آیینه پژوهش
(١)
شرف دين و آبروى مسلمين -
١ ص
(٢)
همگرايى مسلمانان زمينه ها ، عوامل و موانع - عطاران سعید
٢ ص
(٣)
نقش جبل عامل در گسترش فرهنگ اهل بيتع - مهدى پور على اکبر
٣ ص
(٤)
مسافرت هاى شرف الدين اهداف و تأثيرات مذهبى و اجتماعى آنها - حسينى سيد حميد
٤ ص
(٥)
نقش تاريخ جبل عامل در گسترش فرهنگ اهل بيتع - باقرى سميه
٥ ص
(٦)
علامه شرف الدين در نوشته هاى خاورشناسان - عباسى مهرداد
٦ ص
(٧)
مغنيّه و شرف الدين - مردى عباسعلى
٧ ص
(٨)
خاندان شرف الدين - شجاعى امر الله
٨ ص
(٩)
سيماى شرف الدين در نگاه انديشمندان - اکرمى محمد
٩ ص
(١٠)
اسوه دين نگاهى به زندگى علامه شرف الدينره - بايف محمدعلى
١٠ ص
(١١)
روش شرف الدين در تبيين گزارش هاى تاريخى - مرادى نسب حسين
١١ ص
(١٢)
المراجعات در مراجعه اى ديگر - رستگار پرويز
١٢ ص
(١٣)
راز امامت در قرآن - راد على
١٣ ص
(١٤)
تأملى در كتاب النص و الأجتهاد - سلطانى محمدعلى
١٤ ص
(١٥)
بررسى تقريب الامة در الفصول المهمّة - مبارز محمدقاسم
١٥ ص
(١٦)
رديه هاى ابوهريره - لطفى مهدى
١٦ ص
(١٧)
معرفى هاى اجمالى -
١٧ ص
(١٨)
كتابشناسى توصيفى آثار علامه شرف الدين - مطلبى سيد ابوالحسن
١٨ ص
(١٩)
كتابشناسى اجمالى علامه شرف الدينره - غلامى جليسه مجيد
١٩ ص
(٢٠)
نامه ها -
٢٠ ص
(٢١)
فهرست موضوعى سال پانزدهم
٢١ ص

آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - خاندان شرف الدين - شجاعى امر الله

خاندان شرف الدين
شجاعى امر الله


مرحوم علامه سيد عبدالحسين شرف الدين, يكى از تأثيرگذارترين دانشمندان شيعه در قرن چهاردهم مى باشد كه با خلق آثار فراوان, خدمات ارزنده اى به جهان اسلام و تشيع و تقريب بين مذاهب نموده است: كتاب مراجعات ايشان و ترجمه آن به زبان هاى مختلف در كنار قرآن و نهج البلاغه و مفاتيح و… از كتاب هاى نام آشناى منازل شيعيان قرار دارد و گويى هر شيعه خود را موظف به آن مى بيند كه نسخه اى از اين كتاب را به همراه داشته باشد.
اين عالم بزرگوار شاخه اى پر ثمر از خاندانى بزرگ و جليل از نسل پيامبر(ص) مى باشد كه به خاندان (شرف الدين) معروف گرديده است و در طول تاريخ تشيع توانسته است عالمانى باتقوا و پرهيزكار به جهان اسلام تحويل دهد.
در اين گفتار, بر آن شديم كه اين شجره طيبه و آثار علمى و فرهنگى فرزانگان آن را رصد كنيم و به مشتاقان فضيلت ارائه دهيم.١ معرفى خاندان
آيت الله علامه سيد عبدالحسين شرف الدين نسبش با ٣١ واسطه به حضرت امام موسى كاظم(ع) منتهى مى شود, به اين ترتيب:
سيد عبدالحسين, فرزند سيد يوسف, فرزند سيد جواد, فرزند سيد اسماعيل, فرزند سيد محمد ثانى, فرزند سيد محمد, فرزند سيد ابراهيم شرف الدين, فرزند سيد زين العابدين, فرزند سيد على نورالدين, فرزند سيد نورالدين على, فرزند سيد حسين عزالدين, فرزند سيد محمد, فرزند سيد حسين, فرزند سيد على, سيد محمد, فرزند سيد ابوالحسن تاج الدين, فرزند سيد محمد, فرزند عبدالله جلال الدين, فرزند سيد احمد, فرزند سيد حمزه ابوالفوارس, فرزند سيد سعدالله, فرزند سيد حمزه, فرزند سيد ابوالسعادات, فرزند سيد ابومحمد, فرزند سيد محمد, فرزند ديلميه ابوالحسن على, فرزند سيد ابوطاهر, فرزند سيد محمد, فرزند سيد طاهر, فرزند سيد حسين قطعى, فرزند سيد موسى ابوسجه, فرزند ابراهيم المرتضى فرزند امام موسى بن جعفر(ع).٢
گفتنى است خاندان شرف الدين و صدر از سيد محمد فرزند سيد ابراهيم به بعد در نسب مشترك هستند و در واقع اين دو خاندان بزرگ شاخه هاى پرثمر يك شجره طيبه اند و پيوند فرزندان اين دو خاندان با يكديگر آنها را هرچه بيشتر به هم نزديك نموده است. سيد ابراهيم شرف الدين (جد پنجم پدرى و مادرى)
(١٠٣٠ـ١٠٨٠ق)
كنيه وى ابومحمد و لقبش شرف الدين مى باشد. اين لقب در خاندان شرف الدين به عنوان شهرت باقى مانده است. اگرچه وى جد خاندان صدر نيز محسوب مى گردد.
سيد ابراهيم در سال ١٠٣٠قمرى در جبع به دنيا آمد. مادرش دختر فقيه بزرگوار شيخ سليمان بن حسين عاملى نباطى (م١٠٧٩ق) مى باشد. سيد ابراهيم از پدرش سيد زين العابدين و تنى چند از عموها و علماى جبل عامل ادبيات عرب و فقه و اصول و منطق و فلسفه و كلام و… را فراگرفته و در اين علوم به مقامات عالى رسيد. پدرش در حالى كه وى ٤٣ سال داشت از دنيا رفت و به جانشينى پدر, مرجعيت شرعى را در دست گرفت. در سال ١٠٧٨ق به شحور كوچ كرده و در همان سال به زيارت خانه خدا و حرم نبوى و قبور ائمه بقيع نائل آمد در اين سفر مريض گرديد و اين مرض تا سال ١٠٨٠ق كه به لقاءالله پيوست همراه او بود.٣ سيد محمد بن ابراهيم(١٠٤٩ـ١١٣٩ق)
جد چهارم پدرى و مادرى علامه شرف الدين وى فرزند سيد ابراهيم شرف الدين بوده است. كنيه وى ابوصالح بوده است و در واقع وى جد مشترك دو خاندان بزرگ صدر و شرف الدين مى باشد. سيد محمد در جبع در سال ١٤٠٩قمرى به دنيا آمد و در موطن خود از پدر و عموى جدّه اش يعنى علامه بزرگوار شيخ احمد بن حسين عاملى نباطى استفاده برد و چند روز بعد از وفات پدرش در سال ١٠٨٠قمرى به نجف مهاجرت نمود و از محضر درس شيخ حسام الدين طريحى و ديگر فقها و اصوليين نجف بهره گرفت. در سال ١٠٨٣قمرى به اصفهان رفت و از محضر فقيه بزرگ شيخ محمدباقر سبزوارى استفاده نمود و به دامادى وى مفتخر گرديد كه متأسفانه همسر وى و دو فرزندش به مرض وبا در سال ١٠٨٩قمرى از دنيا رفتند. وى سپس از محقق سبزوارى از محضر فقيه توانا شيخ على نواده شهيد ثانى كه در اصفهان ساكن بود كسب فيض نمود و اين استاد به سيد محمد اجازه روايتى عنايت كرد.
در سال ١٠٩٩قمرى به مشهد مقدس مشرف گرديد و ميهمان صاحب وسائل شيخ حر عاملى گرديد. صاحب وسائل دختر خود را در حرم امام رضا(ع) به عقد اين سيد بزرگوار درآورد و اجازه روايتى مفصلى به او داد. بعد از انجام حج با همسر خود در سال ١١٠١قمرى به شحور در جبل عامل وارد گرديد و تا آخر عمر در اين ديار باقى ماند. وى در نودسالگى در شحور از دنيا رفت.
از وى تأليفاتى بر جاى مانده است كه عبارتند از: تعليقه بر قواعد الاحكام علامه حلى; تعليقه بر اصول كافى; تعليقه بر نفليه شهيد اول; مجموعه اى شبيه كشكول كه شامل احاديث و اشعار و تراجم خاندانش مى باشد. اين مجموعه از مصادر كتاب بغيه الراغبين علامه شرف الدين است.
تمامى اين آثار در كتابخانه مرحوم علامه شرف الدين موجود بوده است. از شاگردان ايشان مى توان شيخ سليمان بن معتوق العاملى را نام برد.٤ سيد محمد ثانى (١١٢٥ـ ١٢١٥قمرى)
جد سوم پدرى علامه شرف الدين. به اعتبار اين كه پدر او هم سيد محمد نام داشت وى را سيد محمد ثانى مى ناميدند.
مادر وى دختر عالم بزرگ شيعى صاحب وسائل الشيعه شيخ حر عاملى بود. وى در ٢٥ محرم سال ١١٣٥ هجرى قمرى در شحور به دنيا آمد. پدرش در زمان تولد ايشان ٧٥ سال داشت. سيد محمد به هنگام وفات پدر چهارده ساله بود. وى نزد علماى جبل عامل و برادر بزرگش سيد صالح درس خواند و در سى سالگى به همراه برادرش به عراق هجرت نمود و در كربلا و نجف از اساتيد بزرگى چون وحيد بهبهانى و ديگر علما كسب فيض نمود. در سال ١١٦٣قمرى به همراه برادرش به شحور بازگشت و وى به تدريس و برادرش به فتوا و قضاوت مشغول گرديد.
در سال ١١٩٩قمرى برادرش به خاطر فتنه اى كه پيش آمده بود به عراق هجرت نمود اما سيد محمد در شحور ماند و سرانجام در روز عرفه سال ١٢١٥قمرى از دنيا رفت.
از وى مدايحى درباره اهل بيت(ع) بر جاى مانده است وى داراى اجازه روايتى از علماى بزرگ عصر خود چون پدرش سيد محمد بود كه او نيز از استاد و پدر خانمش صاحب وسائل اجازه داشت.٥ سيد اسماعيل بن سيد محمد(ح١١٨٦ـ ١٢٦٦قمرى)
جد دوم پدرى علامه شرف الدين. اين مرد باتقوا و مخلص كه از اولياى الهى بود و علماى عصر به او تبرك مى جستند در نزد پدر خود ادبيات عرب و فقه را فراگرفت و اجازه روايتى مفصلى از پدر دريافت كرد. وى خود براى امرار معاش به كار و تلاش مى پرداخت و از اين راه املاك و زمين ها و خانه هاى فراوانى را فراهم آورد تا آن جا كه اين ثروت فرزندان وى و نسل آنان را كفايت كرد و آنان از اين خوان و نعمتى كه خداوند به دست با بركت اين مرد الهى گستراند بهره مند شدند.٦ سيد جواد بن سيد اسماعيل(١٢٢٢ـ١٢٩٧قمرى)
جد پدرى علامه شرف الدين. وى مردى بسيار با ورع و محتاط و مورد احترام مردم و علماى عصر خود بود. آخرين كلامى كه بر زبان راند اين آيه شريفه بود: (رب توفنى مسلماً والحقنى بالصالحين). وى در سال ١٢٩٧قمرى رحلت كرد و دو تن از علماى بزرگ لبنان علامه شيخ محمدعلى عزالدين و عالم جليل القدر سيد موسى حسينى زهراوى متصدى غسل وى شدند. وى را در كنار پدرش سيد اسماعيل دفن كردند.٧ سيد يوسف بن جواد شرف الدين (١٢٦٢/١٢٦٣ـ١٣٣٤قمرى)
پدر بزرگوار علامه شرف الدين. وى در شحور به دنيا آمد و مقدمات علوم را در همان جا سپرى نمود و در سال ١٢٧٥قمرى به همراه برادرش سيد محمود به جبع رفت و مشغول به تحصيل گرديد و مقدارى از فقه را نزد شيخ عبدالله نعمه فراگرفت و در سال ١٢٨٥قمرى به كاظمين مهاجرت كرد و از محضر پسرعمويش سيد ابوالحسن هادى پدر سيد حسن صدر فقه و اصول دوره سطح را فراگرفت و معانى و بيان را از محضر شيخ محمد الوندى كاظمى بهره برد و در دروس خارج پسرعمويش سيد هادى و شيخ محمدحسن آل ياسين نيز حاضر گرديد. در سال ١٢٨٧قمرى به افتخار دامادى استاد و پسرعمويش سيد هادى نائل آمد. در سال ١٢٩٠قمرى به نجف اشرف عزيمت نمود و از محضر درس آيات شيخ محمدحسين كاظمى و آخوند خراسانى و حاج آقا رضا همدانى و ميرزا حبيب الله رشتى و سيد اسماعيل صدر استفاده نمود و به درجه اجتهاد رسيد و همه اين اساتيد وى را مفتخر به اجازات مفصلى نمودند.
وى كه قصد اقامت دائمى در عراق را داشت به درخواست پدر و براى ديدار وى به تنهايى در سال ١٢٩٧قمرى عازم لبنان گرديد, اما قبل از رسيدن, پدرش وفات كرده بود و مجبور به ماندن در آن ديار گرديد. دو سال بعد يعنى ١٢٩٨قمرى به كاظمين رفت و شرف الدين و مادرش را به لبنان برد. در شحور به رتق و فتق امور مردم و تربيت طلاب و تدريس مشغول گرديد. در سال ١٣٠١قمرى به سبب فتنه اى كه در شحور به وقوع پيوست به بنت جبل عزيمت نمود كه مورد استقبال مردم آن ديار و عالم آن جا شيخ موسى شراره قرار گرفت و به همراهى اين عالم جليل نقش بسزايى در هدايت مردم آن ديار ايفا نمود. وى از سال ١٣٠٤قمرى تا ١٣٠٨قمرى به تدريس در طوره كه از حوزه هاى پر رونق آن زمان در لبنان بود پرداخت و گروهى از فضلا چون شيخ حسين مغنيه از محضر او استفاده نمودند. در سال ١٣٠٨قمرى به خانه خدا مشرف گرديد. سپس به وطن خود بازگشت و در سال ١٣١٢قمرى به عتبات مقدسه در عراق عزيمت نمود كه مورد استقبال بسيار گرم عموزاده ها و علماى نجف و كاظمين قرار گرفت. اين دوران را علامه شرف الدين جزء شيرين ترين دوران زندگى خود و برادرش سيد شريف دانسته است كه به همراه پدر در محافل علمى شركت مى كردند و از بركات حضور علما بهره مى بردند.
سرانجام اين سيد عظيم الشأن در ٢٤ ذوالحجه سال ١٣٣٤ قمرى از دنيا رفت و به اجداد طاهرينش ملحق گرديد. فرزندش شرف الدين بر جنازه وى نماز گزارد و با تشييع كم نظير مردم آن سامان دفن گرديد و مراسم گراميداشت فراوانى از طرف طبقات مختلف مردم برگزار گرديد و شعراى بسيارى در رثايش شعر سرودند. علامه شرف الدين وى را عصاره كرم و جوانمردى و با عزت نفس و مهربان با مردم حتى دشمنان و با ورع و محتاط و سخاوتمند معرفى كرده است.٨ سيد صالح بن سيد محمد(١١٣٢ـ١٢١٧ق)
جد سوم مادرى شرف الدين. سيد صالح در قريه شحور به دنيا آمد. در آغاز در نزد پدر درس مى خواند و سپس در نزد چند نفر از علماى جبل عامل شاگردى نمود و علم طب را از علامه شيخ على خاتون آبادى فراگرفت و در جوانى به مصر رفت و چند ماهى در دانشگاه الازهر از اساتيد آن جا بهره برد. سپس به حجاز رفت و به مدت دو سال از فقها مكه و مدينه استفاده نمود. در سال ١١٥٥قمرى به عراق مهاجرت كرد و از حضور فقهاى بزرگى چون وحيد بهبهانى استفاده برد. بعد از تكميل تحصيلات به شحور بازگشت و به خدمت علمى و دينى مشغول گرديد. در سال ١١٩٩قمرى به سبب فتنه اى كه در شحور به وقوع پيوست به عراق مهاجرت كرد و سرانجام در سال ١٢١٧قمرى در نجف اشرف از دنيا رفت و در صحن حرم اميرالمؤمنان(ع) به خاك سپرده شد.
سيد صالح از بزرگان فقه و ادب و عالمى زاهد و عابد بود. از او چهار پسر باقى ماند كه همگى از فقهاى بزرگ شيعه گرديدند:
ـ سيد صدرالدين (١١٩٣ـ١٢٦٤) جد دوم آيت الله شهيد محمدباقر صدر(ره);
ـ سيد محمدعلى (١١٩٥ـ١٢٤١);
ـ سيد ابوالحسن (١٣٠٠ـ );
ـ سيد مهدى (١٣٠٣ـ ).٩ سيد محمد على بن سيد صالح(١١٩٥ـ١٢٤١قمرى)
جد دوم مادرى علامه شرف الدين. وى در جبل عامل به دنيا آمد و در نزد پدر و شيخ سليمان بن معتوق و سيد محسن كاظمى و سيد على طباطبايى و سيد بحرالعلوم و شيخ جعفر كاشف الغطا درس خواند. سيد محمدعلى با برادرش سيد صدرالدين همدرس و هم مباحثه بود. مجموعه اى از سيد صدرالدين ديده شده كه وى مشكلات علمى را از برادر خود سيد محمدعلى سؤال كرده و پاسخ ها را در آن يادداشت كرده است.
از اين مجموعه مرتبه سيد محمدعلى در فقه نمودار مى گردد. وى علاوه بر علم, زاهدى والا مقام بوده است و در هر مجلسى كه وارد مى گرديد با اين كه علماى بزرگى حضور داشتند همگى به سخنان وى توجه مى كردند. سيد محمدعلى براى ديدار برادرش سيد صدرالدين كه در اصفهان ساكن بود به ايران آمد و در آن جا از دنيا رفت و جنازه او را به نجف اشرف بردند و در صحن علوى به خاك سپردند.
فرزندان وى عبارتند از:
١. سيد عيسى (متوفاى ١٢٨٠قمرى). وى پدر واعظ معروف سيد جمال اصفهانى است كه نقش بسزايى در نهضت مشروطه داشت و سيد محمدعلى جمال زاده فرزند اوست.
٢. سيد موسى (متوفاى حدود ١٢٩٠قمرى) كه ساكن تهران بود.
٣. سيد هادى (١٢٣٥ـ١٣١٦قمرى) پدر آيت الله سيد حسن صدر و جد مادرى علامه شرف الدين.١٠ سيد هادى ابوالحسن صدر(١٢٣٥ـ١٣١٦قمرى)
جد مادرى علامه شرف الدين. وى كه در كودكى به همراه پدر به اصفهان رفته بود پس از وفات پدر در سال ١٢٤١قمرى, در كفالت عمويش سيد صدرالدين قرار گرفت و پس از فراگيرى مقدمات, دروس فقه و اصول را از او آموخت. در سال ١٢٥٢قمرى به نجف اشرف رفت و از محضر آيات شيخ حسن كاشف الغطاء و شيخ مرتضى انصارى استفاده نمود و به مقامات علمى بلندى رسيد. او در سال ١٢٦٤قمرى به كاظمين هجرت نمود و در آن جا با شيخ محمدحسن آل ياسين گفتگوها و مباحثات علمى مختلفى داشت و هر دو براى هم احترام خاصى قايل بودند و دوستى پابرجايى باهم برقرار كردند. وى در روز ٢٢ جمادى الاولى سال ١٣١٦قمرى در كاظمين از دنيا رفت و بعد تشييع باشكوه در يكى از حجرات صحن كاظمين به خاك سپرده شد. از طرف آيات آخوند خراسانى و ميرزا محمدتقى شيرازى و سيد اسماعيل صدر مجالسى در بزرگداشت وى برپا گرديد.١١ سيد حسن صدر(١٢٧٢ـ١٣٥٤قمرى)
دائى بزرگ و استاد علامه شرف الدين كه نقش بارزى در تكوين شخصيت او داشته است. شرح حال مفصل او را علامه شرف الدين در بغية الراغبين متعرض شده كه در مقدمه كتاب تأسيس الشيعه هم به طور مستقل به چاپ رسيده است. سيد حسن صدر از علماى بزرگ شيعه در قرن چهاردهم و مرجعى پركار بوده است كه تعداد آثارش نزديك به صد اثر مى رسد. وى در روز جمعه ماه رمضان سال ١٢٧٢قمرى در كاظمين به دنيا آمد و در همان جا ادبيات عرب و فقه و اصول را از پدر فراگرفت. در سال ١٢٩٠قمرى به دستور پدر به نجف اشرف هجرت نمود و حكمت و كلام را از ملامحمدباقر شكى و شيخ محمدتقى گلپايگانى و شيخ عبدالنبى طبرسى فراگرفت. در سال ١٢٩١قمرى ميرزاى بزرگ شيرازى به سامرا هجرت كرد و حوزه بزرگى را در آن جا تأسيس نمود. سيد حسن صدر به سال ١٢٩٧قمرى به اين حوزه ملحق گرديد و از آن مرجع بزرگ استفاده نمود. در سال ١٣١٤قمرى به كاظمين بازگشت و مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و رساله عمليه خود را براى مقلدينش منتشر نمود. از ويژگى هاى بارز اين مرجع بزرگ, مهارت در علوم مختلفى چون فقه و اصول و رجال و درايه و انساب و صرف و نحو و معانى و بيان و كلام مى باشد كه در همه اين زمينه ها و غير آنها داراى تأليف مى باشد. وى داراى اجازات روائى مختصر و مبسوط فراوانى مى باشد و بسيارى از مراجع و آيات بزرگ شيعه چون سيد ابوالحسن اصفهانى و محمدحسين اصفهانى و علامه شرف الدين و سيد شهاب الدين مرعشى و شيخ آقا بزرگ تهرانى موفق به اخذ اجازه از ايشان شده اند.
معروف ترين آثار تأليفى ايشان عبارت است از: تأسيس الشيعة الكرام لعلوم الاسلام; تكملة أمل الآمل; سبيل الرشاد في شرح نجاة العباد; فصل القصاء في الكتاب المشهور بفقه الرضا; نهاية الدرايه; تعليقات فراوان بر كتب اصولى و فقهى و رجالى و….
سيد محمد صدر كه مدتى نخست وزير عراق بود و سيد على صدر صاحب كتاب شجرة الموسويين من آل شرف الدين فرزندان وى مى باشند.١٢ سيد محمدحسين صدر(١٢٨٨ـ١٣٣٠قمرى)
دائى كوچك علامه شرف الدين. وى مقدمات و ادبيات عرب و سطوح فقه و اصول را در كاظميه فراگرفت و سپس با واهر پدرى علامه شرف الدين ازدواج كرد. در سال ١٣٢٩قمرى علامه شرف الدين به همراهى دائى خود سيد محمدحسين به مصر رفت كه اين سفر براى تأييد مذهب شيعه بسيار مفيد بود. در سال ١٣٣٠ به عراق مراجعت كردند و سرانجام در همان سال در پنجم شوال به مرضى كه از اشتباه پزشك وى بروز كرده بود دار دنيا را وداع گفت و در صحن كاظمين در كنار پدرش به خاك سپرده شد. سيد محمدصادق صدر, صاحب تأليفات فراوان چون الاجماع في التشريع الاسلامية فرزند وى مى باشد.١٣ برادران علامه شرف الدين
١. سيد شريف, تولد ماه رمضان ١٢٩٨قمرى, درگذشت ٢رمضان ١٣٣٥قمرى;
٢. سيد جواد, تولد ربيع الاول ١٣٠٢ق, درگذشت ٢٥ شوال ١٣٩٥قمرى;
٣. سيد محمد, تولد ١١ رجب ١٣١٢قمرى, درگذشت ٨ صفر ١٣٧٩قمرى;
٤. سيد محمود, تولد ١٣١٧قمرى, درگذشت اول جمادى الاولى ١٤٠٠ق;
٥. سيد موسى, تولد ١٣١٨قمرى, درگذشت ١٧ ذى الحجه ١٣٩٣قمرى.
از ميان برادران علامه شرف الدين به زندگى نامه برادرش سيد شريف مى پردازيم. سيد شريف (محمد) شرف الدين(١٢٩٨ـ ١٣٣٥قمرى)
برادر پدرى علامه شرف الدين. سيد شريف دومين فرزند سيد يوسف و هشت سال از علامه شرف الدين كوچك تر بود. وى مجتهدى اديب و شاعر بود كه در ماه رمضان سال ١٢٩٨قمرى در شحور به دنيا آمد و دروس مقدمات و علوم عربيه را نزد برادر خود علامه شرف الدين گذراند و در ١٢سالگى و در سال ١٣١٠قمرى به همراه برادر و استادش به عراق هجرت كرد و يك سال و دو ماه در سامرا اقامت كردند و سپس به خاطر فتنه اى كه در سامرا به وقوع پيوست به نجف اشرف كوچ كردند و علوم ادبى و منطق و فقه را تا مرحله سطح و كتاب قوانين و شرح لمعه و رياض را از برادر خويش فراگرفت, سپس رسائل را از آيت الله شيخ احمد كاشف الغطاء اخذ كرد و دروس خارج را از آخوند خراسانى و شيخ محمد طه نجف فراگرفت و به مرتبه اجتهاد نائل آمد. در سال ١٣٢٢قمرى به همراه برادر خود به لبنان بازگشت. بار ديگر در ٢٦سالگى يعنى در سال ١٣٢٤قمرى به نجف بازگشت و از محضر علماى بزرگ نجف مانند آيات آخوند خراسانى و سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى و شيخ احمد كاشف الغطاء و سيد رضا موسوى هندى و شيخ عبدالله گلپايگانى و شيخ على خاقانى كسب فيض نمود. مشايخ روايتى ايشان عبارتند از: ميرزا حسين خليلى و ميرزا فتح الله شيخ الشريعه اصفهانى و سيد حسن صدر و برادرش علامه سيد عبدالحسين شرف الدين.
استاد ايشان آيت الله سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى اجازه اجتهادى در سال ١٣٣١قمرى يعنى در ٣٢سالگى در حق ايشان صادر كردند. وى در دوم ماه رمضان سال ١٣٣٥قمرى در ٣٧سالگى در شحور از دنيا رفتند. از ايشان آثارى برجاى مانده است:
ـ تعليقه بر كفاية الأصول استادش آيت الله شيخ محمدكاظم خراسانى
ـ تعليقه بر قطر الندى;
ـ تعليقه بر الفيه ابن مالك;
ـ تعليقه بر حاشيه منطق ملا عبدالله يزدى;
ـ تعليقه بر معلول سعدالدين تفتازانى;
ـ تعليقه بر معالم الاصول;
ـ تعليقه بر قوانين الاصول;
ـ مسائل فقهيه متفرقه.١٤

فرزندان شرف الدين
سيد محمدعلى شرف الدين(١٣١٧ـ١٣٧٢قمرى)
فرزند ارشد علامه شرف الدين. وى در نجف اشرف در زمانى كه پدرش در آن جا مقيم بود به دنيا آمد و در سال ١٣٢٢قمرى در پنج سالگى به همراه پدر به زادگاه پدرى در لبنان رفت. ادبيات عرب را نزد پدر گذراند و سپس به عنوان معلم رسمى خدمت كرد. در سال ١٣٣٧قمرى به عراق بازگشت كه همزمان با انقلاب عشرين بود. وى در فعاليت هاى سياسى و جهادى آن مقطع شركت نمود و در نزد علماى بزرگى چون سيد حيدر صدر (پدر شهيد آيت الله سيد محمدباقر صدر) و شيخ مرتضى آل ياسين و شيخ محمدعلى خراسانى و ميرزا محمدحسين نائينى و سيد ابوالحسن اصفهانى و شيخ محمدرضا آل ياسين و آقا ضياءالدين عراقى تلمذ نمود. وى سرانجام در ١٥شعبان ١٣٧٢قمرى از دنيا رفت و بعد از تشييع باشكوهى كه از طرف تمامى گروه هاى مردمى صورت گرفت در كنار قبر جده اش به خاك سپرده شد.
آثار به جاى مانده از وى, اضافه بر مقالات و بحوث مختلف عبارتند از:
١. شيخ الأبطح. در اثبات ايمان و اسلام حضرت ابوطالب(ع) با ادله فراوان اين كتاب در سال ١٣٤٩قمرى در نجف در ٩٦ صفحه به چاپ رسيد و در سال ١٩٣١ميلادى در صور و در سال ١٩٨٧ميلادى در بيروت به چاپ رسيده است. اين كتاب را سيد ظفر مهدى به زمان اردو ترجمه و در لكهنو به چاپ رسانده است);
٢. الراية الحسينية. در جواز بر عملى كه به منظور شعائر حسينى انجام مى گيرد كه همه اين كتاب در محله الهدى در عماره عراق به چاپ رسيده است);
٣. ديوان شعر.١٥ سيد محمدجواد شرف الدين(١٣٢٤ـ١٣٩٧قمرى)
فرزند دوم علامه شرف الدين. وى مقدمات و ادبيات عرب را نزد پدر خواند, سپس براى ادامه تحصيل به نجف اشرف هجرت كرد, اما به سبب ناراحتى جسمى بيش از يكسال در نجف باقى نماند و به صور بازگشت و به تدريس مشغول گرديد. وى از طرف دولت لبنان به عنوان مفتى صور تعيين گرديد و در همين منصب باقى بود تا آن كه در ١٣ ربيع الثانى سال ١٣٩٧قمرى از دنيا رفت.١٦ سيد محمدرضا شرف الدين(١٣٢٧ـ١٣٨٩قمرى)
فرزند سوم علامه شرف الدين. سيد محمدرضا كه شاعر و اديبى توانا و نويسنده اى زبردست بود در ١٤ محرم سال ١٣٢٧قمرى در شهر صور به دنيا آمد. مقدمات علوم را نزد والد خود گذراند, سپس در سال ١٣٤٢قمرى به همراه برادرش سيد صدرالدين و پسرعمويش سيد نورالدين به نجف مهاجرت نمود و دروس سطح رانزد برادرش سيد محمدعلى شرف الدين و شيخ محمد طه حويزى (پدر آيت الله محمد كوفى) و شيخ قاسم محيى الدين و محمدتقى صادق و شيخ محمدعلى جمالى و سيد حسين حمامى و سيد حيدر صدر و شيخ مرتضى آل ياسين فراگرفت. سپس در دروس خارج آيات شيخ محمدحسين كاشف الغطاء و شيخ محمدرضا آل ياسين شركت كرد. سيد محمدرضا بسيار علاقه مند به ادبيات و اشعار عرب بود و خود نيز بسيار خوب شعر مى گفت و به مناسبات دينى اشعار عربى مى سرود. در سال ١٣٥٣قمرى به بغداد رفت و در آن جا مجله (الديوان) را منتشر ساخت و مقالات و تحقيقات ارزشمند خود را در آن درج مى نمود. پس از تعطيلى مجله, مناصبى را در وزارت خارجه و وزارت كشور عراق پذيرفت.
وى در نهم ذى الحجة سال ١٣٨٩قمرى از دنيا رفت و پيكرش به صور منتقل گرديد و در آن جا دفن گرديد.
آثار ايشان عبارت است از:
ـ رواية الحسين, بغداد, ١٣٥٢قمرى;
ـ ١٤٠ يوماً في المغرب (سفرنامه ايشان به كشور مغرب);
ـ صور, مجموعه شعر;
ـ كتابى مفصل در ترجمه سيد محمد صدر كه در شماره هاى متعدد جريده عصا الجنة در دمشق به چاپ رسيد;
ـ قيس و لبنى;
ـ حبر على ورق;
ـ اوزان السبكية (منظومه اى شعرى در سرگذشت نامه خاندان شرف الدين);
ـ شعر و ما أشبه;
ـ ديوان شعر;
ـ كتابى درباره كشور عربستان سعودى.١٧ سيد صدرالدين شرف الدين(١٣٣٠ـ١٣٨٩قمرى)
فرزند چهارم علامه شرف الدين. وى در سوم محرم سال ١٣٣٠قمرى در صور به دنيا آمد. مقدمات را نزد پدر بزرگوارش گذراند و در سال ١٣٤٢قمرى (يعنى در دوازده سالگى) به همراه برادرش سيد محمدرضا به نجف مهاجرت نمود و باقى مقدمات ادبى را نزد برادرش سيد محمدرضا گذراند. سپس به عنوان معلم مدارس ابتدايى در برخى از شهرهاى عراق مشغول گرديد و در سال ١٣٦٤قمرى روزنامه الساعة را منتشر نمود. در سال ١٣٦٨قمرى به لبنان بازگشت و در بيروت محله الالواح و سپس در صور مجله النهج را به طبع رساند و با همكارى فرزندش مصطفى مدرسه نجاح را در صور تأسيس كرد.
مقالات ارزشمند او در مجلات و روزنامه هاى عراقى و عربى مانند مجله العرفان و البيان و رسالة الاسلام منتشر شده است. وى نويسنده و روزنامه نگار و شاعر زبردستى بود كه در كنگره هاى مختلف ادبى شركت نموده است.
سيد صدرالدين در چهارم ذى القعده سال ١٣٨٩قمرى از دنيا رفت و پيكرش به صور منتقل شد و در آن جا مدفون گرديد. تأليفات وى عبارتند از:
ـ حليف مخزوم (اين كتاب در نجف سال ١٩٥٤ ميلادى و در بيروت سال ١٩٨٠ ميلادى به چاپ رسيده, سيد غلامرضا سعيدى آن را به فارسى برگردانده است);
ـ سحابة نور السموت;
ـ محنة العراق (درباره وضعيت سياسى عراق در انقلاب رشيد عالى گيلانى چاپ شده);
ـ هاشم و امية في الجاهلية;
ـ زيارة الأربعين (در بيروت سال ١٩٦٠ ميلادى به چاپ رسيده است);
ـ في قطار الزمان صورة العراق الحاضرة;
ـ كلمة ومناسبة (مجموعه سخنرانى هاى ايشان در مناسبات و محافل دينى);
ـ كلمة في المولد والهجرة (سخنرانى ايشان در مسجد صور در جشن ميلاد پيامبر(ص) كه در سال ١٣٥٣قمرى به چاپ رسيد);
ـ خليفة النبى(سخنرانى ايشان در باشگاه امام صادق كه در سال ١٣٦٨قمرى به چاپ رسيد).
ـ كان في اليمامة (داستانى تاريخى درباره نزاع در حكومت يمامه چاپ شده);
ـ عمار بن ياسر (در قاهره به سال ١٣٨٦قمرى به چاپ رسيده است).
ـ عشرة أيام في القاهرة;
ـ شاعر الله (كتابى در زندگانى امام سجاد(ع));
ـ بيوت من زجاج (كتابى برگرفته از كتاب جنگ و صلح اثر تولستوى).١٨ سيد جعفر شرف الدين(١٣٣٨قمرى ـ )
فرزند پنجم علامه شرف الدين. سيد جعفر در ماه جمادى الاولى سال ١٣٣٨قمرى در روستاى شحور به دنيا آمد و در سايه تربيت پدر بزرگوار خود رشد نمود. بعد از گذراندن مقدمات در مكتبخانه و بعد در مدرسه شهر صور به بيروت رفت و از دانشكده الهيات و سپس از دانشكده ادبيات شرق وابسته به دانشگاه يسوعيه فارغ تحصيل گرديد. سپس مديريت مدرسه جعفريه در صور را به عهده گرفت. وى خطيب و اديبى زبردست بود و مقالاتى در مجله المعهد به چاپ رسانده است و فعاليت هاى اجتماعى و سياسى بسيارى از خود بروز داد و به مدت دوازده سال (٣دوره) نمايندگى مردم صور درمجلس لبنان را به عهده داشت و در اين سمت خدمات فراوانى به مردم صور و لبنان نمود.١٩ سيد يوسف شرف الدين(١٣٤١ق ـ )
فرزند ششم علامه شرف الدين. سيد يوسف در ماه جمادى الاولى سال ١٣٤١ به دنيا آمد. وى كارشناس امور تجارى است.٢٠ سيد عبدالله شرف الدين(١٣٤٥قمرى ـ )
فرزند هفتم علامه شرف الدين. سيد عبدالله در چهاردهم رمضان سال ١٣٤٥قمرى در قريه شحور از توابع صور به دنيا آمد. وى مقدمات علوم را در مدرسه جعفريه كه پدرش بنا نهاده بود گذراند و در سال ١٣٦٠قمرى نزد پدر ادبيات و سطوح فقه و اصول را گذراند. در سال ١٣٧٣قمرى به قم آمد و از آيت الله شيخ محمد كرمى بيشترين استفاده را برد.
وى از كتابخانه هاى بسيارى در ايران و هند و پاكستان و عراق و سوريه و لبنان ديدار كرد و استفاده هاى بسيارى برد.
آثار تأليف شده وى عبارتند از:
ـ مع موسوعات رجال الشيعه (در سه جلد كه در آن تعليقاتى بر كتاب هاى رجالى جديد و قديم و كتب تراجم و كتاب شناسى مانند ذريعه و طبقات اعلام الشيعه و امل الامل و رجال النجاشى و شهداء الفضيله و انوار البدرين و ماضى النجف وحاضرها و موارد الاتاف و بغية الراغبين والفوائد الرضوية دارد اين كتاب در بيروت در سال ١٤١١قمرى به چاپ رسيده است);
ـ معجم رجال الشيعه (در زندگى نامه و طبقات رجال شيعه كه سى جلد آن به انجام رسيده است);
ـ تتمه و تعليق كتاب بغية الراغبين مرحوم والدشان علامه شرف الدين (اين كتاب نيز در بيروت به چاپ رسيده است).٢١ ساير فرزانگان خاندان شرف الدين
شجره طيبه (شرف الدين) فرزانگان فراوانى را از علما دين و شعرا و ادبا به جامعه اسلامى تحويل داده است. در اين جا تعدادى ديگر از فرزانگان و علماى دينى اين خاندان را معرفى مى كنيم. سيد على بن اسماعيل شرف الدين(١٣٢٠ـ١٣٨٧قمرى)
پسرعموى علامه شرف الدين. وى فرزند سيد اسماعيل بود و ابوهاشم خوانده مى شد. وى ملازم دائمى علامه شرف الدين در سفر و در حضر, در حج و عمره و زيارت ائمه در ايران و عراق بود و علامه شرف الدين او را دوست شفيق خود معرفى كرده كه در استنساخ مؤلفات و تنظيم سخنرانى و آماده چاپ كردن آنها وى را يارى رسانده است. او را مورد اعتماد كامل خود دانسته است. وى فقه را نزد علامه شرف الدين فراگرفت. آثار قلمى ايشان عبارتند از:
ـ صدى التهاني تبلوغ الاماني (در ترجمه خاندان شرف الدين كه از مصادر كتب بغية الراغبين علامه شرف الدين مى باشد);
ـ مجموعه رسائل و مسائل (كه مجموعه نامه ها و سؤال هايى بوده كه از محضر علامه شرف الدين شده بود. اين كتاب در جلد دوم بغية الراغبين, صفحه ٤٣٣ به بعد به چاپ رسيده است);
ـ شذرات (مجموعه اى از نامه ها و نوشته هاى علامه شرف الدين).٢٢ سيد نورالدين بن شريف شرف الدين(١٣٢٧ـ١٣٩٦قمرى)
پسر برادر علامه شرف الدين. وى فرزند سيد شريف شرف الدين (م١٣٣٦قمرى) است. در نجف اشرف به دنيا آمد و در حالى كه هشت سال از عمر او مى گذشت پدر خود را از دست داد. بعد از مرگ پدر در سايه حمايت عموى بزرگوارش قرار گرفت و علامه شرف الدين وى را از شحور به شهر صور منتقل كرد و مبادى علوم و ادبيات عرب را در همان جا فراگرفت. سپس در سال ١٣٤٢قمرى به همراه پسرعموهايش سيد محمدرضا و سيد صدرالدين به نجف هجرت كرد و در نزد بزرگان و علماى اين حوزه حاضر گرديد و دروس خود را به اتمام رسانيد.
سپس به لبنان بازگشت و قاضى شرعى شهر صور گرديد و بعد از آن براى عضويت در دادگاه تجديدنظر مذهب جعفرى به بيروت منتقل گرديد و در همين سمت بازنشسته گرديد. روزنامه هاى عرب زبان مانند العرفان, اشعار و مقالات ارزشمندى را از وى به چاپ رسانده اند. وى از علامه شرف الدين اجازه روايى دارد.
آثار به جاى مانده از ايشان عبارت است از:
ـ شرح القصيدة الازرية;
ـ ديوان شعر.
وى سرانجام در شهر صيدا در هشتم جمادى الثانى سال ١٣٩٦قمرى از دنيا رفت و در شهر صور دفن گرديد.٢٣ سيد عمار بن صدرالدين شرف الدين(متولد ١٣٧٤ق ـ )
نوه علامه شرف الدين. سيد عمار دبستان و دبيرستان را در شهر صور گذراند و در رشته آمار به تحصيل پرداخت و در سال ١٤٠٣قمرى دروس حوزوى را در صور آغاز كرد و از شيخ حسين سرور و شيخ اسعد فنيش و شيخ محمد شهاب استفاده كرد. در سال ١٤٠٥قمرى به قم مهاجرت كرد و فقه و اصول را از شيخ محمود قانصو و شيخ محمدباقر ايروانى و شيخ مصطفى هرندى و سيد احمد مددى فراگرفت. وى در سال ١٤١٢ق به لبنان بازگشت و دروس خود را در آن جا تكميل نمود. آثار او عبارتند از:
ـ بحث حول الجفر و علم المعصوم(ع);
ـ الرسالة العاشقه (كه به مناسبت يادبود امام خمينى(ره) به زيبايى آن را به نگارش آورده است و نمايانگر عشق و علاقه ايشان به امام خمينى مى باشد).٢٤١. در اين نوشتار متعرض زندگى نامه و آثار علامه شرف الدين نشده ايم و آن را به منابع فراوانى كه در دست است حواله مى دهيم. ٢. بغية الراغبين, ج١, ص١٢ـ ١٥; تكمله امل الآمل, ص١٦٠. ٣. اعيان الشيعه, ج٥, ص١٩٢; تكملة أمل الآمل, ص٧٢ـ٧٣; الكنى والألقاب, ج١, ص٣٢٢; مكارم الآثار, ج١, ص٩; بغية الراغبين, ج١, ص١٢ـ ١٥. ٤. تكملة امل الآمل, ص٢٢٧; بغية الراغبين, ج١, ص١٢٥ـ١٢٧. ٥. تكملة امل الآمل, ص٣٦٣; أعيان الشيعة, ج٥, ص٣٣١; بغية الراغبين, ج١, ص٤٤٣ـ٤٤٤. ٦. بغية الراغبين, ج١, ص٤٤٦ـ٤٤٧. ٧. همان, ص٤٤٧ـ ٤٤٨. ٨. بغية الراغبين, ج١, , ص٤٥٩ـ٤٨٤; تكملة امل الآمل, ص٤٣٣ـ٤٤٤. ٩. الكرام البررة, ج٢, ص٦٦١; بغية الراغبين, ج١, ص١٢٩ـ١٤٦; تكملة أمل الآمل, ص٢٣٣ـ٢٣٤. ١٠. بغية الراغبين, ج١, ص٢٨١ـ٢٨٣; تكملة أمل الامل, ص٣٨٢ـ ٣٨٥. ١١. تكملة أمل الامل, ص٤٢٢; بغية الراغبين, ج١, ص٢٩١; النفحات القدسية, ص٤٣ـ ٤٥. ١٢. زندگى نامه ايشان در منابع فراوان آمده, مانند: بغية الراغبين, ج١, ص٢٩٨ـ٣٦٢; المسلسلات, ج٢, ص١٠٠ـ١٠٧; أعيان الشيعة, ج٥, ص٣٢٥; تكملة أمل الامل, ص١٦٠. ١٣. بغية الراغبين, ج١, ص٤٢٣ـ ٤٢٥. ١٤. بغية الراغبين, ج٢, ص١١ـ ٤٨; تكملة أمل الامل, ص٢٣١. ١٥. علماء ثغور الاسلام فى لبنان, ج٢, ص٣٥٦ـ٣٥٩; معجم رجال الفكر والأدب في النجف, ج٢, ص٧٣٨; بغية الراغبين, ج٢, ص٣٤٥ـ ٣٥٨; معجم ما كتب عن الرسول واهل البيت, ج٢, ص٣١٦ـ٣١٧ و ج٧, ص٢٨٢; الذريعه, ج١٠, ص٦٥. ١٦. بغية الراغبين, ج٢, ص٣٥٨ـ٣٥٩. ١٧. بغية الراغبين, ج٢, ص٣٥٩ـ٣٨٢; الذريعه, ج٧, ص٢١; معجم المؤلفين, ج٣, ص١٦٧; شعراء الغرى, ج٨, ص٤٨٥; المنتخب من اعلام الفكر والأدب, ص٤٩٢. ١٨. بغية الراغبين, ج١, ص٣٨٣ـ٤١١; معجم المؤلفين, ج٢, ص١٤; شعراء الغري, ج٤, ص٣٧٢; المنتخب من أعلام الفكر والأدب, ص١٨٢. ١٩. بغية الراغبين, ج٢, ص٤١٨ـ٤٢٤. ٢٠. بغية الراغبين, ج٢, ص٤٢٤ـ ٤٢٥. ٢١. بغية الراغبين, ج٢, ص٤٢٥ـ٤٣١; المنتخب من اعلام الفكر والأدب, ص٢٧٥; علماء ثغور الاسلام فى لبنان, ج١, ص٤٦١ـ٤٦٩. ٢٢. بغية الراغبين, ج١, ص٤٥٣ـ٤٥٤. ٢٣. بغية الراغبين, ج٢, ص٥٠ ـ ٥٢; المنتخب من أعلام الفكر والأدب, ص٦٩١. ٢٤. علماء ثغور الاسلام في لبنان, ج١, ص٦٥٤ ـ ٦٥٨.