كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٢٨ - الفصل الثالث

امّا آنچه تعلّق بماهتاب‌ [١] دارد: عوام النّاس و پيكان و رسولان و جاسوسان و صاحب خبران و صيّادان.

الفصل الثالث‌

بدان كه آفتاب ضدّ زحل است و زحل ضدّ قمر است. و قمر و مريخ متّصل‌اند [٢] و مشترى ضدّ مريخ و زحل است.

امّا دوستى كواكب با يكديگر چنانست كه‌ [٣] زحل و زهره دوستانند.

و عطارد و آفتاب دوستانند. و عطارد ممتزج است‌ [٤] يعنى بهر كوكب كه اتّصال كند مزاج و طبيعت آن كوكب گيرد.

و مضادّات كواكب بحسب جواهر و طبيعت‌ [٥] و افعال‌ [٦] باشد، و بنسبت با مقام‌ [٧] و مركز زمين‌ [٨]. و اگر شرح مضادّات كواكب و احوال آن گوييم از فايده بازمانيم‌ [٩].


[١] - بقمر: ش ب.

[٢] - زحل ضد قمر است و بمريخ متّصل است: ض. و قمر و مريخ متضادّند: ب تحريفست.

[٣] - ش (چنانست كه) ندارد.

[٤] - هم برجست: ض تحريفست.

[٥] - ش: جواهر طبيعت.

[٦] - بحسب طبيعت و افعال: ض.

[٧] - ماه: ش.

[٨] - ض (زمين) ندارد.

[٩] - علماى نجوم درباره تضادّ و دوستى و دشمنانگى ذاتى و اصلى كواكب با يكديگر عقايد مختلف دارند. از جمله عقيده‌يى است منسوب بهندوان كه قوّت و ضعف را اعتبار كنند و براى اين مقصود جدولى ترتيب داده‌اند كه در كفاية التعليم و كتاب التفهيم‌