پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - حوزه و نهادينهسازى ارتباطات خارجى
حوزه و نهادينهسازى ارتباطات خارجى
در مصاحبه با حجتالاسلام والمسلمين محمدى عراقى
رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامىاز اينكه وقت ارزشمند خود را در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزاريم، در دى ماه سال جارى، همايشى تحت عنوان «حوزه در عرصه بينالملل» تشكيل مىشود. هدف اين همايش، آشنا نمودن طلاب و فضلاى حوزه با شرايط، موضوعات و مقتضيات عرصه بينالملل و تبيين وظايف و رسالتحوزويان در اين عرصه است. هم چنين در اين همايش به بررسى خلاءها و كمبودهايى كه در عرصه بينالملل وجود دارد و نيز نيازها و موضوعات مربوط به اين مسائل پرداخته مىشود; يعنى نيازهايى كه حوزه بايد آنها را برآورده كند وموضوع آنها را شناسايى نمايد و در نهايت ظرفيتحوزه با اين نيازها، به اين معنى كه حوزه تا چه اندازه توانايى پاسخگويى به اين نيازهاى بينالمللى را دارد.
در مجموع مىخواهيم ميان اين نيازهاى موجود در عرصه بينالملل و ظرفيت موجود در حوزه، مقايسهاى داشته باشيم ; با توجه به اينكه حضرتعالى در عرصه بينالملل «مسئوليت» داريد; در ابتداد به اين نيازها و سپس به ظرفيتها، نيازها و خلاءهايى كه در حوزه وجود دارد، اشاره داشته باشيد انشاءالله. پاسخگوى نيازهاى تشنگان فرهنگ اهل بيت ( عليهم السلام) باشيم.
با توجه به تصميمى كه گرفته شده است. ان شاءالله. امسال نخستين «همايش حوزه در عرصه بينالملل» در قم تشكيل مىشود; البته شايد اولين سؤالى كه مطرح مىشود اين است كه هدف از تشكيل و فلسفه اين همايش چيست؟ البته در صحبتهاى شما، به خوبى به اهداف اين همايش اشاره شد) فكر نمىكنم كسى ترديد داشته باشد كه اصولا آرمان، هدف و پيام جهانى است و به يك محدوده «خاص» اختصاص ندارد.
اصولا مخاطبان حوزه علميه كه مركز آموزش، پژوهش، تربيت و آموزش عالمان و مبلغان دينى است، مخاطبين عام و جهانى هستند. وقتى هدف و پيام يك مركز جهانى باشد، مخاطبان آن خاص نيستند، بلكه تمام جهان را در برمىگيرد. طبيعى است كه برنامهها، آموزشها و تحقيقات اين مركز نيز بايد با توجه به اين رسالت جهانى باشد. طرح اين موضوع به شكل اجلاس و همايش مسئله جديدى اما اصل موضوع مسئله تازهاى نيست.
اصولا اسلام يك دين جهانى است و رسالتى جهانى دارد و به يك قوم، گروه، كشور، ملت و نظام اختصاص ندارد. دعوت اسلامى يك دعوت بينالمللى است.
حال بايد ديد كه سابقه اين امر در گذشته چگونه بوده است؟ ادعا مىكنم كه در گذشته اين موضوع «سابقه» داشته است. درست است كه پيروزى انقلاب اسلامى، توجه جهانى نسبتبه اسلام، تشيع و حوزه علميه را افزايش داده است و با پيش از آن قابل مقايسه نيست، ولى اكنون حوزه علميه قم بيشتر مورد توجه قرار گرفته است، زيرا شخصيتى مانند حضرت امام خمينى (ره) نه تنها منطقه و جهان اسلام، بلكه تمام دنيا را تكان داده است و اين مسئله اهميت موضوع بينالمللى و جهانى بودن و جهانى فكر و عمل كردن حوزه علميه را بيشتر كرده است.
پيش از پيروزى انقلاب اين توجه وجود داشته است و شخصيتها و افراد بزرگى در حوزه به اين موضوع توجه داشتند. به گذشتههاى دور نمىپردازم، بلكه به دوران معاصر كه خودمان حضور داريم و درك كردهايم، اشاره مىكنم:
در زمان مرحوم آيتالله بروجردى (ره)، گامى بزرگ و با اهميتبراى ارتباط با جهان اسلام برداشته شد. ايشان با مكاتباتى كه با شيخالازهر (مرحوم شيخ شلتوت) داشتند، ارتباطات خاصى را برقرار كرده بودند و ميان دو مركز جهان اسلام (حوزه علميه قم و دانشگاه الازهر مصر) رابطه برقرار شد و شيخ الازهر فتوايى تاريخى صادر كردند و طى آن مذهب شيعه را يكى از مذاهب رسمى جهان اسلام معرفى نمودند و كرسى فقه شيعه در دانشگاه الازهر تشكيل شد كه هنوز هم داير است و مؤسسه دارالتقريب مذاهب اسلامى، با مشاركتحوزه علميه قم و دانشگاه الازهر تاسيس شد. در همين رابطه مرحوم آقاى قمى به عنوان نماينده مرجع تقليد حوزه علميه به مصر رفتند; اين گام كوچكى نبود و ما اقداماتى از اين قبيل بسيار سراغ داريم.
علامه طباطبايى (ره) نيز با پروفسور هانرى كربن ارتباط برقرار كرده بودند. گفتوگوها و مناظرات آنها گفتوگويى عادى ميان دو فرد نبود، بلكه اين گفتوگوها ميان استاد، فيلسوف و مفسر كبير قرآن (علامه طباطبايى) از حوزه علميه قم و استاد برجسته دانشگاه سوربن فرانسه (هانرى كربن) بود; اين ارتباط با تدبير و صلاحيت فكرى، عملى، علمى و فلسفى مرحوم علامه طباطبايى، شيفتگى پرفسور هانرى كربن نسبتبه ايشان و حوزه علميه قم را در پى داشت و موجب شد كه ايشان در برابر مكتب تشيع زانو بزنند و محصول آن، نوشتن كتابهايى در زمينه تاريخ و عرفان تشيع شد. كه ابتدا به زبان فرانسوى و بعدها به زبانهاى ديگر ترجمه و منتشر شد. و امسال رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در پاريس قصد دارد، با همكارى دانشگاههاى فرانسه، مراسم بزرگداشت علامه طباطبايى و پرفسور هانرى كربن استاد دانشگاه سوربن را برگزار كند.
اينها ارتباطات بينالمللى حوزه علميه و شخصيتهاى علمى است. در آن زمان حكومت جمهورى اسلامى، سازمانهاى متعدد فرهنگى، و يك وزارتخانه متصدى اين امر نبوده و امكانات و ارتباطات امروزى وجود نداشته است. اين شخصيتها توانستهاند با شخصيتهاى بزرگ علمى دنيا ارتباط برقرار كنند (به صورت مكاتبه) كه آثار و بركات فراوانى داشته است.
امروز به بركت جمهورى و انقلاب اسلامى و شخصيت جهانى امام خمينى (ره) تشيع و معارف آن، حوزه علميه قم، شخصيتها و نويسندگان ما در سطح دنيا مطرح هستند.
به يقين انتظارات چندين برابر شده است، در گذشته فقط عدهاى خاص حوزه علميه را مىشناختند، ولى امروزه همه دنيا اين حوزه را مىشناسد و مىدانند، شخصيتى كه در قرن اخير دنيا را تكان داده است، تربيتشده اين حوزه است. دوست و دشمن به حوزه علميه توجه دارند و انتظار دارند، حوزه پاسخگوى سؤالاتشان باشد.
نامه حضرت امام خمينى (ره) به گورباچف (رئيس جمهور شوروى سابق) و پيشبينى فروپاشى نظام شوروى، با آنكه يك نامه سياسى تلقى شد، اما دقيقا نامهاى علمى، فرهنگى و متناسب با شخصيتحوزوى امام بود. حضرت امام توسط آقاى گورباچف از متفكران و نخبگان جامعه شوروى دعوت مىكند تا نخبگان علمى خود را به حوزه علميه قم بفرستند و با افكار بلند علمى ما آشنا شوند و از شخصيتهاى فلسفى و عرفانى شيعه و عالم اسلام نام مىبرند كه شما بايد بياييد و افرادى مثل ملاصدراها و... را بشناسيد. اين نخبگان بايد در حوزه علميه قم تحصيل كنند و با اين علوم آشنا شوند تا بتوانند اين معارف را به شما برسانند و خلاهاى فكرى را پر كنند.
امروزه اين خلاها بسيار زياد است; چه كسى بايد به تبعات فكرى فروپاشى شوروى و بحران فكرى و اعتقادىاى كه امروزه در دنيا وجود دارد، پاسخ بدهد؟
به نظر من كسانى كه وارد حوزه علميه مىشوند، از همان ابتدا بايد بدانند كه يك رسالت و وظيفه جهانى بر عهده دارند و نگاهشان بايد به وسعتسراسر جهان امروز باشد. آنها بايد توجه داشته باشند كه در برابر اين رسالت عظيم خود را براى كارهاى بزرگ آماده بكنند.
اين همايش گامى است در راستاى ساماندهى، سازماندهى، انسجام و جمعآورى اطلاعات براى اين كار و رسالت عظيم كه در گذشته نيز وجود داشته است و اصولا بنيانگذاران حوزه علميه نگاهى جهانى داشتهاند و حالا نيز اينگونه است; بايد به اين مسئله متناسب با شرايط روز پرداخته شود.
اكنون در عرصه بينالملل، ما شخصيتها و فضلاى حوزوى برجستهاى داريم كه فعال هستند. در گذشته هم چنين شخصيتهايى وجود داشتهاند; زمانى مرحوم آقاى محقق از طرف آيتالله بروجردى (ره) به اروپا سفر كردند كه نتيجه آن سفر تاسيس مسجد «هامبورگ» (امام على عليهالسلام) در آلمان بود. پس از ايشان شهيد بهشتى به آنجا رفتند و اين جريان ادامه يافت. در حال حاضر نيز در نقاط مختلف جهان شخصيتهايى داريم كه به فعاليت علمى، فرهنگى و دينى اشتغال دارند كه از اين حوزه برخاستهاند. اين شخصيتها بايد در كنار يكديگر جمع شوند و تجربيات و اطلاعات خود را مبادله كنند.
در حوزه بايد متناسب با نيازهاى روز برنامهريزى شود و در آموزش دروس حوزوى نيز از روشهاى جديد و ابزارهاى نوين استفاده شود. اينها از مسائلى است كه در نگاه بينالمللى حوزه قرار مىگيرند. الحمدلله بزرگان و شخصيتهاى حوزوى به اين مسئله توجه دارند; البته در كنار آن بايد در سطحى عمومى و وسيعتر به آن نگريسته شود.
در اين همايش، تمام افراد و شخصيتهاى صاحبنظر و ارگانهاى فعال حوزوى بايد شركت داشته باشند. به بركت عنايات، توجه خاص و تاكيد و راهنمايى مقام معظم رهبرى (دام ظله)، امروز در حوزه ارگانها و نهادهاى متعددى در سطح جهانى و بينالمللى فعال هستند كه در زمينه آموزش، پژوهش، انتشارات و... تلاش مىكنند، لازم است اينها در كنار يكديگر جمع شوند و اطلاعات و تجربيات خود را مبادله كنند.
«سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى» خدمتگزار تمام اين نهادها است و وظيفه خود مىداند كه براى فراهم كردن زمينه و بستر فعاليت علما و شخصيتهاى حوزوى از هيچ كوششى فروگذار نكند.
ما نبايد انتظار داشته باشيم كه تمام مسائل در يك همايش حل شود، بلكه اين همايش مىتواند به عنوان گامى در اين مسير تلقى شود. پس از تصدى مسئوليتسازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى در ديدارى كه به همراه رايزنان فرهنگى با مقام معظم رهبرى (دام ظله) داشتيم، يكى از نكات مهمى كه ايشان در بيانات خود بر آن تاكيد داشتند، اين بود كه «رسالت و ماموريتى كه اين سازمان به عهده دارد، عبارت است از معرفى انقلاب و جمهورى اسلامى، تبيين تفكر امام خمينى (ره) و انقلاب اسلامى و معرفى اسلام ناب محمدى (ص) كه امام خمينى (ره) نظريهپرداز آن بودند. ما براى انجام اين مسئوليتها، به حوزه علميه نياز داريم تا بتوانيم سراسر جهان را تغذيه فكرى بكنيم. واقعيت اين است كه ما به اين ارتباط نياز داريم تا بتوانيم در زمينه نيازهاى جهان اسلام، از متفكرين حوزه به عنوان «نظريهپردازان جهان اسلام» ، حداكثر استفاده را داشته باشيم و ميان حوزه علميه و شخصيتهاى حوزوى با شخصيتها و صاحبنظران همطراز آنها در جهان اسلام، به عنوان يك پل و رابط بينالمللى عمل كنيم و حلقه اتصال و ارتباط ميان آنها باشيم.
مهمترين كار سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى اين است كه بتوانيم ارتباطات را برقرار كنيم و ميان شخصيتهاى جهانى و صاحبنظران حوزه كه در عرصههاى مختلف دينى فعاليت دارند، ارتباط برقرار كنيم تا دانشمندان و شخصيتهاى حوزه در كنفرانسها و مجامع بينالمللى حضور بيابند.
با اينكه بيست و پنجسال از پيروزى انقلاب اسلامى مىگذرد و با همه امكانات، بودجه، مجامع بينالمللى و فرصتهايى كه در اختيار داشتيم، شخصيتهاى كمنظير حوزه در جهان ناشناخته هستند و دانشگاههاى دنيا آنها را نمىشناسند. در علوم مختلف اسلامى مانند علوم معقول و منقول اسلامى، تاريخ، فلسفه، عرفان، تفسير، علوم حديث، فقه، اصول و... شخصيتهاى طراز اولى حضور دارند، در حالى كه دنيا آنها را نمىشناسد، در حالى كه دنيا به شناختن آنها نياز دارد كه انديشهها و آثار آنها را بشناسد. عدم شناخته شدن اين افراد كمنظير، براى ما واقعا درد بزرگى است.
اين بزرگان آثار برجستهاى خلق كردهاند; كتابها و معارفى در حوزه وجود دارد كه بايد توسط نهضت عظيم ترجمه; به زبانهاى مختلف دنيا ترجمه شود. در حوزه علميه شخصيتها، متفكرين، نويسندگان، گويندگان و مبلغين بايد تربيتشوند تا با زبانهاى زنده دنيا و فرهنگ و ادبيات ملتهاى مختلف آشنا باشند و بتوانند با آنها به زبان خودشان سخن بگويند.
امروزه ابزار آن موجود است و لازم نيست كه مسافرت كنند. در همين جا مىتوانند روبروى دستگاه رايانه بنشينند و از طريق اينترنت، صدا، تصوير، گفتار و درسهاى خود را به تمام دنيا منتقل كنند. بايد ابزارهاى لازم براى آشنايى با زبانهاى زنده دنيا فراهم شود. البته فقط با ترجمه نمىتوانيم رسالتخود را به انجام برسانيم.
قرآن مىفرمايد: «و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قوم; ما پيامبر و فرستادهاى نفرستاديم، مگر به زبانى كه قوم آنها تكلم مىكردند». لفظ «قوم» فقط زبان نيست، بلكه فرهنگ، ادبيات، هنر، آداب و رسوم آن قوم است كه بايد با آن آشنا باشند. فكر مىكنم، اين همايش گام كوچكى در راه رسيدن به اين هدف بزرگ باشد.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى همه دنيا پذيرفته است كه اسلام بار ديگر زنده شده است; اكنون كه ايران و انقلاب اسلامى، به عنوان تجديدكننده اسلام مطرح شده است، در كنار شعارها و حركتهايى كه با اين ابزار و امكانات داشتهايم، چه مقدار مبلغ تربيت كردهايم و واقعا چقدر نيازهاى واقعى دنيا را برآورده كردهايم؟
سؤالى مهم و در عين حال كاربردى است، پاسخ دادن به آن واقعا آسان نيست. به اعتقاد من كار تشكيلاتى زياد شده است و اگر مراجعه كنيد، مىبينيد كه دهها مؤسسه و مركز آموزشى علمى و پژوهشى به خصوص در حوزههاى علميه سطح كشور وجود دارد كه در سطح جهانى و بينالمللى كار فرهنگى مىكنند و فعال هستند و دهها شخصيت در سطحى هستند كه آثارشان در سطوح جهانى مورد استفاده قرار مىگيرد. براى مثال مؤسسهاى در لندن كتاب «عقايد شيعه» نوشته آيتالله جعفر سبحانى را به زبان انگليسى و به بهترين شكل ترجمه كرده و به بهترين سبك با هزينه خود چاپ مىكند. اين اقدامات دليلى بر اين مسئله است كه دنيا فهميده است كه بايد معارف عميق اسلامى و قرآنى را در كجا ياد بگيرد و از چه كسانى كمك و نظر بخواهد.
اما واقعيت اين است كه آنچه كه انجام شده، در مقابل آنچه كه انجام نشده، واقعا ناچيز است و نيازى كه در سطح جهان براى پاسخگويى به اين نيازها وجود دارد، بسيار بسيار بيشتر و بزرگتر از اين است و بايد همت را زياد كرد و كارهاى بزرگترى انجام داد .
امروزه امكانات و ابزار با توجه به تكنولوژى دنيا بسيار پيشرفت كرده است و دنيا با فنآورى اطلاعات، با گذشته اصلا قابل مقايسه نيست و يقينا اين امكانات در اختيار ما وجود ندارد.
بهتر استسؤال را اين گونه مطرح كنيم كه آيا ما از ابزارهاو امكانات موجود حداكثر استفاده را مىكنيم يا خير؟
مهمترين نقطه قوت ما فرهنگ و دين ما است و مهمترين منابع ما نيز نيروهاى با انگيزه، با هوش و با استعداد در حوزههاى علميه هستند; كسانى كه در سن پنج، هفتيا ده سالگى حافظ كل قرآن مىشوند، مىتوانند ده زبان زنده دنيا را فرا بگيرند. در حوزه كم نيستند، كسانى كه در پانزده سالگى مجتهد شدهاند، در تاريخ تشيع اينگونه افراد كم نيستند، كسانى كه از ابتداى بلوغ مجتهد بودهاند، ما چنين افتخاراتى را در حوزه تشيع داريم; در حال حاضر نيز اين افراد در حوزه علميه حضور دارند.
اين نيروى عظيم انسانى كه داراى استعداد، انگيزه و ضريب هوشى بالا است، توانايى انجام هر كارى با به خدمت گرفتن هر ابزارى را دارند.
اگر منظور شما ابزارها و امكانات مدرن باشد، الحمدلله حوزه در اين زمينه عقب نمانده است و اكنون در حوزه علميه قم، يكى از وسيعترين بهرهبردارىها از ابزارهاى رايانهاى صورت مىگيرد و بهترين افرادى كه از اين ابزارها استفادههاى پژوهشى مىكنند، در حوزههاى علميه حضور دارند. به بركت انقلاب اسلامى و عنايت مقام معظم رهبرى، در اين زمينه سرمايهگذارى عظيمى انجام گرفته است. البته نيازها بسيار بيش از اين است و به نظر مىرسد كه مديريتحوزه علميه و مسئولان آن در اين زمينه سئوليتبسيار بزرگى را بر عهده دارند.
در برنامههاى آموزشى حوزه با حفظ اصول و روشهاى سنتى (كه بسيار ارزشمند است)، بايد روشها و نيازهاى جديد وارد شود و تمام سطوح حوزه را متناسب با شرايط روز به وجود بياورند. اگر اين نگاه به وجود بيايد، زمان زيادى طول نخواهد كشيد كه حوزه علميه توان و كفايتخود را در سطح بينالمللى نشان مىدهد، زيرا در اينجا منابع، استعداد و انگيزههايى وجود دارد كه در هيچ كجاى دنيا يافت نمىشود و اگر اين نگاه، نگاهى جهانى باشد و اصلاح بشود و وسعت پيدا كند، فضلاى حوزه علميه در سطح جهان، آن چنان خواهند درخشيد كه چشم جهانيان را خيره كند.
از بزرگانى مانند آيتالله العظمى بروجردى (ره) و علامه طباطبايى (ره) كه خدمات بزرگى به شيعه كردهاند، ياد كرديد; اين نوع حركتهاى فردى از سوى بعضى مراجع، فقها و فلاسفه انجام گرفته است، اماواقعيت اين است كه همه بزرگان ما نگاهى بينالمللى نداشتهاند و در سطح بينالمللى فعاليت نكردهاند. به همين دليل، پس از ارتحال اين بزرگواران، اين حركتها افول كرده و حتى فراموش شده است; چه بايد كرد؟ چه تدبيرى بايد انديشيد كه بزرگان حوزه اين مسير را ادامه دهند تا اين حركت ادامه و گسترش بيابد؟
اگر بخواهيم پاسخ شما را در يك جمله بيان كنيم، بايد بگوييم كه اين امور بايد در حوزه علميه امروز نهادينه شود. افرادى كه نگاه و دغدغه جهانى داشتهاند، كم نبودهاند و به افرادى كه من نام بردم، اختصاص ندارند. اگر بخواهيد مىتوانم افرادى را كه در اين زمينه كار كردهاند، نام ببرم. البته اطلاعات بنده محدود است، شما مىتوانيد از بزرگان سئوال كنيد، قطعا افراد زيادى را از حوزه علميه قم و نجف نام مىبرند.
چند سال قبل، ملاقاتى با يك وزير مصرى داشتم. درحين ديدار متوجه شدم كه به صورت عجيبى در برابر معارف تشيع خضوع مىكند. اولين جمله او اين بود: «ما مفتخر هستيم كه در حب اهلبيت ( عليهمالسلام) با ملت ايران مشترك هستيم». من در صحبتهايم احتياط مىكردم كه مسائل شيعه و سنى مطرح نشود، ولى ديدم كه او اين مرزها را پشتسر گذاشته است و به اين مسائل حساس نيست. دقت كردم تا علت آن را پيدا كنم. فهميدم كه اين آقا مدتى در آلمان شاگرد «استاد فلاطورى» بوده است.
ممكن است افرادى فكر كنند كه ايشان (پروفسور فلاطورى) چه ارتباطى با حوزه علميه دارند، ولى افرادى كه ايشان را مىشناسند، مىدانند كه ايشان يك روحانى تربيتشده در حوزه علميه نجف هستند و اگرچه احساس مسئوليت كردهاند و به اروپا (آلمان) رفتهاند و با كت و شلوار در سر كلاس حاضر شدهاند، باز هم يك روحانى نجفى بودهاند. يا شخصيتى مانند «شهيد آيت الله محمد باقر صدر» در آثارى كه نوشتهاند; «فلسفتنا» و «اقتصادنا» ، حقيقتا نگاهى جهانى داشتهاند.
به يادم دارم، در زمان طاغوت هنگامى كه دانشآموز بوديم، مكاتبات مرحوم «علامه محمد تقى جعفرى» و «برتراند راسل» فيلسوف غربى منتشر مىشد، خدا مىداند كه به جوانها، نوجوانها و دانشگاهيان چه انرژى و نيرويى وارد شد. راسل بتى در جهان غرب بود، و حاضر نبود مطلبى را بپذيرد. پس از مكاتبه چند نامه از سوى علامه محمد تقى جعفرى (ره)، برتراند راسل بعضى چيزها را پذيرفت و علامه از نظر استدلالى غالب شدند; در گفتوگوى آنها مباحثى مانند وجود خدا، دين و... مطرح مىشد چقدر در ميان محصلان و دانشجويان آن دوره شادى ايجاد مىشد.
بايد ديد كه چگونه مىتوان اين امور را در حوزه نهادينه كرد؟ واقعيت اين است كه دنياى امروز، دنياى تشكيلات مدرن و دنياى طراحى و برنامهريزى است و بايد ساختارهاى مناسب براى رسيدن به تشكيلات مفيد تعريف شود و يقينا بزرگان حوزه براى آن فكر مىكنند و مؤسساتى در اين راستا به وجود آمده است و به طور حتم مديريتحوزه به فكر تاسيس يك «معاونتبينالمللى» در حوزه است، در غير اين صورت فرصت از دست مىرود. معاونتهاى آموزش، پژوهش و... وجود دارد و بايد به اين موضوع اساسى و عميق نگاه كرد و در اين زمينه اهتمام جدى وجود داشته باشد.
با توجه به منابع انسانى، انگيزههاى قوى، هوش سرشار و استعداد فراوانى كه در فضلاى حوزههاى علميه وجود دارد، انشاءالله مىتوانيم عقبماندگىها را پشتسر بگذاريم و به عرصههاى جديد وارد شويم.
امروزه در دنيا، شرايط رشد براى جمهورى اسلامى فراهم است. از ديدگاه فرهيختگان دنيا ملت، فرهنگ و تمدن ايران و آثار برجسته فرهنگى آن ارزش زيادى دارد.
در كشورى مانند امريكا، ده سال متوالى است كه ترجمه مثنوى معنوى مولانا در صدر ١٠ كتاب پرفروش قرار گرفته است، حال آنكه خود مولوى مىگويد: «هر چه دارم از قرآن است.» اين نشاندهنده اين است كه جهان به معارف اسلام و تشيع و معرفت ناب اسلامى نياز دارد. برخى فكر مىكنند كه بسيارى از حوادثى كه اتفاق مىافتد (مثل ١١ سپتامبر) به ضرر و تهديدى براى ما است، دشمنان هم به اين نيت اين مسائل را به وجود مىآورند; حادثه ١١ سپتامبر را كه حادثهاى تروريستى بود، به غلط به مسلمانها و اسلام منسوب كردند و براى اسلام، مسلمين و ما خسارتهايى به بار آورد. مسجدها مورد حمله قرار گرفتند و شخصيتها، مردم و به خصوص زنان مسلمان مورد تهاجم قرار گرفتند.
من در جمعى گفتم كه تمامى پيامدهاى ١١ سپتامبر منفى نبود، چرا كه غربىها توجه كردند كه بايد اسلام را دوباره بشناسند. توجه كنيد كه در دنيا فروش «ترجمههاى قرآن» ، هزار درصد افزايش يافته است و تقاضا براى كتابهاى اسلامى بسيار زياد شده است، به طورى كه كتابفروشىها توانايى پاسخگويى به اين درخواستها را ندارند.
دشمن مىخواهد اسلام را مترادف با تروريسم و خشونت معرفى كند و براى آن برنامهريزى كرده است. اما در دنيا همه با اين مطلب موافق نيستند. در دنيا افراد حقطلبى وجود دارند كه مىخواهند اسلام را بشناسند و ببينند كه اسلام، قرآن و معارف تشيع چه مىگويند؟ در اينجا بايد ديد كه آيا ما توان پاسخگويى به اين تقاضا را داريم يا خير؟ آيا ما مىتوانيم انديشه را عرضه متناسب با اين تقاضاها بالا ببريم؟
اينجا بايد از خودمان سؤال كنيم كه قرآن كريم، نهجالبلاغه و صحيفه سجاديه به چند زبان زنده دنيا ترجمه شده است؟ انقلاب اسلامى به چند زبان زنده دنيا بيان شده است؟ زندگانى ائمه اطهار ( عليهمالسلام)، فلسفه شيعه، عرفان اسلامى، فلسفه اسلامى، حقوق اسلامى و اقتصاد اسلامى به چند زبان زنده دنيا ترجمه شده و وجود دارد؟ كرسىهاى اسلامشناسى و شيعهشناسى به چه تعداد به زبانهاى مختلف دنيا تدريس مىشود؟
آيا مسئوليتحوزه اين نيست كه براى در اختيار گرفتن كرسىهاى اسلامشناسى، شيعهشناسى، امامشناسى، قرآنشناسى، نهجالبلاغهشناسى و... استاد تربيت كند. اينها رسالتهاى حوزه علميه است. من هميشه گفتهام كه همه دستگاههاى جمهورى اسلامى ايران بايد با حوزههاى علميه همكارى كنند.
وزارت امور خارجه و سفيران جمهورى اسلامى ايران بايد خود را به ارائه خدمات به علماى حوزه و حوزه علميه موظف بدانند و آگاهىها و اطلاعات لازم را از منطقه و حوزه مسئوليتخود جمعآورى كنند. و رايزنان فرهنگى بايد مسائل را به حوزههاى علميه و علماى حوزه برسانند. اگر مراجع تقليد و بزرگان حوزه علميه بدانند كه در دنيا تشنگان فراوانى وجود دارند كه از چشمه زلال شيعه اثنى عشرى سيراب مىشوند، احساس مسئوليتخواهند كرد و براى آن سرمايهگزارى كرده و شاگردانى تربيتخواهند كرد.
امروز كه ما گفتوگوى تمدنها و اديان را مطرح مىكنيم، برخى فكر مىكنند كه چيز جديدى مطرح شده است. بايد ريشه تاريخى اين موضوع را در فرهنگ خود بيابيم و به دنيا اعلام كنيم كه گفتوگوى ميان اديان از زمان پيامبر اكرم (ص) آغاز شده است و قرآن با نداى «قل يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم ان لا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله و...» ، قبل از سايرين، نداى گفتوگو با ساير اديان را بلند كرده است. پس از آن نيز اميرالمومنين، امام محمد باقر، امام جعفر صادق و امام رضا (سلام الله عليهم اجمعين) طلايهداران اين حركتبودهاند.
در مساجد دنياى اسلام، اصحاب اديان مختلف، مانند مسيحيت و يهوديت و حتى كافر و ملحد مىآمدند و با امامان شيعه بحث و مناظره مىكردند كه در اين زمينه كتابهاى احتجاجات را داريم. گفتوگوهايى با زنادقه همچون عمران ساوى و جاثليق مسيحى شده است. البته اين مقدارى است كه ثبت و ضبط شده است و بسيارى از اين مطالب از بين رفته است.
منابع عظيمى وجود دارد و علما و بزرگان از آن اطلاع دارند كه اين موضوع بىسابقه نيست. اين فعاليتها درخششهايى بوده است كه در بسيارى از مواقع، شرايط نامساعد زمان اجازه رشد به اين فعاليتها را نداده است; نه اينكه شخصيتها و بزرگان در فكر انجام اين كارها نبودهاند، بلكه ضرورتها، مشكلات، موانع و اولويتهايى مطرح بوده است و به آنها اجازه نمىداده است كه به هر چه كه مىخواستند، عمل بكنند و با آنكه دولتهاى ستمگر اجازه نمىدادند، ولى باز هم از پا نمىنشستند.
بايد راه آنها را ادامه دهيم و راههايى جديد و متناسب با زمان ارائه كنيم، تا انشاءالله به وظيفه بزرگى كه بر عهده داريم و آن زمينهسازى براى ظهور امام زمان (عج) و تشكيل جامعه جهانى و حكومت عدل جهانى است، عمل كرده باشيم.
همانطور كه مىدانيد، سازمانها و با نهادهاى مختلفى وجود دارد كه در سطح بينالمللى فعاليت دارند. اين سازمانها چقدر حوزه و شوراى عالى حوزه در تعامل و تبادل هستند; به اين معنا كه چه مقدار از نيازهايى كه در خارج از كشور وجود دارد، در قالب اطلاعات به حوزه منتقل شده است، تا حوزه متقابلا در زمينه آموزش، پژوهش، تبلغ و... جهتگيرىهاى خود را به اين خواستهها و نيازها پيوند و اختصاص دهد و جهتبخشيده است. اين همكارى به چه ميزان وجود داشته است؟
اين سؤال را بايد از بزرگان حوزه و شوراى عالى حوزه داشته باشيد. من تاكيد مىكنم كه با اين بزرگان گفتوگو داشته باشيد و از نظرات و ديدگاهها و رهنمودهاى آنان استفاده كنيد. بدون شك اين ارتباطات با مؤسسات وجود دارد و حوزه علميه با مراكز آموزشى، علمى، فرهنگى جهان اسلام ارتباطاتى دارد، حتى با مراكز ساير اديان رفت و آمدها، ارتباطات، گفتوگوها و مبادله نشرياتى وجود دارد.
امروز در حوزه علميه قم، مرد و زن مسيحىاى كه به شناخت اسلام علاقه دارند، به تحصيل مشغول هستند با خانم و آقاى مسيحىاى برخورد كردهام كه براساس قراردادى، چند سال است در حوزه علميه در حال تحصيل است.
الحمدلله اكنون در حوزه، در اين زمينه گامهاى خوبى برداشته شده است و هزاران طلبه خارجى (مرد و زن) در قم مشغول تحصيل هستند و به افراد شيعه و مسلمان اختصاص ندارد و غير مسلمانهايى در قم مشغول تحصيل و فراگيرى علوم اسلامى هستند و اسلامشناسى مىخوانند.
اين حركتبايد توسعه پيدا بكند و نهادينه شود. دستگاههاى جمهورى اسلامى ايران بايد در اين زمينه به حوزههاى علميه يارى برسانند تا اين ارتباطات برقرار بشود.
به هر حال، ما در دنيايى زندگى مىكنيم كه مثلا واتيكان (مركز) يكى از فرقههاى مسيحيت است. مسيحيت داراى سه فرقه است و پاپ رهبر كاتوليكهاى جهان است و واتيكان مركز دنياى كاتوليك استو براساس آمار، گزارشات و اطلاعات معتبر، كليساهاى واتيكان در دنيا، دو ميليون مبلغ براى تبليغ مسيحيت در سراسر جهان در اختيار دارد.
به هر حال ما در دنيا رقيبان بزرگى داريم; كشورهايى در جهان اسلام هستند كه ساليانه ميلياردها دلار براى گسترش تبليغات دينى براساس روش، مرام و اهداف خود سرمايهگذارىهاى عظيمى كردهاند (عربستان سعودى، ليبى، سودان و امارات)، و در زمينه رسانههاى جمعى، انتشارات دانشگاهى و تربيت مبلغ فعاليت مىكنند. شما مىدانيد كه دانشگاه الازهر مصر دو قسمت دارد: ما فقط با بخش حوزه علميه الازهر آشنا هستيم، ولى بخش عظيمى از دانشگاه الازهر در رشتههاى مختلف علوم تجربى فعال هستند و مبلغانى با كسوت پزشكى تربيت مىكنند.
من قبول دارم كه ما به يك نگاه و مطالعه مجدد براى تجديد نظر در نظامهاى آموزشى، پژوهشى، مديريتى و برنامهريزى خود نياز داريم و البته بايد متناسب با نيازهاى جديد دراين مسائل تجديد نظر كنيم. حوزههاى علميه بايد خود را براى مواجه شدن با رويكرد جديد آماده كنند كه نشانههاى بروز اين آمادگى و رويكردهاى جديد مشاهده مىشود.