فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٣٨ - اجتهاد
(ابو حنيفه، مالك بن انس، احمد بن حنبل و شافعى) و از اينجا چهار مكتب فقهى ميان اهل سنّت به وجود آمد. از كتاب الاشباه نقل شده است كه مخالفت با پيشوايان چهارگانه مخالفت با اجماع است. همان گونه كه در كتاب «تحرير» تصريح شده كه اجماع منعقد است كه به دو دليل نبايد به سخن مخالف پيشوايان چهارگانه عمل كرد: ١. منضبط بودن روش آنان؛ ٢. كثرت پيروان آنان. [١]
امّا اماميه هيچگاه باب اجتهاد را به روى خويش مسدود نكردند، بلكه مشهور بين آنان بهويژه متأخرين اين است كه: از مجتهدى كه از دنيا رفته، در حالى كه مجتهد زنده موجود است، نمىتوان تقليد كرد. البتّه اخباريين از اماميه منكر اجتهادند. [٢]
علوم مورد نياز براى اجتهاد
فاضل تونى مىگويد: مجتهد براى آنكه بتواند استنباط و اجتهاد كند بايد به ٩ رشته علمى آگاهى داشته باشد، و آن عبارت است از [٣]:
؟؟؟ سه رشته از علوم ادبى لغت صرف نحو و سه رشته از علوم معقول اصول كلام منطق و سه رشته از علوم منقول تفسير آيات احكام آشنايى با احاديث مربوطه رجال البته غزالى [٤] علوم مورد نياز را ٨ عدد مىشمرد.
مجتهد مطلق و مجتهد متجزّى
مجتهدى كه بتواند همه احكام را از دلايل آن استنباط كند، به آن مجتهد مطلق گويند. همانند مراجع و فقهاى بزرگ تقليد. امّا اگر مجتهدى بتواند برخى از احكام را استنباط كرده و از استنباط برخى ديگر
[١] . ما خالف الائمة الاربعة مخالف للاجماع ... «فقد صرّح فى التحرير الاجماع انعقد على عدم العمل بمذهب مخالف للاربعة للانضباط مذاهبهم و كثرة اتباعهم»، الاصول العامه للفقه المقارن، ص ٦٠١.
البته دكتر جعفرى مىگويد: باب اجتهاد در ميان اهل سنّت نيز باز بوده و هست. به كتاب مكتبهاى حقوقى در حقوق اسلام، ص ٢٧٢ رجوع شود.
[٢] . قد بالغ مولانا المدقّق محمد امين الاسترآبادى فى انكار الاجتهاد. الوافية فى اصول الفقه، ص ٢٩٠.
[٣] . ثلاثة من العلوم الأدبية و ثلاثة من المعقولات و ثلاثة من المنقولات. الوافية فى اصول الفقه، ص ٢٥٠.
[٤] . المستصفى من علم الاصول، ج ٢، ص ٣٥٣.