ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٥
[مقدمه مصحح]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
|
تا جهان بود، از سر آدم فراز |
كس نبود از راه دانش بي نياز |
|
|
مردمان بخرد اندر هر زمان |
راه دانش را بهر گونه زبان |
|
|
گرد كردند و گرامي داشتند |
تا بسنگ اندر همي بنگاشتند |
|
|
دانش اندر دل چراغ روشنست |
وز همه بد بر تن تو جوشنست[١] |
|
كتاب كليله و دمنه از جمله آن مجموعههاى دانش و حكمتست كه مردمان خردمند قديم گرد آوردند و «بهر گونه زبان» نبشتند و از براى فرزندان خويش بميراث گذاشتند و در أعصار و قرون و متمادي گرامي ميداشتند، ميخواندند و از آن حكمت عملي و آداب زندگي و زبان ميآموختند.
أصل كتاب بهندي بود بنام پنچه تنترهPanchatantra ، در پنج باب فراهم آمده[٢]؛
______________________________
(١)
اين چهار بيت در تحفة الملوك عليّ بن ابي حفص ابن فقيه محمود الاصفهاني از كليله و
دمنه رودكي نقل شده است.
رودكي مضمون آن را از عبارات مبتداى كتاب الآداب الكبير ابن المقفّع أخذ كرده است.
(٢) آن پنج باب (يا پنج كتاب) در كليله و دمنه ما اين پنج باب است: باب شير و گاو، باب دوستي كبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو، باب بوف و زاغ، باب بوزينه و باخه، باب زاهد و راسو.
[١] اين چهار بيت در تحفة الملوك عليّ بن ابي حفص ابن فقيه محمود الاصفهاني از كليله و دمنه رودكي نقل شده است.
رودكي مضمون آن را از عبارات مبتداى كتاب الآداب الكبير ابن المقفّع أخذ كرده است.
[٢] آن پنج باب( يا پنج كتاب) در كليله و دمنه ما اين پنج باب است: باب شير و گاو، باب دوستي كبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو، باب بوف و زاغ، باب بوزينه و باخه، باب زاهد و راسو.