پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - قلمروهاى جهانى حوزه
قلمروهاى جهانى حوزه
مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمين عليرضا اعرافى
در خدمت آقاى اعرافى رياست محترم پژوهشكدهه حوزه و دانشگاه هستيم كه اخيرا به مؤسسه پژوهشى با دو پژوهشكده تبديل شده است. ضمن تشكر از فرصتى كه در اختيار ماگذاشتيد. موضوع بحث پژوهشهاى حوزوى و عرصه بين الملل است. مقدمتا لازم است كه طرح بحثبه اين صورت بشود كه اصولا جايگاه مراكز پژوهشى و نظام پژوهشى در نظام حوزه و نظام آموزشى حوزه را به چه شكلى ارزيابى مىكنيد؟ و با توجه به نيازهاى جهانى در حوزههاى فكرى و انديشهاى آيا كاستىها و نارسايىهايى ملاحظه مىفرماييد؟ و يك تحليل كلى در مورد نظام پژوهشى حوزه ارائه دهيد.
بنده هم از همه دوستانى كه در صدد برگزارى اين نشستبر آمدند و كوشش مىكنند كه نگاه بين المللى مناسب و فراخور حوزه پديد آيد، تشكر و سپاسگذارى دارم. اميدوارم كه در جهتبسط پيام حوزه در عرصه بين المللى و تعامل قوىتر ميان حوزه و جهان بيرون گامهاى استوار برداشته شود. در جهت تبيين محورى كه شما مطرح كرديد چهار نكته را عرض مىكنم:
نكته اول، اين كه حوزههاى دينى با توجه به سابقه ممتدى كه دارند، اصولا در ذات خود شاخص جهانى بودن و فرامليتى را دارا بودهاند و دليل اين امر اين است كه حوزههاى دينى در طول تاريخ حامل پيام اسلام و پيام مكتب اهل بيت هستند و از آن جا كه اين پيام ذاتا جهان شمول و فراگير است، طبيعتا حاملان آن پيام بايستى جهان شمول بينديشند، جهان شمول حركتبكنند، و فرامليتى و بين المللى اقدام و عمل كنند. و در مقام عمل هم همينطور بوده است، اگر كسى به تحول حوزههاى شيعه نگاه كلانى بيندازد حوزههاى متنوع شيعه را در گذر تاريخ ارزيابى نمايد، اين حقيقت را لمس خواهد كرد، حوزههاى علميه هم در مناطق گوناگون جهان شكل گرفتهاند و هم هر جا حوزهاى بوده است، على الاصول پذيراى افراد از ساير كشورها و مليتها بوده است. البته به دلايل مختلف تاريخى شكلگيرى حوزههاى دينى طبيعتا در مناطق اسلامى است و حوزههاى شيعه در مناطق شيعه نشين است، دارد. اما در ذات آنها جهان شمولى وجود داشته است، اگر حوزه بغداد، جبل عامل، حوزه نجف، حوزه رى و ساير حوزهها را نگاه كنيد، ويژگى فرامليتى و بين ا لمللى را در خيلى از آنها مىشود د يد. البته غير از حوزههاى دينى تجار و پارهاى از اصحاب حرفههاى ديگر وجود داشتند كه حامل پيام اسلام در ساير كشورها بودند.
نكته دوم، اين كه حوزهها براى اين كه در شرايط جديد جهانى شدن در عرصه بين المللى حضور داشته باشند و پيام اسلام را در عرصه جهانى انتقال دهند، طبعا نيازمند اين هستند كه در درونمايه و تار و پود خود نگاه بين المللى قوىتر توليد كنند. آموزش و پژوهش به عنوان دو عنصر اصلى در حوزهها نيازمند اين است كه در كالبد آنها روح نگاه بين المللى و انديشه جهانى دميده شود.
نكته سوم، اينكه حوزه قم به عنوان برآيند تاريخى حوزههاى شيعه بيشترين ويژگى بين المللى و جهانى بودن را دارا است و از مرحله پايه گذارى آن توسط آيت الله حائرى نطفه اوليه اين ويژگى بسته شده و همين طور رو به تكامل بوده و پس از پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى دور جديدى را در حوزه احساس مىكنيم اين دوره جديد شاخصها و امتيازاتى دارد كه به بعضى از آنها اشاره مىكنم:
در اين مرحله جديد حوزه علميه قم به لحاظ كميت افزايش فراوانى پيدا كرده است ; به لحاظ گسترش از برادران به خواهران تعميم پيدا كرده است ; به لحاظ تنوع مليتى جهش يافته است، به لحاظ گسترش مراكز آموزشى و مراكز پژوهشى و نو شدن شيوههاى پژوهشى و نگاههاى جديد به پژوهش و همين طور در بعد ارتباط با جهان بيرون حوزه قم پس از انقلاب شكوهمند اسلامى در همه اين عرصهها تحولات مثبت و كلانى را تجربه كرده است. هر كدام از اين مميزات و شاخصها البته جاى حثبيشترى دارد، از جمله اين مميزات پيدايش مراكز پژوهشى به شيوههاى نوين است و در درون اين تحول جديد پژوهشى طبعا در زمينه توجه به عنصر جهانى و مخاطبان جهانى با كاستىهايى مواجه هستيم.
نكته چهارم، اين كه بين المللى شدن نظام پژوهش حوزه شرايط و اقتضائات و لوازم و مقدماتى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنم:
اولا آشنايى با فرهنگ كشورها و مراكز علمى منطقهاى و بين المللى شرط اول تحول مورد نظر است و براى اين امر بايد ساز و كارهاى مناسبى انديشيده شود.
ثانيا، بينش بين المللى و باور به ضرورت حضور در عرصه جهانى و بين المللى امرى ضرورى است و اين بينش و باور بايستى با اصول تربيتى مناسب پرورانده شود.
ثالثا، آشنايى با رشتههاى علوم انسانى و اجتماعى و فلسفههاى جديد بصورت عميق لازم است ; دنياى جديد و جهان غرب لايههاى مختلفى دارد و يكى از لايههاى مهمش كه با ما بيشتر تماس پيدا مىكند فلسفهها و علوم انسانى و اجتماعى است و توليداتى كه در قلمروى علوم انسانى و اجتماعى و فلسفه دارند با اين مجموعه بايد آشنا شد.
رابعا، ضرورت آشنايى با ادبيات جديد جهانى و زبان تعامل فكرى با همه معنا و مفهومى كه دارد زبانهايى مثل عربى، انگليسى، اردو، فرانسه و بعضى از زبانهاى ديگر از اهميتبيشترى برخوردار است.
خامسا، نكته بسيار مهم اين است كه نيازشناسى بين المللى، منطقهاى و كشور امر مهمى است كه لازم است مراكزى در اين زمينهها تحقيق كنند.قطعا اين موضوع يك بررسى آسيب شناسانهاى را مىطلبد. چرا حوزه از كاركرد بينالمللى مناسب برخوردار نيست و توليدات متناسب با آن وجود ندارد و در اين زمينه چه كاستىهايى موجود است؟
پاسخ اين سؤال را به دو بخش تقسيم بكنم: اول اين كه بر اساس شاخصهايى كه براى ارزيابى توفيق يا عدم توفيق چه اندازه توفيق كسب وجود دارد و دوم اين كه نتيجه را تحليل و علتيابى نماييم.
اما در مورد اول مىتوان گفت ضمن پذيرش برخى از توفيقات، و بر اساس شاخصهاى ذيل، خيلى هم نمىتوان خوشبين بود:
١) اصولا ميزان توليد كتابهاى دينى و حوزوى به زبانهاى ديگر ; چه تدوين و چه ترجمه، چندان بالا و متناسب با نيازها و زبانهاى گوناگون نيست اين امر گرچه نيازمند يك تحقيق آمارى و ميدانى است اما بر اساس تخمينهاى اوليه اطمينان وجود دارد كه به زبانهاى مختلف واقعا كتاب در اندازه لازم نداريم. مثلا چقدر منابع اصلى اسلامى و شيعى ترجمه شده است؟ قرآن، اصول كافى، نهج البلاغه و خيلى از منابع و متون اصلى ترجمه نشده است. چه برسد به كتابها و منابع تحقيقى و تحليلى كه بايستى انديشه دينى را باز كند و ارايه دهد.
٢) شاخص ديگر آشنايى با زبانهاى زنده دنيا و تسلط بر آنها در ميان فضلاء و طلاب است; سؤال اين است كه چقدر آشنايى با زبانها در حوزه وجود دارد البته آمار و ارقام روشنى در دست نيست، گرچه در اين قلمرو پيشرفتهايى به دست آمده است اما متناسب با نيازها و زبانها اين امر اندك تخمين زده مىشود حتى در زمينه زبان عربى كه زبان بينالملل اسلامى استخيلى كاستى داريم.
٣) شاخص سوم اعزامهاى تبليغى و سفرهاى علمى است، در اين زمينه نيز فكر مىكنم بيشتر در لاك خود هستيم و اعزامهاى تبليغى و علمى از ميزان درخورى برخوردار نيست.
٤) شاخص ديگر حضور در كنفرانسها و نشستهاى علمى و بين المللى است در اين زمينه هم به نظر من آمار و ارقام خيلى محدود است.
٥) همين طور حضور در مجلات بين المللى اندك است و توليد مجلات بين المللى به زبانهاى ديگر خيلى كم است.
٦) همين طور سايتهاى بين المللى است كه البته گامهايى برداشته شده است ولى معمولا سايتهاى ما سايتهاى سطحى و اوليه است. به شاخصهاى ديگرى هم مىتوان اشاره كرد.
اين شاخصها نشان مىدهد كه مجموعه حوزه با چهل هزار طلبه و دويست مركز آموزشى و پژوهشى و نهادهاى مختلفى كه وجود دارد چه اندازه براى جهان بيرون شناخته شده است و چه اندازه سهم، كارآيى و حضور دارد و نشان مىدهد كه خيلى آمار بالايى نداريم اما در عين حال در همه اين موارد قدمهايى برداشته شده است. و البته لازم است در اين زمينه يك كار تحقيقى ميدانى بعمل آيد. تا آمار و ارقام دقيق بدست آيد ضمن آنكه طرحهاى جديد و برنامههاى نوين حوزه، مركز جهانى، سازمان مدارس و مراكز ديگر نشانههاى رشد و بالندگى و بين المللى شدن حوزه است.
اما بخش دوم بحث اين است ك چرا اين كاستىها را داريم؟ به نظر من هم نظام آموزشى حوزه كاستىهايى دارد، نظام آموزشى بايد به تنوع و تكثر رشتهها و توليد پايان نامههاى متناسب با نيازها و شرايط جهانى بپردازد، به تربيتبين المللى و تقويت زبانهاى ديگر در متن نظام آموزشى اهتمام ورزد و در همه اين زمينهها بايد تمهيداتى در نظام آموزشى انديشيده شود و در واقع علاوه بر روى كرد درونى، يك رويكرد بيرونى هم در متن نظام آموزشى لازم است و نظام پژوهش هم همين طور است; قطعا بايد نظام آموزشى، نظام پژوهشى و نظام تربيتى بر اساس نياز جهانى بازنگرى شده و روح بين المللى در آنها دميده شود.
بنابراين در نظام آموزشى، پژوهشى، فرهنگى و پشتيبانى، ارتباطى و اطلاعاتى حوزه، با اين نگاه كاستىهايى ديده مىشود و براى ترميم و جبران آن چاره انديشى و برنامه ريزى بعمل آيد.
به نظر شما نقش علوم انسانى و اجتماعى در اين زمينه چيست؟
همان طور كه اشاره كردم، آشنايى با علوم انسانى و اجتماعى به شكل جديد آن كه در غرب منفذ ورود در دنياى فرهنگى و كانال ارتباطى است و هنوز جايگاه آن به درستى در حوزه شناخته شده نيست و البته منظور از علوم انسانى معناى عام آن است كه فلسفههاى جديد را هم شامل مىشود. من فكر مىكنم كه بدون آشنايى با علوم انسانى و اجتماعى ارتباط با جهان ميسر نيست. و دينشناسى، غربشناسى، شيعهشناسى و علوم انسانى و اجتماعى. به خصوص كارشناسى كشورها و بين الملل، مسايلى است كه كمتر به آنها پرداختيم و در مؤسسات پژوهشى كمتر به اين موضوعها پرداخته مىشود در حالى كه اينها علومى است كه براى ارتباط با جهان امروز و دنياى بيرون لازم است.
با توجه به فعاليتهاى مؤسسه پژوهشى حوزه و دانشگاه، آيا رويكرد بين المللى، با توجه به نيازهاى فكرى دنياى معاصر، مطرح نظر نبوده است؟
مؤسسه حوزه و دانشگاه بر اساس يك برنامه چهار ساله مصوب و وظايف و ماموريتهاى مشخصى حركت مىكند، يكى از مسايلى كه در فاز اول مورد توجه قرار گرفته است آغاز رويكرد بين المللى است و برخى از اقدامها برنامه ريزى و آغاز شده است; بعنوان نمونه با پارهاى از مراكز علمى پژوهى بين المللى توافق نامه امضاء كردهايم و نشستهايى برگزار كرديم، براى محققان سفرهاى مطالعاتى طراحى شده است، سايت فارسى و عربى و انگليسى راه اندازى شده است، البته ماموريت اصلى اين مؤسسه در داخل كشور است اما در عين حال از عرصه بين المللى جدا نيست، اينها بعضى از نمادها و نمودهاى اين رويكرد است.
اميدواريم كه در اين جهتبتوانيم در سالهاى آينده كارهاى بيشترى انجام دهيم، در مورد كتاب تا به حال به زبان فارسى و عربى منتشر كرديم و به زبان انگليسى يك كتاب اقتصادى منتشر كرديم و انشاءالله در اين زمينه بايد قدمهاى بيشترى برداريم.
يكى از ويژگىهاى جهانى شدن طرح موضوعات جديدى است كه برخى از آنها متوجه اسلام مىشود، بحثهايى مثل حقوق بشر، حقوق زن، بحثهايى كه امروز در محافل غرب مطرح هست، با توجه به اين فضاى فكرى دنيا چه نظرى داريد؟
مهمترين امر اين است كه نظام پژوهشى مستقيم با سؤالها و زمينههاى بين المللى مواجه شود، و در واقع تمامى بحثها و تحقيقات در اين جغرافيا قرار گيرد، بسيارى از بحثها بايد در آن جغرافياى بزرگ ديده شود. اين اساس كار است و در اين زمينه البته حقوق بشر، حقوق بين الملل، مباحث جديد كلامى، دينشناسى، قرآن پژوهشى و شاخههاى مرتبط با آن، فلسفه سياسى اسلام، بحث دمكراسى و مردم سالارى و بحثهاى چالش برانگيز ديگر مهم است و در اولويت قرار دارد.چه راه كار عملى را براى بهينه سازى و يا رفع كاستىها در اين زمينه پيشنهاد مىفرماييد؟
براى اين كه بين المللى شويم پژوهش مهم ا ست و براى اين كه در پژوهشها رويكرد بين المللى ايجاد بشود در واقع حداقل در سه محور اصلى به بازسازى نياز است. نخست: در محور نظام آموزشى اين رويكرد بايد تزريق شود و به امورى مانند: زبانهاى خارجى، رشتههاى علوم انسانى و اجتماعى و دينشناسى و رشتههايى كه قبلا نامبرده شد، اهتمام ورزيد و همينطور اهتمام به تحقيق در طول دوره آموزشى دوم: در نظام تربيتى و فرهنگى ضمن اين كه به تربيت دينى و حوزوى بايد توجه شود اما باور به ضرورت ارتباط با جهان و آشنايى با عرصههاى جهانى و باور اين كه از لاك خود واقعا بايد بيرون آييم و به بيرون نگاه كنيم، از مسايلى است كه با ساز و كارهاى تربيتى در نظام تربيتى بايد بدان پرداخته شود. سوم: در نظام پژوهش فكر مىكنم كه توجه به آن رويكرد بين المللى كم و بيش وجود دارد لكن بايد تقويتشود.
گفتگو از: دبير كميسيون پژوهش همايش - نوربخش