آیینه پژوهش
(١)
درك كردن و رد كردن - اسفنديارى محمد
١ ص
(٢)
سنّت اجازه روايت در ميان عالمان اسلامى - اردبيلى يوسف محسن
٢ ص
(٣)
بحارالانوار در دايرةالمعارف تشيع -
٣ ص
(٤)
نقد تصحيح مختلف الشيعه - پاينده مصطفى
٤ ص
(٥)
شاعران صعلوك درادب عربى - ذکاوتى قراگزلو علي رضا
٥ ص
(٦)
در آينه كتاب تتميم امل الآمل - جعفريان رسول
٦ ص
(٧)
نگاهى به واژه هاى دخيل در قرآن مجيد - مؤذن جامى محمدهادى
٧ ص
(٨)
سخنى درباره جامع المقاصد محمد الحسون - اسلامى سيد حسن
٨ ص
(٩)
نقدى بر كتاب مدخل و درآمد علم كلام - سبحانى محمدتقى
٩ ص
(١٠)
نيم نگاهى بر نقد كتاب خطّ سوّم در انقلاب مشروطيت ايران - شکورى ابوالفضل
١٠ ص
(١١)
بيشتر دقت كنيم - بيگى محمد
١١ ص
(١٢)
آشنايى با مجمع اللغة العربية و دانشگاه يوسف قديس -
١٢ ص
(١٣)
در آستانه پژوهش و نشر - سالک معصومه
١٣ ص
(١٤)
معرفيهاى اجمالى -
١٤ ص
(١٥)
معرفيهاى گزارشى -
١٥ ص
(١٦)
مجله هاى پژوهشى -
١٦ ص
(١٧)
كتابشناسى - گلى زواره غلامرضا
١٧ ص
(١٨)
نامه ها -
١٨ ص
(١٩)
اخبار -
١٩ ص
(٢٠)
مرآة التّحقيق - اسفنديارى محمد
٢٠ ص
(٢١)
To Understand and Refute
٢١ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - آشنايى با مجمع اللغة العربية و دانشگاه يوسف قديس

آشنايى با مجمع اللغة العربية و دانشگاه يوسف قديس



عوامل و جرقه هاى اصلى نهضت جديد عربى (پان عربيسم) را كه نهايتاً در نيمه هاى قرن بيستم منجر به تحولات عميق سياسى, اجتماعى, فرهنگى در سراسر منطقه شد بايد پس از قرن هيجده در نمادهايى چون تاسيس مدارس بيگانه و ملى و در ادامه آنها دانشگاهها و ظهور صنعت چاپ و توسعه چاپخانه ها و راه اندازى روزنامه ها و مجلات به دست روشنفكران و ادباى ملى گراى عرب و تشكيل هسته هاى علمى و ادبى تحت عنوان انجمنها و مجامع ادبى و فرهنگى در مراكز اصلى جنبش چون دمشق و بيروت و قاهره جستجو كرد.
فرهنگستان زبان عربى دمشق وارث و شكل تمايل يافته هسته هاى ادبى پيشين دوره استعمار و قيمومت است و در واقع اين فرهنگستان در چهار چوب گذشته و با استفاده از تجارب قبلى بنا نهاده شد و خود سرمنشاء تحولات مهم ادبى و علمى در سوريه و جهان عرب گرديد. قابل توجه است كه نخستين بار در سال١٨٤٧م انجمنى به نام (الجمعيه السوريه) با مساعدت رجال مذهبى امريكا در بيروت شكل گرفت و هدف آن در آن دوره كمك به پيشرفت علم و گسترش فرهنگ و فنون و ادب اعلام گرديد و مى توان از اعضاى فعال و موثر آن به افرادى چون شيخ ناصيف يازجى و بطرس بستانى و جمع ديگرى از مردان نامى علم و ادب اشاره كرد. در ادامه اين پديده, بعدها در سال١٨٨٢م انجمن ديگرى تحت عنوان (المجمع العلمى الشرقى) در بيروت تاسيس شد كه مى توان از بنيانگذاران آن به افرادى چون يعقوب صروف و شيخ ابراهيم يازجى اشاره نمود.
بالاخره در سال١٩١٩ فرهنگستان زبان عربى دمشق به صورت جدى شكل گرفت كه در واقع نقطه عطفى در روند تشكيل اين انجمنها به شمار مى رفت. ناگفته نماند كه تشكيل اين انجمنها پوشش مناسبى جهت سازماندهى اصولى جنبش در جدايى از امپراطورى عثمانى به حساب مى آمده, به گونه اى كه حساسيت برانگيز نبود و برعكس نقطه آغازين بسيارى از انديشه هاى مترقيانه و استقلال طلبانه در كل خاورميانه تلقى مى شد و تاثير تحولات جديد و سريع انجام يافته در اروپا را نبايد از نظر دور داشت چرا كه اغلب مؤسسين و بنيانگذاران انجمنهاى علمى و ادبى كه در اصل از سياستهاى انگليس و فرانسه و امريكا تغذيه مى كردند خود تحصيلكرده و دانشگاههاى غرب و زبان دان و يا فارغ التحصيل دانشگاههاى داخلى و ابسته به غرب بودند. در ابتدا و پس از تشكيل اولين دولت عربى موقت وظيفه فرهنگستان عربى دمشق, عربى كردن ديوانها و زبان آموزش بود چرا كه تا قبل از آن زبان تركى استفاده مى شد و در ادامه كار تاليف كتابهاى علمى و گزينش اصطلاحات و زبان علمى مناسب با تحولات روز در زبان عربى به عهده اين فرهنگستان نهاده شد از جمله افتخارات فرهنگستان سوريه اين است كه دوازده سال از مجمع اللغه العربيه مصر زودتر تاسيس و آغاز به كار كرده است.
دكتر عدنان الخطيب يكى از اعضاى فعال اين فرهنگستان مى گويد: تاسيس ستادى جهت ترجمه و تاليف از جمله بندهاى اصلى بود كه در دستور كار حكومت موقت عربى در سال ١٩١٨ قرار گرفت. اين مهم برعهده جمعى از عناصر زبان دان و فرهنگى نهاده شد, سپس در تاريخ١٢ فوريه سال١٩١٩م نام اين ستاد به (ديوان المعارف) تغيير يافت و انجام امور معارف و تاسيس اداراتى جهت حفاظت از آثار باستانى و كتابخانه هاى عمومى و توجه به كتابخانه (ظاهريه) برعهده آن گذاشته شد. ديرى نپائيد كه به علت اقبال زياد مردم از اين ديوان و درخواستهاى مكرر آنان جهت ثبت نام در كلاسهاى سواد آموزى و تاسيس مدارس, دولت موقت مجبور شد در سال١٩١٩ ديوان معارف را به دو بخش مستقل ذيل تجزيه و تفكيك كند:
١ـ ديوان المعارف كه وظيفه آن امور مربوط به آموزش و پرورش بود, همين ديوان بعدها هسته هاى اوليه وزارت را تشكيل داد.
٢ـ المجمع العلمى العربى كه وظيفه آن امور مربوط به زبان عربى و اداره كتابخانه هاى عمومى و حفظ آثار باستانى بود و بعدها به (مجمع اللغه العربيه) تغيير نام يافت. (مجمع اللغه العربيه) در زمينه هاى علمى و ادبى و واژه سازى از كارنامه خوبى برخوردار است به طورى كه داراى چندين مجله و نشريه و نشستهاى دوره اى است و اعضاى توانمند و صلاحيتدارى در رشته هاى مختلف علمى دارد و در زمينه فهرست بردارى از نسخه هاى خطى و شناسايى مخطوطات, بررسى منابع موجود در كتابخانه الظاهريه دمشق, نشر آثار قديمى و تاريخ ابن عساكر, تاليف معاجم و فرهنگهاى علمى, فلسفى, پزشكى, داروسازى, آثار باستانى, هنر, علوم و… كارهاى موفقى انجام داده است. از جمله افتخارات اين فرهنگستان عضويت علامه سيد محسن امين عاملى و ديگر چهره هاى برجسته در آن مى باشد.
قابل ذكر است وقتى كه رايزنى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران در سوريه با هماهنگى و همكارى فرهنگستان زبان عربى دمشق سمينار گراميداشت علامه سيد محسن امين را در محل كتابخانه ملى اسد برگزار كرد با استقبال بى نظير دانشمندان و علما و دانشگاهيان شيعه و سنى و علوى مواجه شد.
كتابخانه هاى فرهنگستان, كه در خيابان مالكى دمشق قرار دارد, ٠٠٠,٢٠ جلد كتاب نفيس و مرجع و٢٠٠٠ نسخه كتاب خطى دارد و فصلنامه فرهنگستان به نام (مجمع اللغه العربيه) از جمله مجلات وزين عربى سوريه است كه تاكنون به طور منظم انتشار يافته است.
اعضاى مهم و سال ورود آنان به فرهنگستان, بدين شرح است:
رئيس فعلى اين مركز (دكتر عدنان الخطيب) و معاون وى (دكتر شاكر الفحام) است.
اد آورى مى شود برگزارى مشترك بزرگداشت علامه امين با مجمع اللغه العربيه تجربه مثبت و خوبى تلقى مى شود و مى توان در آينده پروژه هاى مشترك فرهنگى ديگرى را با آنان اجرا كرد. دانشگاه يوسف قديس ي
در گزارش آشنايى با دانشگاه آمريكايى بيروت (دانشكده سابق انجيلى سوريه) گفتيم كه تاسيس مراكز و مدارس آموزشى ـ فرهنگى در لبنان و سوريه توسط غربى ها, خصوصاً فرانسه و آمريكا, از سر اتفاق و حادثه نبوده بلكه مبتنى بر طرح دراز مدت و سنجيده بود كه رفته رفته ثمرات خود را در سطح منطقه آشكار كرد.
در اين ميان پيشتازى و گشايش مراكز و مدارس و فرهنگستانها هميشه از آن آمريكايى ها بود و دليل آن واضح است چراكه از انرژى و توان و انگيزه بيشتر و قويترى جهت مداخله در امور خاورميانه در غياب و يا در كنار رقباى اروپايى خود برخوردار بود از اين رو با سرمايه گذارى سنگين, پيوسته به افقهاى دور و دراز مى انديشيد. پس از آمريكايى ها, فرانسوى ها بودند كه طرحهاى خود را با الگو بردارى از اقدامات آمريكا عملى مى كردند و در واقع رقيب جدى آنها به حساب آمده و چون سايه آنان را تعقيب مى كردند. قابل تامل است كه فرانسوى ها (كشيش ها و مبشرين يسوعى) به مدت چند دهه به علت سوء استفاده از مقام و موقعيت و اهداف اعلان شده دينى خود در منطقه توسط عثمانى ها ممنوع الورود و فعاليت شده اند لذا در دهه سى قرن١٩ حضور بسيار ضعيف و كم رنگى داشتند و با فراهم شدن موقعيت و زمينه ها و تحولات سياسى جديد در سطح امپراتورى عثمانى در واقع مسابقه ماراتونى بين آنان و كشيشان انجيلى آمريكا در بسيارى از مناطق تحت نفوذ عثمانى ها آغاز شد. قابل توجه اينكه هر دو كشور فرانسه (يسوعيون) و آمريكا (انجيليون) تحت عناوين مقدسِ مذهب و ارشاد خلق و نجات مردم از جهل و بيسوادى و محروميت و مرض به ميدان آمدند از اين رو در دهه چهارم قرن١٩ شاهد رقابت فشرده و جدى اين دو گرايش هستيم تا اينكه در دهه پنجاه و شصت اين قرن به اوج خود رسيده و به تاسيس دانشگاهها و مراكز عالى آكادميك … منجر مى شود.
به عنوان مثال, آمريكايى ها در سال١٨٣٤ (المطبعه الامريكانيه) بيروت را تاسيس كردند و پس از چند سال فرانسوى ها (المطبعه الكاثوليكيه) بيروت را در سال١٨٤٧ راه اندازى نمودند. آمريكايى ها در سال ١٨٣٥ مدرسه عالى كودكان (سمينرى بيروت) را و يسوعيون فرانسوى در سال١٨٤٣ مدرسه عالى را بدين منظور در (غزير) افتتاح نمودند. آمريكايى ها با همكارى برخى از ادباى ملى گرا در سال١٨٤٧ دست به تاسيس (الجمعيه السوريه) در بيروت زدند و بلافاصله فرانسوى ها در سال١٨٥٠ انجمنى به همان سبك و سياق تحت عنوان (الجمعيه الشرقيه) در بيروت تاسيس كردند. قابل ذكر است كه انجمن ادبى سوريه آمريكايى ها اولين گردهمايى ادبى در جهان عرب تا آن زمان به حساب مى آمد.
آمريكايى ها در سال١٨٦٦ (دانشكده انجيلى سوريه) (دانشگاه آمريكايى بيروت كنونى) را تاسيس كردند و فرانسوى ها به تبعيت از آنان دانشكده يوسف قديس (يسوعيه) را در سال ١٨٧٥ تاسيس كردند كه بعدها در سال١٨٨١ به دانشگاه تبديل شد.
چنان كه گفته شد اين دانشكده توسط (جزويتيون) يا رهبانان يسوعى فرانسه در رقابت با آمريكايى ها تاسيس شد و در واقع پس از دانشگاه آمريكايى بيروت دومين دانشگاه لبنان به حساب مى آمد.
دانشگاه يوسف قديس داراى نه دانشكده به شرح ذيل است:
پزشكى, داروسازى, دندانپزشكى, علوم پرستارى, مهندسى, حقوق و علوم سياسى, علوم اقتصادى, مديريت و بازرگانى و ادبيات و علوم انسانى.
رئيس آن (پدر جان دوكروييه) است كه از سال ١٩٧٥ تاكنون مشغول انجام وظيفه مى باشد. مدير آن آقاى (هنرى العويط) است بنا به گفته ايشان دانشگاه يوسف قديس داراى دو رسالت همزمان است يكى تربيت دانشجويان كارآمد و تحصيل كرده و متخصص در رشته هاى مختلف و ديگرى كمك و يارى رساندن به اين دانشجويان در حل مشكلات و موانع تحصيلى و ايجاد فرصتهاى بهتر براى كسب مشاغل مناسب و صلاحيتدار و رشد معنويات در آنان.
دانشجويان اين دانشگاه بالغ بر شش هزار دختر و پسر در نه دانشكده و سيزده آموزشگاه جانبى كه مركز آن در بيروت است مى باشد.
دانشكدهها و آموزشگاهها عمدتاً در سه مجتمع دانشگاهى ذيل متمركز است:
١ـ دانشكدههاى علوم انسانى در خيابان هوفلان در تباريس.
٢ـ دانشكدههاى پزشكى در بزرگراه شام.
٣ـ دانشكدههاى پزشكى در ماروكز.
پس از حوادث نظامى و درگيريهاى مسلحانه گروهها, مديريت دانشگاه بر آن شد كه مركز پژوهشهاى دانشگاهى در شمال (طرابلس و بقاع (زحله) و جنوب (صيدا و البراميه) تاسيس نمايد.
شوراى دانشگاه متشكل از رئيس دانشگاه, معاون, رؤساى دانشكدهها و مديران آموزشگاهها و مسؤولين اماكن و مجتمعهاى آموزشى و نماينده اساتيد است.
رئيس دانشگاه توسط مقامات و رهبانان يسوعى لبنان گزينش و انتخاب مى شود و در واقع از بين سه كانديداى رهبانى يكى توسط شوراى دانشگاه طى انتخابات سرى برگزيده مى شود.
از جمله واحدهاى فعال اين دانشگاه بخش خدمات امداد و كمك رسانى به دانشجويان است و برابر آمار سه چهارم دانشجويان اين دانشگاه از اين كمكها بهره مندند.
دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه يوسف قديس از رفت و آمد و جنب و جوش بيشترى برخوردار است اين دانشكده داراى رشته هاى ادبيات عرب, ادبيات فرانسه, تاريخ و جغرافيا, روان شناسى و علوم تربيتى, فلسفه و جامعه شناسى مى باشد.
چهار آموزشگاه از مجموع سيزده آموزشگاه به اين دانشكده وابسته است, آموزشگاه تربيت مربى لبنان داراى دو شعبه ويژه مرحله ابتدايى و ماقبل آن و آموزشگاه تربيت مربى ويژه معلولين ذهنى و مدرسه آموزش اجتماعى لبنان كه مدديار اجتماعى تربيت مى كند ازجمله اين آموزشگاهها مدرسه ترجمه و نيز ترجمه همزمان و آموزشگاه پژوهشهاى سمعى و بصرى و تئاتر (سال تاسيس ١٩٨٨) نيز به اين دانشكده وابسته و مشغول به كار است.
مجتمع هوفلان از دو مركز بررسى و پژوهشهاى بانكى و علوم بيمه كه طرح مشتركى بين دانشگاه يوسف قديس و اتحاديه شركتهاى بيمه و جمعيت بانكهاست تشكيل شده است.
مدرسه ترجمه در رشته هاى عربى و فرانسوى و انگليسى در زمينه هاى فرهنگى و علمى زبان شناسى مشغول فعاليت است.
زبانهاى تدريس در اين دانشگاه و مدرسه ترجمه علاوه بر فرانسوى و عربى, كه زبان اصلى است, زبان انگليسى است كه شرط ورود و طى كردن موفقيت آميز آزمونهاى مربوطه است.
بخش ترجمه اين دانشگاه از همكاريهاى خوبى با همتاى خود در پاريس به نام ESiT برخوردار است به طورى كه دانشجويان آن دوره هاى خاصى را در فرانسه طى مى كنند.
آموزشگاه تئاتر و راديو و تلويزيون نوپاست و در واقع با هدف پر كردن خلاء كادرهاى برجسته اين رشته ها در زبان فرانسوى تاسيس شده است. معهد داراى دو رشته تئاتر و راديو و تلويزيون است كه دانشجو پس از طى دوره يك ساله براى ايفاى نقش هنر پيشگى و مكانيسم صدا و چهره و موسيقى و هرآنچه به تئاتر برمى گردد آماده مى شود.
از جمله اساتيد اين دانشگاه مى توان به چهره هاى شناخته شده اين رشته ها در لبنان آقايان جلال خورى, روجيه عساف, آلان بليمسون اشاره كرد.
آموزشگاه تربيت مربى در دو زمينه كودكان و نيز معلولين از اهميت زيادى برخوردار است چرا كه در خلال جنگ بر تعداد معلولين و نيز عقب افتاده هاى ذهنى به شدت افزوده شده است و اين قشر از جامعه نيازمند توجه و مراقبت و آموزشِ جدى اند. مدت تحصيل در اين آموزشگاه سه سال است و دانشجو علاوه بر كسب آموزشهاى تئوريك, دروس علمى را نيز مى گذراند و با مشكلات كار در عمل برخورد و راه حلهاى مناسب را پيدا و ارائه مى كند.
دانشكدههاى پزشكى و پيراپزشكى اين دانشگاه از شهرت و مكانت خوبى برخوردارند چرا كه تجارب فراوان و تاريخ بيشترى دارند و در خلال جنگ خدمات قابل ملاحظه اى به لبنان كردند. رئيس اين دانشكده مى گويد: خسارات فراوانى به دانشكدههاى تابعه وارد و در نتيجه چندين بار تدريس متوقف و دانشجويان مهاجرت كرده اند لذا بازسازى آن به بودجه زيادى نياز دارد.
دانشكدههاى مهندسى در مجتمع (الاوزيب) در تله (ماروكز) در منطقه (المنصوريه) واقع شده است. رشته هاى مهندسى در سال١٩١٣ بازگشايى شد و هماهنگى نزديكى با (جمعيه الليونيه) پاريس دارد. مدت تحصيل در آن چهار سال است.
رشته هاى آن عبارت است از: مهندسى مكانيك, برق, شهرسازى, حرفه هاى عمومى و هيدروليك.
مهندسى صنعتى در سال١٩٤٢ افتتاح شده و در سال ١٩٤٥ به شعبه مهندسى شهرسازى ملحق گرديد.
در يك ارزيابى كلى مى توان گفت دانشگاه (يوسف قديس) پس از دانشگاه آمريكايى دومين دانشگاه فعال خارجى در لبنان است كه ارتباطات خوبى با دولت و مجموعه فرهنگى رفيق حريرى دارد. استقبال از اين دانشگاه به علت زبان فرانسوى كه در لبنان بسيار شايع است و كيفيت تحصيلى مناسب و طى دوره هاى عالى در فرانسه و ارائه خدمات و امداد ضمن تحصيل به دانشجو و شهريه كمتر در مقايسه با دانشگاه آمريكايى خوب بوده است. اين دانشگاه از خسارات جنگ در امان نمانده و بالغ بر چند ميليون دلار ضرر ديده و به همين مبلغ جهت بازسازى و خريد تجهيزات علمى و دانشگاهى نيازمند است كه بخش عمده آن توسط محافل دينى فرانسه تامين مى گردد.