ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٣
او را ديده بوده است دو كتاب تعداد ميكند: كتاب شرح كليله بالفارسيّة، كتاب انموذار نامه يشتمل على ابيات غريبة (ظ: عربيّة) من كليله و دمنه شرحها بالفارسيّة كليله و دمنه بهرامشاهي را ما در دار المعلّمين مركزي در سنوات ١٣٠٢ تا ١٣٠٥ ه. ش.
در محضر استادمان جناب آقاى عبد العظيم قريب گرگاني خوانديم و شناختن اين كتاب و دانستن قدر و ارزش آن را من از آن جناب دارم. از همان اوان شوق و عشقي دست داد و فكري توليد گرديد كه بتدريج پختهتر شد، كه روزي در تهيّه متن صحيحي از آن و نوشتن شرح كافي و مقنعي بر آن كار كنم. همواره در اين طريق پويا و در همه جا جويا بودم، در هر چه ميخواندم و هر جا كه با نسخههاى خطّي سر و كاري داشتم اين كتاب در مدّ نظر بود و از براى آن جمع موادّ ميكردم، و اگر توفيقي دست داد و پس از سي چهل سال بدين منظور رسيدم اين توفيق از بركات مداومت در تعقيب و كوشش مورچهوار من بود كه موجب شد تا وسايل و اسباب كار فراهم آيد. امّا پخته خواري چند كه تا كنون كتابهاى بنده و ديگران را برداشتهاند و بنام خويش كردهاند، و هنوز در كميناند كه شخصي مدّت زماني تحمّل رنج و زحمت كند و كتابي بنويسد، يا متني قديم را تصحيح و منتشر كند، و ايشان بي تحمّل زحمت و منّت از نتيجه كار ديگران نامي و ناني كسب كنند، اين را هم بعيد نيست تملّك و تصاحب كنند و چند غلط چاپى را كه ممكنست از نظر من فوت شده باشد تصحيح كنند و بعضي از اغلاط نسخهاى چاپي سابق را بجاى الفاظي كه در اين چاپ آمده است بگذارند و اين شدرسنا را سند مالكيّت خود سازند
|
گرفتم در جهان آوازهات پيچيد چون داود |
در اين گنبد چه ميماند بجا إلّا صدائي خوش[١] |
|
در تهيّه اين چاپ انتقادي كتاب بنده در صدد اين نبوده است كه انشاى نصر اللّه منشي را بصورتي در آورد كه بسبك تحرير فارسي امروزي و اصطلاحات جاري اين عصر نزديك باشد، يا فارسي او را بهتر از آن كند كه او نوشته بوده است، يا به افواجي از
______________________________
(١٢)
ترجمه منظوم اين بنده است از شعر باقي شاعر ترك عثماني.
[١] ترجمه منظوم اين بنده است از شعر باقي شاعر ترك عثماني.