آیینه پژوهش

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦

مآخذ و منابع نصرآبادى در نگاشتن تذكرةالشعرا
ناجى محسن


گرچه برخى بر اين باورند كه نصرآبادى در نگارش برخى سرگذشت نامه ها از خلاصةالاشعار و عرفات العاشقين تقى الدين اوحدى بليانى بهره برده است,١ خود نصرآبادى در هيچ جا به اين معنى اشاره اى ندارد. مآخذ نصرآبادى در تأليف تذكرةالشعرايش را مى توان به چند دسته تقسيم كرد. الف. شنيده هاى مستقيم نصرآبادى از خود شاعران
نصرآبادى تعدادى از شاعران را ديده و از گفته هاى ايشان در تأليف تذكرةالشعرا استفاده كرده است. به اشارات وى در اين مورد نگاه كنيد:
احمدخان… به رفاقت محمّدخان بيك برادرش كه او هم در كمال متانت بود, به نصرآباد وارد شدند. آنقدر مردمى از ايشان ديد كه بشرح نتوان نمود… در آن روز اين ابيات از او مسموع شد (ذيل احمدخان). مير صبحى, سيّد عزيزى بود. خود مى گفت كه از سادات مازندرانيم و خويشى به نوّاب خليفه سلطان دارم (ذيل ميرصبحى). حاجى محمّد صادق… چنانچه گاهى فقيرنوازى فرموده به مسجد لُنبان مى آمد (ذيل حاجى محمّد صادق). ميرزا اعجاز… در لباسى مدح در باب اصفهان شوخى ها فرموده, فقير را تعصّب روستايى گرى به جوش آمده, چند فقره نثر در جواب آن نوشتم, به سمع عزيزان رسيده, فيمابين نقارى بود تا آخر خود آمده عذرها خواست (ذيل ميرزا اعجاز). ميرزا مقيم بخاري… به اتفاق ايلچى عاليجاه مشاراليه به اصفهان آمده… تا در اصفهان بود به اتفاق رفقا كه اهل و دردمند بودند پيوسته به مسجد لنبان مى آمدند و صحبت مى داشتيم (ذيل ميرزا مقيم بخارى). ملاّ آثار, از كدخدازادگان بخاراست… از واهمه به طرف اصفهان آمده, مدتى در اينجا بوده, گاهى به مسجد لنبان آمده, صحبت داشته مى شد (ذيل ملا آثار). خواجه عابد… بخاري… قبل از اين به اصفهان آمده, چند نوبت صحبت داشته شد (ذيل خواجه عابد). عباس قلى خان… گاهى از اشعار و معماى دلپذير, كمينه را نوازشى مى نمايند (ذيل عباس قلى خان). ميرزا حسين خان… در حينى كه فقير به زيارت مشهد مقدس مشرف شده بودم به خدمت ايشان رسيدم, حقّا كه ملكى بود در لباس بشر (ذيل ميرزا حسين خان). ميرزا محمّدتقي… در اين سال كه سنه ١٠٨٩ است در مسجد لنبان فيض صحبت ايشان دريافته, محظوظ شديم (ذيل ميرزا محمّدتقى). ميرمحمّد يوسف… در منزل حضرت ميرزا صايبا با مشاراليه چند سال قبل از اين ملاقات واقع شد (ذيل ميرمحمّد يوسف). آقا سعيد… از روى فقيرنوازى به مسجد لنبان تشريف آوردند و از صحبت ايشان محظوظ شديم, اين دو بيت را خود خواندند (ذيل آقا سعيد). ملاّ محمّد نصيرا… در حال تحرير به اصفهان بود. در مسجد لنبان به خدمت ايشان رسيده, فيض وافر برده, تخلص نداشت. اين غزل را خود خواندند (ذيل ملا محمّد نصيرا).
ب. درخواست شعر از شاعران
نصرآبادى قبل از شروع در نگاشتن تذكره از شاعران و اهل سخن مى خواهد كه شرح حال و نمونه اشعار خويش را براى او ارسال كنند. اين بيان را از اين قطعه لطفعلى بيك كه به نصرآبادى نوشته, درمى يابيم:
ز حضرت تو تمنّا دو مدّعا دارم
به عزّ عرض رسانم دگر تو مى دانى
نخست آنكه گرفته چو ابر دانش تو
به تازه باز تعلق به گوهرافشانى
به عزم تذكره خواهى ز جمع اهل سخن
قلم به وصف گروه معاصران رانى
اگرچه من چه كسم تا معاصرت باشم
وحيد عصر خودم گر معاصرم خوانى
چو آفتاب چه نقصان رسد كمال ترا
به ذرّه پرورى اين ذرّه را ز خود دانى
(ذيل لطفعلى بيك)
ديگران نيز هم براى نصرآبادى اشعارى فرستاده اند و نصرآبادى به بعضى از آنها اشاره مى كند:
ناجى لاهيجي… طومارى از شعر خود جهت فقير فرستاده, شخص آورنده به گمان اينكه كتابت است به شخصى ديگر داده. اين غزل را آن شخص به فقير داد (ذيل ناجى لاهيجى). ميرزا محمّدعلي… طومارى از اردو جهت فقير فرستاده بود. اين ابيات از آنجا نوشته شد:
از بس دل مردم به رهت چشم به راه است
در كوى تو هر نقش قدم قافله گاه است
(ذيل ميرزا محمّدعلى). ميرزا صادق… ولد ميرزا صالح جدّ راقم است… از قِبَل پادشاه زاده شجاع به متمرّدان ولايت بنگاله در دريا و صحرا مكرر جنگ هاى مردانه كرده و شرح آنها را به نظم آورده, جهت فقير فرستاده بود. اين ابيات از آن جمله است (ذيل ميرزا صادق ولد ميرزا صالح). ملاّ مستفيد جلدگي… در اين اوقات دو كلمه به حضرت صايبا و كمينه نوشته, قصيده اى كه در مدح عبدالعزيزخان گفته بود, فرستاده, از فقير پاره اى نظم و نثر طلب داشته (ذيل ملا مستفيد جلدگى). نادرا… چيزى كه به خاطرش نمى رسد, درويشى درويشان است. از آنجا دو كتابت مشتاقانه و درويشانه به فقير نوشته (ذيل نادرا). پ. توجه نصرآبادى به ديوان ها و گزينش اشعار شاعران از آنها
نصرآبادى بسيارى از ديوان هاى شاعران را در دست داشته يا از ديگران به وديعت گرفته تا بتواند نمونه اى از اشعار شاعران را انتخاب و ثبت نمايد.
حسن خان… ديوانش به نظر فقير رسيد, قريب به سه هزار بيت است (ذيل حسن خان). ملا عبدالرزاق, اصل آن جناب از لاهيجان است; اما چون در قم بسيار بوده به قمى مشهورند… ديوانش قريب به دوازده هزار بيت است. فياض تخلص دارند و اين ابيات از ايشان است (ذيل ملا عبدالرزاق). ملا عبدالمحسن… ديوان ايشان غريب به ده هزار بيت است, همه خوب و تازه و غريب و عجيب (ذيل ملا عبدالمحسن). حكيم ركناى كاشاني… اشعارش قريب به صد هزار است, در منزل حضرت صايبا ده ديوان از او ملاحظه شد (ذيل حكيم ركناى كاشانى). ميرزا فصيحي… ديوان او آنچه به نظر فقير رسيد, قريب به شش هزار بيت بود (ذيل ميرزا فصيحى). ملاّ اوجى نطنزي… ديوانش به نظر رسيد, تخميناً ده هزار بيت بود (ذيل ملا اوجى نطنزى). ميرزا ملك مشرقى تخلص… ديوانش قريب به ده هزار بيت به نظر رسيد (ذيل ميرزا ملك). ملا دركى قمي… كلياتش قريب بيست هزار بيت است (ذيل ملا دركى). ميرزا طاهر قزويني… ديوان آن جناب از مثنوى و قصيده و غزل قريب به سى هزار بيت است (ذيل ميرزا طاهر). مير جمله شهرستاني… طبعش در ترتيب نظم بسيار مايل بوده, چنانچه كليات ايشان به نظر رسيد, قريب به بيست هزار بيت است, همه غريب و عجيب و اين ابيات از آن جمله است (ذيل ميرجمله شهرستانى). ملا على بيك… ديوان او را يكى از اقوام فقير داشتند كه در اين مدت به فقير ننموده بودند, در اين روزها گرفتم و اين ابيات نوشته شد (ذيل ملا على بيك)…. ت. مجموعه ها
مجموعه هاى شخصى كه در ملكيّت افراد مختلف بوده, يكى ديگر از منابع و مآخذ نصرآبادى در نگاشتن تذكرةالشعراست. گروهى از شاعران براى خود مجموعه اى فراهم مى آوردند و در آن سروده هاى ديگران را جمع آورى مى كردند. ممكن است اين مجموعه ها توسط خود جامع فراهم آمده, يا كاتبى آن را كتابت كرده و يا خود شاعران به خط خويش شعرى در آن نوشته باشند. نصرآبادى قبل از نگارش تذكرةالشعرا چنين مجموعه اى براى خود فراهم آورده و در آن شاعرانى كه به ديدنش مى آمدند ـ چه در نصرآباد و چه در مسجد لُنبان ـ يادداشت ها و اشعارى بر آن نگاشته اند و مسيحاى معنى ديباچه اى بر آن افزوده است. تنها اطلاعاتى كه از اين مجموعه نصرآبادى اكنون در دست است, همان اشاراتى است كه در تذكره آمده است. وى مى گويد:
سيّد مبارك خان مدهوش… چون از باده عرفان سرخوش است, مدهوش تخلص دارد به خط خود در مجموعه كمينه پاره اى شعر نوشته, اين از آن جمله است:
تيشه از فرهاد و از مجنون بجا, زنجير ماند
قطره خونى ز ما هم بر دم شمشير ماند
كار ما را كس به عالم چاره نتوانست كرد
خواب اميدى كه مى ديديم بى تعبير ماند
(ذيل سيد مبارك خان)
كيخسروخان… وقتى كه فرصت داشتند, متوجه نظم مى شدند و اين ابيات را به مجموعه فقير نوشته اند:
پيش رويش سوختم آخر دل ديوانه را
چون نگه دارد كسى از سوختن پروانه را
چاك مى سازم به ناخن سينه چون بينم رُخش
چون برآمد مهر بگشايند روزن خانه را
(ذيل كيخسروخان)
ميرنايب… چنانچه هرگاه به اصفهان مى آيد به منزل ايشان مى باشد و اشعارش اين است كه خود در مجموعه فقير نوشته (ذيل ميرنايب). مسيحاى معني… ديباچه اى بر مجموعه فقير نوشته كه كمال غرابت دارد (ذيل مسيحاى معنى)….
افزون بر اين مجموعه, نصرآبادى از مجموعه هاى شخصى ديگر نيز بهره برده است كه به ذكر آنها مى پردازيم:
ميرزا نوراللّه… ديوان مشاراليه به نظر نرسيد; امّا از مجموعه عالى حضرت ميرزا شفيع خوزانى كه در دفترخانه هم قلم بودند اين ابيات نوشته شد. اين قطعه را در مدح نوّاب خليفه سلطان گفته, وقتى كه وزير اعظم شاه عباس ماضى بود (ذيل ميرزا نورالله). ميرزا محمّدرضاى مشهور به سارو خواجه… اين رباعى هم [از او] در مجموعه ميرزا صالح منشى به اسم او ديده شد:
آنم كه ضعيف و خسته تن مى آيم
جان بسته به تار پيرهن مى آيم
مانند غبارى كه بپيچيد بر باد
پيچيده به آه خويشتن مى آيم
(ذيل ميرزا محمّدرضاى)
محمّدقلى سليم… بر مجموعه ملاّ قدرتى شعرى نوشته بود (ذيل محمّدقلى سليم). ملاٌ محمّد شفيع… اين چند بيت كه در مجموعه حاجى اسماعيل نوشته شده بود, داخل اين اوراق شد (ذيل ملا محمّد شفيع). … امّا فقير رباعيات او را كه مرحوم آقاباقى برادر آقاخضر وزير كاشان جمع كرده بود, ديدم كه اين چند بيت به اسم او نوشته شده بود (ذيل مير مغيث). مفرد قمي… در مجموعه اخوى سراجاى نقاش شعر خود را نوشته (ذيل مفرد قمى). محمّدحسين بيك… شعر بسيارى در مجموعه مجموعه قابليت مولانا محمّد سعيد ولد علاّمى محمّد صالح مازندرانى وقتى كه دربند بود, نوشته. اين ابيات از آن جمله است (ذيل محمّدحسين بيك)…
ث. نقل قول ها و شنيده هاى غيرمستقيم
منابع ديگرى كه نصرآبادى از آن در بسيارى از شرح احوال شاعران سود جسته مسموعات شفاهى غيرمستقيم است. نصرآبادى در نقل قول ها به نام ناقل توجه داشته و گاهى در صداقت آنها نيز بحث مى كند. وى بر آن است كه بياناتش را از كسانى نقل كند كه مورد وثوق و اطمينان هستند.
از مرحوم ملا غرورى كه صدق انديش بود مسموع شد كه وقتى قصيده اى در مدح او [صادقى بيك] گفته و در قهوه خانه گذرانيدم به اين بيت كه در تعريف سخن او گفته شده بود, برسيدم:
چون عرصه زنگ و صداى زنگ است
صيت سخنش در جهان امكان
مسوّده را از فقير گرفته, گفت: حوصله ام بيش از اين تاب شنيدن ندارد و برخاسته (ذيل صادقى بيك). ميرزا امين… تخلص ساكت دارد. از اخوى ايشان مسموع شد كه وقتى در اصفهان بوده,حضرت ميرزا صايبا اين تخلص را بدو عنايت كرده اند (ذيل ميرزا امين). مير محمّدامين… ملا مشفقى اين دو بيت را از مشاراليه خواند:
ـ كسى كه تلخى هجران كشيده مى داند
ز جوى ديده چرا آب شور مى آيد
ـ من نمى دانم درين صحرا شكارانداز كيست
نقش پاى هر غزالى صيد در خون خفته ايست
(ذيل ميرمحمّد امين)
مير عبدالحق… ملا مشفقى با مشارليه هم طرح بوده, اين ابيات را مشاراليه به اسم ايشان خواند (ذيل مير عبدالحق). مقيما… عزيزى از زبان ملا غيرت همدانى مى گفت كه اين بيت از مُقيماست و من از او شنيده ام:
به راهش خانه اى از نى بنا كرد
درون نى بسان ناله جا كرد
(ذيل مقيما)
غزل از مير عين على مسموع نشده بود, اين دو بيت به خط مير شوقى به اسم او ديده شد:
قفل خاموشى ز همت بر لب اظهار ماند
در دل از لب بستن ما حسرت بسيار ماند
مِى به دوران من از مينا نيامد سوى جام
آفتاب طالع من در پس ديوار ماند
(ذيل مير عين على)
مير محمّد مؤمن… از حاجى مطيعا مسموع شد كه در بندر سورت او را ديدم, مردى در كمال صلاح و دين دارى و پرهيزگارى, پيوسته به عبادت مشغول بود. روزى با فقير گفت كه شاه مطيعا از زندگى به تنگ آمده ام, توفيق پروازى خدا بدهد. بعد از آن دو روز زنده بود, بمرد و همانجا مدفون گرديد (ذيل ميرمحمّد مؤمن). مير عقيل… پسر او را در نصرآباد ديدم, جوان درويشى است و در سلك اهل قلم است. شعر والدش را از او خواستم, يك بيت به خاطر نداشت كه بخواند. وعده كرد كه اشعار او را بياورد, ديگر او را نديدم (ذيل ميرعقيل). حسن بيك رفيع… حسن بيك در هندوستان مانده, طالع او مدد نكرده, الحال مشهور شد كه در كمال پريشانى است. اين نقل از آخوند ملا سالك مسموع شد. (ذيل حسن بيك رفيع). سايراى اردوبادى, اما از حضرت ميرزا صايبا مسموع شد كه مشهدى است, او را در هند ديده بود. گويا در هند فوت شده (ذيل سايراى اردوبادى). كلامى اصفهانى, خوش سليقه بوده; اما شعرش كمتر در ميان است. از حضرت ميرزا صايبا مسموع شد كه دو برادر بودند, يكى كلامى و ديگرى سلامى. شعر سلامى مسموع نشد. شعر كلامى اين است (ذيل كلامى اصفهانى). زماناى نقاش… سعيداى نقش بند ـ رحمةالله عليه ـ اين قطعه را به اسم او خواند:
خواجه چون خواهد كه از بهر سرا چاهى كند
تا نباشد اهل بينش را ز بى آبى عذاب
خود ز يك جانب نگارد شكل نانى بر زمين
وز دگر جانب غلامان مى رسانندش به آب
(ذيل زماناى نقاش)
امير جعفر معلم كاشى. معلمى مى كرد, اين رباعى از ملا صبوحى مسموع شد كه از او شنيده:
زاهد به خرابات رهى پيدا كن
واندر خور رحمت گنهى پيدا كن
چون شيشه مريز صاف و دُردى كه تراست
بنشين چو خُم باده تهى پيدا كن
(ذيل امير جعفر معلم)
نجاتى بافقي… ملا وقارى مى گفت كه با وجود شيخوخيّت شاهنامه را به طريقى مى خواند كه حيرت دست مى داد. اين بيت را مشاراليه از او خواند:
لاله نبود كز كنار بيستون سر مى زند
دست خون آلود فرهاد است بر سر مى زند
(ذيل نجاتى باقى)
محشري… مُقيماى مقصود او را ديده, مى گفت: آنقدر پير شده بود كه تا ابرو بالا نمى كرد, كسى را نمى ديد. اين بيت را از او خواند:
يار چو تيغ كين كشد فرصتش از خدا طلب
عضو به عضو خويش را زخم جدا جدا طلب
(ذيل محشرى)
آقا اسد… از عزيزى مسموع شد كه شعر بسيار گفته, اين چند بيت را آن عزيز خواند (ذيل آقا اسد). و…
گويا نصرآبادى در شرح احوال شعراى ماوراءالنهر, خصوصاً بخارا و غيره توجهى به گفته هاى يارانِ آن ديار داشته است. گرچه خودش بصراحت اشاره اى ندارد; اما از گفته هاى مليحاى سمرقندى چنين برمى آيد كه نصرآبادى در ذكر اين فرقه از بيانات و گفته هاى او بهره برده است:
ذكر شعراى معاصر ماوراءالنهر باب خاص تذكره او را تشكيل نموده است و من بقدر استعداد حسباً و نسباً آنچه كه مى دانستم, مخصوصاً درباره شعراى سمرقند مذكور كردم, تعيين كرده, نوشت.٢
مليحاى سمرقندى در سال ١٠٨٨ در هيأت سفارت حكومت خانى بخارا به ايران سفر مى كند. در اين مسافرت سه ساله او با شاعران مقيم مشهد, سبزوار, سمنان, قم, كاشان و اصفهان بارها مصاحب مى شود. در تمام اين سفرها, ادباى ايران با مهمانوازى فراوان از او استقبال مى كنند. وى خلاصه اين ملاقات ها را با شرح حال و نمونه اشعار ٥٩تن از شاعران نيمه دوم قرن يازدهم ايران در تذكره خود مى آورد.٣پى نوشت ها: ١. كاروان هند, احمد گلچين معانى, ج٢, ص٩٧٦. ٢. مذكر الاصحاب, صفحه ٤٨, ٨٥ و ٨٦, به نقل از: احمد گلچين معانى تاريخ تذكره هاى فارسى, ج٢, ص٢٣٨. ٣. همان, ص٢٣٩.