١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٦ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی

است: «آن‌که پیوسته در آغاز هر ماه پنیر خورد، نزدیک بوَد که هیچ یک از نیازهایش ردّ نگردد»، می‌نویسد:

مبادا این‌گونه روایت‌ها را بعید شمری، چه هارون‌بن موسی – که از نیکان است – آن را گزارش کرده است و چه بسیار رازها که خدا راست در میان سرزمین‌ها و بندگانش که هیچ کس را بر آنان آگاه نساخته، جز آن دسته از رسولان و خاصّان پاک را که خود خواسته است؛ پس باید بدان سر فرود آورد و بدان راضی بود و آن را از کسی که عقل‌ها به وجوب راست‌شمردن سخنش گواهی داده‌اند، پذیرفت.[١١١]

٥. توجه به هم‌آهنگی نقل با عقل و واقع در روایت‌های دعا و آداب

سید در برخی از موارد بدین نکته توجه داده است که مضمون روایت، هم‌آهنگ با مطلبی است که عقل آن را درمی‌یابد و به درستیِ آن گواهی می‌دهد؛ برای نمونه به باور سید، عقل بدین نکته گواهی می‌دهد که ترک‌کردن مشورت در کارها و طلب خیر از خدایی که آدمی را آفریده و به سرانجام او آگاه است و کلید همه نیازها و مصالح او در دست وی است، کاری نارواست و کسی که چنین کند، سزاوار سرزنش خواهد بود. از این ‌رو، از نگاه وی روایت‌هایی که ترک‌کردن استخاره از خدا را نشانِ نگون‌بختی بنده می‌دانند، درست هم‌آهنگ با همین حکم عقل صادر شده‌اند.[١١٢] در مواردی نیز سید گوش‌زد می‌کند که به هنگام خواندن برخی دعاها باید توجه داشت که آیا آن‌چه بر زبان می‌آوریم با قصد حقیقی ما هم‌سو هست یا نه؟ برای نمونه، درباره دعاهای فراوانی که در ماه رمضان خوانده می‌شود و در آن از خداوند «حج» را می‌خواهیم بر آن می‌رود که:

سزا نبوَد که دعای حج را کسی بخواند، جز آن‌که به راستی خواستار حجّ است؛ اما کسی که هرگز خواهان حج نیست – حتی اگر شرایط آن برای وی فراهم آید – درخواست آن‌چه آن را نمی‌خواهد و حتی فراهم‌آمدن شرایط آن را نیز دوست نمی‌دارد، از سوی وی نه تنها نادرست است، بلکه چون مسخره‌گری است که نیازمند عفو [از این کار] است.[١١٣]

این‌گونه گوش‌زدها از سوی دانش‌وری چون سید گران‌بهاست، چه بُوَد که در نگاه نخست کسانی که مجموعه نگاشته‌های وی را می‌نگرند، بپندارند که تلاش سید تنها


[١١١]. الدروع، ص٤٢.

[١١٢]. فتح‌الأبواب، ص١٢٣ – ١٣٣ و نیز در فلاح السائل، ص١١٣ – ١١٤ اشاره‌ای به این هم‌آهنگی کرده است.

[١١٣]. الإقبال (چ قیومی)، ج١، ص٢٠٠؛ نمونه‌ای دیگر نیز در همان صفحه و صفحه پسین آن آمده است.