١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص

حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠٧ - سیّدبنطاووس و حوزههای گوناگون روایی

بر گزارش متمرکز است و بدین نکته‌ها چندان توجه ندارد. البته باید اذعان کرد که نمونه‌های عنایت سید به هم‌آهنگی دعا با عقل یا واقع، اندک است و جای آن بود که سید بیشتر بدین نکته توجه کند و آن را بگستراند.[١١٤]

٦. توجه به مجرّب‌بودن دعا

در مواردی سید دعایی را گزارش و به مجرّب‌بودن دعا و این‌که در نمونه‌هایی اثر آن دیده شده است، اشاره می‌کند. این موارد گاه در خود روایت آمده است[١١٥] و گاه سید خود یادآور شده که آن را آزموده و اثر آن را یافته است.[١١٦] به هر روی، نکته‌هایی را در این باره باید دانست؛ نخست آن‌که هدف سید از این‌که آزموده‌بودن این دعا را یادآور می‌شود، آن است که خواننده را به اهمیت آن دعا آگاه سازد؛ گاه نیز از آن‌جا که در خود داستانِ آن دعا، از آزمودن آن سخن گفته‌اند، آن را مجرّب دانسته است؛ دیگر آن‌که شمار این‌گونه دعاها در مقایسه با همه میراث دعایی رسیده از سید، بسیار اندک است؛ و سه نکتة آخر این‌که این‌گونه دعاهای آزموده را معمولاً در مهج‌الدعوات می‌توان یافت و تا آن‌جا که جست‌وجو کرده‌ام، جز آن تنها در المجتنی چند نمونة دیگر دیده می‌شود.[١١٧]


[١١٤]. البته نمونه نادری می‌توان یافت از روایاتی که پذیرش مضمون آن‌ها – بدان‌گونه که سید گزارش کرده است – نیاز به توجیه و تفسیر دارد. در مهج‌الدعوات سید پیش از یادکرد اصل دعا، در حدیثی درازدامن از رسول‌خدا٦ فضایل آن را برمی‌شمرد. در پایان این فضایل آمده است: «آن‌که این دعا را بخواند، حتی اگر در زندگی خود همه گناهان کبیره را انجام داده باشد، سپس در شب یا روزی که این دعا را خوانده است بمیرد، شهید مرده و اگر بدون توبه از دنیا رود، خداوند به بزرگواری و بخشش خود او را می‌آمرزد»؛ مهج الدعوات، ص١٥٨. به نظر می‌رسد، سید به یکی از دلایل زیر به نقد این بخش از حدیث نپرداخته است: یا مضمون آن را ــ با توجه به رحمت گستردة خداوند ــ مصداقی از همان قاعده پذیرش و تسلیم می‌دانسته که پیش‌تر گذشت و در نتیجه آن را دور از عقل نمی‌دانسته است، یا آن را ــ بر پایه روایت‌های مَن‌بلغ ــ پذیرفته است و یا این که سید در مهج‌الدعوات بنا بر نقد یا بررسی یا شرح روایت‌ها ــ حتی در چند جمله کوتاه ــ نداشته است؛ از این ‌رو سکوت وی در برابر این روایت، لزوماً به معنای پذیرفتن آن نیست. آن‌چه احتمال اخیر را تقویت می‌کند آن است که سید پس از یادکرد دعایی در این کتاب می‌نگارد: «فیه ما یحتاج إلی استدراک و تحقیق الأمور»؛ (مهج‌الدعوات، ص٣٩٤ ) ولی بی‌آن‌که توضیحی درباره دعا بیفزاید، می‌گذرد. به هر روی، می‌توان پذیرفت که جنبه گزارش در کتاب‌های سید در حوزه دعا، بر جنبه شرح و ارزیابی غلبه دارد، ولی آن‌جا که سخن از روایت‌هایی است که مضمون آن قطعاً ناپذیرفته است، انصاف باید داد که سید معمولاً از کنار آن‌ها بی‌تفاوت و بررسی نمی‌گذرد هر چند ممکن است در نمونه‌هایی مانند روایت مهج، به این روش عمل نکرده باشد. از این رو، نباید این نمونه‌های اندک را ملاک ارزیابی روی‌کرد حدیثی سید قرار دهیم و شمار فراوان نقد یا ارزیابی روایت را در نگاشته‌های وی نادیده بنگاریم.

[١١٥]. مهج‌الدعوات، ص١٠٤، ٣٨٨ و... .

[١١٦]. همان، ص١١٧ و ٣٦١.

[١١٧]. المجتنی، ص٨٢ و ١١٠.