حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧٧ - پیشینه درایه در شیعه با بررسی کاربرد مصطلحات حدیثی در کتب اربعه

شایان ذکر است، عالمانی چون شیخ کلینی، شیخ صدوق و یا شیخ طوسی که به صحت روایات کتب خویش مدعی شده‌اند، از کسانی بودند که در گزینش اخبار، دقت و احتیاط شدیدی داشتند و روایات موجود در کتب ایشان، طبق ملاک‌ها و معیارهای مرسوم زمان آن‌ها، جزء روایات صحیح به شمار می‌رود. و نیز با توجه در مقدمة کتاب استبصار شیخ طوسی، می‌توان فهمید که ایشان تا چه اندازه برای روایات وارده از معصومان: اهمیت قائل بوده‌اند و تا جایی که امکان داشت، روایتی را کنار نمی‌گذاشته‌اند، حتی اگر مجبور به تأویل آن روایت شوند. با وجود این، پس چرا محققان متأخر با سنجش روایات کافی، فقیه و تهذیبین بر اساس ملاک‌های متأخران حکم به ضعف بخش عمده‌ای از روایات کتب اربعه کرده و به‌راحتی آن‌ها را کنار می‌گذارند غافل از این که هر عصری، ملاک‌ها و معیارهای مخصوص و مرسوم خودش را دارد و آن ملاک‌ها قابل استفاده در عصرهای دیگر نیست.

برای مثال، شیخ کلینی با گردآوری قرائن متقن، به صدور حدیث از معصوم، وثوق و اعتماد حاصل کرده و آن را در کتاب خویش وارد نموده، ولی در گذر زمان، آن قرائن از بین رفته است؛ پس محقق متأخر نباید به خودش اجازه دهد که با ملاک‌های عصر حاضر و بدون دست‌رسی داشتن به آن قرائن، کتب اربعه را مورد تردید قرار داده و صحت بخش عمده‌ای از روایات آن‌ها را زیر سؤال ببرد حتی می‌توان ادعا کرد که محمدون ثلاثة اول در گزینش اخبار صحیح از محققان متأخر، بسیار محتاط‌تر و عالم‌تر به روایات و نیز به زمان صدور نزدیک‌تر بوده‌اند. و نباید فراموش کرد که یکی از علل از بین رفتن اصول اربعمأه و خیلی از نگاشته‌های حدیثی دیگر، به وجود آمدن کتب اربعه بوده است؛ هر چند کتب اربعه، گنجینة قوی روایات شیعه به حساب آمده و خیلی از روایات اصول و کتب مذکور را در بر دارد، ولی خواه یا ناخواه باعث به فراموشی سپردن آن اصول و کتب حدیثی شده است و لذا احادیثی در آن‌ها بوده که به تشخیص شیخ کلینی، شیخ صدوق و یا شیخ طوسی ضعیف بوده، ولی شاید در معیار متأخران جزء احادیث صحیح به شمار می‌آمده است. پس وقتی محققی حکم به صحت تنها بخشی از کافی نموده و بقیه را طرد می‌کند بعید نخواهد بود که در گذر زمان، بخش عمده‌ای از آن روایات که به عقیدة محقق ضعیفند، به فراموشی سپرده شود.