فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٦٢ - قاعده يد
٣٦٧. قاعده يد [١]
هرگاه شخصى بر چيزى تسلّط داشته باشد بهگونهاى كه بتوان هر نوع تصرّف و تغييرى در آن ايجاد كند، چنين تسلّط و اقتدارى را «يد» گويند، و حكم به مالكيت كسى بر چيزى كه تسلّط برآن دارد «قاعده يد» نام دارد. ماده ٣ قانون مدنى مىگويد: «تصرّف بهعنوان مالكيت دليل مالكيّت است. مگر اينكه خلاف آن ثابت شود.» بهدليل اينكه تشخيص مصاديق استيلا با عرف است، بههمينجهت تسلّط و استيلا بر اشياء متفاوت خواهد بود. مثلا گاهى رابطه بين اشياء و انسان فيزيكى است، مثل اينكه كتاب در دست او و لباس بر تن و ماشين زير پايش است، و در منزلى سكونت دارد، و در مغازهاى مشغول تجارت است و ... و گاهى نيز براساس قراردادهاى اعتبارى و اجتماعى انسان بر چيزى استيلا و تسلّط دارد. مثل وجود اسناد مالكيت خانه و مغازه و ... پس مصاديق «يد» از نظر عرفى متنوع است.
ادلّه حجيّت يد
به چه دليل تسلّط و در اختيار بودن چيزى دليل بر مالكيت است؟ حجت بودن «يد» اجماعى بلكه به عقيده بعضى ضرورى [٢] است، كه در اينجا به دو دليل مهمّ اشاره مىشود: ١. بناى عقلاء؛ ٢. روايات.
امّا دليل اول: عقلاى عالم در تمام اقوام و ملل وقتى چيزى را در تصرّف كسى ببينند او را مالك آن چيز مىشناسند. وقتى اتفاق آراى خردمندان و تبانى عملى آنان از طرف شارع مقدس بهعنوان رئيس خردمندان مورد تعرّض قرار نگيرد استنباط مىشود كه شارع نيز با آن موافق است. و اما دليل دوم: روايات مستفيضه و از نظر معنى متواتر دلالت بر مالكيّت «يد» دارد. [٣] مثلا مردى از حضرت صادق (ع) سؤال مىكند، اگر چيزى را در دست كسى مشاهده كنم آيا مىتوانم شهادت دهم كه آن شخص مالك آن چيز است؟ حضرت فرمود: آرى، آن مرد عرض كرد: شهادت خواهم داد كه مال در دست اوست اما شهادت به مالكيت او نمىدهم، زيرا ممكن است مال ديگرى باشد. حضرت پرسيد: آيا خريد آن چيز از او رواست؟ مرد جواب داد: آرى و حضرت فرمود: شايد مال ديگرى باشد پس چگونه جايز است از او بخرى و بعد از تملّك بگويى مال من است و بر اين ملكيت خود نيز قسم ياد كنى اما اقرار به مالكيت او ننمايى؟ سپس حضرت ادامه داد: اگر اين امر جايز نباشد براى مسلمانان بازارى باقى نمىماند. [٤] (در ضمن ضعف سند اين روايت با شهرت فتوايى جبران گرديده
[١] . فوائد الاصول، ج ٤، ص ٦٠٣؛ القواعد الفقهية، ج ١، ص ١٠٦؛ عوائد الايام، ص ٢٥٤؛ الرسائل، ج ١، ص ٢٥٧.
[٢] . عوائد الايّام، ص ٢٥٤.
[٣] . مأخذ پيشين، همانجا.
[٤] . عن ابى عبد اللّه (ع) ... «أ رأيت اذا رأيت شيئا فى يد رجل أ يجوز لى ان اشهد انّه له؟
قال عليه السلام، نعم فقال الرجل اشهد انّه فى يده و لا اشده انّه له فلعلّه لغيره، فقال ابو عبد اللّه (ع) أ فيحلّ الشراء منه؟-