فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٦ - مقدمه مؤلف
هر دو مشهور بودند چه بايد كرد؟ فرمود: روايتى را كه راوى آن عادلتر، فقيهتر، صادقتر و باتقواتر است، را ملاك عمل قرار بده. عرض كردم: اگر هر دو چنين بودند وظيفه چيست؟ حضرت راهنمايىهاى متعدّدى دارد تا اينكه مىفرمايد: هريك از آن دو كه مضمونش موافق با اهل سنّت باشد، آن را ترك كن و به آن روايت مخالف عمل كن. و در نهايت وقتى راوى مىگويد: تمام شرايط مساوى است. حضرت مىفرمايد: در آن صورت توقف كن تا امام خود را پيدا كنى و از او بپرسى. [١]
بدين ترتيب از اينكه در آنهمه روايات علاجيه چنين قيدى به كار نرفته كه اين دستور و وظيفه مخصوص زمان غيبت، نه زمان حضور ائمه است، مىفهميم كه در زمان ائمه نيز اجتهاد وجود داشته است.
٥. در مقبوله ابن حنظله راوى از امام جعفر صادق (ع) سؤال مىكند: اگر دو نفر از اصحاب در نقل مطلب از شما اختلاف كردند تكليف چيست؟ حضرت مىفرمايد با جستوجوى ميان علماى شيعه كسى را انتخاب كنيد كه از احاديث و كلمات، اطلاع كافى داشته و در استنباط احكام اهل نظر باشد. [٢] اينكه حضرت مىفرمايد: «نظر فى حلالنا و حرامنا» مقصود اين است كه كسى كه از روى اطلاع و معرفت به ادله احكام يعنى احاديث و كتاب خدا به حلال و حرام رسيده باشند. و آيا اجتهاد غير از اين است؟ و از جمله «عرف احكامنا» بهدستمىآيد بايد به روايى مراجعه كرد كه احكام را از روى معرفت و شناخت كافى به دست آورده باشد. نفرموده «علم احكامنا»- احكام ما را بداند- بلكه فرموده است احكام ما را بشناسد، كه شناخت همراه با ادله خواهد بود. و اين نيز بيان ديگرى از اجتهاد است. همچنين حضرت در ادامه مىفرمايد: «فانّى قد جعلته عليكم حاكما». از اين جمله فهميده مىشود اجتهاد و ديدگاه چنين افرادى حجّت است، اعم از اينكه در زمان حضور امام معصوم باشد يا زمان غيبت آنها.
٦. ائمه خود به بعضى از بزرگان اصحاب دستور مىدادند كه در مسجد بنشينند و براى مردم فتوى صادر كنند. مثلا امام باقر به ابان بن تغلب فرمود: در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوى صادر كن، زيرا من دوست دارم در ميان شيعيانم مثل شما ديده شوند. [٣] پس معلوم مىشود اجتهاد در عصر ائمه نيز متداول بوده است و شاگردان آنان آشنايى با علم اصول و مبانى استنباط داشتهاند، بههمينجهت به آنان دستور داده مىشد تا فتوى صادر كنند.
٧. در روايات بسيارى مشاهده مىشود كه ائمه شيعيان خود را براى گرفتن فتوى به شاگردان و اصحاب دانشمند خود ارجاع مىدادند. مثلا عبد العزيز بن مهتدى از امام رضا نقل مىكند: وقتى به آن
[١] . وسائل الشيعة، كتاب القضاء، ص ٧٥، ج ١٨، متن روايت در بحث «تعارض» آمده رجوع شود.
[٢] . قلت كيف يصنعان قال: «انظروا الى من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فارضوا به حكما فانّى قد جعلته عليكم حاكما». فروع كافى، كتاب القضاء، ج ٧، ص ٤١٢، حديث ٥.
[٣] . قال له ابو جعفر الباقر (ع): «اجلس فى مسجد المدينة و افت الناس فانّى احبّ ان يرى فى شيعتى مثلك.» جامع الرواة، ج ١، «ابان بن تغلب»، فهرست شيخ طوسى، «ابان».