آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٦
اخبار
درگذشت آية اللّه محلاّتى
حضرت مستطاب آية اللّه حاج شيخ مجدالدين محلاّتى, يكى از علماى مشهور شيراز و از چهره هاى درخشان روحانيت در استان فارس به شمار مى رفت. معظم له در سال ١٣٤٥ق (١٣٠٥ش) در نجف اشرف, در بيت فقاهت و مرجعيت زاده شد.
پدرش مرحوم آية اللّه العظمى حاج شيخ بهاءالدين محلاتى (١٣١٤ـ١٤٠١ق) از مراجع تقليد و از پيشوايان دينى مردم استان فارس و از شاگردان آيات عظام: شيخ محمد كاظم شيرازى,ميرزاى نائينى و آقا ضياء عراقى بود. او فرزند آية اللّه شيخ محمد جعفر محلاتى (١٢٨٤ـ ١٣٥٨ق) ـ از شاگردان آيات عظام: ميرزاى شيرازى و آخوند خراسانى و سيد محمد كاظم يزدى و پيشواى مجاهدان و دليران تنگستان در نبرد با قواى اشغالگر انگليس ـ و او فرزند آية اللّه شيخ محمدحسين محلاتى (١٢٤٧ـ١٣٠٠ق) از شاگردان متقدم ميرزاى شيرازى و او فرزند آية اللّه آخوند ملا محمدعلى محلاتى (١٢٢٨ـ١٢٨٤ق) از شاگردان آيات عظام: سيد شفيع جاپلقى, سيد محمدباقر شفتى, حاجى محمدابراهيم كلباسى و شيخ محمدتقى صاحب حاشيه ـ بوده است.
فقيد سعيد, در كودكى همراه پدر بزرگوارش به شيراز آمد و پس از فراگيرى ادبيات و سطوح اوليه نزد والدش و همزمان, تحصيل علوم جديد و اخذ ليسانس در رشته حقوق, در سال ١٣٦٥ق به حوزه علميه قم آمد و سطوح عاليه را نزد حضرات آيات: شيخ مرتضى حايرى, سيد محمدباقر سلطانى طباطبايى, شيخ محمدعلى حايرى كرمانى (مكاسب), سيد زين الدين كاشانى و ميرزا محمد مجاهدى (كفايتين) و فلسفه و تفسير را هم از محضر مرحوم علامه طباطبايى فراگرفت و اختصاصى تام بدو پيدا كرد. سپس در درس خارج آيات عظام: آقاى بروجردى, امام خمينى, محقق داماد و اراكى شركت نمود و مبانى علمى اش را استوار ساخت و در شمار فضلاى مشهور حوزه درآمد.
او در سال ١٣٣٧ش, به همراه عده اى از افاضل حوزه مجله دينى (مكتب اسلام) را بنيان نهاد و مقالاتى در حقوق اسلامى و تطبيق آن با حقوق ملل, نگاشت. در سال ١٣٨٠ق, به شيراز بازگشت و به تدريس فقه و اصول و تفسير و فلسفه (در مدرسه خان) و اقامه جماعت (در مسجد ولى عصر) و تعليم و تربيت جوانان و نقد مكاتب مادّى و ترويج شعائر دينى پرداخت و با يارى پدر والامقامش, مؤسسات خيريه و بناهاى عام المنفعة گوناگون همچون: مسجد ولى عصر, مدرسه علميه و كتابخانه حضرت ولى عصر, بيمارستان ولى عصر و كوى امام على (براى ايتام و مستمندان) و جمعيت خيريه اسلاميه را بنياد نهاد و خدمات بسيار به مردم و روحانيت ارائه داد. معظم له در انقلاب اسلامى ايران نقش چشمگير و قابل ملاحظه اى داشت و در پانزده خرداد ١٣٤٢ در دفاع از مرجعيت و قيام امام خمينى به همراه پدرش دستگير و به تهران انتقال و چند ماه زندانى شد و پس از آزادى, در كنار پدرش رهبرى مبارزات مردم و علماى استان فارس را بر عهده داشت و در اين راستا, در سال ١٣٥١ش به شهرهاى: ايرانشهر, زاهدان و يزد به مدّت ١٤ماه در تبعيد به سر برد. (ر.ك: نهضت روحانيون ايران, ج٦, ص٦٨ ـ٧٠)
فقيد معظم, بارها به كشورهاى اروپايى و آمريكا مسافرت كرد و با بيان شيوا و منطق زيبايش مردم را با مبانى اسلام آشنا ساخت و آثار خيرى را از خود به يادگار نهاد. وى اخلاقى خوش, سيمايى جذاب و گفتارى شيرين, دستى گشاده و قلبى مهربان داشت و تمام روزش را در خدمت مردم بود.
برخى از تأليفات وى, عبارت است از:
١. تقريرات درس فقه آية اللّه بروجردى.
٢. تفسير برخى از سوره هاى قرآن.
٣. مجموعه مقالات (در مجله مكتب اسلام).
٤. كتابى در اصول عقايد.
٥. ترجمه كتاب (ثم اهتديت) نوشته دكتر محمد تيجانى.
٦. ترجمه كتاب (لاكون مع الصادقين) نوشته تيجانى.
آن مرد بزرگ, پس از ٧٥ سال زندگى سراسر خير و بركت و پس از ٥٠ سال خدمت به دين, در روز شنبه هشتم ربيع الاول ١٤٢١ق (٢٢ خرداد ١٣٧٨ش) ـ سالروز شهادت امام عسكرى عليه السلام ـ بدرود حيات گفت و پيكر پاكش در روز چهارشنبه, پس از تشييعى باشكوه فراوان و نماز آية اللّه العظمى مكارم شيرازى بر آن, در مدرسه ولى عصر ـ عليه السلام ـ ـ كه از يادگارهاى ارزنده اش مى باشد ـ به خاك سپرده شد و مراسم بزرگداشت او تا روزهاى متوالى در شهرهاى مختلف استان ادامه يافت و در غم فقدان وى پيام هاى تسليت متعدد از سوى مقام معظم رهبرى, مراجع تقليد و سازمان ها و ارگان هاى مختلف صادر گرديد.
*
آية اللّه سيد عباس ابوترابى
فقيه معظم حضرت آية اللّه آقاى حاج سيد عباس ابوترابى, يكى از علماى بزرگ و مشهور قزوين شمرده مى شد. فقيد سعيد, در سال ١٣٣٥ق (١٢٩٥ش) در بيت علم و فضيلت, در قزوين به دنيا آمد. پدرش مرحوم آية اللّه سيد ابوتراب قزوينى (١٣٠٩ـ١٣٩٣ق) از شاگردان آيات عظام: ميرزاى نائينى, سيد ابوالحسن اصفهانى و آقا ضياء عراقى ـ و او فرزند عالم جليل حاج سيدحسين, و او فرزند آية اللّه حاج سيد ابوتراب قزوينى (م١٣٠٣ق) ـ معروف به سكاكى ـ از شاگردان شيخ انصارى و مجاز از او, بوده است.
معظم له, پس از تحصيلات ابتدايى, به فراگيرى علوم دينى روى آورد و ادبيات و سطوح اوليه را نزد حضرات آيات: شيخ محمود رئيسى, شيخ يحيى مفيدى و پدر بزرگوارش آموخت و پس از آن در سال ١٣٥٣ق به حوزه علميه قم آمد و در پرتو توجهات عموى ارجمندش آية اللّه حاج سيد محمدباقر قزوينى (١٢٩١ـ١٣٦٤ق) ـ كه از علماى بزرگ حوزه بود ـ به تكميل سطوح عاليه پرداخت و پس از آن به درس هاى آيات عظام: حجت كوهكمرى و آقاى بروجردى و پس از وفات ايشان به درس آيات عظام: امام خمينى, محقق داماد و علامه طباطبايى حاضر شد و بهره هاى فراوان برد و مورد توجه بسيار علامه طباطبايى واقع شد.
در سال ١٣٠٩ق, به زادگاهش بازگشت و به تبليغ دين و جلساتِ مداوم تفسير, كه يكى از بهترين و منظم ترين جلسات مذهبى قزوين بود, تدريس (در مدرسه التفاتيه) و اقامه جماعت (در مسجد جامع) پرداخت و با حضور در جلسات (هيئت علميه قزوين) در پيشبرد اهداف دينى و به خصوص در انقلاب اسلامى و مبارزات روحانيت و مردم عليه رژيم شاه, حضور فعال داشت و نامش در ذيل اعلاميه هاى علماى شهر هماره ديده مى شد. پس از پيروزى انقلاب اسلامى, به نمايندگى مردم قزوين در اولين دوره مجلس شوراى اسلامى برگزيده شد. وى در سال ١٣٧٧ش, از سوى مقام معظم رهبرى به امامت جماعت مسجد امام حسين(ع) تهران منصوب شد. معظم له علاقه اى بسيار به ساحت مقدس اهلبيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ داشت و زيارت جامعه و عاشورا را مكرر از حفظ مى خواند. دلى مهربان داشت و در كمك به مستمندان و نيازمندان سر از پا نمى شناخت و سرپرست ايتام قزوين بود و حسينيه اى براى اهالى شهر, در مشهد مقدس بنياد گذاشت. سعه صدر, خلق خوش و تقوا و تهجّد, تواضع و فروتنى از ويژگى هاى بارز وى بود.
برخى از تأليفات وى عبارتند از:
١. زبدةالمقال فى خمس النبى والآل (تقريرات درس خمس آية اللّه بروجردى), مطبوع.
٢. تقريرات درس فقه آية اللّه بروجردى. (صلاة و حج)
٣. تقريرات درس فقه آية اللّه حجت.
٤. جهاد نفس, مطبوع.
٥. حقيقت در سيماى حق,مطبوع.
٦. يك دوره فقه (در ١٠ جلد).
٧. مباحث توحيد.
٨. يك دوره اصول (مباحث الفاظ و عقليه).
سرانجام آن عالم بزرگوار پس از ٨٤ سال زندگى, صبح روز پنجشنبه ٢٧ صفرالخير ١٤٢١ق (١٢ خرداد ١٣٧٩ش) در مسير زيارت حضرت على بن موسى الرضا ـ عليه السلام ـ همراه فرزندش برومندش, سردار سرافراز جبهه هاى جنگ و اسارت حضرت حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد على اكبر ابوترابى (١٣١٨ـ١٣٧٩ش) ـ نماينده ولى فقيه در امور آزادگان و نماينده ولى فقيه در دانشگاه تهران, و نماينده مردم تهران در دوره چهارم و پنجم مجلس شوراى اسلامى ـ كه نمونه عينى و تجسّم عملى ايثار و تقوا و تعهّد و بى اعتنايى به زخارف دنيا, خدمت به مردم و عشق به اهلبيت ـ به گونه اى كه پس از آزادى از اسارت ١٠ساله اش در زندان هاى رژيم بعثى عراق, هر ساله پياده به زيارت امام رضا(ع) (٩بار) مشرف شد ـ در اثر سانحه تصادف, چشم از جهان فرو بست و به اجداد طاهرينش پيوست. در غم فقدان اين دو بزرگ مرد, پيام هاى تسليت متعدد از سوى حضرت آية اللّه خامنه اى و مراجع تقليد, ارگان ها, نهادها و سازمان هاى مختلف صادر گرديد و پيكر پاكشان پس از تشييع بسيار باشكوه در تهران و قزوين و مشهد مقدس, در صحن عتيق حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) مدفون شد و مجالس بزرگداشت مقام علمى و عملى آن دو تا مدت ها, در سراسر كشور برگزار شد.
*
حجةالاسلام على حجتى كرمانى
حضرت حجةالاسلام والمسلمين آقاى حاج شيخ على حجتى كرمانى, از اساتيد دانشگاه تهران و يكى از نويسندگان بنام و مشهور بود. وى در سال ١٣١٦ش (١٣٥٧ق) در كرمان در بيت علم و فضيلت به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجةالاسلام والمسلمين حاج شيخ عبدالحسين حجتى كرمانى (م١٣٧٧ق) يكى از چهره هاى مشهور روحانيت كرمان بود كه از زرتشتى گرى به اسلام گرويد و در نجف اشرف و قم تحصيلات خود را به پايان رسانيد و پس از آن به درخواست مردم كرمان و امر آية اللّه حاج شيخ عبدالكريم حايرى به زادگاهش بازگشت و در مسجد تاريخى ملك به اقامه جماعت و تبليغ دين پرداخت.
فقيد سعيد پس از اتمام تحصيلات متوسطه و اخذ ديپلم, به فراگيرى علوم دينى روى آورد و ادبيات را در مدرسه معصوميه آموخت و پس از آن به نجف اشرف مهاجرت كرد و حدود دو سال اقامت گزيد, سپس به حوزه علميه قم آمد و پس از تكميل سطوح عاليه نزد حضرات آيات: مكارم شيرازى و سبحانى به درس خارج فقه و اصول حضرات آيات عظام: امام خمينى, شريعتمدارى, گلپايگانى, شيخ مرتضى حايرى و درس فلسفه و تفسير استاد علامه طباطبايى حاضر شد و علاوه بر تحصيل, به تأليف و تصنيف پرداخت و سال ها در هيئت تحريريه مجله (مكتب اسلام) و مكتب تشيع حضور داشت و مقالات متعدد به رشته تحرير كشيد و همزمان به ايراد سخنرانى و تبليغ دين در نقاط مختلف كشور پرداخت.
در سال ١٣٥١ش به تهران مهاجرت كرد و يكسره به تبليغ و تأليف و تدريس پرداخت و گروه بسيارى از جوانان را هدايت نمود. از او كتاب هاى بسيارى ـ تأليف و ترجمه ـ به يادگار مانده, كه برخى از آنها عبارتند از:
١. بعثت
٢. تاريخ و علوم قرآن.
٣. سيره معصومان (٦ج) ـ ترجمه بخشى از كتاب (اعيان الشيعة)
٤. اسلام و تبعيضات نژادى.
٥. اسلام آئين زندگى (ج١).
٦. اسلام و فرهنگ قرن بيستم. (ترجمه)
٧. تشيع مولود طبيعى اسلام.(ترجمه)
٨. اقتصاد در مكتب اسلام (ترجمه و پاورقى).
٩. حكومت در اسلام (مقدمه و پاورقى).
١٠. فاجعه تمدن و رسالت اسلام.
١١. عصر امتياز ماشين.(به ضميمه آدم نه آدمك)
١٢. متد ديالكتيك ماركسيستى.
١٣. عقل و احساس.
١٤. از بردگى روم قديم تا ماركسيسم.
١٥. چهارده داستان.
١٦. دوازده مقاله.
١٧. درباره جمهورى اسلامى.
١٨. زن و انتخابات.
١٩. بلاهاى اجتماعى قرن ما.
٢٠. آفريدگار جهان, كه اين سه كتاب را با همكارى آقايان: عميد زنجانى و زين العابدين قربانى نگاشته است.
٢١. لبنان به روايت امام موسى صدر و دكتر چمران.
٢٢. مقدمه و پاورقى بر: خدا را چگونه بشناسيم, نوشته آية اللّه مكارم شيرازى.
٢٣. پديده اى به نام قرآن (ترجمه (الظاهرة القرآنية) مالك بن نبى)
٢٤. پاورقى بر: رهبران بزرگ و مسؤليت هاى بزرگ تر, نوشته آية اللّه مكارم شيرازى.
٢٥. حج را چگونه انجام داده اى (ترجمه).
٢٦. نيايش در رمضان (شرح ادعيه روزانه ماه مبارك رمضان).
٢٧. سير قضاوت در ادوار مختلف تاريخ.
و كتاب هاى غير چاپى عبارتند از:
٢٨. اسلام آئين زندگى (جلد ٢تا٥).
٢٩. قاضى بُست (مجموعه ١٢ داستان).
٣٠. امام و امامت.
٣١. ترجمه اسرار الصلاة (شهيد ثانى).
٣٢. ترجمه تفسير جزء سى ام قرآن (از شيخ محمد عبده).
٣٣. اصحاب كهف (ترجمه از كتاب توفيق الحكيم.
٣٤. مجموعه سخنرانى ها, مقالات, نامه ها و مصاحبه هاى امام موسى صدر.
سرانجام پس از ٦٣ سال زندگى و پس از زيارت عتبات عاليات عراق و سوريه, در روز سه شنبه ٢٠ ارديبهشت ١٣٧٩ش (سوم صفرالخير ١٤٢١ق) چشم از جهان فرو بست و پيكرش در دوشنبه ٢٦ ارديبهشت پس از تشييع و نماز آية اللّه سيد موسى شبيرى زنجانى, در صحن حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه ـ سلام الله عليها ـ به خاك سپرده شد.
*
استاد سيد ذى شأن حيدر جوادى
حضرت حجةالاسلام والمسلمين استاد سيد ذى شأن حيدر جوادى, يكى از مشهورترين علماى شيعه در هندوستان بود. فقيد سعيد در ٢٢رجب ١٣٥٧ق در روستاى (كرارى) از توابع (الله آباد) هند, در بيت علم و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم حجةالاسلام سيد محمدجواد از مدرسين و ائمه جماعت كرارى و شاعرى توانا بود.
معظم له, پس از دوران كودكى و نوجوانى و اخذ ديپلم, به مدرسه ناظميه لكهنو رفت و پنج سال به فراگيرى علوم دينى اشتغال داشت. سپس در سال ١٣٧٣ق به نجف اشرف رفت و ادبيات را نزد مرحوم علامه شيخ محمدعلى مدرس افغانى و سطوح فقه و اصول را نزد حضرات آقايان: راستى كاشانى, شيخ محمدتقى آل راضى و شهيد مدنى فراگرفت و پس از آن به درس خارج آيات عظام: آقاى حكيم, آقاى خويى و شهيد سيد محمدباقر صدر شركت جُست و به استاد اخيرش, اختصاصى تامّ پيدا كرد و اين توقّف, ١٠سال به طول انجاميد. سال ١٣٨٣ق, پس از اخذ اجازات متعدد روايى و امور حسبيه از مراجع تقليد نجف و اساتيدش به زادگاهش بازگشت و به خدمات دينى و علمى پرداخت. در ١٣٨٤ق, به دعوت علماى الله آباد بدان شهر رفت و به مقابله جدى با تفكر مادى گرايى و بدعت وهابيت و تأليف و تدريس و سخنرانى پرداخت و در همان زمان با همكارى مرحوم حجةالاسلام استاد غلام عسكرى به تأسيس سازمان دينى (تنظيم المكاتب) ـ كه اينك يكى از بزرگ ترين و فعال ترين سازمان هاى دينى در هندوستان است و نزديك به ١٠٠٠ مدرسه را تحت سرپرستى دارد ـ دست زد و پس از وفات ايشان, به سرپرستى آن پرداخت و تا پايان عمرش آن را اداره نمود. در سال ١٣٩٨ق به ابوظبى رفت و در آنجا اقامت گزيد و سرپرستى شيعيان اردو زبان ـ و غير ايشان ـ را برعهده گرفت و به اقامه جماعت (در مسجد الرسول الاعظم) و تدريس و سخنرانى (در مركز حسينى) و هدايت مردم پرداخت و ده ها نفر از اهل تسنن را به تشيّع رهنمون ساخت و فعاليت هاى تبليغى گسترده اى را آغاز كرد و فعاليت هايش مورد تقدير تمام مسلمانان (شيعه و سنى) قرار گرفت. در سال ١٤٠٨ق, (جامعه اماميه انوار العلوم) را در شهر الله آباد بنياد نهاد و علاوه بر آن, ده ها مسجد, مدرسه, حسينيه, كتابخانه و درمانگاه را در سراسر هندوستان پايه گذارى كرد. در سال ١٤١٨ق, با حكم مقام معظم رهبرى حضرت آية اللّه خامنه اى به وكالت تامه ايشان در هندوستان منصوب شد و به بمبئى مهاجرت كرد و به تدريس فقه (مستمسك العروة), سخنرانى, حلّ مشكلات دينى مردم, تأليف و تصنيف پرداخت و موفق شد شبكه جهانى اسلامى را در تلويزيون بمبئى (شبكه WIN) تأسيس نمايد و صداى اسلام را به اقصى نقاط هند برساند.
وى صريح اللهجه بود و منكرات را برنمى تافت و با جوانان بسيار صميمى بود. مقيد به مستحبات و اعمال ويژه ايام و تهجد در دل شب بود و عبادتش با گريه و خضوع همراه بود. هر كجا كه مى رفت به سخنرانى و اقامه سنن دينى و ترويج شعائر مذهبى و تأسيس مراكز فرهنگى مى پرداخت و ٣٠مرتبه به سفر حج مشرف شد و خدمات ارزنده اى را به انقلاب اسلامى نمود, كه هرگز فراموش نخواهد شد. از او بيش از يكصد تأليف و پنجاه ترجمه و حدود پانزده هزار نوار صوتى و تصويرى و ١٨٠٠ مقاله تنها در مجله (تنظيم المكاتب) برجاى مانده است.
وى به زبان هاى عربى, فارسى, اردو و انگليسى مسلط بود و اوقات بيكارى اش را به تأليف و ترجمه مى گذراند.
سرانجام آن مرد بزرگ, در عصر عاشوراى ١٤٢١ق (٢٨ فروردين ١٣٧٩ش), در ٦٣ سالگى بدرود حيات گفت و در ١٢ محرم الحرام, پس از تشييع باشكوه و نماز حجةالاسلام سيد على عابد رضوى در الله آباد مدفون شد.
تأليفات علامه سيد ذيشان حيدر جوادى:
١. ترجمه و تفسير قرآن مجيد.
٢. نقوش عصمت.
٣. اجتهاد و تقليد.
٤. اصول و فروع.
٥. عقيده و جهاد.
٦. ذكر و فكر.
٧. كربلاشناسى.
٨. رسالت الهيه.
٩. آشنايى با نهج البلاغه.
١٠. حى على الصلاة.
١١. حى على الفلاح.
١٢. حى على خيرالعمل.
١٣. قد قامت الصلاة.
١٤. اللّه اكبر.
١٥. لا اله الا اللّه.
١٦. كربلا.
١٧. فتنه صحابيت.
١٨. اهلبيت؟
١٩. تنظيم و تربيت.
٢٠. خطبات زهرا سلام اللّه عليها.
٢١. خطبات ثانى زهرا(ع).
٢٢. الزهراء المرضية.
٢٣. زندگى و بندگى.
٢٤. مطالعه قرآن.
٢٥. اسلام كانظام عبادت.
٢٦. اسلام كانظام اخلاق.
٢٧. اسلام كانظام اقتصاد.
٢٨. اسلام كانظام سياست.
٢٩. اسلام كانظام تعزيرات.
٣٠. قياس.
٣١. قمر بنى هاشم.
٣٢. تحفة العاشقين.
٣٣. تحفه رضويه.
٣٤. خمس ايمانى فريضه.
٣٥. خمس ايك حق آل محمد(ص).
٣٦. نماز قرآن و سنت كى روشنى مين.
٣٧. پرده.
٣٨. بضعة الرسول.
٣٩. عرفان رسالت.
٤٠. مجالس و محافل ج٢.
٤١. اسلام, دين عقيده و عمل.
٤٢. حجت خدا حجت امام تك.
٤٣. آخرى انقلاب.
٤٤. امامت اور شريعت.
٤٥. شهيد خامس.
٤٦. روزه كيسے ركهين.
٤٧. آسان ترين حج.
٤٨. قواعد فقهيه.
٤٩. قواعد اردو ادب.
٥٠. كلام كليم (مجموعه شعر).
٥١. سلام كليم (مجموعه شعر).
٥٢. پيام كليم (مجموعه شعر).
٥٣. عزائيات كليم (مجموعه شعر).
٥٤. آية اللّه حكيم, مسند فقاهت سے آخرى آرامگاه تك.
٥٥. خاندان اور انسان.
٥٦. اسلام شناسى.
٥٧.اللّه كى راه مين دو سفر, سفر حج, سفر آخرت.
٥٨. خمس ايك اسلامى ùيكس.
٥٩. تبليغات ايمانى.
٦٠. غيبت امام عصر اورهم.
٦١. ثواب الاعمال (عربى).
٦٢. ترجمه خطبات جمعه.
٦٣. اعمال عاشورا.
٦٤. خلق عظيم.
٦٥. علم رجال.
٦٦. علم الحديث.
٦٧. سوالنامه قرآن و عترت.
٦٨. تفسير سوره حمد ٢ج (زير چاپ).
٦٩. تفسير سوره بقره ٣ج (زير چاپ).
٧٠. مختصر اعمال و فضائل ماههاى سال.
٧١. حسين منى.
٧٢. اسلام كے تقاضے.
٧٣. سؤال و جواب (جزء اول).
٧٤. سؤال و جواب (جزء دوم).
٧٥. سؤال و جواب (جزء سوم).
٧٦. سؤال و جواب (جزء چهارم).
٧٧. سؤال و جواب (جزء پنجم).
٧٨. ترجمه زيارت ناحيه.
٧٩. على ولى اللّه.
٨٠. همارى عزادارى.
٨١. ترجمه دعاى ندبه.
٨٢. ترجمه دعاى ابوحمزه ثمالى.
٨٣. ترجمه دعاى عرفه.
٨٤. ترجمه دعاى صنمى قريش.
٨٥. ترجمه دعاى كميل.
٨٦. ترجمه زيارت مفجعه.
٨٧. اسلامى حكومت.
٨٨. ولايت فقيه.
٨٩. انا من حسين(ع).
٩٠. تحفه شب نور.
٩١. مراسم عزا شرعى حدود.
٩٢. بياض كليم (مجموعه شعر).
٩٣. زمين اور زمين كربلا.
٩٤. پاكيزه معاشره.
٩٥. عورت و شريعت (اردو).
٩٦. امام على(ع) (انگليسى).
٩٧. حضرت فاطمه(ع) (انگليسى).
٩٨. امام حسن(ع) (انگليسى).
٩٩. امام زمان(عج) (انگليسى).
١٠٠. امام حسين(ع) (انگليسى).
١٠١. امام صادق(ع) (انگليسى).
١٠٢. تقليد.
١٠٣. اسلام كا مالياتى نظام.
١٠٤. مسائل شريعت.
١٠٥. آخرى انقلاب.
ترجمه كتب شهيد السيد الصدر:
١. فدك فى التاريخ.
٢. الإنسان المعاصر.
٣. اقتصادنا (الجزء الاول).
٤. اقتصادنا (الجزء الثانى).
٥. المرسل والرسول والرسالة.
٦. الفتاوى الواضحة.
٧. منابع القدرة.
٨. خلاصة الاقتصاد.
٩. الخطوط التفصيلية.
١٠. بحث حول الولاية.
١١. البنك اللاربوى.
١٢. حكومت اسلامى.
١٣. اسلام و تشيع.
ترجمه و شرح كتب علما:
١. شهداء الفضيلة (علامه امينى).
٢. النص والإجتهاد (سيد شرف الدين).
٣. قرآن حكيم و پيامبر آخر (شهيد پاكنژاد).
٤. سيرتنا و سنتنا (علامه امينى).
٥. الرسالة العملية آية اللّه خوئى.
٦. منتخب الاحكام الشرعية آية اللّه خوئى.
٧. منتخب حليةالمتقين (علامه مجلسى).
٨. مرآة الرشاد, آية اللّه شيخ عبداللّه مامقانى.
٩. الدراية شهيد ثانى.
١٠. ابوطالب مؤمن قريش (شيخ عبدالله خنيزى).
١١. الإمام الصادق والمذاهب الأربعة (جزء اول).
١٢. الإمام الصادق والمذاهب الأربعة (جزء ثانى).
١٣. الامامة فى التشريع الاسلامى.
١٤. كتاب سليم ابن قيس الهلالى.
١٥. فلسفه انقلاب حسين(ع).
١٦. الوثائق التاريخية لثورة الحسين(ع).
١٧. معالم المدرستين (سيد مرتضى عسكرى).
١٨. خاك و خاك شفا.
١٩. ثم اهديتُ (دكتر محمد تيجانى).
٢٠. آداب بندگى.
٢١. نظرية عدالة الصحابة (احمد حسين يعقوب).
٢٢. اهل البيت فى الكتاب والسنة (محمدى رى شهرى).
٢٣. ادعيه امام عصر(ع).
٢٤. نزهة الناظر وتنبيه الخاطر (مجموعه ورام).
٢٥. انوار عصمت.
٢٦. مفاتيح الجنان.
٢٧. ترجمه و شرح نهج البلاغه.
٢٨. ترجمه و شرح صحيفه كامله سجاديه.
٢٩. ترجمه و شرح اصول كافى.
٣٠. صحيفه زهرا.
٣١. الفقه الميسر.
٣٢. امام صادق.
٣٣. رمضان فضائل و اعمال.
٣٤. آموزش قرآن.
٣٥. احاديث قدسيه.
*
درگذشت استاد سيد علينقى امين
حضرت مستطاب حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد علينقى امين سبزوارى, يكى از ائمه جماعت تهران به شمار بود.
فقيد سعيد در سال ١٣٣٧ق (١٢٩٧ش) در سبزوار به دنيا آمد و پس از تحصيلات ابتدايى و كمى زبان فرانسه, در مدرسه (فصيحيه) به فراگيرى علوم دينى پرداخت و پس از استوارى ادبيات و سطوح, به درس خارج حضرات آيات: ميرزا حسن سيادتى, ميرزا مهدى فقاهتى, ميرزا حسين پيشنمازى و حجةالاسلام ميرزا آقا فاضل هاشمى حاضر شد و بنيه علمى اش را استوار ساخت. و همزمان با بهره ورى از پدرش امير سيدحسن امين الشريعة) و عمويش (مرحوم نظام العلماء), عرفان و ادبيات و سرودن شعر را فرا گرفت و به علم موسيقى هم آشنايى پيدا كرد. در سال ١٣٤٠ش, به تهران آمد و به تأليف و تصنيف و اقامه جماعت و وعظ و ارشاد پرداخت و به نوشته خويش (در عموم علوم و فنون موسيقى و شعر دست داشت) و از آيات عظام: حكيم, شاهرودى, سيد عبدالاعلى سبزوارى, شيخ آقا بزرگ تهرانى و ديگران اجازه روايت و حسبيه داشت و ساليان فراوان در مسجد خاتم الانبيا ـ تهران پارس ـ به امامت و نشر احكام و تبليغ دين اشتغال داشت.
وى داراى تأليفات فراوان بود, كه از آن جمله اين كتاب ها به چاپ رسيده است:
١. پرتو حقيقت (خداشناسى)
٢. جلوه حق (اسرار نماز و ادعيه آن)
٣. خلاصة التواريخ
٤. ديوان اشعار و قصايد و غزليات
٥. ذخيرةالابرار
٦. ادعيه قرآنى
٧. اظهار نظر درباره نوشته ابن عربى به نام (مناقب چهارده معصوم)
وى, پس از ٨٢ سال زندگى, در خرداد ماه ١٣٧٩ش بدرود حيات گفت و در به خاك سپرده شد.
ناصرالدين انصارى
*
دكتر روحانى شهرى
دكتر محمدحسين روحانى شهرى از پژوهشگران و نويسندگان در سن ٦٥ سالگى در جوار مرقد ثامن الائمه(ع) زندگانى را وداع گفت.
وى در روز شنبه ٢٧ ذى الحجه ١٣٥٤ق. مطابق با اول فروردين ١٣١٥ش. در روستاى (قصبه شهر) از توابع گناباد (جنوب استان خراسان) پا به عرصه گيتى نهاد. پدرش از روحانيون معروف گناباد بود.
دكتر روحانى شهرى از سن جوانى به تحصيل علوم دينى پرداخت و در حوزه هاى علميه مشهد مقدس و قم تحصيلات دينى را به پايان برد و به تحصيلات جديد روى آورد. در سال ١٣٣٨ش. به اخذ ديپلم ادبى موفق گرديد و در سال ١٣٤٨ش ليسانس فلسفه دريافت داشت و در سال ١٣٥٢ش. فوق ليسانس زبان و ادبيات عرب گرفت. در سال ١٣٥٤ش. از دانشگاه شيكاگو (آمريكا) فوق ليسانس بهداشت و تنظيم خانواده كسب كرد و سرانجام در سال ١٣٦٢ش. از دانشگاه تهران دكتراى فرهنگ عربى و علوم قرآنى بدست آورد. از جمله مناصب و خدمات فرهنگى او مى توان به همكارى با راديو مشهد, همكارى با فرهنگستان زبان ايران (بيش از ده سال), استاد دانشگاه تهران (از سال ١٣٥٤ش), از نويسندگان دايرةالمعارف تشيع و از نويسندگان دايرةالمعارف بزرگ اسلامى, اشاره كرد. نامبرده علاوه بر زبان مادرى خود به زبان هاى عربى و انگليسى تسلط كامل و به زبان فرانسوى آشنايى داشت. به هرحال زبان و نثر فارسى استاد, فخيم و استوار بود. به طورى كه مى كوشيد در آثار ترجمه اى و تأليفى خود از اين زبان بهره گيرد.
آثار قلمى دكتر روحانى شهرى به شرح زير است:
١. آشنايى با ادبيات نوين عرب.
٢. آشنايى با علوم اسلامى.
٣. آشنايى با علوم قرآنى.
٤. آموزش جمعيت شناسى در دبستان ها.
٥. آموزش و پرورش در نخستين سال هاى دبستان.
٦. ادب سياسى.
٧. ادب متعهّد.
٨. ادب مقاومت, ترجمه, ١٣٦٦ش, نشر نو تهران, ٦٢٧ص.
٩. ادب نوين الجزاير.
١٠. ادبيات عربى از آغاز تا فروپاشى بغداد.
١١. اعلال تفصيلى (دوره كامل صرف عربى) با همكارى بهمن حميدى, ١٣٧٢ش, انتشارات توس تهران.
١٢. باطنيان.
١٣. بهداشت و تنظيم خانواده از ديدگاه اسلام.
١٤. بيست وپنج پرسش و پاسخ درباره آموزش مسائل جمعيتى در آموزشگاه ها.
١٥. پيش درآمدى بر عرفان و تصوف.
١٦. پيش درآمدى بر نمايشنامه نويسى عربى.
١٧. پيوندهاى زناشويى در هنگام باردارى.
١٨. ترجمه تاريخ كامل (نوشته ابن اثير) در ٣٠جلد, انتشارات اساطير تهران.
١٩. تاريخ معاصر كشورهاى عربى, ترجمه, دو جلد, ١٣٦٧ش, انتشارات توس تهران.
٢٠. تاريخ مفصّل عرب قبل از اسلام, ترجمه, ده جلد, جلد اول در سال ١٣٦٧ش, كتاب سراى بابل.
٢١. تفسير كلامى قرآن مجيد, ١٣٧٠ش, انتشارات توس, ٣٤٨ص.
٢٢. حكم غيابى, ترجمه.
٢٣. در خاورميانه چه گذشت؟, ترجمه, ١٣٥٧ش, انتشارات توس, تهران, ٦٧١ص.
٢٤. در عراق چه مى گذرد؟.
٢٥. دور الشعر العربى فى الحروب الصليبية.
٢٦. راه صحيح تنظيم خانواده.
٢٧. رسالت زبان در ادبيات, ترجمه, تهران, ١٣٥٣ش, ٢٠٢ص.
٢٨. ستايش سايه بلند.
٢٩. شصت وشش پرسش و پاسخ درباره تنظيم خانواده.
٣٠. علم حديث.
٣١. فلسفه علم.
٣٢. كتاب سبز.
٣٣. كليات فلسفه.
٣٤. مسائل و مشكلات آموزش جمعيت شناسى.
٣٥. مسؤوليت هاى خانوادگى در اسلام.
٣٦. منطق اسلامى (ريشه ها و پايه هاى آن), ترجمه.
٣٧. نقد ادبى.
٣٨. آزمايش ها و درمان هاى نازايى.
٣٩. ترجمه قرآن كريم به فارسى.
٤٠. فرهنگ واژگان انگليسى به فارسى.
دكتر روحانى شهرى پس از عمرى تلاش و كوشش سرانجام در روز چهارشنبه ٦/رمضان/ ١٤٢٠ق مطابق با ٢٤/ آذر/ ١٣٧٨ش بر اثر سكته قلبى در مشهد مقدس بدرود حيات گفت. پيكرش صبح روز جمعه با حضور جمعى از انديشمندان و فرهنگيان تشييع و به خاك سپرده شد.
*
استاد برهانى
حجةالاسلام والمسلمين حاج سيد محمد برهانى, از فضلا و اساتيد معروف حوزه علميه شرق تهران, در پى ابتلا به بيمارى قلبى در سن ٦٩ سالگى جهان فانى را وداع گفت.
ايشان در سال ١٣٥١ق. مطابق با ١٣١١ش. در مُهر (واقع در جنوب استان فارس) چشم به جهان گشود. پدرش سيد احمد فرزند سيد محمد موسوى مُهرى از اعقاب دانشمند و پژوهشگر نامى جهان تشيع سيد هاشم بحرانى (درگذشته به سال ١١٠٧ق) مى باشد.
سيد محمد برهانى مقدمات و ادبيات را نزد دايى ارجمند خود سيد عبدالحسين حسينى مهرى آموخت و در سن ١٣ سالگى (١٣٦٤ق) به نجف اشرف رهسپار شد و پس از تكميل دروس مقدماتى, كتب سطح را از محضر اساتيدى چون: سيد محمدباقر محلاتى, سيد يحيى مدرسى يزدى, سيد عباس مهرى, شيخ مجتبى لنكرانى و سيد على فانى (علامه اصفهانى) استفاده نمود و براى مدت كوتاهى در دروس خارج حضرات آيات: ميرزا حسن يزدى, سيد محسن طباطبايى حكيم, شيخ حسين حلى و سيد ابوالقاسم خويى شركت جست. نامبرده در سال ١٣٦٩ق. به ايران بازگشت و در حوزه علميه قم توقف كرد و در دروس حضرات آيات: سيد محمدتقى خوانسارى, سيد حسين طباطبايى بروجردى و سيد محمد داماد يزدى نيز شركت كرد و از دانش آنان بهره مند شد. آنگاه از طرف آية اللّه بروجردى به آبادان مأموريت يافت و در آن سامان به تبليغ و ترويج و اقامه جماعت و تنوير افكار اشتغال ورزيد.
سرانجام در سال ١٣٩٣ق مطابق با ١٣٥٤ش. تهران را جهت فعاليت هاى علمى و مذهبى برگزيد و در حوزه علميه شرق به تدريس و تربيت طلاب و اقامه جماعت در مسجد وحدت و القاى دروس تفسيرى و اخلاقى اهتمام ورزيد.
آثار قلمى مرحوم استاد برهانى بدين قرار است:
١. تفسير الرسول(ص), در چند جلد.
٢. فضائل العلم عن رسول الله(ص), دو جلد.
٣. طبقات الرجال (از بيانات آية اللّه بروجردى استفاده شده).
٤. دانش در اسلام, در شش جلد.
٥. كانون پاكان, ترجمه ملتقى الاصفياء فى احوال الامام على والسبطين والزهراء (عليهم السلام).
٦. غايةالمرام, ترجمه.
٧. تبصرةالولى فيمن رأى الامام المهدى(عج), ترجمه.
٨. حقوق عامه (شرح رساله حقوق امام زين العابدين(ع)).
٩. التفسير عنه الشيعة (حاوى بيوگرافى مفسران شيعه و روش تفسيرى آنان), دو جلد.
١٠. فضائل السور و شأن نزولها.
١١. بحث حول النشوء والارتقاء (ردّ بر داروين).
١٢. زندگينامه علامه بحرينى (سيد هاشم بحرانى), ١٣٦٢ش, مكتبة النجاح تهران, ١٩٢ص.
١٣. مسانيد الرسول(ص) (در احكام و اخلاق و علوم مستند به حضرت رسول اكرم).
استاد برهانى سرانجام در صبح روز جمعه/ ذى القعده/ ١٤٢٠ق. مطابق با ٢٢/بهمن/ ١٣٧٨ش. در تهران درگذشت. پيكرش صبح روز شنبه از مسجد وحدت تهران تشييع و در منزلى كه وقف حسينيه شده ـ در نارمك ـ به خاك سپرده شد.
*
استاد ديهيم تبريزى
حاج محمد ديهيم, استاد, اديب و مورخ توانا و از معاريف خطه آذربايجان و مؤسس انجمن هاى ادبى در سن ٩٥ سالگى جهان خاكى را وداع گفت.
وى در سال ١٣٢٥ق. مطابق با ١٢٨٦ش. در تبريز چشم به جهان باز كرد. پدرش آقا باقر ديهيم از تجّار متعين تبريز بود و در اثر راهنمايى و هدايت او به تحصيل رو آورد و رشته هاى ادبى و رياضى را به خوبى آموخت. در ضمن فعاليت هاى فرهنگى خويش به تجارت و روزنامه نگارى اشتغال پيدا كرد و از سال ١٣١١ش. رسماً خدمات مطبوعاتى را آغاز نمود. در سال ١٣٢٨ش. هفته نامه (آذر آبادگان) به صاحب امتيازى خود در تبريز منتشر ساخت. سپس سردبيرى دوره دوم روزنامه (شاهين) منتشر در تبريز كه از روزنامه هاى معروف آذربايجان بود, بر عهده گرفت.
ديهيم در صحنه هاى مهم سياسى روز نيز حضور داشت و در سال ١٣٢٥ش. در بيرون راندن فرقه دموكرات از آذربايجان كوشش زيادى مبذول نمود و همچنين (جمعيت فدائيان آذربايجان) را رهبرى كرد. سرانجام تهران را براى فعاليت هاى سياسى و فرهنگى خود برگزيد و در سال ١٣٣٥ش. به آن سامان رهسپار شد.
از اقدامات فرهنگى ماندگار او تأسيس انجمن هاى ادبى (مولوى), (صائب) و (آذربادگان) است و نيز در كار سازماندهى شانزده انجمن ادبى ديگر در سال هاى اخير در تهران, نقش فعالى داشت.
آثار قلمى ديهيم:
١. جبر, دو جلد, براى كلاس هاى اول و دوم متوسطه.
٢. شرعيات, دو جلد, براى كلاس هاى پنجم و ششم ابتدايى.
٣. هندسه, دو جلد, براى كلاس هاى پنجم و ششم ابتدايى.
٤. دستور زبان فارسى, دو جلد, براى كلاس هاى ششم ابتدايى و اول متوسطه.
٥. تعليمات مدنى, دو جلد, براى كلاس هاى پنجم و ششم ابتدايى.
٦. حساب نو, دو جلد, براى كلاس هاى پنجم و ششم ابتدايى.
٧. حل المسائل, در جبر و هندسه, سه جلد.
٨. تاريخ, با همكارى دكتر يارى, سه جلد.
٩. انشاى نو.
١٠. پيام ياران, از سوى انجمن ادبى آذر آبادگان چاپ شده.
١١. دانشنامه و ديوان حكيم هيدجى, اهتمام, ١٣٦٩ش, تبريز, ٣٢٣ص.
١٢. مجموعه گل ها, از سوى انجمن ادبى مولوى چاپ شده.
١٣. گلچين.
١٤. جُنگ ديهيم.
١٥. خاطرات ديهيم, دو جلد.
١٦. تذكره شعراى آذربايجان (از قرن سوم تاكنون), پنج جلد, تبريز, چهار جلد آن تاكنون چاپ شده كه در بيش از سه هزار صفحه است.
استاد ديهيم در اوايل ذى القعده ١٤٢٠ق. مطابق با اواخر بهمن ١٣٧٨ش. در تهران ديده از جهان فرو بست.
*
مقدّم دانايى
حجةالاسلام والمسلمين حاج ميرزا عبدالصمد مقدّم دانايى, از فضلاى معاصر تبريز در سن ٧٥ سالگى درگذشت.
وى در سال ١٣٤٥ق مطابق با ١٣٠٥ش. در شهر تبريز, پا به عرصه حيات گذاشت. از نوجوانى در مدرسه طالبيه به تحصيل علوم دينى پرداخت. پس از آموختن مقدمات, دروس سطح را از محضر آيات: سيد محمد بادكوبه اى, شيخ جعفر شيخ الائمه راسته كوچه اى, ميرزا احمد اهرى, ميرزا حسن چلوپژزاده و سيد محمدكاظم طباطبايى مفيد بهره مند شد. در حدود سال ١٣٦٨ق. رهسپار حوزه علميه قم شد و دروس خارج را از محضر حضرات آيات: سيد محمد حجت كوهكمرى, سيد محمدتقى خوانسارى و سيد حسين طباطبايى بروجردى استفاده نمود. تفسير را هم از علامه طباطبايى كسب كرد و خود مشغول تدريس متون كتب دينى شد. هفت سال تعلم و تعليم, روح شفاف ايشان را صيقل داد و از او دانشمندى فرهيخته ساخت.
حدود سال ١٣٧٥ق. به زادگاه خويش مراجعت نمود. و به امور تدريس, اقامه جماعت و تفسير قرآن مجيد و بيان احكام الهى در مسجد (گازران) پرداخت.
استاد مقدم دانايى علاوه بر اشتغالات ياد شده, به تأليف كتب و نظم اشعار نيز مى پرداخت كه مى توان به آثار ذيل اشاره نمود:
١. مقالات اخلاقيه يا خطابات مقدميه.
٢. مناجات دانايى.
٣. توحيد يا خداشناسى. (مخطوط)
٤. منظومه اى در منطق. (مخطوط)
٥. ديوان اشعار (در مراثى), دو جلد.
٦. نواى عندليب, در اشعار متفرقه.
ايشان در اواخر شعبان ١٤٢٠ق. مطابق با اواسط/ آذر ١٣٧٨ش. در تبريز به ديار باقى شتافت.
*
دكتر زرّين كوب
دكتر عبدالحسين زرّين كوب, از اساتيد بنام ادبيات پارسى و پژوهشگران برجسته تاريخ در سن ٧٧ سالگى دار فانى را وداع گفت.
وى در ٢٧/ اسفند ١٣٠١ش در شهرستان بروجرد چشم به جهان گشود.
در هفت سالگى به مدرسه راه يافت و تحصيلات ابتدايى را در همان شهر به پايان رساند و در حدود سال ١٣١٧ش. رهسپار تهران شد و دوره دبيرستان را (سال تحصيلى ١٣١٩ش) در رشته ادبى با رتبه دوم سراسر كشور حائز گرديد. ايشان در اثر فشار زندگى از سال ١٣٢٠ش. به خدمت معارف و فرهنگ درآمد و ابتدا در خرّم آباد و پس از چندى در زادگاه خود به تعليم و تربيت نوجوانان پرداخت.
سپس جهت ادامه تحصيل و تحقيق در سال ١٣٢٤ش. مجدداً از بروجرد به تهران آمد و ضمن تدريس در مدارس متوسطه وارد دانشكده ادبيات شد و در سال ١٣٢٧ش. با كسب عنوان رتبه اول موفق به دريافت ليسانس و بعد هم مشغول گذراندن دوره فوق ليسانس و دكترا گرديد. از جمله اساتيد او در اين دوره مى توان از آقايان: محمدتقى ملك الشعرا (بهار), عباس اقبال آشتيانى, عبدالعظيم قريب گركانى, احمد بهمنيار كرمانى و بديع الزمان فروزان فر, نام برد. در خارج از دانشگاه مدتى چند خدمت آية اللّه شيخ ابوالحسن شعرانى بود با مباحث حكمت و فلسفه آشنايى كامل يافت.
استاد زرين كوب در سال ١٣٣٠ش. در كنار عده اى از دانشمندان و اساتيد براى مشاركت در طرح ترجمه مقالات (دايرةالمعارف بزرگ اسلام), چاپ هلند, دعوت شد و همكارى شايانى نمود.
وى در سال ١٣٣٤ش. از رساله خود با عنوان (نقد شعر, تاريخ و اصول آن), كه زير نظر بديع الزمان فروزان فر تأليف شده بود, با موفقيت دفاع كرد و بنابر دعوت همين استاد, در دانشگاه تهران به تدريس اشتغال ورزيد. كار تدريس را با آموزش تاريخ اسلام, تاريخ اديان, تاريخ كلام, تاريخ تصوف اسلامى و تاريخ علوم پى گرفت.
نامبرده در سال هاى ١٣٤٧ش. تا ١٣٤٩ش در آمريكا به عنوان (استاد ميهمان) در دانشگاه هاى كاليفرنيا و پرينستون به تدريس تاريخ ايران و تاريخ عرفان پرداخت. پس از بازگشت به ايران, كار تدريس را در دو گروه تاريخ و ادبيات دانشگاه تهران دنبال كرد و در فاصله سال هاى ١٣٥٥ـ١٣٥٦ش. مديريت گروه ادبيات فارسى را پذيرفت.
شاعرى استاد از (دفتر ايام) آشكار مى گردد. اشعارى در آن درج شده كه نهايت استادى و ظرافت روح و احساس شاعرى را بيان مى كند. او با فروتنى بسيار, هنر شاعرى خود را كتمان مى نمايد و هرگز درباره آن سخن نمى گويد. شعر بلند (با مولاناى روم, از سرّ نى), داستان شگفت انگيز (حقيقت), داستان عبرت آموز (خليفه و انگشترى) و داستان گفتگوى (الماس و مرواريد) كه همه به زبان شعر در قالب مثنوى سروده شده, هريك با زيبايى و ژرفاى خاصّ خود, مفاهيم عالى شناخت و راه تعالى را رهنماست. حكايت همكارى استاد با مطبوعات از جوانى اش آغاز مى گردد و مقالات پُربار او در ماهنامه (سخن) و مجله (يغما) به تناوب درج مى شد و به سردبيرى هفته نامه (مهرگان) ـ منتشر در سال ١٣٢٧ش. در تهران, ارگان جامعه ليسانسيه هاى دانشسراى عالى ـ نيز رسيد.
تأليفات و تحقيقات
همان گونه كه اشاره رفت, زمينه اصلى پژوهش استاد, مطالعه در تاريخ و فرهنگ اسلامى و نقد ادبى است. ايشان با تبحر در زبان فارسى و تسلط بر زبان و ادبيات عرب و آشنايى با چند زبان اروپايى و مشخصاً انگليسى و فرانسوى, آثار پُر ارزشى از خود به يادگار گذارد.
مجموعه تأليفات و پژوهش هاى استاد زرين كوب, نشان مى دهد كه زندگانى علمى خود را ميان تاريخ و ادبيات و فلسفه تقسيم كرده و در واقع بين اين سه رشته, براى خود پيوند و تلفيقى برقرار ساخته بود.
وى علاوه بر كارنامه درخشان فرهنگى, از همكاران نزديك استاد غلامحسين مصاحب در تأليف (دايرةالمعارف فارسى) بود. بيشتر مقالات تاريخ ايران پس از اسلام, تصوف, كلام, تاريخ, تمدن, فرق اسلام, معرفى كتب, شعرا و نويسندگان كه در اين دايرةالمعارف آمده به قلم شيواى ايشان است.
١. فلسفه شعر (يا تطور شعر و شاعرى در ايران), ١٣٢٣ش, بروجرد, ٨٠ص.
٢. بنياد شعر فارسى (يا منابع شعر پارسى), ترجمه, ١٣٢٦ش.
٣. ادبيات فرانسه در قرون وسطى, ترجمه, تهران, ١٥٧ص, رقعى.
٤. ادبيات فرانسه در دوره رنسانس, ترجمه, تهران, ١٤١ص, جيبى.
٥. متافيزيك, ترجمه با تعليقات, تهران, ١٣٢٩ش, ٩٣ص, رقعى.
٦. دو قرن سكوت (سرگذشت حوادث و اوضاع تاريخى ايران در دو قرن اول اسلام از حمله عرب تا ظهور دولت طاهريان), تهران, ١٣٣٠ش, ١٥٠ص.
ـ اين كتاب, نقدهايى نيز در پى داشت ـ
٧. شرح قصيده ترسائيه خاقانى, ترجمه با تعليقات, ١٣٢٢ش.
٨. قرائت فارسى و تاريخ ادبيات, براى سال چهارم و پنجم دبيرستان, با همكارى جمعى از دانشمندان, دو جلد.
٩. فارسى و دستور زبان, براى اول دبيرستان, با همكارى چهار نفر, سه جلد, ١٣٣٥ش.
١٠. فنّ شعر, ترجمه, ١٣٣٧ش, تهران, ٢٤٢ص, رقعى, چاپ ديگر آن به نام (ارسطو و فن شعر) در سال ١٣٥٧ش, تهران, ٢٢٠ص, چاپ شد.
١١. نقد ادبى (جستجو در اصول و طرق و مباحث نقادى با بررسى در تاريخ نقد و نقادان), دو جلد, اميركبير تهران, ١٣٥٤ش.
١٢. ارزش ميراث صوفيه, ١٣٤٢ش, تهران, ١١٤ص, و چاپ هفتم در سال ١٣٧٣ش, اميركبير, ٣١٦ص.
١٣. تاريخ ايران بعد از اسلام, ١٣٤٣ش, تهران, ٩١٨ص.
١٤. با كاروان حله (مجموعه نقد ادبى, شامل ٣٠ گفتار), تهران, ٣٦٧ص, چاپ ششم با تجديدنظر و افزودن ده گفتار تازه, ١٣٧٠ش, تهران, ٤٧٥ص.
١٥. شعر بى دروغ, شعر بى نقاب (شامل بحث در فنون شاعرى, سبك و نقد شعر فارسى), تهران, ١٣٤٦ش, ٣٣٧ص.
١٦. بامداد اسلام (داستان آغاز اسلام و انتشار آن تا پايان دولت اموى), تهران, انتشارات صائب, ٢٣٤ص, رقعى.
١٧. تك درخت (قصه رمزى و فلسفى), ١٣٤٧ش, تهران, ٢٦ص.
١٨. كارنامه اسلام, ١٣٤٨ش, تهران, ٢٤٤ص.
١٩. از كوچه رندان (درباره زندگى و انديشه حافظ), ١٣٤٩ش, تهران, ٢٣٩ص, رقعى.
٢٠. يادداشت ها و انديشه ها (شامل ٣٤ مقاله), ١٣٥١ش, كتابخانه طهورى تهران, ٤٣٢ص.
٢١. فرار از مدرسه (درباره زندگى و انديشه غزالى), ١٣٥٣ش, انجمن آثار ملى تهران, ٤٢٠ص.
٢٢. نه شرقى, نه غربى, انسانى (شامل ٣٤ مقاله), اميركبير تهران, ٦٩٤ص.
٢٣. تاريخ در ترازو (درباره تاريخ نگرى و تاريخ نگارى), اميركبير تهران, ١٣٥٤ش, ٣٢٣ص.
٢٤. از چيزهاى ديگر (شامل ١٩ مقاله), ١٣٥٦ش, تهران, ٣٧٠ص.
٢٥. جستجو در تصوف ايران, تهران, ٤٤٦ص.
٢٦. نقد ادبى, با همكارى دكتر حميد زرين كوب, براى سال چهارم متوسطه رشته فرهنگ و ادب, ١٣٥٨ش, ١٤٦ص.
٢٧. دنباله جستجو در تصوف ايران, ١٣٦٩ش, اميركبير تهران, ٤١٢ص.
٢٨. با كاروان انديشه (شامل نه مقاله در زمينه هاى انديشه و اخلاق), ١٣٦٣ش, اميركبير تهران, ٤٢٦ص.
٢٩. سيرى در شعر فارسى (بحثى انتقادى در شعر فارسى و تحول آن), انتشارات نوين تهران, ٦٠٠ص.
٣٠. سرّ نى (نقد و شرح تحليلى و تطبيقى مثنوى), دو جلد, انتشارات علمى تهران, ١٣٦٤ش.
٣١. تاريخ مردم ايران (ايران قبل از اسلام), جلد اول, اميركبير تهران, ٦٠٨ص. اما جلد دوم (از پايان ساسانيان تا پايان آل بويه), ٥٩٢ص.
٣٢. دفتر ايام (مجموعه گفتارها, انديشه ها و جستجوها), ١٣٦٥ش, انتشارات علمى تهران, ٣٩١ص.
٣٣. بحر در كوزه (نقد و تفسير قصه ها و تمثيل مثنوى), ١٣٦٦ش, انتشارات علمى تهران, ٦١٦ص.
٣٤. نقش بر آب (به همراه جستجويى چند در باب شعر حافظ, گلشن راز, گذشته نثر فارسى), ١٣٦٨ش, انتشارات معين تهران, ٧٥٢ص.
٣٥. در قلمرو وجدان (سيرى در عقايد, اديان و اساطير), ١٣٦٩ش, انتشارات علمى تهران, ٦١١ص.
٣٦. پله پله تا ملاقات خدا (درباره زندگى و انديشه و سلوك مولانا جلال الدين), ١٣٧٠ش, انتشارات علمى تهران, ٣٦٥ص.
٣٧. پير گنجه (در جستجوى ناكجاآباد, درباره زندگى, آثار و انديشه نظامى), ١٣٧٢ش, انتشارات سخن تهران, ٣٥٩ص.
٣٨. آشنايى با نقد ادبى, انتشارات سخن تهران, ٥٠٨ص.
٣٩. روزگاران ايران (گذشته باستانى ايران), انتشارات سخن تهران, ١٣٧٣ش, ٣٠٢ص.
٤٠. روزگاران (از پايان ساسانيان تا تيموريان), انتشارات سخن تهران, ٣٨٥ص.
٤١. روزگاران ديگر (از صفويه تا عصر حاضر), انتشارات سخن تهران, ٣١٢ص.
٤٢. از گذشته ادبى ايران (مرورى بر نثر فارسى, سيرى در شعر فارسى), تهران, ٥٨٨ص.
٤٣. حكايت همچنان باقى (شامل ٣٤ مقاله), ١٣٦٧ش, انتشارات سخن تهران, ٥٠٧ص.
٤٤. از نى نامه (گزيده مثنوى معنوى), با همكارى همسرش دكتر قمر آريان, انتشارات سخن تهران.
٤٥. زندگى و انديشه سعدى, انتشارات سخن تهران.
٤٦. نردبان شكسته (بازسازى قسمتى از نردبان آسمان), انتشارات سخن.
٤٧. شعله طور (نگاه ديگر بر زندگى و انديشه حلاّج).
٤٨. عطار (نگاهى ديگر بر زندگى و انديشه عطار).
٤٩. نردبان آسمان (شرح دو دفتر اول مثنوى), كه به سرقت رفت.
٥٠. زندگى و انديشه امام على(ع), نيز به سرقت رفت.
٥١. ايرانيان و تاريخ (تاريخ سياسى ايران از آغاز تا امروز).
استاد زرين كوب كه عضو شوراى مشاوران عالى كتابخانه ملى و عضو شوراى عالى علمى مركز دايرةالمعارف بزرگ اسلامى بود, و ماه هاى آخر عمر خويش را در تدوين آثار درباره زندگى و انديشه هاى عطار, سعدى سپرى مى كرد, سرانجام در اثر بيمارى قلبى دراز مدت در صبح روز چهارشنبه ٤/ جمادى الثانى/ ١٤٢٠ق مطابق با ٢٤/ شهريور/ ١٣٧٨ش. در بيمارستان پارس تهران قالب تهى كرد و به معبود شتافت.
پيكرش صبح روز شنبه از مقابل بيمارستان پارس, به سمت دانشگاه تهران تشييع و پس از اداى احترام و نماز ميت توسط حجةالاسلام دكتر شيخ الاسلامى ـ رئيس دانشكده ادبيات ـ و اقشار مختلف, در قطعه ٨٨ ـ ويژه هنرمندان و فرهيختگان ـ به خاك سپرده شد.
*
زمرّديّان شيرازى
حاج احمد زمرّديان, فاضل گرانمايه پس از چهل سال پژوهش و نگارش در سن ٨٣ سالگى در شيراز حيات را بدرود گفت.
استاد زمرّديان كه به (زار) تخلص مى كرد, به تاريخ ذى الحجه ١٣٣٧ق. مهر/ ١٢٩٨ش. در شهر شيراز پا به عرصه گيتى نهاد.
وى تحصيلات ابتدايى را در مدارس روزانه و تحصيلات متوسطه را به صورت شبانه سپرى نمود و پس از آن به مشاغل آزاد راهى بازار گرديد. ولى كسب دانش و معارف به صورت غير كلاسيك, از راه مطالعه و خودآموزى, تا پايان زندگى لحظه اى رها ننمود. ايشان به زبان عربى در حدّ استفاده از كتب و آثار نوشتارى و به زبان انگليسى در حدّ محاوره روزمره تسلط داشت. قرآن مجيد مونس دايمى آن مرحوم بود و در دهه ١٣٤٠ش, جلسات قرائت و آموزش تلاوت هر هفته در منزلش داير بود.
تلفيق سه عشق: قرآن كريم, ادعيه شريفه و اشعار عرفانى, سبب ساز آن شد كه ايشان بتواند آثار قلمى ارزشمندى از خود به يادگار گذارد. رمز موفقيتش در ميدان پژوهش و نگارش, مطالعه بسيار و سير دقيق در آثار بزرگان بود. وى كتاب هاى تفسيرى, حديث و دعا, ادبيات و متون علمى و فلسفى و… را بسيار مطالعه مى كرد.
علامه طباطبايى صاحب تفسير (الميزان) در تقريظ خود بر كتاب (عشق و رستگارى) به تاريخ تير ١٣٤٦ش. چنين مى نويسد:
(… كتابى است سهل و ممتنع و در عين حال كه با بيانى بسيار ساده به شرح فقرات شريفه اين دعاى عالى المضامين پرداخته شده, به معارف عاليه و لطائف دقيقه آن نيز اشاره رفته است).
(چيزى كه بسيار جلب توجه مى كند و حقاً موجب اعجاب مى باشد, تطبيقاتى است كه در هريك از فقرات دعا با كمال دقّت به آيات كريمه قرآنى شده و به اين ترتيب راهى كه قرن ها متروك بود, باز گرديده است…).
تأليفات
١. سرنوشت انسان در امر معاد, ١٣٤١ش, تهران, ٥١٠ص.
٢. عشق و رستگارى در شرح دعاى ابوحمزه ثمالى, ١٣٤٦ش. (چاپ اول) و ١٣٦٢ش. (چاپ پنجم), انتشارات اسلاميه تهران, ٦٦٢ص.
٣. بيان حقيقت در شرح دعاى افتتاح, ١٣٥٠ش, انتشارات اسلاميه تهران, ٤٨٠ص.
٤. معارف الهى در شرح دعاى سحر.
٥. پيام حق در دانستنى هايى از قرآن.
٦. على(ع) و كميل در شرح دعاى كميل, ١٣٦٤ش. (چاپ سوم), انتشارات اميركبير تهران, ٤٦٨ص.
٧. مقام ولايت در شرح زيارت جامعه كبيره, ١٣٦٤ش. (چاپ دوم), دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ٨٣٦ص.
٨. حقيقت روح (دانشى اندك از علم الارواح), ١٣٧٤ش. (چاپ چهارم), دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ٧٠٤ص.
٩. ندبه و نشاط در شرح دعاى ندبه, ١٣٧٣ش. (چاپ چهارم), دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ٧٩٢ص.
١٠. شيطان كيست و آيات شيطانى چيست؟, ١٣٧٣ش, دفتر نشر فرهنگ اسلامى, ٢١٢ص.
١١. وصال العارفين در شرح دعاى عرفه امام حسين(ع), ١٤٢٠ق, شيراز.
١٢. مجموعه اشعار (مخطوط) در مناسبات مختلف اشعارى سروده است و اگر با اشعارى كه در كتاب هاى ياد شده بالا تلفيق شود, بيش از هفتصد صفحه خواهد شد.
استاد زمرديان سرانجام پس از عمرى عبادت و خدمت و تحقيق در روز چهارشنبه ٢٧ رمضان ١٤٢٠ق. مطابق با ١٥ دى ١٣٧٨ش. در پى بيمارى در شيراز بدرود حيات گفت و پيكرش پس از تشييعى باشكوه در قبرستان دارالرحمه به خاك سپرده شد.
عبدالحسين جواهركلام
*
انتشار فصلنامه (حوزه اصفهان)
نخستين شماره فصلنامه (حوزه اصفهان) به صاحب امتيازى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم و به مديرمسؤلى آقاى احمد زادهوش و سردب