فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٥ - مقدمه مؤلف
نيازى به اجتهاد نبود زيرا در صورت لزوم پيروان آنان از خود آنان پرسوجو مىكردند، سخن باطلى است، زيرا [١]:
١. ائمه (ع) اغلب در مدينه زندگى مىكردند و رجوع شيعيان مدينه بدانها ميسّر بوده، امّا شيعيان ديگر بلاد اسلامى چگونه مىتوانستند مسائل خود را از ائمه اخذ كنند. بهويژه اينكه در زمان خليفه دوّم قلمرو اسلام از اقيانوس اطلس تا وسط چين و از كوههاى اورال تا خليجفارس و بحر عمان و از جنوب اروپا تا مركز افريقا امتداد يافت و سفرها نيز با چارپايان انجام مىشد. بنابراين ماهها وقت لازم بود تا شيعهاى خود را به مدينه برساند و مسئلهاش را مطرح كند. به همين دليل مردم در شهرهاى خود به شاگردان و اصحاب ائمه (ع) رجوع مىكردند و آنان نيز بر اساس اصولى كه ائمه بدانها تعليم داده بودند ردّ فرع بر اصل مىنمودند و حكم الهى را استنباط مىكردند، و به مراجعهكننده پاسخ لازم را مىدادند.
٢. با توجّه به اينكه ائمه (ع) گاهى در زندان و زمانى تحت مراقبت امنيتى و گاه نيز در مكانهاى مخصوص اسكان داده مىشدند، چگونه ممكن بود شيعيان مسائل خود را از آنان پرسش كنند؟
همان گونه كه درباره امام صادق (ع) نقل شده است كه يكى از شيعيان مىخواست مسئلهاى را از آن حضرت سؤال كند، امّا چون مىدانست حضرت تحت نظر است، به ناچار در لباس فروشنده خيار سبدى را روى سر گرفت و به منزل امام صادق (ع) به بهانه فروش متاع مراجعه كرد و مسئله شرعى خود را پرسيد. پس چگونه مىگوييم شيعه هروقت نيازمند مسئلهاى مىشد به امام زمان خود مراجعه مىكرد؟ آيا امام هادى (ع) و امام عسكرى (ع) در «سرّ من رأى» در پادگان نظامى اقامت اجبارى نداشتند؟ آيا براى شيعيان به آسانى مقدور بود كه به آنان رجوع كنند؟ آيا امام موسى بن جعفر (ع) سالها در زندان به سر نمىبردند؟ آيا شيعيان در آن ايّام مشكلى نداشتند؟ و آيا بلاتكليف مانده بودند؟ يا بهوسيله اجتهادى كه شاگردان آن امامان بزرگ انجام مىدادند، پاسخ خود را دريافت مىكردند؟
٣. رواياتى كه از ائمه (ع) صادر مىشد بلاشك داراى عام و خاص، مطلق و مقيّد و ... بوده است.
طبعا جمع بين آنها و رفع تعارض بين آنها و فتوى براساس آنها نيز در آن زمان متداول و معمول بوده است و آنهم چيزى جز اجتهاد و استنباط نخواهد بود.
٤. در صورتى كه بين دو يا چند روايت از نظر مضمون و محتوى تعارض باشد، ائمه (ع) در ضمن روايات علاجيه تعيين تكليف فرموده، و وظيفه را مشخص نمودهاند. و در آن روايات قيدى به كار نرفته است، مثلا نگفتهاند: در زمان غيبت امام زمان تكليف شما چنين است. راوى مىگويد از امام صادق (ع) سؤال كردم: گاهى از شما دو خبر متعارض و مخالف هم نقل مىشود، تكليف چيست؟ حضرت فرمود: به روايت مشهور عمل كن و روايت غير مشهور را رها كن. عرض كردم: اگر
[١] . برخى از اين ادله از شهيد مطهّرى در كتاب هزاره شيخ طوسى، ج ٢، ص ٣٥١، مىباشد.