ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٧
ادراك دقايق و لطايف و ريزهكاريهاى زبان آن قدر وارد بوده است كه بين انشاى نصر اللّه منشي و انشاى منشي قادر ديگري در آن عصر فرق بگذارد؛ أمّا ادباى عالي قدر آن عهد (اگر چه عموم ايشان از عهده فهم تمامي مزاياى تحرير او و شناسائي قدر هنرش بر نميآمدند) مشخّص حقيقي و مطمح نظر واقعي نويسنده بودند. نويسنده يا شاعر در دربار سلطان محمود و سلطان مسعود و سلاطين ديگر غزنوي و سلجوقي و غير آنان، در بند آن نبود كه مخدوم او بر ظرافتها و نكته سنجيها و معاني پردازيها و آيات براعت و فصاحت و بلاغت او چنانكه بايد و شايد واقف ميشود يا نه؛ آنان شعر از براى يكديگر ميسرودند، و كتاب از براى فارسي زبانان فهيم و فارسي دانان و معاني شناسان فاضل مينوشتند؛ دقّت ايشان در صحّت عبارات و، رعايت قواعد زبان و، مقيّد بودن ايشان به اصول فصاحت و بلاغت و، رسائي و درستي بيان و، بجا نشستن كلمات و تعبيرات و، تناسب امثال و ابيات و، استواري و استحكام معاني، همه از براى همديگر بود، و اعتنائي بآن نداشتند كه آيا سلاطين و سركردگان ترك به درست و غلط بودن، بلند و پست بودن، محكم و سست بودن شعر يا نثر ايشان متوجّه ميشوند يا نميشنوند؛ غير از امرا و ملوك ترك بزرگان ديگري بودند كه بصحّت فارسي و لطافت مضمون و دزدي نبودن افكار مقيّد و معتقد بودند، و نويسنده و شاعر عقيده اين مردمان را محترم ميشمردند و در چشم ايشان خويشتن را خوار نميخواستند.
شعرا و أدبا و فضلا انجمنها در منازل بزرگان و خانههاى يكديگر داشتند و با هم در آن محافل مذاكره و مناظره و مباحثه ميكردند و از يكديگر علم و ادب فرا ميگرفتند و دقايق علوم و لغت و هنر را مورد مداقّه ميساختند. يكي از اين محافل و مجامع خانه خواجه[١] نصر اللّه منشي بود كه در زمان انشاى اين كتاب هنوز زنده و بر مسند قدرت متّكي بوده است؛ فضلا و علما آنجا ميآمدند و او ازيشان بهر نوع پذيرائي و نگهداري
______________________________
(٦)
مراد از خواجه او (١٥/ ٣ و حاشيه) معلوم نشد، حدس ميزنم كه برادر بزرگتر او يا
وزيري كه نصر اللّه وابسته به در خانه او بوده و آنجا سكنى داشته است مراد باشد؛
بهر حال كسي بوده است كه نصر اللّه در خانه او ميتوانسته است از ملابست اعمال و
مباشرت أشغال آزاد باشد.
[١] مراد از خواجه او( ١٥/ ٣ و حاشيه) معلوم نشد، حدس ميزنم كه برادر بزرگتر او يا وزيري كه نصر اللّه وابسته به در خانه او بوده و آنجا سكنى داشته است مراد باشد؛ بهر حال كسي بوده است كه نصر اللّه در خانه او ميتوانسته است از ملابست اعمال و مباشرت أشغال آزاد باشد.