آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩

تذكره نصرآبادى دوباره ورق خورد
مسرت حسین


تذكره نصرآبادى: محمّدطاهر نصرآبادى, به كوشش: احمد مدقّق يزدى, تهران: دانشگاه يزد, ١٣٧٩, وزيرى, ١٠١٢ص.
تذكره به تاريخ حالات و اشعار شعرا اطلاق مى شود و از نظر دوره زمانى آن را به دو دسته تقسيم كرده اند:
الف. تذكره هاى عمومى: در اين نوع تذكره ها گردآورنده به غير از شرح حال و اشعار شعراى همزمان خود, به ديگر آثار پيشينيان نيز نظر دارد.
ب. تذكره هاى عصرى: تنها آثار و احوال شعراى همزمان گردآورنده مى آيد.
لباب الباب عوفى, چهار مقاله عروضى, تذكرةالاولياى عطّار و تذكرةالشعراى دولتشاه سمرقندى را نخستين تذكره هاى فارسى دانسته اند. تذكره ها ارزش ها و سودمندى هاى فراوان به قرار زير دارند:
١. زنده نگهداشتنِ نام سخنوران و ثبت اشعار آنها; زيرا آگاهى از وجود بسيارى از شعرا تنها از راه تذكره ها هموار مى گردد.
٢. آگاهى از سير تحوّل شعر و نثر پارسى از راه تذكره هاى عمومى.
٣. اطلاع يافتن از رويدادها و اوضاع تاريخى, اجتماعى, فرهنگى و سياسى از خلال شرح حال ها.
٤. دارا بودن زيباترين اشعار برگرفته از ديوان ها, بدان سان كه صاحبان ذوق و انديشه را از مراجعه به ديوان ها بى نياز مى كند.
٥. آشنايى با نام بسيارى از كتاب هايى كه ديگر نشانى از آنها نيست.١
يكى از اين تذكره هاى عصرى بسيار سودمند تذكره نصرآبادى است. به جرأت مى توان گفت تذكره نصرآبادى از اعاظم تذكره هاى شعراى فارسى, و محمّدطاهر نصرآبادى از اكابر تذكره نويسان ادب پارسى است و اين مهم, به دو دليل محقق شده است: نخست سخت كوشى, پيگيرى و علاقه نصرآبادى براى تدوين تذكره اى جامع و همه نگر. دوم, حُسن انتخاب, دقت و نكته سنجى گردآورنده در گزينش اشعار و گرد آوردن بيش ترين آگاهى هاى بايسته و شايسته درباره شاعران.
نصرآبادى همچون بسيارى از نويسندگان برجسته زمان خود, جامع علوم عصر خود, اعم از ادبى, لغوى, ديوانى و علمى بوده است كه در عصر طلايى تاريخ و فرهنگ اصفهان و در مكتب هنرى و ادبى آن سامان پرورش يافته است.
گردآوردن شرح حال و نمونه اشعار صدها سخنور از گوشه و كنار ايران, حتى با معيارهاى امروزى كه فاصله ها كم تر, ارتباطات آسان تر و منابع فراوان تر است, كارى بس دشوار مى نمايد و اگر همّت اين مرد بزرگ نبود, بى گمان تاريخ و ادب ايران به ويژه در عصر صفوى, حلقه اى مفقوده و بدون جايگزين داشت; چونان كه استاد گرانقدر آقاى دكتر محمّدرضا شفيعى كدكنى نيز بر اين باور است:
اين كتاب كه يكى از مراجع بسيار مهم تاريخ اجتماعى, فرهنگى, هنرى و ادبى ايران عصر صفوى است, همواره به عنوان سندى معتبر در قلمرو اين گونه مطالعات مورد استفاده محققان ايرانى و خاورشناسان جهان بوده است.٢
در اهميت تذكره نصرآبادى همين بس كه سرگذشت و نمونه اشعار نزيك به هزار سخنور پارسى زبان را در بر دارد و از اين رو مى توان آن را سودمندترين و جامع ترين تذكره پارسى دانست. وى گردآورى اين تذكره, را از سال ١٠٧٧ق آغاز كرده و ظاهراً تا سال ١٠٩٠ق به اين كار مشغول بوده است; البته با فرض اين كه تواريخ ١١١٠ و ١١١٢ و ١١١٥ق مندرج در تذكره نصرآباديِ نسخه خطى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران, الحاقى است. نصرآبادى با همتى مثال زدنى و پس از زحماتى چندين ساله و با روشى ابتكارى تذكره را در يك ديباچه, پنج صف و پايانه اى به ترتيب زير سامان داده است:
ديباچه: در بيان اشعار و زندگى شاهان و شاهزادگان صفوى.
صف نخست: در بيان زندگى و اشعار رجال سخنور دوره صفوى كه به سه دسته تقسيم شده است: مقرّبان و امراى ايران; امرا و خوانين هند; وزرا, مستوفيان و نويسندگان دربار.
صف دوم: ذكر سادات و بزرگان و نجبا.
صف سوم: در ذكر سه فرقه: عالمان و فاضلان, خوشنويسان, فقرا و درويشان.
صف چهارم: مهم ترين و مفصل ترين بخش تذكره را شامل است و شرح حال و شعر سخنوران پارسى را در سه دسته بدين ترتيب دارد: شاعران عراق و خراسان, شاعران فرارود و شاعران هندوستان.
صف پنجم: زندگى و اشعار نصرآبادى و خويشان وى.
خاتمه: در بيان ماده تاريخ ها, چيستان ها و معماهاى پيشينيان و معاصران.
غير از تذكره شعرا, كتاب هاى ديگرى نيز به نام نصرآبادى در تاريخ ادب ايران ثبت است كه اين آثار نشانى است از ذوق و استعداد اين دانش مرد عصر صفوى كه هم شاعرى نكته سنج و هم اديبى نكته پرداز بوده است. معروف ترين آثار او عبارتند از: گلِ رعنا, گلشن آرا, گلشنِ خيال, مكتوبات, منشآت, مثنوى و منتخباتى از ديوان صائب, شاهنامه فردوسى و مثنوى مولوى.
اكنون و پس از اين مقدمه ناگزير مى پردازيم به نقد و بررسى تذكره نصرآبادى كه به كوشش آقاى احمد مدقق يزدى در سال ١٣٦٨ به اشارت استاد دكتر شفيعى كدكنى به ويرايش و پيرايش تذكره نصرآبادى دست يازيده است.
كتاب پس از پيشگفتار و اداى دين مصحح نسبت به اهل فضل و قلم و ياورانى كه در سامان يافتن اين چاپ نقش داشته اند, يادداشتى كوتاه و بس شيوا به خامه استاد دكتر شفيعى كدكنى زينت بخش خود دارد. سپس ديباچه با (گفتارى كوتاه درباره فرهنگ و ادب عصر صفوى) آغاز مى شود و پس از آن به ترتيب مباحث زير آمده است:
تذكره نصرآبادى و اهميت آن; نسخه هاى تذكره نصرآبادى; منابع و مآخذ تذكره نصرآبادى; تذكره نصرآبادى از ديدگاه نقد ادبى; ارزش هاى تذكره نصرآبادى; زندگى نامه محمّدطاهر نصرآبادى; ذيل تذكره نصرآبادى; آثار محمدطاهر نصرآبادى; معرفى نسخه ها و مزيت چاپ حاضر و روش تصحيح; كتابشناسى محمدطاهر نصرآبادى.
مصحح در اين ديباچه هفتاد وپنج صفحه اى انصافاً دقيقه اى را فرو نگذاشته است و تا آن جا كه امكانات اجازه مى داده, تقريباً كليه منابع عصر صفوى به ويژه متون ادبى و تاريخى را از نظر گذرانده و براى تكميل شرح حال نصرآبادى, تمامى منابع ممكن را ديده و سنجيده است. ولى تنها در مبحث (گفتارى كوتاه درباره فرهنگ و عصر صفوى) مؤلف به ناگزير, به اختصار و اجمال برگزار كرده است, وگرنه عصر صفوى را نمى توان با اين كوته گفتار شناساند.
اما چنان كه باز روشن است و فهرست مآخذ گواهى مى دهد, مصحح به منابع فراوانى دسترسى داشته, اما با نكته سنجى و دقت درخورى, آنها را گزيده و سخته كرده و مغز كلام را در دسترس خوانندگان گذارده است.
در اين ديباچه خواننده به نكات و دقايقى واقف مى شود كه ذيلاً بدان اشاره مى شود:
١. متن تذكره بر مبناى چهار نسخه كتابخانه وزيرى يزد, ملك, دانشگاه تهران و ديوان هند تصحيح شده است كه نسخه اساس, نسخه خطى كتابخانه وزيرى است كه به تصريح بسيارى از اهل تحقيق, بهترين و جامع ترين نسخه موجود تذكره نصرآبادى است كه به امضا و تأييد مؤلف كتاب رسيده است.
٢. تذكره نصرآبادى على رغم جامعيت خود, عارى از اشتباهات نيست كه به موارد فراوانى از آن در ديباچه (ص هفده ـ هجده) اشاره شده است.
٣. نخستين بار زنده ياد حسن وحيد دستگردى [در سال ١٣١٧] رخ از چهره اين عروس پُر نقش و نگار گشوده است٣ و با همتى درخور آن را به جامعه فرهنگى و ادبى ايران عرضه كرده است, كارى كه اگر نشده بود, محققان معاصر چه بسا ديرتر به ارزش هاى اين تذكره جامع پى مى بردند, كما اين كه سال ها است ديدن چاپ پيراسته و آراسته مدينةالادب عبرت نائينى آرزوى بسيارى از اهل پژوهش و ادب است و هنوز به واقعيت نپيوسته و صاحب همتى آستين بالا نزده و به چاپ آن اهتمام نورزيده است.
چنان كه از فحواى ديباچه تذكره نصرآبادى آشكار مى شود, اين تذكره را مى توان از منابع دست اوّل دانست كه به غير از چند شرح حال كه از خلاصةالاشعار و عرفات العاشقين تقى الدين اوحدى بهره برده است, بقيه را يا از خود شاعران گرفته يا از ديوان آنها برگزيده است و بنابر جامعيتى كه دارد, خود منبع بسيارى از تذكره هاى سده هاى ١٢ق تاكنون بوده است, كه مهم ترين آن ها, رياض الشعرا, سفينه خوشگو, مخزن الغرايب و سرو آزاد است.
تحليلگران و نقدنويسان ادب پارسى تاكنون مقالاتى چند در اهميت و ارزش اين تذكره نوشته اند كه ذيلاً به چند ارزش برجسته آن اشاره مى شود:
يك. آينه تمام نمايى است از اوضاع و احوال تاريخى, سياسى, اجتماعى و فرهنگى عصر صفوى.
دو. زنده نگه داشتن نام و نشان و اشعار نزديك به هزار سخنور عهد صفوى.
سه. بازنمايى بسيارى از آداب و رسوم و فرهنگ مردم, ضرب المثل ها, حكايات, اصطلاحات و تركيبات بديع و دل انگيز.
چهار. در برداشتن فرهنگى فراگير از مشاغل عصر صفوى.
پنج. دانشنامه اى است از نام هنرمندان و شرح حال شعراى محلى ايران زمين و حتى توران و هندوستان و آسياى مركزى و ميانه و شبه قاره هند.
شش. دادن آگاهى هايى در زمينه نقد ادبى, تحليل اشعار سخنوران عصر صفوى, اصطلاحات كتابدارى و كتابشناسى و….
هفت. داشتن اطلاعاتى جامع درباره تاريخ سياسى و اجتماعى اصفهان در عصر صفوى, اعم از رجال و ناموران و عالمان و هنرمندان و نيز تاريخ بناها و مراكز دينى و فرهنگى و حتى روستاهاى اصفهان.
متن كتاب با مقدمه نصرآبادى در چگونگى و غرض از تسويد اوراق تدوين تذكره آغاز مى شود و تا صفحه ٨٣٣ ادامه دارد, مصحح از خلال اين هشتصد صفحه و با مدد جستن از ذوق و شوق به تصحيح انتقادى و علمى متن دست زده است و طبعاً با افزون شدن تعداد نسخ خطى, گزينش گزينه درست و مناسب كه هم به زبان مؤلف نزديك تر باشد و هم ناشى از دخل و تصرف كاتبان نباشد, كارى دشوارتر مى نمايد, اما مصحح و انديشمندانى كه با وى همفكرى كرده اند, بهترين و مناسب ترين متن را ويرايش و پيرايش نموده اند; به گونه اى كه بهترين و مناسب ترين واژه و يا عبارت در متن نهاده شده و على رغم اين كه نسخه اساس, نسخه خطى كتابخانه وزيرى يزد بوده, اما هرگاه, نسخه بدل ها را داراى متنى مناسب تر يافته اند, آن را جايگزين نموده اند, از اين رو پاورقى ها دقيق و علمى و متن عالمانه و استادانه شده است و مصحح با مرارت زياد نكته اى را فرو نگذاشته است.
اما اگر مصحح محترم, نيم نگاهى به اشتباهاتى كه روانشادان دكتر صفا و گلچين معانى در كتاب هاى تاريخ ادبيات ايران, تاريخ تذكره هاى فارسى و… يادآور شده اند, مى انداخت, مى توانست با اطمينان بهترى گزينه درست را از اين نسخه ها برگزيند و اگر در اين ميان نگاهى هم به ديگر تذكره هاى هم عصر نصرآبادى مى انداخت, مى توانست از اين رهگذر به اطلاعات درست تر و كامل ترى دست يابد.
مثلاً دكتر سيد عليرضا نقوى در كتاب (تذكره نويسى فارسى در هند و پاكستان) يادآور مى شود كه خوشگو در سفينه خود, ذيل شرح حال برخى شعرا, همچون طاهر حكيم سعيد, ميركفرى, على دانش جاويد, حسين آشوب و سيد مرتضى رضى و [قدسى مشهدى] اشتباهات نصرآبادى را گوشزد كرده است.
يا زنده ياد گلچين معانى در دوره دو جلدى كاروان هند, ذيل الهى شيرازى (حكيم صدرالدين شيرازى) مى نويسد: (در تذكره نصرآبادى نيز نام صحيح او در حاشيه و نام غلط (ضياءالدين) در متن آمده و او را كاشانى تصور كرده است (ج١, ص٩٤) (تذكره, ص٨٩). همو ذيل بزمى اشاره به اين دارد كه نصرآبادى سه بيت از غزل وى را اشتباهاً به نام مخفى رشتى ثبت كرده است (ج١, ص١٦٧) و ذيل حسنعلى يزدى توضيح داده است كه نام وى در تذكره, اشتباهاً حسينعلى آمده است و مصحح نيز با آن كه در پاورقى به نقل از نسخه هاى ملك و هند نام درست وى را حسنعلى آورده, اما آن را به متن وارد نكرده است. (تذكره, ص٢٢٩). در جاى ديگر اشاره به اشتباه نصرآبادى در شرح حال ديرى كاشانى دارد (ج١, ص٤٢٠) و جاى ديگر سخن از آميخته شدن ترجمه و شعر ذهنى يزدى و كاشى بوسيله نصرآبادى دارد. (ج١, ص٤٢٩)
همچنين است بيان اين اشتباهات به وسيله زنده ياد گلچين معانى در حواشى تذكره ميخانه از جمله ذيل شرح اسيرى (ص٣١٧) محمّد مؤمن عزتى (ص٦٤١) طالب آملى (ص٨٢٤) شرمى (ص٨٩٣) و نيز اشارات زنده ياد دكتر ذبيح الله صفا در تاريخ ادبيات ايران كه به عنوان نمونه ذيل طالب آملى مى آورد كه نصرآبادى در يك جا ابوطالب كليم را به جاى طالب آملى نشانده است, يا ذيل فياض لاهيجى مى نويسد: (ديوانش را نصرآبادى به اشتباه دوازده هزار بيت نوشته است.) (ج٥, ص١٣٣٠) و يا در شرح سرخوش كشميرى مى آورد, وى برخلاف قول نصرآبادى, لاهورى نيست. (ج٥, ص١٣٣٧).
مصحح با آن كه در ديباچه خود (ص هفده ـ هجده) به نمونه هايى از اين اشتباهات به نقل از دكتر صفا و غيره اقدام كرده, اما نه در متن و نه در تعليقات آن را توضيح نداده است.
تصحيح حاضر به غير از محاسن و مزاياى فراوانى كه دارد و در جاى خود بدان اشاره شده و خواهد شد, بزرگ ترين كاستى آن را مى توان در فقدان بخشِ يادداشت ها و تعليقات دانست كه اگر به چنين كارى اقدام مى شد, مى توانستيم تصحيح حاضر را در حد تاريخ كاملى از فرهنگ و ادب عصر صفوى قلمداد كنيم. بدين ترتيب كه مصحح با افزودن دو بخش زير مى توانست به چنين مهمى دست يازد:
١. تعليقات شعراى متن, شامل افزودن اطلاعات تكميلى كه در ديگر تذكره ها و كتب ادبى موجود است و به ناگزير از دسترس نصرآبادى دور بوده است. به ويژه اين كار در بحث شعراى مجهول المكان, كارى بس پسنديده بود. براى دستيابى به چنين امرى حتى مى شد به فرهنگ سخنوران خيامپور, رجوع نمود و پسوند مكانى و نام دقيق آنها را روشن كرد. (مصحح در مقدمه خود نويد داده است كه در آينده اى نزديك دفترى ديگر شامل تعليقات و توضيحات را چاپ مى كند)
٢. تعليقات اعلام متن, شامل افزودن اطلاعات تاريخى دوباره هركدام از اشخاص و مكان هايى كه نامشان در اين تذكره آمده است.
پر واضح است انجام چنين كارى, زمانى حداقل دوساله را مى خواهد كه بى گمان چاپ اين تذكره را به چند سال آينده موكول مى كرد. ديگر آن كه انجام چنان كارى در حد ذيلى بر تذكره نصرآبادى خواهد بود, در كتابى و جلدى مستقل.
چنان كه روشن است هدف, چاپ تذكره نصرآبادى بوده است, اما چاپ بخش هايى از ديگر آثار نصرآبادى, همچون گلشن خيال, گل رعنا, منشآت, مكتوبات و… براى آشنايى خواننده با نمونه هاى ديگرى از نثر او بسيار سودمند بود.
چنان كه نگارنده اين سطور اخيراً و از خلال فهرست نسخه هاى خطى ايران و جهان و نيز اطلاعات شفاهى بررسى نموده است,٤ ٢٤ نسخه خطى از اين تذكره وجود دارد كه قديمى ترين آن متعلق به كتابخانه ملى پاريس و به تاريخ ١٠٨٣ق است (فهرست كتابخانه ملى پاريس, ج٢:٣٢١ـ٣٢٢). ديگر نسخه ها به ترتيب زمانى, متعلق به كتابخانه هاى زير است: مجلس شوراى اسلامى (٢نسخه), وزيرى يزد, ملى تهران, موزه بريتانيا (٢نسخه), دانشگاه تهران, ليدزيانا, خدابخش هند, ادنبرگ, برلين, بادليان, ملك تهران, موزه ملى پاكستان, كلكسيون آسيايى در بنگال كلكته, ديوان هند, موزه سالار جنگ, كتابخانه مولانا آزاد هند, كتابخانه پادشاه اود, كتابخانه بانكى پور, كتابخانه شخصى تاجمير رياحى در اصفهان, كتابخانه شخصى اديب برومند و آستان قدس رضوى. مصحح نه تنها از اين نسخه ها بهره نبرده است, بلكه در كتابشناسى هم نشان اين موارد را نياورده است. اگر مصحح به نسخه هاى موجود در ايران, همچون نسخه مجلس شوراى اسلامى (كه به وسيله همان كاتبِ نسخه وزيرى يزد نوشته شده است), ملى تهران و نسخه دوم مجلس شوراى اسلامى عنايتى مى نمود. اين تصحيح به كمال تر نزديك مى ش
د. نيز مناسبت داشت مصحح در آغاز بحثى را در اهميت و ارزش تذكره ها در ادب پارسى بيان نمايد.
بخش پايانى كتاب شامل فهرست هاى ١٥گانه اى است كه به ترتيب زير تدوين و سامان يافته است:
اعلام اشخاص; شاعران; تخلص هاى شاعران; شاعران دو تخلص; فهرست پراكندگى شاعران از نظر جغرافيايى; فهرست شعرايى كه زادگاه آنها معلوم نيست; فهرست كتاب ها و رساله ها; فهرست اماكن; فهرست قبايل و طوايف; فهرست مشاغل و مناصب; فهرست حوادث و وقايع و بيمارى ها; فهرست اشعار به زبان محلى; فهرست لغات و تركيبات; فهرست ضرب المثل ها و حكمت ها; فهرست عمومى نسخه بدل ها.
متأسفانه فهرستِ اين فهرست ها در آغاز كتاب و در فهرست مندرجات نيامده است. بى گمان تهيه چنين فهارسى نه تنها حوصله زيادى مى طلبد, بلكه زمان زيادى را نيز به خود اختصاص داده است. شايد نيمى از زمانى كه كتاب در دست تدوين و پيرايش بوده, صرف آرايش و پردازش چنين فهارسى شده است. و از نقاط قوت اين تصحيح تهيه اين فهرست به ويژه فهرست هاى زير بوده است كه بسيار سودمند و بى گزافه ابتكارى است:
فهرست حوادث و وقايع و بيمارى ها (ص٩٣١ـ٩٣٧) فهرست اشعار به زبان محلى (٩٣٩ـ٩٤٠) فهرست لغات و تركيبات (ص٩٤١ـ٩٨٢) فهرست ضرب المثل ها (ص٩٨٣ـ ١٠٠٠) و فهرست عمومى نسخه بدل ها كه بسيار كامل و جامع و خوب است. و شايد بتوان دو فهرستِ (شاعرانى كه شرح حال آنها در تذكره آمده است) و (تخلص هاى شاعران) را تكرارى دانست و مى شد هردو را در يك فهرست آورد.
اما على رغم دقت و حوصله فراوانى كه در تدوين اين فهرست ها به كار رفته و حتماً چندين سال وقت صرف آن شده است, باز كاستى ها و نكاتى به چشم مى آيد كه به ذكر نمونه هايى از آن بر پايه مقابله با فهرست هاى مشابه تذكره نصرآبادى تصحيح آقاى محسن ناجى نصرآبادى و ديگر منابع, بسنده مى شود.
١. ذيل تخلص هاى شاعران, تخلص هاى زير ديده نمى شود: اثر مازندرانى, ادهم (ابراهيم ميرزا), امامى هروى, انوار (ملاّ بقا), اوزن, ايما, تجلّى (عليرضا), تسلّى شيرازى, تسلّى (ميرمعصوم), جاذب, جنونى (احمد), جنونى (احمد كرايى).
٢. ذيل پراكندگى شاعران از نظر جغرافيايى, نام شهرها و ولايات زير نيامده است: آذربايجان, آران آريتمان, ايزد خواست فارس, بحرين, بصره, تربت, جام, جهرم, چركس, چكنه, حله, خوانسار, خوران اصفهان, داراب, داغستان, دامغان, درجزين دكن و دماوند. نيز اسدآباد مى بايست پس از استرآباد قرار مى گرفت. شهرى به نام عبدالعظيم هم نداريم و بايد همان رى بيايد, و بدخشان درست است نه بدخش.
٣. ذيل نام برخى شهرها به نام شعراى آن محل برنمى خوريم; مثلاً در حرف الف و ب, ذيل ابرقو: مير غياث الدين و هادى ميرزا; اردبيل: ميرزا كافى و محمّدكاظم برزگر; اردستان: افضل اردستانى; بخارا: بايزيد (عارف تخلص) و يوسف خواجه; بروجرد: ميرزا اسحاق و مير محمّدرضا; بلخ: عاليجاه عبدالعزيزخان و يوسف بلخى.
٤. در بخش شعرايى كه زادگاه آنان روشن نيست, مصحح مى توانست با رجوع به رايج ترين فرهنگ شعرا, يعنى فرهنگ سخنوران خيامپور, پى به زادگاه آنان برد; هرچند ذيل شرح آنها در متن نصرآبادى تا اندازه اى هم مى شد به چنين موضوعى دست يافت. به عنوان نمونه, چند شاعر ذيل, با كمك فرهنگ سخنوران خيامپور, زادگاهشان شناخته مى شود:
ابراهيم ادهم [بلخى], اسكندر بيگ منشى (تُركمان], حاتم بيگ [اردوبادى], حسن واهب [اصفهانى], حيدرعلى فايض [اردبيلى], حيدر كلوچ [هروى], خواندمير [هروى] ملا ركنى [نيشابورى], سراجا [گلپايگانى], سگ لوند [قزوينى], صادق دستغيب [شيرازى], فارغا [اصفهانى], قاسم كاهى [كابلى], كريما [شيرازى], كلامى [اصفهانى], لطيفا [اصفهانى], محمّد مسعود زركش [اصفهانى] و نصيبا رازى [رى].
٥. در فهرست كتاب ها و رساله ها, نام كتاب هاى زير ديده نمى شود:
بحرالفوايد [ذيل ميرزا محمّد شفيع], تذكرةالشعرا [ميرتقى كاشى], خسرو و شيرين [ميرزا جعفر], سوانح محاصره قلعه [ولى قلى بيك], شرح تجريد [ميرزا ابوالحسن], صناعات [مير ابوالقاسم ميرفندرسكى], ضياء النيّرين [حكيم ابوالفتح دوايى], تذكره شعرا [بليانى] غزوات اميرالمؤمنين [ميرزا جعفر] و….
٦. در فهرست اماكن و نواحى, كاستى هاى زير ديده مى شود:
آران درست است, نه اَران; احمدنگر درست است نه احمدانگر. كمبودها: آقاجر, اله آباد, ادركيور, اروس, ازوير قهپايه, استير سبزوار, امامزاده قيس على, امامزاده ميرمحمّد, ايروان, ايزد خواست. بازار محمّدحسين چلبى, برلشت, بُست (قلعه), بكر, بلاد شاپور, بهيران و بيجاپور.
٧. فهرست قبايل و طوايف, كاستى بسيار دارد كه مثلاً در حرف الف, نام هاى زير ديده نمى شود:
اتراك, اتراك بخارا, اتراك سلجوقى, ارامنه, افغان, اماميّه و اوزبك.
٨. در فهرست مشاغل و مناصب در حرف الف و ب كاستى هاى زير ديده مى شود:
ادونچى باشى, اطبّا, بخشيان, بُندار, بنكدار.
٩. در فهرست لغات و تركيبات على رغم جامعيت, برخى كاستى ها ديده مى شود; مثلاً در حرف الف, به قرار زير است:
آب انبار, آتشك جهنم, آدمى صفت, ابيات آبدار, ابيات بى نسبت, ابيات بلند, اجاره برف, ارباب التحاويل, اسب جهانيدن, اسرار مخفيّه, اصول اوفر, اصول روانى, اصول سماعى, افشان نقره, افيون, اليجه, اواسط الناس و اويماق.
١٠. جاى فهرست ابيات خالى است.
در پايان ذكر اين نكته بايسته مى نمايد كه همزمان با اين چاپ, تصحيح ديگرى از تذكره نصرآبادى به همت پژوهشگر تلاشگر آقاى محسن ناجى نصرآبادى در سلسله انتشارات اساطير و با راهنمايى استاد ايرج افشار, در ده جلد تدوين و چاپ شده كه داراى مزايا و كاستى ها و گفتنى هايى است كه خود در حوصله مقاله اى ديگر است.
نيز باخبر بودم كه چندين سال پيش آقاى دكتر سيد محمّد دامادى, استاد دانشگاه تهران, مشغول تصحيح اين تذكره بر پايه نسخه اى منحصر كه در اختيارشان بوده است, هست. ايشان با نگاهى تحليلى و انتقادى و از ديدگاه ادبى ـ اجتماعى به تصحيح آن مبادرت كرده است. باشد كه چشمان علاقه مندان به ديدن اين چاپ هم روشن شود.پاورقي: ١. برگرفته از كتاب يزد يادگار تاريخ, حسين مسرّت. تهران, انجمن كتابخانه هاى عمومى استان يزد, ١٣٧٦, ص٦٠١ ـ٦٠٢. ٢. تذكره نصرآبادى, همين چاپ, ديباچه. ٣. چاپ وحيد دستگردى براساس دو نسخه خطى كتابخانه ملك و دانشگاه تهران (از حيث ترتيب) است. ٤. ر.ك: حسين مسرّت, كتابشناسى نصرآبادى, مندرج در يادنامه آيت اللّه مرعشى, قم, كتابخانه مرعشى.