آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - سيماى شرف الدين در نگاه انديشمندان - اکرمى محمد
سيماى شرف الدين در نگاه انديشمندان
اکرمى محمد
پيش گفتار
سخنِ اين نوشته درباره عالمى ربانى و مجاهدى نستوه و انديشمندى فرزانه مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين موسى عاملى است. او كه پاسدار بزرگ حقايق اسلام و مصالح مسلمين بود, در جهت شناساندن درست اسلام در دنياى پر آشوب قرن چهاردهم اسلامى به ويژه در جهان غرب, گام هاى بس بلندى برداشت و براى تحقق بخشيدن به آرمان هاى مقدس اسلامى كوشش فراوان كرد.
زندگى و افكار و اعمال و روش ها و منش هاى مرحوم شرف الدين مى تواند براى همگان سرمشقى گرانقدر باشد. در اين مقال تلاش شده ديدگاه ها و نظريات يك يك اندشمندان و پژوهشگران جهان اسلام در باره انديشه ها و افكار و ويژگى ها و ارزش ها و آثار و خصوصيات اخلاقى مرحوم شرف الدين به رشته تحرير درآيد, اميد است مورد قبول درگاه احديث قرار گيرد.
البته بايد اعتراف كرد در اين فرصت اندك نمى توان شخصيت اين عالم بزرگ را به نگارش در آوريم, چرا كه او را اقيانوسى از آگاهى و اخلاق و رفتار و صفات برجسته انسانى مى دانيم كه بيان كردنى و نوشتنى نيست.
* * *
علامه امينى در كتاب شهداء الفضيله درباره شرف الدين چنين مى گويد: شرف الدين, يكى از قله هاى رفيع تشيع است و يكى از درفش هاى افراشته اسلام, او در اين روزگار, نماينده عظمت سادات و بنى هاشم است. شيعه را مى سزد كه به شرف الدين افتخار كند و به دانش سرشار و شرف تابان و پارسايى عميق و منطق فصيح و تبليغات سودمند او. او ساكن صور در جبل عامل بود و صاحب بيش از سى تأليف ارزشمند.١
مرحوم آيت الله العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى شرف الدين را داراى شرايط مرجعيت مطلق شيعه دانسته و در سفرى كه به سال ١٣٦٥ قمرى به لبنان داشت با مرحوم شرف الدين ديدار كرد و خطاب به وى گفت: اكنون حوزه علميه نجف به شما احتياج مبرم دارد, بدانجا بياييد و امورى را كه به من مربوط است (امور مرجعيت كل جهان تشيع) متصرف شويد, آنچه مناسب شأن شماست در آن جا مهياست.٢
شيخ مرتضى آل ياسين در نامه اى به شرف الدين چنين مى نويسد:
سيدحماةالدين اسلامى و كبير سدنة المذهب الامامى امام العلم والدين, حجةالاسلام والمسلمين, آيةالله فى العالمين حعلت فداك;٣ سرور نگهابان دين اسلام و بزرگ خادمان مذهب تشيع, پيشواى علم و دين, حجت اسلام و مسلمين, آيت خداى جهان, جانم فداى تو باد.
علامه ميرزا محمد على اردو بادى در نامه اى به مرحوم شرف الدين مى نويسد:
سرور سرامدان مسلمين و درفش افراشته دانش و دين, مايه پشتگرمى فقها و مجتهدين, برهان حقانيت اسلام و مسلمانان.٤
حضرت آيت الله العظمى سيد حسن بروجردى در ديدار با مرحوم استاد سيدصدرالدين فرزند مرحوم شرف الدين در قم ازمقام علمى و خدمات آن بزرگ مرد تاريخ تشيع تجليل كرد و او را يكى از مفاخر عالم اسلام و تشيع دانست و گفت:
قدرت بيان و نثر شيوا و متانت و قوه استدلال مرحوم شرف الدين بى نظير بود.٥
شيخ سليم بشرى ـ مالكى مفتى بزرگ الازهر ـ درباره شرف الدين مى گويد:
سلام بر علامه بزرگ عبدالحسين شرف الدين موسوي… من در طول عمر خود هرگز در صدد اطلاع از چگونگى اوضاع داخلى شيعيان برنيامده و اخلاقشان را نيازموده بودم; زيرا من نه با خود آنها و نه در اجتماعشان و كشورهايشان زندگى كرده بودم, امّا هميشه علاقه داشتم كه با دانشمندان آنها به بحث و گفتگو بنشينم و در ميان مردمان عادى آنان باشم و از نظريات و خواسته هاى آنها مطلع گردم… تا اين كه تقدير الهى مرا به ساحل اقيانوس وجود تو رساند, اجازه مى خواهم كه دل به اين دريا بزنم و در آن غوطه ور شوم و از جواهر گرانبهاى آن به قدر توان خود سهمى بردارم.٦
شيخ آقا بزرگ تهرانى درباره مرحوم شرف الدين مى گويد:
سيد عبدالحسين شرف الدين موسوى عاملى از بزرگان عالمان اسلام و از نوابغ شيعه در اين عصر به شما مى آيد. امّا سيد شرف الدين در تاريخ افتخارات اين خاندان, خود صفحه اى تازه گشوده است و او به تنهايى چنان عظمتى آفريده است كه گروه انبوه نمى يارند آفريد. چقدر بجاست اين گفته شاعر عرب از زبان شرف الدين كه اگر چه سرسلسلگان خاندان من همه از پاكان و برجستگان بوده اند, لكن من خود ـ شكر خداوند را نقطه شروع عظمت و افتخارم.٧
شيخ آقا بزرگ در كلامى ديگر مى گويد:
شرف الدين كه از افتخارات اين روزگار است و يكى از آيات بزرگ خداست كه در عصر حاضر طلوع كرده است. براى اين سده اسلامى, همين بس كه اين نابغه يگانه در آن ظهور كرده است و براى جبل عامل همين بس كه پايگاه اين پرچم افراشته دين و اين نيروى گسترنده هدايت است.٨
آيت الله شيخ عبدالكريم جزايرى مى فرمايند:
من از زمان قديم آن مرحوم را مى شناسم, مردى بود كه در علم و ادب به بالاترين درجه آن ارتقا يافته و به تاريخ اسلامى احاطه كاملى پيدا كرده بود, قلم بسيار زيبا و روانى داشت كه در طول عمرشان در راه دفاع از حوزه دينى همواره او را همراهى مى كرد.٩و١٠
محمد رضا حكيمى درباره شرف الدين مى گويد:
عالمى چون شرف الدين بايد داراى معلوماتى وسيع در رشته هاى گوناگون باشد و از فرهنگى گسترده و ژرف برخوردار باشد. اين چنين عالمى بايد داراى جامعيتى درخور باشد و در جوانب مختلف فرهنگى اسلامى حضور داشته باشد.
من… در برابر شرف الدين, دچار هيجانى گسترده و عميق مى شوم. اين فقيه محدث كه در نجف تحصيل كرده و با كتاب ها و متون معهود سروكار داشته است, چگونه است كه وقتى قلم به دست مى گيرد و به بيان و انديشه و آفرينش تعبير مى نشيند, گوى سبقت از نويسندگان بزرگ و متخصصان اهل قلم مى ربايد.
آيت الله شيخ حسين حلّى مى گويد:
مرحوم سيد شرف الدين در اعلاى كلمه حق و برافراشتن پرچم اسلامى از بزرگان علماى عاملين بودند كه تأليفات جاودانه او و جايگاه معروفش بهترين دليل بر اين مطلب است, جامعه اسلامى با از دست دادن او خسارتى بزرگ را بر خود هموار كرد.١١
امام خمينى ـ رضوان الله تعالى عليه ـ بعد از شنيدن خبر ارتحال مرحوم شرف الدين, ضمن تعطيل كردن درس فرمودند:
هشام بن حكم زمانِ ما از دنيا رفت.١٢
آيت الله العظمى خوئى مى فرمايند:
يك بار با او در لبنان هنگام شرفيابى به زيارت خانه خدا و بار ديگر هنگامى كه به زيارت نجف اشرف تشريف آورده بودند ملاقات كردم, در هر دو بار فضايل اخلاقى او را در مرتبه اى از عظمت ديدم كه برابرى با آن نمى توان كرد و از نظريات چنان محكم و بزرگى برخوردار بود كه به پايه آن نمى توان رسيد. كسى جهاد او را در راه اعلاى كلمه اسلام نمى تواند ناديده بگيرد, در دفاع از شريعت اسلامى و يارى مذهب حقه جعفرى و دعوت به اصلاح و پيشرفتگى, توفيق همواره يار او بود كه خدا بهترين پاداش نيكوكاران را به ايشان عطا فرمايد.١٣
حجةالاسلام على دوانى در مقدمه كتاب النص والاجتهاد درباره شرف الدين مى گويد:
مؤلف بزرگوار در زمانى كه افزون از هشتاد سال داشته است, نتيجه مطالعات عميق خود را پس از نگارش چهل كتاب پر ارزش مذهبى و اسلامى, در كتاب حاضر آورده است. قدرت فكر و احاطه وى بر احاديث و مدارك و منابع اهل تسنن و توانايى او در نقض و ابرام موضوعات مختلف و متانت و مهارت وى, در هر بخشى از آن جلوه گر است.١٤
صدرالدين شرف الدين فرزند مرحوم شرف الدين درباره پدر مى گويد:
پدرم سعى داشت سخنش جامع شروط صحت و زيبايى و وضوح كامل باشد. مى ديدم مدارك و منابع را در اطراف خود جمع كرده است, بعضى از آنها را گشوده و بعضى ديگر را به صورت چسبانده و با ديدگانى كه به سختى مى ديد و حتى چشم راستش بى نور بود مطالعه مى كند, سپس به فكر فرو مى رود و در اطراف آنچه خوانده بود مى انديشيد به طورى كه اگر با وى سخن مى گفتند نمى شنيد و اگر مى شنيد اعتنا نمى كرد. او با همه پيرى و كبر سن داراى عقل و همتى جوان بود, سن زياد او, او را از تحقيق و بررسى ناتوان نمى ساخت. مسئوليت هاى عمومى كه به عهده داشت, مانع ورود وى به ميدان فكر و انديشه و تعمق پيرامون مسائل علمى نبود, گوئى براى اين كار ساخته شده است, و تنها بايد در اين باره فكر كند.١٥
سيد محمد صادق صدر در باره شرف الدين مى گويد:
امروز جهان اسلام شخصيت علامه, فقيه شيعه سيدعبدالحسين شرف الدين را كه عمر گرانمايه خود را در راه مصالح عمومى و مسلمين وقف كرد بزرگ مى شمارد, شخصيت محبوبى كه تازنده بود عظمت و شهرتش گوش و چشم همه را پر كرده بود, زمان صفحه زندگى نورانى او را ورق زد, ولى دفتر حيات علمى و آثار باقى و امور خيريه و خدمات بزرگ او در راه خدا و دين همچنان باز است.١٦
مورخ مشهور شيخ ذبيح الله محلاتى درباره مرحوم شرف الدين مى نويسد:
اين سيد معظم و دانشمند بى نظير از بزرگان علماى عصر خود به شمار مى رفته. وى در علم فقه, علم حديث, علم رجال, ادبيات, شعر, اصول مذهب و مراتب علميه و كمالات نفسانيه يگانه عصر خود و موجب افتخار شيعيان دوازده امامى به شمار مى رفته است.١٧
جناب سيد مصلح الدين مهدوى درباره شرف الدين مى گويد:
مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين از بزرگان علماى فقها و مجتهدين و خدمتگزاران به شرع و مسلمين و از جمله كسانى است كه در راه وحدت امت اسلامى خدمات زيادى انجام داده است.١٨
علامه ميرزا محمدعلى مدرس درباره مرحوم شرف الدين مى نويسد:
وى از اكابر علماى اماميه عصر حاضر ما مى باشد كه در فقه و حديث و رجال و شعر و ادبيات و اصول مذهب و ديگر مراتب علميه و كمالات نفسانيه طاق و شهره آفاق و مايه افتخار شيعه بر ديگر فرق اسلامى بلكه اسلام بر ملل ديگر مى باشد و ايشان به مرتبه عالمان بزرگ رسيد و صاحب موقعيت علمى و معنوى شد و به مقام بلند فقاهت و اجتهاد دست يافت و از سوى فقهاى طراز اول نجف اشرف, صاحب اجازات و تأييدات اجتهادى شد.١٩
سيد محمد تقى حكيم, در مقدمه خود بر كتاب النص و الاجتهاد چنين مى گويد:
آثار مبارزات و كشمكش هاى فكرى شرف الدين را با ديگران, كه به منظور رسيدن به حق از كوتاه ترين راه, (و نشان دادن آن) انجام يافته است در كتاب هاى ارجمند او مى توان ديد, يعنى در المراجعات, الفصول المهمه, كلمة حول الرؤيه, الى المجمع العلمى, اجوبة مسائل موسى جارالله و ديگر آثار او.
اين كتاب ها همه پيرامون مسائل اعتقادى و ايدئولوژيكى بحث مى كند, بحثى تطبيقى, همراه با جدل علمى و نقد آرا, با اصالت و عمقى كه مؤلف در ميان نويسندگان اين نسل بدان شهره است. دلپذيرترين خبرى كه در كتاب هاى وى, علاوه بر مطالب علمى, تلألؤ دارد آموزش هايى است كه در مورد آداب بحث و مناظره به خواننده مى دهد, چون آثار او سرشار است از فروتنى, فروتنى كه ـ به حسب معمول ـ تنها در عالمان بزرگ ديده مى شود, يعنى كسانى كه عقده حقارت ندارند تا بخواهند آن را از راه بزرگى فروشى و تعصب جبران كنند و سپس اين كار را به حساب دفاع از حق بگذارند; بهترين نمونه براى آموزش هاى ياد شده كتاب المراجعات اوست.٢٠
سيد احمد حسينى اشكورى درباره شرف الدين مى گويد:
ان الامام شرف الدين, هوالوحيد بين علماء الشيعه الاماميه, فى كثرة طبعات مؤلفاته, و انتشارها, انتشاراً بين سائر الناس;٢١ شرف الدين از اين نظر كه نوشته هايش بارها به چاپ رسيده و به صورتى وسيع در ميان همه طبقات, انتشار يافته است, در ميان علماى شيعه بى مانند است.
دكتر حامد حنفى در مقدمه اى كه بر كتاب المراجعات نوشته مى آورد:
اهميت كتاب المراجعات وقتى به خوبى روشن مى شود كه ما به زمان انتشار آن توجه كنيم و وقتى كه در دست شيعه و سنى قرار گرفت تا آن را بخوانند, مؤلف اين كتاب را در اوائل قرن چهاردهم خلال دهه سوم وچهارم اين سده منتشر ساخت در فترتى بحرانى و خطرناك, كه ايادى استعمار با سرنوشت مسلمين بازى مى كردند و براى رسيدن به اين مقاصد پست خود هيچ وسيله اى بهتر از تفرقه افكنى در ميان مسلمين و بهره گيرى ازاختلافات مذهبى نداشتند; آنان مى كوشيدند تا بدين وسيله عظمت جهان عرب و اسلام را پايمال كنند و اين شكاف افكنى در اوايل اين قرن به اوج خود رسيده بود.٢٢
صدرالدين فرزند مرحوم شرف الدين درباره كتاب النص والاجتهاد مى گويد:
من در ساعت هايى كه نويسنده جاودانياد, سخت درگير نوشتن بوده, به او سر مى زدم, مى ديدم كه با مسائل كتاب درهم آميخته, موضوعى را مى پروراند و سپس تغييراتى را زمزمه مى كند تا وقتى كه قالب خورند محتوى را بيابد. وهمين كه بر حسب معيارهاى هنرى خويش, قالب مناسبى براى بيان فكر را مى يافت به دبير خود مى گفت تا بنويسد, آن هم به صورت پيش نويس و سپس بارهاآن را سبك و سنگين مى كرد و تنها هنگامى مى پسنديد كه كلمات, رسا باشد و آهنگين و جملات, منسجم باشد و خوشبافت و نوشته, تابلوى شده باشد رنگ آميزى شده.٢٣
سيد مهدى صدر در نامه اى به شرف الدين مى نويسد:
من, با نهايت احترام, كتاب عظيم و نوشته جليل شما المراجعات را گرفتم و ديدم كه اين كتاب يكى از بزرگ ترين كتاب هاست. اگر المراجعات را جزء تأليفات سيد مرتضى بگذارند يكى از بهترين آثار او به شمار خواهد آمد. سوگند به خداوند, اگر سيد مرتضى اين كتاب را ديده بود, مى گفت اين كتاب الشافى فى الامامه من است.٢٤
دكتر محمد يوسف موسى مصرى مى گويد:
… واخذت فى قرائةالكتاب, فاذا هو يبين عن علم و تحقيق و بحث عميق, فوق انه فى طبقة عاليه, من البلاغه و جزالة الاسلوب;٢٥ من به خواندن كتاب المراجعات پرداختم و به محض خواندن دريافتم كه آن, نمونه است از علم و تحقيق و پژوهش عميق, بالاتر از همه, اين كه المراجعات از نظر بلاغت و اسلوب والا در سطح بالا قرار دارد. آرا و ديدگاه ها درباره انديشه هاى سياسى ـ اجتماعى علامه شرف الدين
شيخ مرتضى آل ياسين در نامه اى به شرف الدين چنين مى نويسد:
سيد حماةالدين الاسلامى, و كبير سدنة المذهب الامامى, امام العلم والدين, حجةالاسلام والمسلمين, آيت الله فى العالمين جعلت فداك;٢٦ سرور نگهبانان دين اسلام, بزرگ خادمان مذهب تشيع, پيشواى علم و دين, حجة الاسلام و بزرگ خادمان مذهب تشيع, پيشواى علم و دين, حجة الاسلام و مسلمين, آيت خداى جهان ـ جان فداى او باد.
علامه شيخ مرتضى آل ياسين نجفى در مقدمه كتاب المراجعات درباره شرف الدين مى گويد:
شرف الدين, در جبل عام, زندگى جديدى را آغاز كرد. درباره امور دينى و شعائر اسلامى سختگيرى مى كرد, امّا در اخلاق و رفتار ملايم بود, در دفاع از حق, قدرت نشان مى داد, امّا در برابر مردم ضعيف و ناتوان با رفق و مدارا رفتار مى نمود. امر به معروف ونهى از منكر مى كرد, در برابر مردم متدين, خاكسار بود و در برابر عالمان, فروتن.
در آن روزگار در لبنان زمين دارى ناهنجارى وجود داشت. توده هاى مردم در برابر مالكان اختيارى از خود نداشتند و براى زندگى معنايى جز بردگى نمى دانستند. مالكان و توان گران نمى گذاشتند كه آنان مفهومى ديگر و والاتر از زندگى درك كنند. زندگى توده هاى محروم, زير پاى جباران, طاغوت ها پايمال شده بود. چون شرف الدين در آنجا استقرار يافت نتوانست آن نظام خرد كننده و آن استبداد استثمارگر را قبول كند و در برابر بر باد رفتن حقوق توده هاى محروم ساكت بماند. شرف الدين نه از وجدان خود, نه از ايمان خود, نه از احسان خود, از هيچ كدام نتوانست مجوزى براى سكوت در برابر زمين دارى و مالكيت اقطاعى فئوال ها دريافت كند. او به تنهايى در برابر همه آنان ايستاد.٢٧
شيخ آقا بزرگ تهرانى درباره مرحوم شرف الدين مى گويد:
كسى كه بخواهد شرف الدين را توصيف كند چه بگويد, بگويد او مجتهدى است دانا, متكلمى است بى همتا, فيلسوفى است پژوهنده, اصول دانى است متبحر, مفسرى است بزرگ, محدثى است صادق, خطيبى است زبان آور, پژوهشگرى است نقدگرا, اديبى است سترگ, آرى شرف الدين اين همه است و علاوه بر اينها مجاهدى است نستوه در راه دين و مبارزى است پيوسته در سنگر مذهب حق, گواه او, قلم اوست, كتاب ها و نوشته هاى او و سخنرانى ها و منبرهاى او و خدمات سودمند و مباحثات و استدلال هاى كوبنده او.٢٨
آيت الله سيد جواد تبريزى مى گويد:
… مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين شخصيتى بودند آزادانديش و متفكرى شجاع و گوينده اى توانا و رزمنده اى مجاهد كه گويى امتى از شخصيت ها در شخصيت او جمع آمده بودند.٢٩
مرحوم آيت الله العظمى سيدمحسن حكيم, درباره شرف الدين مى گويد:
سيد شرف الدين منبع رحمت و احسان بود و همگان از رحمت و احسان او بهره مند مى شدند.٣٠
سيد حسين نوه شرف الدين مى گويد:
پدر بزرگ, مبارزات سياسى خود را با رهبرى جنبش عربى در (جبل عامل) آغاز كرد. اين جنبش استقلال طلبانه, حكومت فرانسويان را بر لبنان محكوم مى كرد, و در صدد نجات دادن لبنان از چنگال فرانسوى و رساندن به استقلال بود. فعاليت هاى او در اين مبارزات معروف است و در كتاب بغيةالراغبين ذكر شده است.
پدر بزرگ, تا آخر كار, در برابر فرانسويان موضع مخالف داشت و على رغم كوشش هاى بسيارى كه براى جلب نظر و استمالت خاطر او كردند هميشه با بيگانگان بر سر مخالفت و ستيز بوده.٣١
سيدمحمد باقر صدر در باره شرف الدين مى نويسد:
مجاهدات شرف الدين در دوره عثمانى, منحصر به امور دينى بود, زيرا كه حكومت لبنان, حكومتى اسلامى بود…. لكن در دوره استيلاى فرانسويان كه دست به فساد و تباهى زدند و بر مسلمين تسلط يافتند و آثار اسلامى را از بين بردند مبارزات سياسى شرف الدين آغاز گشت. وى شروع كرد به بيدار كردن افكار و توجه دادن مردم به ظلم ها و فسادهاى فرانسويان و بدين منظور, اجتماعاتى تشكيل مى داد و از كسانى كه مورد اطمينان بودند و اهل شهامت و وطن خواهى دعوت مى كرد و همت آنان را بر مى انگيخت تا در مبارزه با دشمن به پا خيزند و صحنه اى درخشان بر تاريخ خويش بيفزايند.٣٢
سيدمحمد صادق صدر در باره شرف الدين مى گويد:
سيد بزرگوار ما در طول زندگى پرافتخارش هر وقت ايجاب مى نمود دست از مبارزه و جهاد بر نمى داشت. در خطابه هاى بليغ و مجالس پرجمعيت و مؤلفات پرارزش خود پيوسته مسلمانان را دعوت به وحدت و اتفاق نظر و دورى از تعصب هاى ناروا مى كرد… .
سيد عالى قدر نمونه اعلاى حسن خلق و سخاوت طبع بود. با خلق وخوى علوى خود بزرگ و كوچك را مورد احترام و تفقد قرار مى داد. از افراد بى بضاعت دستگيرى مى نمود. از كسانى كه به وى بدى مى كردند چشم پوشى مى كرد و از تقصير آنها مى گذشت, دستى دهنده و نظرى بلند داشت. در تمام دوران حيات پر افتخارش از زمان جوانى تا سنين پيرى اين صفحات برجسته را به كار مى بست.٣٣
صدرالدين شرف الدين فرزند مرحوم شرف الدين درباره پدر مى گويد:
او در اواخر عمر همان طورى كه در ميان انبوه كتاب ها نشسته بود به كار مردم و مشكلات آنها رسيدگى مى كرد. آن هم طبق معمول با گشاده رويى و دقت و ملاحظه و همين كه از رسيدگى به كار مراجعان فراغت مى يافت به مطالعه و تأليف بازمى گشت و از همان جا كه متوقف شده بود ادامه مى داد. بسيار اتفاق افتاد كه بى موقع او را از كارش باز مى داشتند, ولى حافظه و هوش او چنان بود كه مطلب و كار را فراموش نمى كرد.٣٤
درباره مبارزات شرف الدين با امپرياليسم فرانسوى, يكى از نويسندگان عرب چنين مى گويد:( حضرت مجتهد بزرگ, سيدعبدالحسين شرف الدين, حجت اسلام و حقيقت بود و يك رهبر دينى و مردمى, رهبرى كه هيچ كس به مقام بلند او نمى رسيد و همچون او نمى توانست باشد. با يك اشاره او جنوب لبنان به حركت در مى آمد و سپس همه لبنان, آن گاه دمشق و آن گاه بغداد. فرانسويان از او مى ترسيدند و در دل از او هراس داشتند و به مقام ارجمند او حرمت مى گذاشتند. دوست مى داشتند كه به روى يكى از آنان تبسمى كند.)٣٥١. شهداء الفضيله, ص ١١٦. ٢ . النص والاجتهاد, ص ٣٦ . ٣ . المراجعات, مقدمه, ص ٢٨. ٤ . المراجعات, مقدمه, ص ٣٠, چاپ ٢٠. ٥ . اجتها در مقابل نص, ترجمه على دوانى, ص ١; مجله پيام انقلاب, شماره ٨٤. ٦ . المراجعات ص ٣٠ـ ٢٩ . ٧ . شرف الدين, محمدرضا حكيمى, ص ٤٩ ـ ٥٠ . ٨ . نقباء البشر, ج٣, ص ١٠٨٣ . ٩ . حياة الامام شرف الدين فى سطور, ص ١٢٨. ١٠ . النشاط الثقافى, شماره١, ص: ١٣٩. ١١ . حياة الامام شرف الدين فى سطور, ص ١٢٩. ١٢ . مجله نور علم, دوره سوم, شماره هشتم, ص ١٢٨. ١٣ . حياة الام شرف الدين, ص ١٢٨; نشاط الثاقى, ش١, ص ٢٣٨. ١٤ . اجتهاد در مقابل نص, مقدمه, ص٧. ١٥ . اجتهاد در مقابل نص, مقدمه, ص ٢ـ١. ١٦ . همان, ص٤. ١٧ . اختران تابناك, ج١, ص٢٥٦. ١٨ . تاريخ علمى و اجتهادى اصفهان در دو قرن اخير, ج١, ص٩٦. ١٩ . ريحانة الادب, ج٣, ص١٩٤. ٢٠ . النص والاجتهاد, مقدمه, ص٦١ـ٦٢. ٢١ . مؤلفوا الشيعه فى صدر الاسلام, مقدمه, ص ٨ ـ ٩ . ٢٢ . مشعل اتحاد اسلامى, ص ٦٢ به نقل از المراجعات, ص ٣٤٦. ٢٣ . النص و الاجتهاد, مقدمه, ص٦٦. ٢٤ . المراجعات, مقدمه, ص٣٣. ٢٥ . همان, ص٣٦. ٢٦ . همان, ص ٢٨. ٢٧ . همان, ص, ٧, ٦. ٢٨ . نقباء البشر, ج٣, ص ١٠٨٣ . ٢٩ . نورعلم, دوره سوم, شماره هشتم, ص ١٢٨. ٣٠ . حياةالامام شرف الدين فى سطور, ص ١٢٨; النشاط الثقافى, شماره ١, ص٢٤٠. ٣١ . شرف الدين, محمدرضا حكيمى, ص ٢٥٩.ـ ٣٢ . مجله حوزه, ويژه نامه ميرزاى شيرازى, شماره ٥٢, ص ٥٤; النص والاجتهاد, مقدمه, ص ١٤ ـ ١٥ . ٣٣ . اجتهاد در برابر نص, مقدمه, ص٤. ٣٤ . همان, ص ٢ـ١. ٣٥ . مجله المجتمع العربى, سال ١٩٧٨, ش ٧, ص ٣٤ .