگيزى در زندگى بشر شده است، اما حوزه در استفاده از اين ارتباطات جهانى بسيار عقب مانده است و در حقيقت هيچ سهمى از آن ندارد. وقتى سخن از بين‌المللى كردن حوزه به ميان مى‌آيد، يكى از مسائل مهم همين است كه ما از ابزار جهانى چقدر استفاده مى‌كنيم؟ حوزه بايد يك سايت‌بسيار قوى داشته باشد و در آينده بايد به اين سمت‌برود كه خود يك شبكه تلويزيونى بسيار فراگير داشته باشد. حوزه و دنيا بايد با هم ارتباط داشته باشند و از طريق همين شبكه به سؤالات پاسخ بگويند. حوزه بايد از اين طريق دانشكده‌هاى مجازى تاسيس كند. اكنون تعداد دانشگاه‌هاى مجازى در امريكا به دو هزار رسيده است ولى ما هنوز در حوزه يك دانشكده هم نداريم; البته در كل كشور هم نداريم. ما بايد به اين طرف گام برداريم كه اگر از آن طرف دنيا كسى كه به دين تمايل دارد، و قصد دارد در مورد معنويت مطلبى بفهمد، شرايط از طريق اينترنت‌براى او فراهم شود.
يك كتابخانه ديجيتالى بايد در اين سايت موجود باشد تا بتواند از طريق اينترنت‌به هزاران مبلغ سرويس بدهد، اين امكانات در حوزه موجود نيست.
ساختارى كه براى برگزارى اين همايش درنظر گرفته‌ايد; كميسيون‌ها يا كميته‌هاى مختلف، شرح وظايف و ماموريت‌ها، و اهدافى كه براى آنها در نظر گرفته‌ايد را بيان بفرماييد و اصولا براى تدوين اين استراتژى راهبردى و اهداف بلند مدت تبليغات حوزه در عرصه بين‌المللى، ضرورى است‌به چه مؤلفه‌هايى پرداخته شود؟
وقتى بحث همايش حوزه و عرصه بين‌الملل مطرح شد، ابعاد مختلفى براى آن طرح گرديد و متناسب با اين ابعاد ما كميسيون‌هايى را تشكيل داديم كه هركدام از آنها بايد به يك طرح جامع برسند. يكى از ابعاد بين‌المللى ساختن حوزه، بعد آموزش است. آموزش‌هايى كه در حوزه ارائه مى‌شود. اساس كار است; اساس پرورش عالمان دينى همين آموزش‌ها است، اين آموزش‌ها تا چه اندازه با نيازهاى روز دنيا منطبق است; يعنى آيا ما چيزهايى را آموزش مى‌دهيم كه در دنيا مفيد باشد، يا خير فقط در داخل مورد استفاده قرار مى‌گيرد; از اين رو كميسيون آموزش را تشكيل داديم كه بايد نظام آموزشى حوزه را مورد بررسى قرار دهد تا ببينيم آنچه ما در حوزه آموزش مى‌دهيم، تا چه اندازه با نيازهاى روز دنيا منطبق است; براى مثال اكنون يكى از چيزهايى كه در دنيا بسيار به آن نياز داريم، بحث فقه مقارن و كلام مقارن هست; به اين معنا كه شما همين كه پاى خود را از كشور بيرون مى‌گذاريد، در دنياى اسلام جمعيت‌بسيار زيادى برادران اهل سنت هستند. در حوزه و در مباحث فقهى تا چه مقدار به نظرات اهل سنت توجه مى‌شود و اين نظرات مورد بررسى قرار مى‌گيرد يا در علم كلام تا چه اندازه از منابع كلامى اهل سنت استفاده مى‌شود؟ يا مسئله اديان در آموزش‌ها و سيستم آموزشى حوزه چه جايگاهى دارد؟ البته اكنون قدم‌هايى برداشته شده اما بايد ديد كه اين بحث (اديان) در شاكله حوزه چقدر مطرح است؟ آيا مثلا در كنار ده‌ها درس خارج فقه، به مسائل اديان پرداخته است؟
طبيعى است كه بايد در سيستم آموزشى يك تحول اساسى ايجاد شود تا جايگاه اين دسته از نيازها به يك جايگاه برجسته در نظام آموزشى تبديل شود. اينها فقط مثال‌هايى در اين باره است، ده‌ها مثال ديگر مى‌توان مطرح كرد كه اكنون در حوزه ما به آن نياز است.
بعد ديگر بين‌المللى كردن حوزه پژوهش است; نيازهاى دنيا چقدر در نظر گرفته مى‌شود؟ سؤالاتى كه امروز در دنيا مطرح است، به چه اندازه در حوزه مطرح مى‌شود و در پژوهش‌هاى حوزه تاثير مى‌گذارد. به همين دليل در حوزه پژوهش هم كميسيون تشكيل داديم.
در زمينه تبليغات كه بحث‌بسيار مهمى است و وظيفه اصلى حوزه تبليغ و مبلغ پرورى است، چقدر با نيازهاى دنيا منطبق است؟ چه در شيوه‌هاى تبليغى و آنكه چه مقدار با شيوه‌هاى تبليغى كه در دنيا است، انطباق دارد؟ و چه در محتواى امر تبليغ، چقدر توانسته‌ايم مطابق با نياز دنيا مبلغ بپرورانيم. مستحضريد كه امروز ابزارهاى تبليغى بسيار قوى‌اى در دست دشمنان ما است و صدها كانال تلويزيونى قوى و صدها پايگاه خبرگزارى و خبرنگارى هماهنگ با يك‌ديگر در مورد يك مطلب به مدت يكسال تبليغ مى‌كنند تا يك مطلب غيرواقعى را واقعى جلوه دهند، در حالى كه ما حتى با خبر هم نمى‌شويم كه آنها چه مى‌كنند، چه رسد به آنكه بخواهيم با آن مقابله كنيم و موقعى با خبر مى‌شويم كه فرصت از دست رفته است نسبت‌به تعامل با مذاهب اسلامى و اديان نيز شيوه تبليغى واحدى از سوى حوزه دنبال نمى‌شود، بلكه گاهى كارهاى يك‌ديگر را خنثى مى‌كنيم.
لذا ما بايد بررسى كنيم و كميسيون تبليغات در مورد شيوه‌هاى تبليغى دنيا تحقيق كند تا ببينيم كه ديگران چه كار مى‌كنند و شيوه‌هاى تبليغى خود را هم آن مقدار كه كارآيى دارد، حفظ كنيم و آن مقدار كه بايد متحول شود، تحول بيابد.
مسئله چهارم ارتباطات حوزه با دنياى امروز است. در حال حاضر، حوزه ما با مراكز علمى و دينى دنيا ارتباط تنگاتنگ ندارد; البته اشخاص خاصى ارتباط دارند و يا سازمان‌هاى خاصى در كنار حوزه با مراكز دنيا ارتباط دارند، ولى خود حوزه هيچ ارتباطى ندارد، لذا اگر حوزه بخواهد به عنوان يك مركز ثقل‌اسلام در ايران و به عنوان يك مركز عالم پرورى در ايران با ساير مراكز علمى دنيا ارتباط برقرار كند، در چه زمينه‌هايى بايد با آنها همكارى كند و ما بايد چه تشكيلاتى را در حوزه ايجاد كنيم كه بتواند آن ارتباط را با آن مراكز برقرار كند. اين هم از مسائلى است كه در عرصه بين‌المللى ساختن حوزه مطرح است. براى اين منظور هم يك كميسيون تشكيل داده‌ايم كه با عنوان «كميسيون ارتباطات بين‌الملل‌» مشغول كار است.
البته اين مسئله ابعاد ديگرى هم دارد. اما با توجه به اينكه اين همايش اول است، ما آن را به همين چهار كميسيون محدود كرده‌ايم. اين چهار كميسيون تشكيل شده‌اند و كارهاى خود را انجام مى‌دهند و در زمان همايش هم طرح خود را ارائه مى‌دهند كه يك طرح جامع تشكيل مى‌شود كه در آن طرح جامع، مسائل مختلف مورد ارزيابى قرار گرفته است.
اگر توصيه مشخصى براى پژوهشگران و صاحبنظران علوم دينى و حوزوى داريد بيان بفرماييد.
نكته‌اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار دهيم، اين است كه ما در حوزه از جهت محتوا چيزى كم نداريم; آنچه كه مهم است، نحوه عرضه آنها است; يعنى بسيارى از معارفى كه در حوزه امروز در حلقه‌هاى درس كوچك، در گوشه و كنار مطرح مى‌شود، امروزه اصلا در دنيا مطرح نمى‌شود چون حوزه با دنيا ارتباط نداشته و نتوانسته در اين زمينه داشته‌هاى خود را درست عرضه بكند. عمده كمبودهاى ما در شيوها و ابزارها است و در نيازشناسى‌ها، و مخاطب‌شناسى‌ها كه اين خوراك را ما بايد در چه قالبى بريزيم تا بتوانيم در دنيا حرفى براى گفتن داشته باشيم.
نكته ديگر اينكه طلبه‌هايى كه به عنوان تبليغ يا كار فرهنگى به كشورهاى ديگر سفر نموده‌اند، كم نيستند، ولى در قم مركزى وجود نداشته كه از تجربه اين عزيزان استفاده كنيم و اين تجربه به ديگران منتقل شود. طبيعى است كه بخش بين‌المللى حوزه، اگر فعال شود، مى‌تواند براى اين مقوله برنامه‌ريزى كند. امروزه نهادهاى بين‌المللى از حوزه استفاده زيادى كرده‌اند، ولى به حوزه كمتر نفعى رسانده‌اند و آنها همه مديون حوزه هستند و بايد دست‌به دست هم بدهند و صبغه بين‌المللى حوزه را تقويت كنند و اين طور نباشد كه فقط ما مصرف كننده از حوزه باشيم، ولى خدمتى به آن نكنيم.